کد خبر: ۳۲۸۳۱۴
تاریخ انتشار : ۰۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۴۵
گزارش خبری تحلیلی کیهان

دشمن در جنگ 12 روزه سیلی خورد سراغ سایه جنگ رفت

سرویس سیاسی-
در حالی که ترامپ با تهدیدهای پوشالی به دنبال امتیازگیری در میز مذاکره است، نیروهای مسلح ایران با قفل کردن موشک‌های نقطه‌زن بر اهداف و ناوهای متخاصم در منطقه، پاسخ سخت در «ساعت صفر» را آماده کرده‌اند؛ حقیقتی که واشنگتن را در بن‌بست قرار داده است.
آرایش جنگی دشمن در منطقه، نه از سر قدرت، که ناشی از استیصال بازیگری است که در تمامی جبهه‌ها از محور مقاومت سیلی خورده است. نگاهی به تحولات اخیر نشان می‌دهد که مثلث «واشنگتن، تل‌آویو و پادوهای اجاره‌ای» پس از شکست در جنگ‌های نیابتی و پروژه‌های آشوب، اکنون به آخرین حربه خود یعنی «ادبیات ضرب‌الاجل» و «سایه جنگ» متوسل شده‌اند. اما واقعیت میدان، فرسنگ‌ها با توئیت‌های تهدیدآمیز و بلوف‌های رسانه‌ای فاصله دارد.
پازل ناکام دشمن
از جنگ ۱۲ روزه تا فتنه‌‌انگیزی خیابانی
رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۱۲ روزه، با چراغ سبز مستقیم آمریکا، جنونی را آغاز کرد که هدفش درهم شکستن شیرازه اتحاد مقدس بود. همزمان، یانکی‌ها با حمله به برخی مواضع و طراحی برای ضربه به مراکز هسته‌ای، درصدد تکمیل پازل یک جنگ تمام‌عیار بودند. وقتی این تیرها به سنگ خورد، دشمن راهبرد را به سمت «جنگ داخلی» و فعال‌سازی آشوب برد.
اعتراضات دی‌ماه، بساطی بود که موساد و سیا برای پادوهای اجاره‌ای خود پهن کردند. پول‌پاشی‌های کلان و ارسال تجهیزات نظامی برای تروریست‌های شناسنامه‌دار، اوج ذلالت ترامپ و نتانیاهو را در نقشه‌کشی خیابانی نشان داد. اما این فتنه نیز با درایت حکیمانه رهبر معظم انقلاب، هوشیاری ملت بصیر و اقتدار نیروهای مسلح در هم شکست. ترامپ که دید «کف خیابان» آبی برای او گرم نمی‌کند، بار دیگر رنگ عوض کرد و به سراغ دیپلماسی اجبار رفت تا شاید با اهرم «سایه جنگ»، شروط خود را تحمیل کند.
از طرفی ایده نهائی اتاق‌های فکر دشمن، نه تغییر رفتار، بلکه «تجزیه ایران»است. آنها به دنبال فعال‌سازی گسل‌های قومیتی و فروپاشی از درون هستند. اما موفقیت این سناریو در گرو شکاف میان ملت و حاکمیت است. امروز جامعه ایران به این سطح از آگاهی رسیده که «کنش حداکثری» تنها راه صیانت از بقای کشور است. همگرایی مردم و نیروهای مسلح، پیامی است که ستون فقرات راهبرد فشار حداکثری را در هم شکسته است.
ضرب‌الاجل‌های پوشالی
 و هذیان‌گویی‌های ۳۲ هزار نفری!
دونالد ترامپ اخیراً در نمایشی مضحک، ضرب‌الاجلی ۱۰ تا ۱۵ روزه برای توافق تعیین کرده و مدعی شده در صورت عدم تمکین ایران، گزینه حمله نظامی روی میز است. این تکنیک کلاسیک او برای جایگزینی «منطق اضطرار» به جای «منطق دیپلماتیک» است. او با ایجاد یک پنجره زمانی باریک، تلاش می‌کند طرف مقابل را در موضع انفعال قرار دهد؛ غافل از اینکه تهران سال‌هاست شناسنامه رفتاری او را باطل کرده است.
