kayhan.ir

کد خبر: ۵۵۷۶۱
تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۸:۵۷
مروری بر نقش آمریکا و انگلیس در تحمیل جنگ به ایران
حسین کارگر
ما در جنگ هشت ساله تنها با رژیم صدام نمی‌جنگیدیم، بلکه صدام، هیولایی بود که افسارش در دست دیگران قرار داشت. صحبت از حمایت‌های دولت‌های غربی از صدام در جنگ تحمیلی تازه نیست. در این میان دو دولت آمریکا و انگلیس، نقش پررنگ‌تری داشتند. به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس، بار دیگر، برخی از اسناد و مدارکی که نشان می‌دهند، صدام به نیابت از این دو دولت با ملت ایران می‌جنگید را مرور می‌کنیم.
حمایت‌های آمریکا
روزنامه «ایت دیز» در 11 اکتبر 1980 (حدود سه هفته پس از تجاوز صدام به خاک ایران) درباره تحرکات سیاسی پیش از آغاز جنگ نوشت :
«...برژینسکی (مشاور امنیتی جیمی کارتر) برای آماده‌سازی و اطلاع از وضع عراق برای شروع جنگ، سفرهای محرمانه مکرری به بغداد کرد، به طوری که مجله ژورنال استریت مورخ هشت فوریه 1980(هفت ماه و دو روز پیش از آغاز تجاوز صدام)  یکی از این سفرهای محرمانه را فاش ساخت و تایمز لندن مورخ 17 ژوئن 1980(حدود 2 ماه قبل از شروع جنگ تحمیلی)  به ملاقات برژینسکی و صدام اشاره کرد...»
همچنین فیلم مستندی که از ملاقات دونالد رامسفلد به عنوان فرستاده ویژه ریگان با صدام در سال 1983 (سه سال پس از آغاز جنگ) وجود دارد را می‌توان گفت تقریبا هر فرد پیگیر آثار مستند تاریخی، دیده است.
علاوه بر این‌ها، در روزهای پایانی جنگ نیز در ۳۰ فروردین ۱۳۶۷ ایالات متحده به نفت‌کش‌ها و سکوهای نفتی غیرنظامی ایران در خلیج فارس حمله کرد. تنها دو روز پیش از آن و در روزهای ۲۸ و ۲۹ فروردین، عراق برای بازپس‌گیری شبه جزیره فاو شروع به بمباران شیمیایی و به‌کارگیری آتش بسیار سنگین توپخانه علیه مواضع ایران نموده بود. در جریان این حمله بالگردهای آمریکایی به نفع نیروهای عراقی مستقیماً وارد جنگ با ایران در فاو شدند.
حمایت‌های آمریکا و غرب از صدام در مصاحبه‌های برخی از فیلمسازان آمریکایی نیز فاش شده است. ازجمله اینکه:جرج لوکاس فیلمساز معروف آمریکایی و سازنده سری فیلم‌های جنگ‌های ستاره‌ای در کنفرانس خبری پس از نمایش فیلم «جنگ‌های ستاره‌ای: انتقام سیث» در جشنواره کن سال 2004 (یکسال و نیم پس از دستگیری صدام) خطاب به خبرنگاران گفت:
«ما خودمان به صدام پول دادیم و او را مجهز به سلاح‌های کشتار جمعی کردیم، اما هرگز فکر نمی‌کردیم که صدام روزی قرار است دشمن ما شود. ما به جنگ با ایران رفتیم و از صدام به عنوان نماینده خودمان استفاده کردیم. وقتی من در پایان جنگ ویتنام و در دوران نیکسن داستان نخستین «جنگ‌های ستاره‌ای» را می‌نوشتم، بیشتر می‌خواستم موضوع تبدیل شدن دموکراسی به دیکتاتوری را به چالش بکشم. در آن دوران هنوز چیزی به اسم جنگ آمریکا و عراق وجود نداشت... اما تطابق آنچه ما در جنگ با ویتنام و عراق انجام دادیم واقعاً غیرقابل باور است.»
