ادعای دیدن امام زمان(عج)(شبهه ها و پاسخ ها)
شبهه: اگر کسی ادعا کند که امام زمان(عج) را دیده است، از کجا بفهمیم راست میگوید یا نه؟
پاسخ: مسئله غیبت کبری (از 329ق تاکنون) و امکان ملاقات با امام زمان(عج) از مهمترین مباحث اعتقادی در میان شیعیان است. جایگاه محوری امامت در مذهب تشیع، در کنار اشتیاق عمیق مؤمنان به ارتباط با امام عصر، سبب شده این موضوع همواره مورد توجه قرار گیرد. در طول تاریخ، گزارشهای فراوانی از دیدار با حضرت مطرح شده(1) که برخی از آنها، الهامبخش و تأثیرگذار بودهاند. با این حال، همین مسیر پرشور، گاه با ادعاهای نادرست و تحریفشده نیز روبهرو بوده است.
از این رو، بررسی صحت و اعتبار این گزارشها ضرورتی جدی دارد. سؤال این است که بر چه اساسی میتوان روایتی از ملاقات با امام زمان را پذیرفت یا رد کرد؟
برای این منظور، دو معیار اصلی در ارزیابی این روایتها مدنظر قرار گرفته است: یکی بررسی سندی و دیگری تحلیل محتوایی. در ادامه در قالب نکاتی، توضیحات بیشتر بیان میشود.
1- بررسی محتوایی
یکی از مهمترین ملاکهای پذیرش هرگونه خبر یا گزارش در مسائل دینی، سنجش آن با اصول مسلّم و قطعی دین است. ماجراهای نقلشده از ملاقات با امام زمان نیز از این قاعده مستثنا نیستند و محتوای آنها باید براساس شاخصهایی مشخص ارزیابی شود. برخی از این شاخصهای محتوایی عبارتند از:
الف) سازگاری با قرآنکریم
قرآن به عنوان معجزه جاوید پیامبر اسلام(صلیاللهعلیهوآله) و اصلیترین مرجع سنجش حق و باطل، معیار نخست ارزیابی صحت یک روایت است. پیامبر خدا میفرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ مَا جَاءَکُمْ عَنِّی یُوَافِقُ کِتَابَ اللَّهِ فَأَنَا قُلْتُهُ وَ مَا جَاءَکُمْ یُخَالِفُ کِتَابَ اللَّهِ فَلَمْ أَقُلْهُ؛ هرآنچه از من به شما رسید و با قرآن سازگار بود، از من است؛ و آنچه مخالف قرآن بود، از من نیست.»(2)
بنابراین، هرگونه گزارش از ملاقات با امام که مفاد آن در تعارض با آیات قرآن باشد، فاقد اعتبار است.
ب) هماهنگی با سنت معصومان(ع)
پس از قرآن، سنت پیامبر و اهلبیت(ع) دومین منبع معتبر در شناخت دین و تشخیص صحت یک روایت است.
براساس حدیث مشهور ثقلین،(3) قرآن و عترت باید همواره در کنار هم باشند. امام صادق(ع) در اینباره میفرماید: «هرکس با کتاب خدا و سنت پیامبر مخالفت کند، کافر است.»(4)
در نتیجه، هر گزارشی که خلاف سنت معصومان(ع) باشد، پذیرفته نیست.
ج) عدم تعارض با عقل قطعی
عقل یکی از حجتهای الهی است. امام کاظم(ع) میفرماید: «یَا هِشَامُ، إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّهً ظَاهِرَهً وَ حُجَّهً بَاطِنَهً فَأَمَّا الظَّاهِرَهُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّهُ وَ أَمَّا الْبَاطِنَهُ فَالْعُقُول؛ خداوند دو حجت بر مردم قرار داده است: حجت بیرونی (پیامبران و امامان) و حجت درونی (عقل).»(5)
یافتههای قطعی و درست عقل، گاه از سنخ بدیهیات هستند و گاه از سنخ نظریاتی که نیاز به استدلال دارند. اگر محتوای خبر ملاقات، در تضاد با یافتههای قطعی عقل باشد، نمیتوان آن را پذیرفت.
د) پرهیز از ادعاهایی که در دوران غیبت ممنوع شدهاند
غیبت کبری شرایط و احکام خاصی دارد که در روایات بهروشنی بیان شدهاند؛ از جمله ممنوعیت ادعای نیابت خاص،(6) یا تعیین زمان ظهور.(7) اگر کسی در نقل دیدار خود با امام مدعی اموری از این دست باشد، گفتار او مطابق با هشدارهای موجود در منابع دینی نیست و باید آن را رد کرد.
بر این اساس، اگر ماجرائی از ملاقات با امام زمان(عج) نقل شود و محتوای آن با اصول یادشده در تضاد باشد، چنین گزارشی از نظر دینی پذیرفتنی نخواهد بود. صحت هر روایت، پیش از هر چیز، در گرو سنجش محتوای آن با مبانی قطعی دین است.
2- بررسی سندی
یکی دیگر از معیارهای اساسی در سنجش اعتبار گزارشها- بهویژه در حوزه حدیث و تاریخ- اعتبار راویان و ناقلان آنهاست.
امیرالمؤمنین(ع) در روایتی مشهور، راویان اخبار را به چهار دسته تقسیم میکنند:
۱. منافقی که به دروغ حدیث جعل میکند،
۲. فرد متوهّمی که مطالبی را خیالپردازی میکند،
۳. فردی که حافظه و دقت کافی در نقل ندارد،
۴. و در نهایت، راوی راستگو و مورد اعتماد که دارای حافظهای دقیق و قدرت ضبط مطالب است.(8)
بدیهی است که تنها دسته چهارم، صلاحیت نقل روایت معتبر را دارد.
بنابراین اگر گزارشی از ملاقات با امام زمان مطرح شود، تا زمانی که راوی آن فردی صادق، مورد اعتماد و دارای دقت در نقل نباشد، نمیتوان به آن اعتماد کرد.
3- رجوع به کارشناس
اگرچه دو معیار «بررسی محتوا» و «بررسی سند» چارچوبهای قابلقبولی برای ارزیابی گزارشهای ملاقات هستند، اما تطبیق دقیق این شاخصها بر مصادیق مختلف، نیازمند تخصص علمی و مهارت اجتهادی است. تحلیل محتوای روایات، سنجش سند و درک دقیق زمینههای تاریخی و اعتقادی، در توان هرکسی نیست.
از اینرو بهترین و مطمئنترین روش آن است که چنین گزارشهایی را به علمای دیندار، آگاه و عادل ارجاع دهیم.
همانطور که امامهادی(ع) فرمود: «لَوْ لَا مَنْ یَبْقَى بَعْدَ غَیْبَهِ قَائِمِکُمْ مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِینَ إِلَیْهِ وَ الدَّالِّینَ عَلَیْهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْ دِینِهِ بِحُجَجِ اللَّهِ وَ الْمُنْقِذِینَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللَّهِ مِنْ شِبَاکِ إِبْلِیسَ وَ مَرَدَتِهِ وَ مِنْ فِخَاخِ النَّوَاصِبِ لَمَا بَقِیَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِینِ اللَّه؛ اگر پس از غیبت قائم ما، علمای دین نبودند که مردم را به سوی او دعوت کنند، از دین او دفاع نمایند و بندگان ناتوان خدا را از دامهای شیطان نجات دهند، بیتردید همه مردم از دین خدا رویگردان میشدند.»(9)
نتیجه:
بررسی درستیِ اخبار مربوط به ملاقات با امام زمان(عج)، برای منتظران و دوستداران آن حضرت، ضرورتی انکارناپذیر است.
اینگونه نقلها باید در ترازوی قرآنکریم، سنت اهلبیت، یافتههای قطعی عقل و ضوابط مشخص دوران غیبت کبری سنجیده شوند. افزون بر این، بررسی سند و راویان روایتشده نیز جایگاهی مهم دارد. اما همه این سنجشها نیازمند دانشی عمیق و اشرافی کامل بر معارف دینی است؛ به همین دلیل است که در دوران غیبت، ما را به رجوع به فقها و علمای عادل توصیه کردهاند. از این رو، شایسته است در میان گزارشهای پراکنده درباره ملاقات با امام زمان، تنها گزارشهایی پذیرفته و نقلقول شوند که عالمان دینی آنها را تایید کردهاند.
پینوشتها:
1. رک: صافی گلپایگانی، لطفالله، منتخبالاثر، قم، مؤسسه السیده المعصومه، 1377 ش، ج 2، صص 547-563.
2. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، الاسلامیه، چهارم، 1407ق ، ص 69.
3. شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، تحقیق علیاکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1362 ش، ج 1، ص 66.
4. کلینی، الکافی، ج 1، ص 70.
5. همان، ص 16.
6. «فقد وقعت الغیبه التّامّه فلا ظهور الاّ بعد اذن الله تعالی ذکرُهُ و ذلک بعد طول الأمد و قسوه القلوب و امتلاءِ الأرضِ جوراً و سیأتی شیعتی مَن یدّعی المشاهده، ألا فمن ادّعی المشاهده قبل خروج السّفیانی والصّیحه فهو کذّابٌ مُفترٍ»؛ شیخ صدوق، محمد بن علی، کمالالدین، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، الاسلامیه، دوم، 1395 ق، ج 2، ص 516.
7. ابوبصیر گوید: به امام صادق(ع) گفتم: فدایت شوم خروج امام زمان(ع) چه وقت است؟ حضرت فرمود: «تعیینکنندگان وقت (ظهور) دروغگویند. ما خاندانى هستیم که وقت تعیین نمى کنیم»؛ کلینی، الکافی، ج 2، ص 368.
8. همان، صص 62-63.
9. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، تحقیق محمدباقر خراسانی، مشهد، نشر مرتضی، 1403 ق، ج 1، ص 18.
مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی