تضــرع راهی برای جلب رحمت خدا
علی پوریا
تضرع حالتی در انسان است که بدون واهمه و نگرانی فریاد ذلت و ضعف در پیشگاه خدا سر میدهد و از خدا میخواهد تا او را از شرور برهاند و خیرات را براو نازل کند. براساس آموزههای قرآن، تضرع انسان بههنگام مصیبت و رنج و سختی نهتنها بیانگر حالت بیداری و بازگشت به فطرت الهی است، بلکه برطرفکننده مصیبتهای موجود فعلی و دفعکننده مصیبتهای احتمالی آینده بلکه حتی جلبکننده نعمتهای الهی و توجهات و عنایت خدایی برای شخص متضرع است. بنابراین، شناخت این حالت و آثار آن در زندگی دنیوی و برکات اخروی آن لازم و ضروری است.
نویسنده با مراجعه به آموزههای قرآن بر آن است تا ضمن بیان فلسفه مصیبتها، شرایط تحقق «تضرع» و آثار تحقق آن بلکه حتی آثار ترک تضرع را بیان کند.
***
فلسفه مصیبتها و آثار تضرع
یکی از فرمانهای الهی در قرآن، دعا به پیشگاه خدا در حالت تضرع و نهان است، چنانکه میفرماید: ادعوا ربکم تضرعا و خفیه انه لایحب المعتدین؛ پروردگار خود را (آشکارا) از روی تضرّع، و در پنهانی، بخوانید! (و از تجاوز، دست بردارید که) او متجاوزان را دوست نمیدارد! (اعراف، آیه 55) خدا در قرآن به پیامبرش سفارش میکند: پروردگارت را در دل خود، از روی تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن و از غافلان مباش! (اعراف، آیه 205) از این آیه به دست میآید که ذکر خدا با تضرع و نهانی خوب است و نباید فریاد یا همان «جهر در قول» داشته باشد؛ زیرا به دور از ادب در پیشگاه خدا است؛ بنابراین، کسانی که اهل ذکر هستند با فریاد خدا را نخوانند(همان)؛ زیرا هرچند که جواز فراتر از نجوا به شکل «ندا» داده شده است، ولی منادات در کنار مناجات جیغ و فریادزدن نیست؛ از همینرو از فریادزدن در دعا نهی شده است.(همان)
به هر حال، یکی از اصول دعوت الهی، دعا و یاد کرد خدا با تضرع و نهانی بیداد و فریاد آشکار بهویژه در بامدادان و شامگاهان است؛ زیرا دعا با چنین شرایطی انسان را از قرارگیری در جرگه «متجاوزان و زیادهرویکنندگان» میرهاند(اعراف، آیه 55) و یاد خدا با این روش انسان را از قرارگیری در جرگه «غافلان» باز میدارد.(اعراف، آیه 205) پس اگر کسی بخواهد جزو اهل عدالت و اهل ذکر و رهیده از تعدی و غفلت باشد، میبایست از «تضرع» بهره گیرد.
البته از نظر قرآن، بسیاری از مردم گرفتار تعدی و زیادهروی و غفلت هستند، و با تضرع و نهانی در ذکر و دعا نمیپردازند؛ از همینرو خدا برای قراردادن این افراد، از نزول مصیبت بهره میگیرد؛ زیرا از نظر آموزههای قرآن، یکی از فلسفههای نزول مصیبتها ایجاد شرایط تضرع در انسان است.(انعام، آیات 42 و 63؛ اعراف، آیه 94)
اصولاً هنگامی که بر انسان مصیبتی وارد میشود، در آغاز به صورت نهان نجات خود را از خدا میخواهد، اما با شدتیافتن مصیبت و ظهور آثار نومیدی و انقطاع و بریدهشدن از اسباب به سبب عدم تأثیر آن مثل عدمتأثیر دارو و درمان یا نصرت دیگران، بدون نگرانی از اطلاعیافتن دیگران به ضعف و ذلت خویش به صورت علنی و آشکار در پیشگاه خدا تضرع میکند و ذلت و ضعف خویش را بیان کرده و با آه و اشک و ناله و انابه از خدا میخواهد تا بر او رحمی کرده و او را از مصیبت برهاند.
