هنر؛ پلی میان حافظه و تجربه در راهیان نور
کاروانهایی سالهاست که به سوی راهیان نور، به سمت مناطق دفاع مقدس در جنوب و غرب کشور راهی میشوند. زائرین عموما جوان و حتی نوجوان هستند که از دانشگاهها و حتی مدارس کشور عازم میشوند. زمان سفرهای راهیان نور به سبب گرمای منطقه، عموما در زمانهای سرد سال و بهخصوص اسفند برگزار میشود اما امسال به دلیل مصادف شدن ماه مبارک رمضان و اسفندماه، زمان سفرها تغییر کرده و سبب تراکم کاروانها شده است. سفر به جغرافیای خاموش اما پرروایت جنوب و غرب کشور که به فرموده مقام معظم رهبری «گنجینه» محسوب میشوند بسیار پر اهمیت است. با این حال، آنچه بیش از یک بازدید میدانی صرف، لازمه راهیان نور است، حضور و مداخله هنر است.
در فضای امروز که مخاطب با انبوهی از روایتهای مختلف و حتی تحریف شده مواجه است، انتقال تجربه دفاع مقدس از بهترین رویکردها است. اما تنها با اتکا به روایت در سفر و گفتار مستقیم به افراد حاضر در سفر، کارآمد نیست. مگر چند درصد از دانشجویان به این سفر مشرف میشوند؟ هرچند که در تقریبا تمامی شاخههای هنری، هنر دفاع مقدس وجود دارد اما آنچه که همچنان مغفول مانده است، فعالیت هنری برای راهیان نور است و نه خود دفاع مقدس. یعنی یادمانهایی که در سراسر مناطق جنگ هشت ساله ایجاد شده است. این یادمانها به سبب موقعیت جغرافیایی خاص خود و به سبب برپایی یادوارهها امکان بهرهمندی از هنرها را دارا هستند. وجود آثار باقیمانده از دفاع مقدس ظرفیت بالایی برای استفاده هنری فراهم کرده است. محیط گسترده و امکان فیلمبرداری و صحنهسازی را چندین برابر کرده. این ظرفیت محدود به بازدید شده و حتی میتوان در مسیر تبدیل شدن به موزه راهیان نور است. که این با روح حماسی که به سبب اتفاقات تاریخی در آن حاکم است در تناقض است. راهیان نور صرفا یک مکان نیست. یک روح و شخصیت مجزایی دارد که با حضور در آن فرد را احاطه میکند.
ظرفیت حضور نوجوان و جوان ما در آن محیط در کنار گنجینه معنوی آن حضور هشیار و خلاقانه اهالی هنر را میطلبد. آنجا همه چیز اعم از زمان صحنه سازی موسیقی محیط فراهم است اما ردپایی پر رنگ از هنر دیده نمیشود. مسئله مهم در انتقال هنر برای مضمونی چون دفاع مقدس کم کردن فاصله با نسل جوان است. به گونهای که رخدادها علی رغم فاصله نسلی ملموس شود. اینجا هنر به میدان میآید. تا با استفاده از زبان استعاره تصویر صدا و حتی روایت داستانی از شرح تصریحی و مستقیم دفاع مقدس فاصله گرفته و احساسات مخاطب جوان و نوجوان را مطابق منظومه فکری آنها تحت تاثیر قرار دهد. زیرا که لمس فضای معنوی و جنگی دفاع مقدس برای نوجوان و جوانی که سایه جنگ را حس نکرده تنها به زبان روایتگری ممکن نیست. درتاترهای زنده همزمان انتقال حس و تجربه زیسته نسل گذشته ملموستر است. با این شاخه از هنر که تلفیقی است از موسیقی میدانی شخصیتپردازی و بازسازی صحنه نه تنها تجربه جنگ بلکه حس حضور درآن موقعیت بازسازی میشود. در مستندنگاری شرح وقایع با استدلال و تحلیل همراه است. در روایت داستانی ماجرا کمی متفاوت است. از این رو که ما در حوزه ثبت نوشتاری وقایع قدمهای بیشتری برداشتهایم که با تلفیق آنها با هنر میتوان فاصله نسلی را به حداقل رساند. به عنوان مثال تولید نسخه صوتی و نمایشی کتابهایی از قبیل سلام بر ابراهیم عقیق و کلیه آثاری از این قبیل همراه با شخصیت پردازی فاصله ذهنی مخاطب را پر میکند. و به طور کلی هنر، با زبان استعاره، تصویر، صدا و روایت داستانی، میتواند فاصلهی نسلی و عاطفی را کاهش دهد. عکس مستند، فیلم کوتاه، تئاتر محیطی، موسیقی میدانی و حتی طراحی گرافیک در یادمانها، هر کدام امکانی برای روایت تلویحی دفاع مقدس است که به مراتب اثر بیشتری از روایت تصریحی دارد. فعالیتهای هنری در راهیان نور دو کارکرد مهم دارند. نخست، ثبت و مستندسازی. هر سال هزاران نفر از مناطق عملیاتی بازدید میکنند، اما بدون ثبت هنری، این تجربه در حافظه فردی باقی میماند و به حافظه جمعی تبدیل نمیشود. مستندنگاری تصویری و نوشتاری، این سفرها را به آرشیوی قابل ارجاع بدل میکند؛ آرشیوی که در آینده میتواند منبع پژوهشهای اجتماعی و فرهنگی باشد. نقش تجربه زیسته در این محیط بسیار حائز اهمیت است. بازسازی یک موقعیت عملیاتی و سپردن اجرای آن به زائرها. گرچه بخشی از این تجربه زیسته با واسطه و به وسیله فیلم و نمایش اجرا میشود. در واقع باید سمت سوی راهیان نور را به وسیله هنر از یک مبحث تئوری به یک اردوی عملی جهت داد.کارکرد دوم، بازنمایی و بازخوانی است. نسل امروز نه جنگ را تجربه کرده و نه فضای دهه شصت را زیسته است. برای او، دفاع مقدس یک واقعه تاریخی است؛ همانگونه که برای نسلهای پیشین، رویدادهای دورتر چنین بودهاند. هنر این امکان را فراهم میکند که این گنجینه صرفاً در قاب نوستالژی یا روایت رسمی محصور نماند، بلکه در قالبهای نو بازتعریف و حتی باز آفرینی شود. سینما، ادبیات داستانی و هنرهای تجسمی میتوانند با نگاه انتقادی، انسانی و چندلایه به این تجربه بپردازند و آن را از تکصدایی دور کنند. بازنمایی هنرمندانه این گنجینه اهمیت مضاعفی دارد، زیرا حافظه تاریخی اگر روایت نشود، بهتدریج به حاشیه میرود یا دچار تحریف میشود. هنر میتواند میان سند و احساس تعادل ایجاد کند؛ نه در پی اسطورهسازی اغراقآمیز باشد و نه در دام بیاعتنایی تاریخی بیفتد. رویکرد ژورنالیستی نیز دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند: پرسشگری، روایت چندمنبعی، توجه به جزئیات انسانی و پرهیز از کلیگویی. در نهایت، راهیان نور را میتوان آزمایشگاهی عمل برای سنجش نسبت هنر و حافظه دانست. اگر این نسبت بر پایه خلاقیت، پژوهش و صداقت شکل بگیرد، نتیجه نه یک محصول شعاری، بلکه روایتی ماندگار خواهد بود؛ روایتی که دفاع مقدس را از یک خاطره محدود، به بخشی از گفتوگوی فرهنگی امروز تبدیل میکند.