همچنین ترامپ در آخرین اظهارات بی‌سند و عجیب خود مدعی شده که در ایران ۳۲ هزار نفر کشته شده‌اند! او با وقاحتی بی‌مثال مدعی شد:
«دو هفته پیش قرار بود ۸۰۰ نفر اعدام شوند. من به آنها پیام دادم که اگر حتی یک نفر را اعدام کنید، همان لحظه هدف حمله قرار خواهید گرفت و آنها از اعدام صرف‌نظر کردند.»
این ادعاهای بی‌مدرک و فاقد وجاهت، بیش از آنکه مصرف سیاسی داشته باشد، نشان‌دهنده ابعاد وسیع عملیات روانی دشمن برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی است. حقیقت آن است که ترامپ تنها زبان «قدرت» را می‌فهمد و هرگونه عقب‌نشینی یا نشان دادن ضعف، او را جری‌تر خواهد کرد.
مشقی رسانه‌های زنجیره‌ای در جنگ اعصاب
در کنار آرایش نظامی، جوخه‌های رسانه‌ای استکبار از «نیویورک‌تایمز» و «سی‌ان‌ان» تا «رویترز» و «پولیتیکو»، مأموریت یافته‌اند تا با پمپاژ اخبار جعلی درباره زمان حمله، پازل جنگ روانی ترامپ را تکمیل کنند. یک روز با ادعای «آمادگی ۲۴ ساعته» و روز دیگر با تعیین تاریخ‌های مضحکی نظیر «صبح 
۲۲ فوریه»، در پی ایجاد فضای اضطرار و نهادینه کردن ترس در افکار عمومی هستند تا شاید تهران را وادار به عقب‌نشینی در میز مذاکره کنند.
این نویزهای خبری که حتی از «نزدیک شدن به ثانیه صفر» دم می‌زنند، در واقع اعتراف به شکست «دیپلماسی اجبار» است. دشمن که جرات رودررویی در میدان سخت را ندارد، به «تروریسم رسانه‌ای» متوسل شده است؛ اما واقعیتِ این هیاهو را باید در لابه‌لای اعترافات همین رسانه‌ها جست‌وجو کرد. جایی که «نیویورک‌تایمز» به نقل از مقامات پنتاگون فاش می‌کند: «ما ناوگان خود را فرسنگ‌ها دورتر از مرزهای ایران نگه داشته‌ایم تا از تبدیل شدن آنها به هدفِ موشک‌های ایرانی جلوگیری کنیم.» این یعنی دشمن حتی در اوج بلوف‌زنی، از قدرت پاسخ ایران در هراس است. خبرگزاری «آسوشیتدپرس» نیز به نقل از منابع خود تأکید کرده که واشنگتن به‌خوبی می‌داند هرگونه حماقت، با پاسخی مواجه خواهد شد که شعله‌های یک درگیری تمام‌عیار و ویرانگر را برای آمریکا و رژیم صهیونیستی برافروخته خواهد کرد. ایران امروز فراتر از این «فریب‌های خبری»، دست بر ماشه آماده است تا هرگونه تجاوز را به گورستان آرزوهای ترامپ بدل کند.
منطق «ابلهانه» واشنگتن در مذاکره
دشمن که در جبهه نظامی با دیوار بلند بازدارندگی مواجه شده، می‌کوشد میوه تهدیدهای پوشالی‌اش را در سفره مذاکره چیده و «عقب‌نشینی» را به‌عنوان «دیپلماسی» به ملت ایران قالب کند.
یکی از هوشمندانه‌ترین بخش‌های ضدحمله رهبر انقلاب، مواجهه با اهرم مذاکره بود. ایشان با کالبدشکافی ماهیت پیشنهادهای آمریکا خاطرنشان کردند که مشکل آمریکا با ایران بر سر موضوعات جزئی نیست، بلکه «آنها می‌خواهند ایران را ببلعند و بر این ملت مسلط شوند.»
رهبری منطق مذاکره‌ای ترامپ را «ابلهانه» توصیف کردند؛ چراکه دشمن از پیش، نتیجه را تعیین کرده است: «مذاکره کنید تا قدرت موشکی و هسته‌ای نداشته باشید!» این مذاکره نیست، بلکه دیکته کردن تسلیم است. ملت ایران با تأسی به سیره امام حسین(ع) و شعار «مِثلی لا یبایعُ مِثلَ یزید»، هرگز با سردمداران فاسد آمریکا بیعت نخواهد کرد.