البته گاه فشارها فراتر از این نیز میرود و مصیبت چنان سهمگین و توانفرسا است که انسان به حالت «جؤار» میافتد و در دعا به پیشگاه خدا و تضرع به افراط کشیده میشود.(نحل، آیه 53؛ مفردات الفاظ قرآن کریم، ص 211؛ ذیل ماده «جئر»)
چنین اظهار ذلت و ضعف آشکار از انسان یکی از اسباب جلب رحمت الهی است که خدا بدان توجه میدهد تا در هنگام مصیبت و سختی از آن بهره گیرد.(اعراف، آیه 55)
به نظر میرسد که «تضرع» هنگامی رخ میدهد که فشاری سهمگین و توانفرسا و فراتر از طاقت انسان بر او وارد شود که امان از او بریده و باکی از آشکارشدن ناتوانی و ضعف و ذلت خود نداشته باشد؛ همچنین تضرع به پیشگاه خدا وقتی است که انسان متوجه خدا به عنوان منشأ مصیبت و رحمت شود و دخالت اسباب را در چارچوب مشیت و اراده او بداند و از تأثیر اسباب نومید شده و از غیر خدا بریده و به سوی او به عنوان مالک ملک و ملکوت بازگردد و تنها به رحمت او امید داشته باشد؛ زیرا واژه «تضرع» از «ضرع» به معنای اظهار ضعف و ذلت است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص 506)
باید توجه داشت که اصولاً انسان گرایش به نهانکردن ضعف و ذلت و فقر خویش دارد؛ زیرا آن را ضدکمال میداند و دوست ندارد عیب و نقص او آشکار شود؛ از همینرو اگر مصیبت در اندازه توان و طاقت او باشد، آن را تحمل میکند و اگر کمی افزایش یابد، در گوشه دور از چشم و انظار با مناجات برای رهایی از فشار تلاش میکند، اما وقتی مصیبت بیرون از توان و طاقت باشد و راهکارهای رهایی را بیتأثیر بیابد، عنان اختیار از کف میدهد و بدون نگرانی و ملاحظه از آشکارشدن ضعف و ذلت و فقر خویش، ناله و فریاد بر میآورد و با هقهق و ضجه و اشک و آه، خدا را میخواند تا او را از بلا و مصیبت برهاند. بنابراین، در هنگام تضرع هیچ ملاحظهای جز رهایی از مصیبت ندارد و توجهی به آشکارشدن ذلت و ضعف و فقر خود نداشته بلکه آن را فریاد میکند و مثلاً میگوید: انا الضعیف و انت القوی و هل یرحم الضعیف الا القوی و انا الفقیر و انت الغنی و هل یرحم الفقیر الا الغنی؛ من ضعیف و تو قوی هستی و آیا جز قوی کسی به ضعیف رحم میکند و من فقیر و تو غنی هستی و آیا جز غنی کسی به فقیر رحم میکند! (مناجات اميرالمؤمنين(ع) در مسجد کوفه)
به نظر میرسد فلسفه گرفتارشدن انسان به مصیبتهای بزرگ قراردادن او در شرایطی است که نهتنها متوجه حقیقت «فقری» خویش گردد، بلکه متوجه حقیقت «الغنی الحمید» شده و از ساحت تکبر و آثار آن چون عصیان بیرون آید و با توبه، به سوی اطاعت و عبودیت بازگردد و در چارچوب دین و سنتها و قوانین الهی زندگی کند و از فجور به تقوا بازگردد.
