نگاهی به سابقه بزرگترین رویداد فرهنگی در ایران
سیدمهدی حسینی
سنگ بنای نمایشگاه کتاب تهران را رئیسجمهور وقت، حضرت آیتالله خامنهای گذاشت. ایشان در تاریخ 13/8/1366 علاوه بر صدور پیام، در مراسم افتتاحیه نمایشگاهی سخنرانی کردند و پیام هم دادند که اکنون در آستانه برگزاری
سی و هفتمین دورة آن هستیم. این رویداد از شروع تاکنون چهار مقطع را پشت سر گذاشته است.
از افتتاح تا اردیبهشت سال 1385، این رخداد فرهنگی در محل نمایشگاه دائمی تهران برگزار میشد. که به دلیل مشکلات ناشی از ترافیک، ناشران و مردم منطقه را با سختیهای زیادی روبهرو کرد و به ناچار مکان نمایشگاه تغییر کرد.
از اردیبهشت سال 1386 تا اردیبهشت سال 1394 این نمایشگاه در محل مصلای امام خمینی دائر گردید. طرح جدیدی در دستور کار مسئولین قرار داشت تا شهر آفتاب را آمادهسازی کنند. در اردیبهشت سالهای 1396 و 1395 نمایشگاه در شهر آفتاب برپا شد اما اشکالات باقیمانده نشان داد که مدیران و ناشران تحمل آنجا را ندارند و ادامه کار در آنجا منتفی شد. بار دیگر از سال 1397 برگزاری نمایشگاه به محل مصلای تهران بازگشت و کار خود را تاکنون ادامه داده است.
دغدغه و مطالبات رهبری از نمایشگاه
رهبر معظم انقلاب همواره دغدغهمند نمایشگاه بینالمللی کتاب بوده و هستند و مرتب برای ارتقای آن پیگیر بودند. اوایل برای افتتاح حضور مییافتند و بعدها بهطور مستقیم از غرفهها بازدید میکردند و رهنمود میدادند و از هیچ کوششی برای ارتقای جایگاه این نمایشگاه دریغ نکردند. در این مقدمه برخی از رهنمودهای جالب و کابردی ایشان را مرور میکنیم:
«ما در حالیکه در طول قرنهای متمادی بیشترین کتاب را در دنیا تولید کردیم امروز و در طول چند قرن اخیر، دو سه قرن اخیر جزو کم نصیبترین ملتها از معارف کتابی و مکتوب بودیم، یقیناً در این وضعیت که فینفسه فرهنگی است وضعیتهای سیاسی، اجتماعی دخالت داشته. هرچه بود گذشته، امروز روز نویی است، دوران جدیدی است برای ما و ما باید این نقیصه را جبران کنیم.»
در جهان کنونی که روایتها توسط دستگاههای رسانهای دنیا ساخته و پرداخته میشود و پیش از هر چیزی، منافع نظام سرمایهداری و لیبرالیستی را تأمین میکنند این در واقع برای مسلمانان یک نقص است و باید تلاش کرد با یک برنامهریزی و همگرایی از منابع و منافع اسلامی دفاع کنیم و از رهنمودهای رهبری انقلاب بهرهگیری کنیم که فرمودند:
«کتاب میتواند یک پیام وحدتی بین گروههای مسلمان باشد. چقدر خوب است که ما کتابهای اسلامی را از دنیای اسلام، از متفکرین اسلام، از قلمهای برجسته منتقل کنیم به زبان فارسی و میان کتابخانه ملی خودمان و کتابهای اسلامی را در داخل جامعه خودمان و آن چیزهایی که تراوشات فکر و اندیشه متفکرین خودمان و نویسندگان برجسته خودمان و علمای ما هست، اینها را منتقل کنیم به نردبانهای اسلامی دیگر و بتوانیم کانالهای وحدتی را بین جوامع اسلامی بهوجود بیاوریم.»