بن‌بست راهبرد «لبه پرتگاه»
راهبرد «لبه پرتگاه» که این روزها ترامپ با گسیل ناوها و نمایش‌های توخالی نظامی به راه انداخته، آخرین تقلا برای وادارسازی ایران به عقب‌نشینی است؛ غافل از آنکه این «نمایش فشار»، در برابر سد سکندر ایران تمدنی به بن‌بست رسیده است. یانکی‌ها با درک نادرست از روان‌شناسی سیاسی ملتی که دهه‌ها تحریم و توطئه را به فرصت جهش بدل کرده، گمان می‌برند با «آرایش جنگی» می‌توانند از تهران امتیاز بگیرند.
اما واقعیت میدان چیز دیگری است؛ ایرانِ مقتدر نه زیر بار تهدید مذاکره می‌کند و نه فریب ضرب‌الاجل‌های ‌هالیوودی را می‌خورد. امروز در میز مذاکرات غیرمستقیم، این واشنگتن است که میان «توهم ارعاب» و «واقعیت قدرت ایران» گرفتار شده است. کارزار فشار حداکثری به بن‌بست حداکثری رسیده و کاخ سفید چاره‌ای جز پذیرش ایران به‌عنوان یک قدرت مستقل و پایدار در نظم جدید جهانی ندارد. دوران «بزن  دررو» به پایان رسیده و حالا این متجاوز است که باید خود را با قواعد قدرت ایران تطبیق دهد.
بانک اهداف تکمیلی
رئیس‌جمهور آمریکا در حالی دم از حمله محدود و استفاده از جزیره «دیه‌گو گارسیا» می‌زند که غافل است تمام پایگاه‌ها، تأسیسات و دارایی‌های نیروی متخاصم در منطقه، اکنون به عنوان «اهداف مشروع» در بانک اطلاعاتی موشک‌های نقطه‌زن ایران ثبت شده‌اند.
نامه اخیر امیرسعید ایروانی به سازمان ملل، حامل این پیام صریح بود که ایران میان حمله محدود و وسیع تفاوتی قائل نیست. گزارش‌های موثق نیز حاکی از آن است که ایران نه‌تنها پایگاه‌های نظامی، بلکه منافع اقتصادی آمریکا و حتی املاک و دارایی‌های شخصی ترامپ و خانواده‌اش در امارات، قطر، عربستان، کویت و بحرین را رصد کرده و در لیست شلیک قرار داده است. در صورت هرگونه غلط اضافه، این سرمایه‌گذاری‌های چند ده میلیارد دلاری در همان ساعات نخست به تلی از خاکستر تبدیل خواهند شد. پافشاری ترامپ بر اینکه شلیک‌ها از دریا خواهد بود تا کشورهای منطقه مصون بمانند، یک فریب است؛ ایران اعلام کرده هر کشوری که خاک یا فضای خود را در اختیار متجاوز قرار دهد، بخشی از بانک اهداف خواهد بود؛ کشورهای مورد نظر به درستی در مورد رویکرد و میزان قاطعیت ایران شیر فهم شده‌اند!
تمرین «ناوکشی» در ساعت صفر
در حالی که بوق‌های تبلیغاتی غرب با هیاهوی گسیل ناوها به دنبال ایجاد رعب هستند، واقعیت میدانی حکایت از آن دارد که «تابوت‌های شناور» آمریکا پیش از رسیدن، در تقاطع آتش ایران قفل شده‌اند. رهبر معظم انقلاب با صراحتی حیدری هشدار دادند که سلاح‌هایی خطرناک‌تر از ناو، آماده فرستادن این تجهیزات به قعر دریا هستند. ایران ثابت کرده که قائل به «جنگ مدیریت‌شده» نیست و در صورت اولین حماقت، «ضربه نهائی» را وارد می‌کند.
سلاح‌های «ناوکش» ایران، اکنون کابوس شبانه سنتکام است:
باران انتحاری: پهپادهای شاهد-۱۳۶ و نسخه جت آن (شاهد-۲۳۸) با کلاهک‌های سنگین ۹۰ کیلویی، قادرند در دسته‌های ۲۰۰ فروندی، پدافند ناوها را اشباع و آنها را به آهن‌پاره تبدیل کنند. در کنار آنها، شاهد-۱۰۱ با قابلیت مونتاژ سریع در ساحل، شکارچی بی‌صدا پدافند دشمن است.