و همچنین مایکل مور (مستند‌ساز معروف آمریکایی) به هنگام دستگیری صدام در 13 دسامبر 2003 در مقاله‌ای تحت عنوان «بالاخره هیولای فرانکشتاین‌مان را دستگیر کردیم» نوشت:
«آمریکا دوست صدام بود. ما عاشق صدام بودیم. ما او را مسلح کردیم. ما به او کمک کردیم که ایرانی‌ها را با گاز شیمیایی نابود کند... این اولین بار نبود که ما از یک رژیم جنایتکار حمایت می‌کردیم. اصولاً ما دوست داریم نقش فرانکشتاین داشته باشیم. هیولاهای زیادی درست کرده‌ایم: شاه ایران، سوموزای نیکاراگوئه، پینوشه شیلی و... و موقعی که دیوانه‌وار به جان مردم افتاده‌اند، بی‌تفاوت شده و یا خود را حیرت‌زده نشان داده‌ایم... ما صدام را دوست داشتیم چون حاضر شد به جنگ آیت‌الله برود. اطمینان حاصل کردیم که میلیون‌ها دلاری که برای خرید اسلحه لازم داشت به دست آورد؛ سلاح‌های تخریب همگانی. درست خواندید، او به این سلاح‌ها مجهز بود. ما خوب می‌دانیم چون خودمان به او داده بودیم...»1
انگلیس
اما دولت انگلیس نیز نقش موثری را در طول جنگ تحمیلی در حمایت از صدام ایفا کرد. ازجمله اسناد منتشر شده درباره تأثیر بریتانیا بر آغاز جنگ علیه ایران توسط سایت راديو فردا (ارگان رسمي سازمان سيا) فاش شده است. این سایت از قول يك پژوهشگر مقيم لندن نوشت: گزارش سري ديويد ميرز مسئول بخش خاورميانه وزارت خارجه انگليس به تاريخ 25سپتامبر/سوم مهر، خبر از سفر بختيار به عراق در آستانه حمله نظامي عراق به ايران (22سپتامبر/31شهريور) مي‌دهد. در ادامه اين گزارش عنوان شده كه عراق از اپوزيسيون ايراني خواسته تا در جبهه‌هاي نبرد پشت سر نيروهاي عراقي حاضر شوند تا دولت خود را در مناطق اشغالي تشكيل دهند. در پايان اين گزارش درباره بازتاب چنين اقدامي اين گونه هشدار داده شده است «من معتقدم كه ايجاد دولت جايگزين تبعيدي مثلا در خوزستان، به شدت مي‌تواند بخت آنان را براي اين كه هرگز توسط مردم ايران پذيرفته شوند را كاهش دهد، مگر آن كه عراقي‌ها خود را آماده فتح كل ايران كنند تا تبعيدي‌ها را به قدرت برسانند.»
روند اين رايزني‌ها در ديدارهاي بعدي لرد جورج براون با مقامات عراقي، بختيار و اويسي در پاريس و مقامات وزارت خارجه انگليس ادامه يافت. معاون سابق وزير خارجه انگليس، در آخرين روزهاي اكتبر 1980 با صدام حسين و طارق عزيز معاون نخست وزير عراق ديدار كرد. در بازگشت او از بغداد، سفارت بريتانيا در كويت دو گزارش در تاريخ 29 و 30 اكتبر/ هفتم و هشتم آبان، شمه اي از ديدار براون با مقامات عراقي را به لندن ارسال كرد. در گزارش نخست، جورج براون براساس گفت وگو با سران عراق عنوان كرد كه با توجه به مواضع ضد غربي خميني و معتدل‌تر بودن صدام از اين جهت، به صلاح حكومت بريتانيا است كه به اپوزيسيون ايراني براي سرنگوني حكومت تهران كمك كند.
اين گزارش مي افزايد براون با تشبيه كردن اقدام احتمالي گروه بختيار و اويسي تاكيد كرد كه آنان مي توانند به شيوه نهضت مقاومت ملي فرانسه در جنگ جهاني دوم، با همكاري با طرف مقابل ضمن استفاده از ضعف حكومت ايران، خوزستان را جدا كرده و حكومت خود را در آنجا شكل دهند. لرد كرينگتون وزير خارجه بريتانيا در پاسخ به اين گزارش، با اشاره به تماس هاي مداوم لرد جورج براون با صدام حسين، بختيار و ديگر گروههاي تبعيدي ايراني و حمايت او از نقشه «خوزستان آزاد» و ترويج آن در بين دوستان ايراني- عراقي او، خواستار دريافت توضيحات بيشتري درباره اين نقشه شد.