روشن است که رهبری انقلاب اسلامی چه مطالباتی دارند و برای تحقق این منویات، الزاماً میبایست همه پایکار بیایند تا منافع اسلام و انقلاب اسلامی در مقابل غرب و جهان استکباری تأمین گردد. رهبر انقلاب پس از بازدید نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در سال 1369 در مصاحبه با خبرنگاران صدا و سیما نکته مهمی فرمودند که در واقع همة آحاد ملت در این رابطه سهم دارند. ایشان فرمودند:
«من میگویم بایستی جوانان، پیران، مردان، زنان، شهریها، روستاییها و هر کسی که با کتاب میتواند ارتباط برقرار کند، کتابی را در جیبش داشته باشد و تا جایی بیکار نشست مثل اتوبوس، تاکسی، مترو، مطب پزشک، اداره، در دکان وقتی مشتری نیست، در خانه به هنگام اوقات فراغت، کتاب را در بیاورد و بخواند.»
رهبر انقلاب در فرصتهای مختلف دغدغه خود را در موضوع کتاب با مخاطبین و مسئولین در میان گذاشتهاند. حتی معتقدند که: «خرید کتاب مثل نان از مخارج اصلی خانه حساب شود» و در پیامی هم که به مناسبت هفته کتاب در سال 1371 ارائه دادند تأکید نمودند:
«امروز کتاب خوانی، علم آموزی، نه تنها یک وظیفه ملی، که یک واجب دینی است که از همه بیشتر جوانان و نوجوانان باید احساس وظیفه کنند. اگر چه اُنس با کتاب رواج یابد، کتابخوانی نه یک تکلیف که یک کار شیرین و یک نیاز تعللناپذیر و یک وسیله برای آراستن شخصیت خویشتن، تلقی خواهد شد و نه تنها جوانان که همه نسلها و قشرها از سر دلخواه و شوق بدان رو خواهند آورد.»
مقام معظم رهبری در سال 1372 یادآور شدند که:
«چه خوب است نمایشگاههایی در مراکز استانها تشکیل گردد، یا انگیزههایی برای مطرح شدن موضوع کتاب ایجاد شود و همچنان که اکنون به بهترین مؤلفان و نویسندگان و مترجمان جایزه میدهند، مثلاً به بهترین کتابداران، بهترین کتابخانه داران را نیز تشویق کنند».
البته در بیانات رهبری «بایدها و نبایدهایی» هم مطرح میشود که در این ظرفیت محدود، فقط به یکی از رهنمودها که در سال 1377 پس از بازدید از نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران فرمودند اشاره میکنیم:
«در باب نظریهپردازی نباید محدودیتی وجود داشته باشد بیشتر بایستی برای نقد و ارزیابی جدا کردن سره از ناسره همت شود، اما زمینه کار عملیاتی باید جلو کتابهای مضر را گرفت. ما کتاب عملیاتی داریم که کتاب عملیاتی این است که عملاً یک نفر را دچار مشکل میکند، مثل همان احساسات جنسی و... اینجا بحث نظریه نیست کسی که خواند خودش بهطور طبیعی تحت تأثیر قرار میگیرد جلو این را باید گرفت، این اصلاً چیز قابل نقدی نیست، این ملاک یعنی آن نوشتهای که وقتی وارد بازار شد مشغول عملیات میشود، قابل نیست که به آن جواب داده شود، مضر است باید جلویش را گرفت».
این پیامها و رهنمودها دارای نکات مهم کاربردی میباشد. اما آنچه که دیده شده تاکنون، در این رابطه اهتمام جدی صورت نگرفته است به خصوص دستگاههای فرهنگی اعم از وزارتخانههای ارشاد، آموزش و پرورش، علوم و تحقیقات، بهداشت و آموزش پزشکی و حوزههای علمیه، همه اینها وظیفه داشتند و دارند که سازماندهی قوی و منسجم را شکل دهند و علاوه بر آن پاسخگو هم باشند که چه اقداماتی برای تحقق این مطالبات شده است؟ و در امر مقابله با رسانههای جهان چه آرایشی گرفتهاند؟
آرایش و جهتگیری نمایشگاه و راهحلها
در راستای تحقق آرایش جدید تبلیغاتی در جهت تعمیق و بسط معارف اسلامی، شیعی و انقلابی و نیز هجمه به نقاط ضعف دشمن به خصوص در فرهنگ و باورهای منحط و غلط غربی الزاماً میبایستی چند نکته را مد نظر داشت:
اهدافی که مسئولین فرهنگی کشور درباره نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران تاکنون برشمردهاند در واقع در طراز آن نمیباشد. با ذکر جملاتی چون «اشاعه فرهنگ کتابخوانی»، «فرصت بسیار مناسب بین بازدیدکنندگان و ناشران»، «شناسایی و گزینش و معرفی آثار برگزیدگان جهانی»، «معرفی سریع تفکرات ایرانیان در سراسر جهان»، «جایی برای دیده شدن تنوع سلایق عامه مردم»، و غیره، این اهداف بیان شده نمیتواند جامعیت نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را پوشش بدهد.