دستان بلند موشکی: موشک کروز «ابومهدی» با برد ۱۳۵۰ کیلومتر و موشک بالستیک «قاسم بصیر» (یادگار حاج قاسم) با تجهیزات اپتیکی پیشرفته، چنان دقتی یافته‌اند که حتی جنگ الکترونیک و فریب‌های راداری نیز مانع اصابت آنها به بدنه ناو نخواهد بود.
اشراف همه‌جانبه: ایران با رادارهای پیشرفته، حتی مسیر هواپیماهای سوخت‌رسان دشمن را به صورت آنلاین رصد می‌کند. علاوه‌بر موشکبا‌ران، ده‌ها هزار رزمنده آموزش‌دیده نیروی زمینی برای یورش مستقیم به پایگاه‌ها و شناورها در «ساعت صفر» لحظه‌شماری می‌کنند.
تاریخ به ترامپ یادآوری می‌کند که همان‌گونه که امپراتوری اسپانیا در نبرد «آرامادا» و روسیه تزاری در جنگ ۱۹۰۵ با نابودی ناوگانشان از اوج به فرود افتادند، ایالات متحده نیز در صورت آزمودن اراده ایران، شاهد غرق شدن آخرین بقایای ابهت پوشالی خود در آب‌های خلیج‌فارس خواهد بود. اینجا «آمادگی نامحدود» پاسخ قطعی به هرگونه «حمله محدود» است.
پایان جنگ با واشنگتن نیست
آلن ایر، سخنگوی پیشین وزارت خارجه آمریکا، در تحلیلی واقع‌بینانه هشدار داده است:
«آغاز جنگ آسان است و ترامپ می‌تواند با فشردن یک دکمه این کار را انجام دهد، اما پایان دادن به آن بسیار سخت است. پاسخ ایران حساب‌شده نخواهد بود، بلکه با حجم زیادی از توان علیه مجموعه‌ای گسترده از اهداف انجام می‌شود.»
این اعتراف نشان می‌دهد که حتی در بدنه سیاسی آمریکا نیز می‌دانند ایران یک هدف ساده نیست. ایران نه‌تنها برای بدترین حالت آماده است، بلکه هزینه‌ای را برای متجاوز رقم خواهد زد که در هیچ معادله‌ای نگنجد.
افکار عمومی آمریکا نیز همسو با جنگ‌طلبان نیست؛ نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد اکثریت مطلق جامعه آمریکا (نزدیک به ۷۰ درصد) مخالف هرگونه مداخله نظامی جدید هستند. تجربه تلخ عراق و افغانستان باعث شده تا ترامپ در میان شعار «پایان جنگ‌های ابدی» و وسوسه حمله، دچار فلج تصمیمی ‌شود.
جورج گالووی، سیاستمدار انگلیسی از پاسخ سخت ایران می‌گوید: نیروهای مسلح ایران این بار آماده و مسلح‌اند. پاسخ ایران این بار کاملاً حساب‌شده است. پایگاه‌های آمریکا دور از خلیج‌فارس نیز نابود خواهند شد و هر کس در آنها باشد متلاشی خواهد شد. ناوگان کشتی‌ها در برابر موشک‌های زمین به دریا بسیار آسیب‌پذیر است موشک‌های فراصوتی که ناوهای بزرگ جنگی و ناوهای هواپیمابر را هدف خواهند گرفت.
میدل ایست آی نیز در گزارشی می‌نویسد: ایران ونزوئلا نیست و گزینه‌های ویرانگری علیه تهدیدها دارد. ایران علاوه‌ بر آنکه می‌تواند پایگاه‌های آمریکا در تمامی کشورهای خلیج‌فارس را هدف قرار دهد، تنگه هرمز را مسدود کرده و حتی حملات موشکی شدیدتری علیه اسرائیل انجام دهد.
هراس از جنگ تمام‌عیار 
در پوشش «حملات محدود»
روزنامه آمریکایی «وال‌استریت‌ژورنال» اخیراً در گزارشی که بیشتر به یک «عجزنامه نظامی» شبیه است تا تهدید، مدعی شده که واشنگتن در صورت اقدام نظامی، حملات را به صورت «محدود» آغاز می‌کند و در صورت عدم عقب‌نشینی تهران، به‌تدریج بر شدت آن می‌افزاید! ترامپ نیز روز جمعه در پاسخ به سؤالی درباره این سناریوی مضحک، با ژستی متفکرانه مدعی شد: «در حال بررسی آن هستم!»
در تحلیل این ادعاهای مضحک و رجزخوانی‌های توخالی، ذکر چند نکته ضروری است:
اذعان به بن‌بست نظامی:برخلاف هیاهوی رسانه‌های زنجیره‌ای، خبر وال‌استریت‌ژورنال و تایید ضمنی ترامپ، بیش از هر چیز اثبات می‌کند که شیطان بزرگ نه‌تنها توان یک «جنگ تمام‌عیار» علیه ایران مقتدر را ندارد، بلکه حتی فکر چنین حماقتی هم به مخیّله استراتژیست‌های پنتاگون خطور نمی‌کند. آنها به خوبی می‌دانند که ورود به باتلاق جنگ با ایران، نقطه پایان هژمونی آمریکا در جهان خواهد بود.
پاسخ قاطع در مشت ملت: مردم عزیز ایران نباید کمترین نگرانی از بابت این ببرهای کاغذی داشته باشند. منطق «حمله محدود» تنها یک ابزار فشار برای امتیازگیری در میز مذاکره است. دشمن می‌داند که اگر تهدیدی هست، «ابزار رفع تهدید» و پتک سهمگین نیروهای مسلح ایران پیش از این آماده شده و بر فرق متجاوز فرود خواهد آمد.
هوشیاری در برابر «نبرد مثلث»: آنچه در این میان باید مورد توجه دقیق مقامات امنیتی و مسئولان کشور قرار گیرد، نه هیاهوی ناوها در اقیانوس، بلکه فتنه‌انگیزی در داخل است. دشمن که در میدان سخت قافیه را باخته، به دنبال «نبرد مثلث» (ترکیبی از فشار اقتصادی، عملیات روانی و آشوب خیابانی) است.
رویداد مهم‌تر از جنگ: این طراحی پیچیده دشمن که برخی آن را «رویداد مهم‌تر از جنگ» نامیده‌اند، با هدف درهم ‌شکستن اراده ملی طراحی شده است. اما همان‌گونه که تاریخ نشان داده، این خطر نیز با «اتحاد ملی»، «مقاومت جانانه مردم» و «تدبیر و هوشیاری مسئولان» خنثی خواهد شد. دشمن می‌خواهد با سایه جنگ، واقعیتِ شکست خود را بپوشاند، اما حقیقت آن است که ایران مقتدر، از این گردنه نیز با سربلندی عبور خواهد کرد.
علم ترور نمی‌شود، اراده شکسته نمی‌شود
دوران طلایی «هژمونیِ کاغذی» و قمار با سرنوشت ملت‌ها به پایان رسیده و امروز، «اراده‌ پولادین» ملت ایران به کابوس راهبردی ساکنان کاخ سفید بدل شده است. بن‌بست کنونی آمریکا حاصل یک خطای محاسباتی احمقانه است؛ آنها گمان می‌کردند با نمایش ناوگان خود و لفاظی‌های‌ هالیوودی می‌توانند ملتی را به زانو درآورند که از دل سخت‌ترین فتنه‌ها و جنگ‌های نیابتی، مقتدرتر از همیشه 
سر برآورده است.
از طرفی، بمباران تأسیسات هسته‌ای، حتی در صورت وقوع، تأثیری بر قدرت هسته‌ای ایران نخواهد داشت؛ چراکه این قدرت محصول دانش بومی دانشمندان نخبه‌ای است که در ذهن‌ها نهادینه شده، نه در ساختمان‌ها. «علم» ترور نمی‌شود و با بمب از بین نمی‌رود.
ایران در حالی که راه منطقی را دنبال می‌کند، از سایه هیچ جنگی نمی‌هراسد. امروز دکترین ما صریح است: دست‌ها روی ماشه و موشک‌ها آماده شلیک. اگر متجاوز بخواهد شانس خود را امتحان کند، توئیت خبرنگار بی‌بی‌سی بهترین توصیف برای پایان ماجراست:
«اگر ترامپ جنگ را انتخاب کند، احتمال اینکه ایالات متحده شاهد سرنگونی نظام سیاسی خود باشد، بیشتر از ایران است.» راه ما همان «مقاومت فعال» و تکیه بر توان بومی است؛ متجاوز باید بداند که در صورت شروع، پایان کار در اختیار او نخواهد بود.