به سخن دیگر، انسانها در حالت رفاه و آسانی و نعمت، خود و خدای خویش را گم میکنند و اینگونه از چارچوب دین و حکمت خلقت دور میشوند که از آن به فجور و گناه یاد میشود؛ بنابراین، خدا برای آنکه انسان فراموشکار و غافل را متذکر شود، او را به مصیبتها میاندازد تا به فطرت خویش بازگردد و عیب و نقص و فقر وجودی خویش را در برابر خدای سبحان دریابد و با تضرع نهتنها اظهار ندامت و ذلت و ضعف کند، بلکه با زندگی در مدار و محور دین و حرکت در صراط مستقیم عبودیت خود را به سوی اهداف حکیمانه الهی بکشاند و از عذابهای دنیوی و اخروی هلاکت بار برهاند؛ زیرا بدون این مصیبتها حالت غفلت و نسیان از میان نمیرود و انسان در زندگی دنیوی مسیر فجور و بیتقوایی را پیشه خود میکند و آخرت خویش را تباه میسازد. بنابراین، میتوان گفت که از اصلیترین فلسفههای مصیبتهای الهی که بر انسان در طول زندگی نازل میشود، دادن هشدار و رهایی از غفلت و نسیان و گرایش به سوی تقوای الهی و بازسازی زندگی دنیوی و اخروی براساس دین الهی است.(انعام، آیات 42 و 63)
براساس گزارشهای قرآنی، تضرع به عنوان ذکرالله(اعراف، آیه 205) و ابزار دعا(اعراف، آیه 55) دارای آثاری است از جمله: رهایی از «غفلت» و قرارگرفتن در جرگه غافلان(اعراف، آیه 205)، رهایی از تعدی و زیادهروی و قرارگرفتن در جرگه متجاوزان(اعراف، آیه 55)، رهایی از مصیبتها(انعام، آیات 63 و 64؛ انبیاء، آیات 83 و 84)، مصونیت از عذاب ناگهانی یا عذاب شدید(انعام، آیات 42 و 44؛ اعراف، آیات 94 و 95)، رهایی از بیشعوری(اعراف، آیات 94 و 95)، رهایی از سرخوردگی و یأس(مؤمنون، آیات 76 و 77)، بهرهمندی از آثار ذکرالله (اعراف، آیه 205) و مانند آنها. از همینرو خدا یکی از رسالتهای پیامبران را تبیین نقش مهم و اساسی «تضرع» در زندگی انسان دانسته است؛ زیرا خدا براساس سنتهایی از جمله سنت مصیبتها بر آن است تا فطرت انسان را بیدار کرده و از غفلت و تعدی و زیادهروی برهاند و او را در مسیر کمالی قرار دهد.(انعام، آیه 42؛ اعراف، آیه 94)
آثار ترک تضرع
چنانکه گفته شد از نظر قرآن، تضرع در دعا و ذکر الهی مطرح است و پیامبر(ص) مأمور است تا ذکر خویش را در قالب تضرع و نهانی داشته باشد.(اعراف، آیات 55 و 205) براساس گزارشهای قرآنی، بسیاری از مردم نهتنها درکی از سنتهای الهی از جمله سنت مصیبت ندارند، بلکه گاه حتی با تبیینگری پیامبران نسبت به سنت مصیبت و لزوم گرایش به تضرع به عنوان ذکرالله یا روشی در دعا و نیایش، هیچ توجه و اعتنایی به تضرع ندارند و اینگونه است که از آثار تضرع بهره مند نمیشوند، بلکه در زندگی دنیوی و اخروی به انواع عذابهای شدید و ابدی گرفتار میآیند.
