حل مشکل درحرم حضرت عبدالعظیم(ع) (حکایت اهل راز)
آیتالله حاج آقا مرتضی تهرانی(برادر حاج آقا مجتبی تهرانی) نقل کرد: شخصی بود به نام استاد محمد بنّا؛ اما بنّایی بلد نبود. بعد از فوت مرحوم پدرم نقل کرد که « در ایام حیات ایشان، روزی در راه، ایشان را دیدم. عرض کردم: 320تومان قرض کردهام برای نان و... بچههایم و الان بدهکارم!
ایشان به من یک تومان داد و فرمود: از اینجا برو حضرت عبدالعظیم(ع) خدمت حضرت که رسیدی به ایشان بگو: عبدالعلی، نگو حاج آقا، بگو عبدالعلی، سلام رساند و عرض کرد که قرض مرا ادا کنید.
رفتم، این کار را کردم. از ایوان حرم بیرون آمدم، در صحن، کسی با من مصافحه کرد و 320 تومان در دست من گذاشت. درست همان مقدار که بدهکار بودم.»
* کتاب: خاطرههای آموزنده، نوشته آیتالله محمدی ریشهری انتشارات دارالحديث قم