تعیین و تعریف اهداف راهبردی در سطح نظام و بینالمللی لازم است و میبایست از اولویتهای اصلی نمایشگاه تلقی گردد و به عبارتی ضرورت دارد هرچه جدیتر اهتمام شود نقاط ضعیف و آسیبپذیر نمایشگاه به نقاط قوت تبدیل شود. در غیر اینصورت نمایشگاه با این سوابق و هزینههای انجام شده احتمالاً برای نسل آینده قابل قبول نباشد. وضعیت موجود، نمایشگاه را به منزله یک کار تکراری بدون پیشرفت نشان می دهد.
سازمان و ساختار و مدیریت و برنامهریزی نمایشگاه در سطح پایین دیده شده است به دلیل اینکه همة اختیارات در حد حوزه معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گردش است. وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و تحقیقات، وزارت بهداشت، سازمان صدا و سیما، شورای عالی انقلاب فرهنگی، حوزههای علمیه و سازمان تبلیغات اسلامی، خبرگزاریها و ناشران کشور، چرا جایگاهی متناسب برای ایفای نقش ندارند؟ بنابراین یکی از ارکان اصلی نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، بازنگری و تصحیح و ارتقاء سازمان و ساختار آن میباشد.
نمایشگاه در طول این سی و شش دورة برگزار شده، قطعاً بدون اشکال نبوده است، لکن تاکنون خبر خاصی از همایش یا جلساتی که نقاط آسیبپذیر نمایشگاه با این وزن جهانی را به نقد و بحث و بررسی گذاشته باشد نیامده است. اگر مشکلات این رخداد بزرگ فرهنگی تاکنون احصا شده و مورد بررسی و نقد پژوهشگران فرهنگی و صاحب نظران فرهنگی قرار گرفته بود قطعاً دستاوردهای بسیاری را به بار میآورد. و به تحقق نمایشگاه مطلوب نزدیکتر شده بودیم. علاوهبر آن اگرهمه دستگاههای فرهنگی در امور سیاستگذاری و برنامهریزی و اجرای آن دخیل بودند به احتمال زیاد، از بسیاری از مشکلات نشر کشور و نظام کاسته شده بود.
برای رسیدن به وضع مطلوب، ابتدا بایستی وضع موجود نشر به خصوص در حوزه تولید محتوا را مورد توجه و تحلیل قرار داد تا هم مراجعین و مخاطبین، هم نویسندگان، هم کتابخانهداران و فروشگاههای کتاب و ناشران مشارکت بهتری داشته باشند. به نظر میآید مشکلات عمده کشور از قبیل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و... در گلوگاه «فرهنگ» گیر کرده است و راه چارة آنها، در بازگشایی این گلوگاه است.
امیدواریم مسئولین نظام در این رابطه تدابیری اندیشه کنند تا از مشکلات نشر کاسته گردد. ما به سهم خود در سلسله گفتوگوهایی با ناشران و کارشناسان و نخبگان فرهنگی و رسانهای و نشر، تلاش میکنیم نقدهای منصفانه راجع به نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را با هدف تذکر به مسئولان و ارائه راه کارهای رفع کاستیها و نارساییها و رساندن نمایشگاه به نقطه مطلوب و تراز انقلاب اسلامی، مطرح کرده و دستاندکاران نمایشگاه را در سیاستگذاری، برنامهریزی و اجرای صحیح و درست اهداف اصلی نمایشگاه یاری نماییم.