براساس اين گزارش براون تصريح كرد كه به دنبال رايزني‌هاي او با مقامات عراق، قرار است در همين هفته اويسي، اميني و بختيار در پاريس جلسه‌اي تشكيل داده و تصميم دارند در بيانيه خود اين گونه بيان كنند؛ «آنان نمي توانند به عنوان ميهن‌پرست حضور اشغالگران خارجي در ايران را بپذيرند، ولي با اين حال آنان با حمايت ضمني عراق قادر خواهند بود كه حكومتي را در جنوب ايران تشكيل دهند تا ديگر ميهن‌پرستان نيز به آن ملحق شوند.»
در همين ارتباط، كريس رندل يكي از مسئولان بخش تحقيقات خاورميانه وزارت خارجه انگليس در يك گزارش توصيفي محرمانه كه در ابتداي نوامبر 1980 تهيه شده و مهر بايگاني هفتم نوامبر/ 16آبان بر آن خورده، در بررسي تحولات گذشته و حال خوزستان نوشت: «يكي از دلايل يورش بي محاباي حكومت عراق به خاك ايران، اطلاعات گمراه كننده ايرانيان تبعيدي از جمله شاپور بختيار، مبني بر اين بود كه احتمالا به دليل وجود اغتشاش در ارتش و بي ثباتي رژيم به دليل مخالفت مردم، به ويژه در خوزستان، ايران قادر به جنگ نخواهد بود.»
براساس گزارش هاي تازه آزاد شده درباره نخستين روزهاي آغاز جنگ ايران و عراق، در اين دوره، شماري از كشورهاي عربي و اپوزيسيون ايراني خارج از كشور، به خصوص اويسي و بختيار، بر اين باور بودند كه با حمله عراق به ايران ظرف يك هفته ارتش ايران شكست خواهد خورد و در طول يك ماه حكومت اسلامي سرنگون شده و دولت جديد تحت حمايت عراق در تهران، يا دست كم مناطق اشغالي مستقر خواهد شد. اين پيش بيني هرگز به وقوع نپيوست و موجب آغاز يك بازي بدون برنده و دو سر باخت براي مردمان هر دو كشور ايران و عراق شد.
البته اين بار اول نيست كه اسناد و شواهد دال بر تشويق صدام توسط بختيار و اويسي به حمله به ايران منتشر شده است، حامد الجبوري وزير امور رياست جمهوري و امور خارجي و فرهنگ عراق در زمان حسن البكر و صدام حسين در مصاحبه با تلويزيون الجزيره 25 جولاي 2008 (5 تير 1387) نيز از اين حقيقت پرده برداشته و گفته بود «جورج براون، وزير امور خارجه انگلستان در زمان حزب كارگر، شاپور بختيار و تيمسار نصيري (به احتمال قريب به يقين، منظور او نه تيمسار نصيري كه در روزهاي اول انقلاب بدون محاكمه اعدام شد بلكه تيمسار اويسي بوده است) در جلسه اي اين پيام را به صدام دادند كه بهترين وقت براي حمله به ايران است. در اين جلسات همه كساني كه با صدام ملاقات مي كردند تاكيد داشتند كه ايران در آستانه فروپاشي است و ارتش اين كشور متلاشي شده و نيروي هوايي اين كشور به علت اعدام افسرانش زمينگير شده است. همه آنها به گونه‌اي صحبت مي كردند كه گويا عمليات نظامي در ايران صرفا تفريح است و همين مسئله صدام را به آغاز جنگ با ايران تشويق مي كرد.2
همچنین یکی از وزرای کابینه انگلیس در ماه مارس ۱۹۸۱ با ارسال نامه محرمانه‌ای به تاچر تصریح کرد ارزش قراردادهای این کشور با عراق در "شش ماهه گذشته” بیش از ۱۵۰ میلیون پوند انگلیس بوده است.3
ضمن اینکه دولت انگلیس یکی از تأمین کننده‌های اصلی سلاح‌های شیمیایی صدام بود. به طوری که برخى كارخانه‌هاى انگليسى در پى فروش سلاح به عراق، سود سرشارى به دست آوردند و حتى در سال 1988ميلادى، فروش اين اقلام به يك دوم ميليارد دلار رسيد. همزمان انگليسى‌ها دفتر خريد ايران در خيابان ويكتورياى لندن را از طريق سازمان اطلاعاتى M-15 كنترل كرده و اطلاعات آن را در اختيار عراق قرار مى‌دادند. ديويد كرن، ديپلمات سابق آمريكا در بغداد مي‌گويد «دولت انگليس تنها چند هفته بعد از آنكه عراق از سلاح شيميایی در حلبچه استفاده كرد، با اعزام يك وزير كابينه انگليس به بغداد، اعتبارات بازرگاني داده شده به دولت عراق را دو برابر افزايش داد».مجله تايمز مالي چاپ لندن نيز نوشت «يك شركت انگليسي، مقادير زيادي گلوله‌هاي حاوي گازهاي سمي چون هنسلين، ترونيات و نيز بمب‌هاي آتش زا (شبيه بمب‌هایی كه آمريكا در ويتنام به‌كار برد) را به عراق صادر كرد».اسامي شركت‌هاي انگليسي تجهيز كننده ماشين جنگي صدام به تسليحات شيميايي و هسته‌اي تأييد اين حقيقت است. كشف محموله‌ مواد سمي شيميايي در يك كشتي به ثبت رسيده‌ عراقي در بندر نرماندي فرانسه كه طي آن چهار بطري حاوي سموم قوي شيميايي در آنجا پخش شده بود، موجب شد كه پليس فرانسه در اين مورد به مردم اعلام خطر كند.
اين كشتي مقدار 35 هزار تن دي ميتل فسفونات (dimethyl methyl phosphonate) را از بندر ليورپول انگلستان به مقصد كويت و از آنجا به عراق حمل مي‌كرد. دي ميتل فسفونات كه به مبلغ 500 هزار ليره‌ انگليس خريداري شده بود، ظاهراً براي استفاده در كارخانه‌ پتروشيمي بغداد تهيه شده بود، ولي عراقي‌ها از آنها براي تبديل به جنگ افزارهاي شيميايي بهره‌برداري مي‌كردند؛ به همين علت توني بانكز نماينده‌ حزب كارگر در پارلمان انگليس ضمن گفت‌وگو با خبرنگاران، اين اقدام دولت انگلستان را يك معامله‌ رسواكننده ناميد.مرور تاريخ جديد جنگ‌هاي شيميايي به سال 1899 در جنگ انگلستان با بوئرها (مهاجرين هلندي ساكن آفريقاي جنوبي) برمي‌گردد. «در آن جنگ ارتش انگلستان از توپ‌هاي حاوي اسيد پيكريك استفاده كرد كه اثر تهوع‌زا داشتند» و نيز بنا به نوشته شارل روسو حقوقدان معروف «در جنگ ترانسوال، انگلستان از گلوله‌هاي توپي استفاده مي‌كرد كه حاوي ليديت بود و پس از انفجار، گازي متصاعد مي‌كرد كه موجب خفگي مي‌شد».4
همچنان که احداث شبكه پناهگاه‌هاى پر هزينه زيرزمينى، بخش ديگرى از تلاش‌هاى عراق بود كه در ژوئن 1982با تصميم صدام و مشاركت مهندسان انگليسى آغاز شد. كالين گرافت، رئيس فدراسيون مشاوران در مقاطعه كاران پناهگاه‌هاى هسته‌اى انگليس مى‌گويد «شركت‌هاى انگليسى طرح‌هايى ارائه كردند كه به موجب آن براى 48 هزار سرباز، پناهگاه امن ساخته شد. هر پناهگاه تونل پولادين داشت و مى‌توانست تا 1200 نفر را در خود جاى دهد. در هر پناهگاه، پست‌هاى فرماندهى، محل بيماران، اتاق‌هاى ضدآلودگى، آشپزخانه، انبار غذاهاى خشك، آب و قورخانه يعنى تمام ملزومات يك اقامت بلندمدت پيش بينى شده بود.»5
پانویس:
1- روزنامه کیهان، هفت تیر 94، صفحه فرهنگ مقاومت.
2- روزنامه کیهان، 24 مرداد 90، اخبار ویژه.
3- سایت پرس تی وی، 10 دی 90
4 و 5- خبرگزاری فارس، 19 آذر 90

نام:
ایمیل:
* نظر: