kayhan.ir

کد خبر: ۳۰۸۰۸۲
تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ - ۱۹:۱۷

فلسفه سختی‌ها در زندگی از نگاه قرآن

مجتبی قنبری

انسان در طول زندگی خویش با انواع گوناگون سختی‌ها مواجه می‌شود که طاقتش را طاق می‌کند و زندگی را به کامش تلخ. براساس آموزه‌های وحیانی سختی‌هایی که انسان با آنها رو‌به‌رو می‌شود از نظر عوامل ایجادی به دو دسته اصلی سختی‌های ابتلایی و سختی‌های کیفری تقسیم می‌شود؛ بدین معنی که برخی از سختی‌ها مانند: «شرور»، «مصیبت‌ها» و «عسر و حرج»، بر اساس فلسفه و سنت ابتلاء است که همگان به اشکال گوناگون با آن مواجه می‌شوند؛ اما قسم دیگری از سختی‌ها هستند که به سبب کیفر و مجازات بر انسان تحمیل می‌شود؛ یعنی اگر عامل قسم اول، سنت ابتلاء و به حکم مشیت و مقدرات حکیمانه الهی است؛ عامل دوم گناهان و خطاهای خود انسان است که او را در سختی و مشقت می‌اندازد؛ چنان‌که خوردن از میوه درخت ممنوع موجب رانده شدن آدم(ع) از بهشت ابتدائی و قرار‌گیری در مشقت زندگی زمینی می‌شود و آرامش و آسایش پیشین از دست می‌رود تا جایی که گرفتار گرسنگی و تشنگی و آفتاب زدگی و مانند آنها می‌شود.
از قسم نخست باید با استغفار توفیق یافت تا به سلامت از آن عبور کرد و درباره قسم دوم باید با توبه و استغفار و اصلاح رفتار‌، از مشقت و سختی رهایی یافت.
فلسفه و آثار سختی‌های ابتلایی
انسان‌ها در طول زندگی دنیوی خویش گرفتار انواع سختی‌های ابتلایی می‌شوند که ابزار امتحان است(بقره، آیه 49)؛ زیرا سنت حکیمانه الهی بر این قرار گرفته تا انسان‌ها از مؤمن و کافر با انواع امور خیر و شر آزموده شوند.(انبیاء، آیه 35؛ عنکبوت، آیات 2 و 3؛ بقره، آیات 155 و 156) و این‌گونه نیست که تنها مؤمنان گرفتار سنت ابتلاء باشند، بلکه کافران نیز بدان مبتلا می‌شوند.(مؤمنون، آیات 74 و 75)
البته از نظر قرآن، کافران افزون بر سنت ابتلاء گرفتار سنت دیگری به نام سنت استدراج و امهال و املاء می‌شوند. بر اساس این سنت‌ها، رفاه و آسایش به کافران، بعد از ابتلا به سختی‌ها روی می‌آورد تا جایی که موجب تحلیل نادرست آنها درباره پیدایش اسباب رفاه و آسایش می‌شود و گمان می‌کنند که کفرشان مسیر درست است که آسایش و رفاه مادی را برایشان به ارمغان آورده است؛ در حالی که آنان گرفتار سنت دیگری به نام سنت استدراج و امهال و املاء شده‌اند تا با سرگرم شدن به دنیا ناگهان گرفتار مرگ شوند و به دوزخ در آیند.(اعراف، آیه 95؛ مؤمنون، آیه 75)