بسیاری از مردم حتی در شرایط مصیبت و رنج، از تضرع به درگاه خدا رویگردان هستند؛ زیرا یا توجهی به علل و عوامل مصیبت و خاستگاه آن ندارند، یا چنان گرفتار قساوت قلب شدهاند که گرایشی به خدا و دعا و ذکرالله ندارند تا تضرعی داشته باشند.(انعام، آیات 42 و 43)
اصولاً از نظر قرآن، اموری چون: قساوت قلب(انعام، آیات 42 و 43)، رفاه و آسایش(همان)، شیطنت شیطان و تزیینگری او(همان)، غفلت از خدا(اعراف، آیه 205) و مانند آنها عامل ترک تضرع و دعا و ذکرالله است؛ بنابراین، چنین افرادی که اکثریت مردم را تشکیل میدهند، از آثار تضرع بهرهای نمیبرند، بلکه با ترک تضرع خود را گرفتار شرایط غفلت و نسیان و مانند آن میکنند و حتی نهتنها از مصیبتها رهایی نمییابند بلکه درهای عذابهای دیگر و شدیدتر و ناگهانی را بر خود میگشایند.(انعام، آیات 42 تا 45؛ اعراف، آیات 94 و 95؛ مؤمنون، آیات 76 و 77)
افراد تارک تضرع جزو جرگه غافلان(اعراف، آیه 205)، متجاوزان و از حد گذرندگان(اعراف، آیه 55) و ظالمان(انعام، آیات 43 تا 45) دستهبندی میشوند و در صورت عدم توجه به سنت مصیبت و عدم گرایش به تضرع، نهتنها گرفتار سرزنش و توبیخ الهی میشوند(همان)، بلکه گرفتار سنت استدراج میگردند که شخص در شرایطی قرار میگیرد خدا درهای همه نعمتها را برایش میگشاید تا جایی که گرفتار بدمستی از خوشحالی میشود و ناگهان بیآنکه احساس کند، جانش را میگیرد و به دوزخ میافکند.(همان) بنابراین، فرقی میان متضرع رهیده از مصیبت با غیرمتضرع رهیده از مصیبت است؛ زیرا متضرع با تضرع خویش نهتنها از مصیبت کنونی میرهد و رفع مصیبت میشود، بلکه عذابهای ناگهانی از او دفع شده و مصونیت مییابد، اما تارک تضرع ممکن است از مصیبت برهد، بلکه چنان گرفتار رفاه و آسایش استدراجی شود که در عین بیشعوری و غفلت و نسیان جانش را با عذابی سخت بگیرند و به دوزخ افکنند.(همان) در حقیقت هلاکت، سرنوشت محتوم کسانی است که تارک تضرع بهویژه در هنگام مصیبتها هستند.(همان)
دعا و ذکرالله در همه احوال از جمله هنگام مصیبتها میتواند انسان را از مصیبتهای فعلی و عذابهای آینده برهاند، بلکه جلب رحمت الهی کند و شرایط را بهبود بخشد؛ اما بسیاری از مردم چنین رویهای را در پیش نمیگیرند تا جایی که چنان گرفتار غفلت و نسیان خدا و ذکرالله و مانند آنها میشوند که وقتی زمان هلاکت میرسد، دیگر تضرع و انابه ایشان هیچ سودی ندارد.(مؤمنون، آیات 64 تا 67) پس تضرع هنگام عذاب هیچ سودی برای غافلان کافر و مترف واپسگرا و بدگو و یاوهسرا ندارد(همان)، چنانکه توبه و استغفار و ایمان بههنگام احتضار سودی ندارد. البته از نظر قرآن، خدا همواره بر مردمان رحم میکند و آنان را تا اتمام حجت به حال خودشان رها میکند یا به آنان فرصت دوباره میدهد، اما وقتی چندباری نجات داد، ولی دوباره به همان رویه گذشته بازگشتند، خدا آنها را مجازاتی سخت میکند بیآنکه توجهی داشته باشند. همچنین برخی از مردم به هنگام شداید یاد خدا میافتند و تضرع و انابه دارند، اما وقتی مشکلشان حل شود، یا به خدا شرک در اسباب میورزند و نجات خویش را به غیر خدا نسبت میدهند یا آنکه اصولاً به جای شکر نعمت و بازسازی در رفتار و عقیده خویش، کفر و کفران در پیش میگیرند که در این صورت خدا بر آنان سخت گرفته و با عذاب هلاکت از دنیا میبرد؛ زیرا آنها مردمان مستکبر هستند.(مؤمنان، آیات64 تا 67)
به هر حال، از نظر قرآن، انسان باید به عنوان ذکرالله و نیز در مقام دعا اهل تضرع باشد و بههنگام مصیبت به آن متوسل شود تا خود را از شرایط سخت و دشوار مصیبت برهاند و در کنف نصرت الهی قرار گیرد و مسیر تعالی و تکامل خویش را با رهبران و رسولان الهی بپیماید و از عذاب هلاکت دنیوی و ابدی اخروی برهد. بنابراین، نمیتوان مسئله تضرع به پیشگاه خدا را کم اهمیت دانست و به آن به عنوان هدف و روش مناسب ننگریست و از آن بهرهای نبرد.