سنت ابتلاء برای همگان است و گاه حتی پس از اسلام‌آوری و تحت حکومت رهبران الهی ممکن است این ابتلائات سخت‌تر و شدیدتر از نظر کیفی و بیشتر از پیش از نظر کمی باشد(نمل، آیات 45 و 46) بنابراین، صرف ایمان‌آوری موجب نمی‌شود تا انسان از سنت ابتلای الهی با سختی‌ها و مشقت‌ها در امان بماند(عنکبوت، آیات 2 و 3)، بلکه ایمان و اسلام‌آوری بستری برای افزایش کمی و کیفی ابتلائات است تا اموری از حقایق در علم فعلی الهی دانسته شود و حجت بر مردمان تمام گردد. ابتلائات الهی با اهداف چندی انجام می‌شود تا فطرت‌های الهی را بیدار ساخته و زمینه بازگشت و توبه از راه خطا به سوی راه راست را فراهم کند(اعراف، آیه 168؛ انعام، آیه 42؛ انبیاء، آیه 35؛ آل عمران، آیه 154)، صفوف مؤمنان ثابت‌قدم از غیرایشان(آل عمران، آیات 166 و 167)، مؤمن از منافق(همان؛ عنکبوت، آیات 10 و 11)، راستگو از دروغگو(عنکبوت، آیات 2 و 3)، پاک و طیب از ناپاک و خبیث(آل عمران، آیه 179)، شاهدان الهی از غیر‌ایشان(آل عمران، آیه 140) و مجاهدان و صابران از غیرایشان جدا شده(محمد، آیه 31) و زمینه بازگشت و توبه و انابه و تضرع به سوی خدا در دل‌های مردمان فراهم آید.(انعام، آیه 42؛ مؤمنون، آیات 75 و 76) سختی‌ها و مصیبت‌های ابتلایی، موجب خالص شدن اندیشه مؤمنان از عقاید جاهلیّت می‌شود(آل عمران، آیه 154)، چنان‌که بستری برای استغاثه به درگاه خدا را فراهم می‌کند(بقره، آیه 214؛ انفال، آیه 9) و این‌گونه است که مؤمنان از امدادهای غیبی الهی برخوردار می‌شوند.(آل‌عمران، آیات 124 و 125)
اصولا از نظر قرآن، انسان‌ها در شرایط سخت و شدید که هیچ راه‌ گریز و چاره‌ای نمی‌یابند و در بیچارگی قرار می‌گیرند، از غیر خدا می‌برند و با انابه به سوی خدا دست به دامن او می‌شوند تا آنان را نجات دهد؛ البته مؤمنان بر ایمانشان افزوده می‌شود، اما بسیاری از مردم پس از رهایی از سختی‌ها و دستیابی به آسانی شرک می‌ورزند و اسباب را اصالت می‌بخشند و گمان می‌کنند که مثلا بیهوش شدن در دریا یا پزشک و دارو و درمان، ایشان را نجات داده است، در حالی که همین اسباب‌، بدون مشیت الهی هیچ تاثیری ندارد.(روم، آیه 33؛ زمر، آیه 8)
به سخن دیگر، سنت ابتلاء عامل بیداری فطرت انسان است؛ زیرا بسیاری از مردم در مشقت‌ها و سختی‌های بسیار شدید است که هیچ عاملی را موجب نجات خویش نمی‌یابند و به سوی خدا می‌روند و دست به دامن او می‌شوند.(انعام، آیات 40 تا 42؛ یونس، آیه 12؛ روم، آیات 30 تا 33؛ زمر، آیات 8 و 49) پس کسانی که به خدا توجه نداشتند در هنگام سختی متوجه خدا می‌شوند و از او یاری می‌خواهند(همان) و در چنین شرایط دشوار است که به حق و حقیقت و حقانیت خدا و توحید اقرار و اعتراف می‌کنند.(یونس، آیه 90؛ انبیاء، آیه 46)
بنابراین، از نظر قرآن، شداید و دشواری‌ها، زمینه پى بردن انسان به ولایت و تسلّط مطلق خداوند بر همه امور است تا جایی که برای دیگری هیچ جایگاه ولایت و نصرتی نمی‌بیند(کهف، آیات 43 و 44)؛ زیرا «هنالك» در آیه يعنى در اين مقام و اين حال كه هلاكت در آن واقع شد، نصرت و يارى فقط از سوى خدا است.(روح المعانى، ج 9، جزء 15، ص 410) انسان‌ها در شرایط سخت و مشقت و عسر و حرج است که باطن خویش را به نمایش می‌گذارند و قول باطنی با قول ظاهری‌شان مطابقت می‌یابد و دیگر نفاق نمی‌توانند بورزند، بلکه هرچه هستند را به نمایش می‌گذارند و اسرارشان آشکار می‌شود.(همان؛ توبه، آیه 42؛ یونس، آیه 12؛ فصلت، آیه 51)
در همین ابتلائات الهی است که ناتوانی افراد(همان) و همچنین عجز غیر خدا معلوم می‌شود و اشخاص درمی‌یابند که خدایان دروغین و مانند آنها هیچ‌کاره در هستی هستند(اسراء، آیه 67)
همچنین در مشقت‌های برخاسته از سنت ابتلاء است که اشخاص مدعی صبر، خود را رسوا می‌سازند و معلوم می‌شود که اهل جزع  و فزع هستند و در حقیقت صبور نبوده‌اند؛ زیرا تا زمانی که در آرامش و آسایش هستند نوعی رفتار دارند که در هنگام ابتلاء به مصبیت نمی‌توانند آن را بروز دهند بلکه رسوا می‌شوند و با جزع نشان می‌دهند که اصولا اهل صبر و صابرین نیستند. از همین‌رو مدعیان دروغین در زمانه نعمت اصلا اهل دعا نیستند، اما وقتی گرفتار شوند خداپرست و بسیار دعاگو می‌شوند.(فصلت، آیه 51؛ معارج، آیه 20) خدا در قرآن گزارش می‌کند که مدعیان ایمان و ثبات قدم وقتی در مشقت و سختی شدید گرفتار می‌آیند تزلزل ایمانی خویش را نشان می‌دهند در حالی مؤمنان حقیقی استوار باقی هستند.(بقره، آیه 214؛ احزاب، آیات 9 و 10) همچنین کفران و ناسپاسى انسان به‌هنگام برخورد با دشوارى در زندگى(شوری، آیه 48)، یأس و ناامیدى در برخورد با سختی‌ها و ناگواری‌ها(اسراء، آیه 83؛ روم، آیه 36؛ فصلت، آیه 49) و بی‌صبری و جزع به‌هنگام شرور(معارج، آیه 20) از آثار گرفتاری به سنت ابتلاء است؛ زیرا این‌گونه‌، هرکسی شاکله شخصیتی و هویتی خویش را نشان می‌دهد و اسرار باطنی او آشکار می‌شود.
همچنین اظهار ندامت(یونس، آیه 22) و اعتراف به کفران نعمت و ناسپاسی(همان؛ انعام، آیه 63) از دیگر آثار قرار‌گیری انسان در سختی‌های ابتلایی است. 
رفتار مؤمنان در سختی‌های ابتلایی
این در حالی است که مؤمنان در هنگام شداید و سختی‌های ابتلایی به فضل و توفیق الهی از آرامش روحی و روانی برخوردارند(توبه، آیات 25 و 26 و 40؛ فتح، آیات 4 و 26)؛ چرا که خدا اولیای خویش را نصرت داده و با ولایت خویش آنان را در آرامش نگه می‌دارد.(همان) پس تعادل روانی و رفتاری که مؤمنان دارند برخاسته از نعمت الهی و توفیق اوست که ایشان را به مرتبه اطمینان و سکونت می‌رساند و تزلزل و دلهره را از آنان بر می‌دارد.(همان)
اصولا مؤمنان بر این باورند که هر چند که در زندگی سختی است، اما هر سختی با دو آسانی پیش و پس همراه است؛ بنابراین به خدا امیدوارند و هیچ یاس و نومیدی ندارند و دلهره و تزلزل و اضطراب در دل‌های آنان راه نمی‌یابد(طلاق، آیه 7؛ شرح، آیات 1 و 5 و 6) مؤمنان از سختی‌ها و مشقت‌های ابتلایی‌گریزان نیستند؛ زیرا می‌دانند که‌گریزی از آن نیست، و باید با پذیرش آن با صبر و توکل به خدا توفیق یابند تا از آن به سلامت عبور کنند. از همین‌رو بر خلاف سست ایمان‌ها و منافقان به استقبال سختی‌های ابتلایی می‌روند(نساء، آیه 72) و با استرجاع به خدا به معنای حقیقی در قول و عمل؛ یعنی باور به مالکیت و ملکیت خدا در همه امور و گفتن «انا لله و انا الیه راجعون»(بقره، آیات 155 تا 157) با صبر به دور از جزع و فزع(همان) از امدادهای خدا در قالب صلوات و رحمت برخوردار شده(همان) و به سلامت از آن عبور می‌کنند و دنیا و آخرت خویش را آباد می‌سازند.(همان) در حقیقت همه توجه مؤمنان در سختی‌های ابتلایی به سوی خدا بوده و با دعا و تضرع و انابه از خدا استمداد و یاری می‌جویند و خدا نیز پاسخگوی ایشان است.(بقره، آیات 250 و 286؛ نساء، آیه 75؛ اعراف، آیه 126) از نظر قرآن، مؤمنان حقیقی در شداید و سختی‌ها و امواج مصیبت‌ها به خدا پناه می‌برند و با اطاعت از خدا و پیامبرش خود را به مقام متقین و محسنین و صابرین می‌رسانند.(بقره، آیات 155 تا 157؛ آل عمران، آیه 172؛ توبه، آیات 117 و 120؛ هود، آیه 115) همچنین مؤمنان در روزگار سختی ابتلائات الهی، نه‌تنها اهل صبر و التجاء به خدا هستند، بلکه با اعمال نیکی چون اطعام به نیازمندان و دستگیری از ناتوانان و مساکین کاری می‌کنند تا مورد رحمت و صلوات الهی قرار گیرند و از گردنه‌های سخت دنیا و آخرت بگذرند(بلد، آیات 11 و 12)؛ زیرا آنان متوجه پروردگاری خدا بوده و التجاء به او را عامل عبور به سلامت از ابتلائات می‌دانند و از خدا توفیق عمل و رهایی می‌خواهند.(شعراء، آیات 167 تا 170؛ غافر، آیات 26 و 27) بنابراین، با استعاذه به خدا از خدا به خدا یعنی از جلال الهی به اکرام الهی پناه می‌برند و از شرور مخلوقات، خود را در پناهگاه الهی قرار می‌دهند تا به سلامت حفظ شوند.(ناس، آیات 1 و 4)
مؤمنان بر این باورند که در سختی‌های ابتلایی تنها پناهگاه‌، خود خدا است و باید به او پناه برد تا از هر شرّ و سختی در امان بمانند.(همان) پس اگر ایشان بر این باورند که خاستگاه همه امور خدا است که بر اساس مشیت حکیمانه و مقدرات‌،سختی و آسانی قرار می‌دهد، چاره‌ای جز این نمی‌بینند که به خدا پناه جویند. همین امر موجب می‌شود تا وقتی سختی می‌بینند خود را به پناهگاه امن می‌رسانند و این‌گونه با امدادهای الهی افزایش ایمان در دل‌هایشان ایجاد می‌شود و با لشکریان الهی که در همه هستی است، خود را به ساحل امن ایمان و اطمینان و نصرت و پیروزی می‌رسانند.(فتح، آیه 4) مؤمنان همواره امید به لطف و رحمت و صلوات الهی دارند و هرگز نومید نمی‌شوند،(هود، آیات 9 تا 11؛ یوسف، آیه 87؛ حج، آیه 15؛ طلاق، آیه 7)، بلکه با استفاده از ابزارها و وسایل گوناگون چون دعا و انفاق و مانند آنها جلب رحمت می‌کنند و از امدادهای غیبی الهی بهره‌مند شده(فتح، آیه 4؛ طلاق، آیه 7؛ آل عمران، آیات 133 و 134) و تحت ولایت الهی به عنوان اولیای خدا از هرگونه ترس و اندوهی در امان بوده و به آسایش و آرامش دست می‌یابند(یونس، آیه 62) و از پاداش عظیم بهره‌مند می‌شوند.(آل عمران، آیه 172) مؤمنان حقیقی با تحمل سختی‌های ابتلایی با استفاده از ابزارهای صبر چون: ذکر و یاد خدا، تهجد شبانه، تسبیح، دعا، نماز، روزه و عزم در کارها با انگیزه‌های بالا(بقره، آیات 45 و 153؛ حجر، آیات 97 و 98؛ طه، آیه 130)، از امدادهای غیبی برخوردار شده(بقره، آیه 214) و تحت مغفرت الهی قرار می‌گیرند(آل عمران، آیه 195) و در مقام صابرین و محسنین و متقین، از پاداش‌های عظیم در دنیا و آخرت از جمله بهشت بهره مند می‌شوند.(بقره، آیات 155 تا 157 و 214؛ آل عمران، آیه 195؛ توبه، آیه 120) مؤمنان بر این باورند که می‌توان با استفاده از صبر و تحمل سختی از آن به آسانی عبور کرده و به آسانی و آسایش و آرامش رسید.(همان آیات؛ شرح، آیات 4 و 5)
مؤمنان باید بدانند که هیچ‌کس از سختی‌های ابتلایی در امان نیست، بلکه چیزی به نام مصونیت از سختی‌های ابتلایی وجود ندارد، بلکه همواره انسان به انواع گوناگون سختی‌ها از جمله سختی تبلیغ(اعراف، آیه 2)، سختی تکالیف و اطاعت از اوامر الهی(بقره، آیات 185 و 285 و 286)، سختی اجتناب از گناه و معاصی و توبه از آن(فرقان، آیات 63 تا 75)، سختی استقامت در دین(زخرف، آیه 43) و مانند آنها مبتلا می‌شود.
عوامل و آثار سختی‌های کیفری 
چنان‌که گفته شد قسم دوم از سختی‌ها و مصیبت‌ها آنهائی است که به عنوان کیفر و مجازات بر انسان تحمیل می‌شود؛ زیرا انسان در دنیا نیز مجازات و کیفر می‌شود، هر چند که این تمام مجازات و کیفر نیست، اما بخشی از آنها در دنیا تحقق می‌یابد تا انسان‌ها به ویژه مؤمنان توبه کرده و به اصلاح امر خطا و گناه و ظلم خویش بپردازند.
مؤمنانی که به هر دلیلی گناه  و خطا می‌کنند خدا‌، ایشان را دنیا عذاب می‌کند که به اصلاح امر خویش اقدام کنند و این مهم‌ترین فلسفه برای عذاب‌های دنیوی نسبت به مؤمنان است. البته کافران را نیز در سختی قرار می‌دهد تا گمان نکنند که خدایی نیست و آنان رها هستند. پس از اقامه سنت استدراج و امهال، آنان به حال خود واگذار می‌گردند، ولی ناگهان با عذاب‌های استیصال ریشه‌کن می‌شوند که این عذاب و مصیبت در دنیا بر آنان تحمیل می‌شود. سختی‌های کیفری به عللی چون: کفر(فرقان، آیه 26؛ مدثر، آیات 9 و 10)، عملکرد نادرست انسان و گناهان و عبور از خطوط قرمز سنت‌های الهی‌(اعراف، آیه 131؛ شوری، آیه 48)، خشم بی‌مورد(انبیاء، آیه 87) جهل و نادانی نسبت به امور غیبی(اعراف، آیه 188؛ سباء، آیه 14)، سرپیچى از هدایت الهى(طه، آیات 123 و 124)، تکذیب پاداش‌های الهی در دنیا و آخرت(لیل، آیات 9 و 10) و مانند آنها ایجاد می‌شود. بنابراین، مؤمنان می‌بایست از اشتباه و خطا و گناهی که کرده‌اند توبه و استغفار کنند و با پیشه گرفتن تقوا و اصلاح امور، از این مصیبت‌ها و سختی‌ها رها شوند و حتی به‌گونه‌ای عمل کنند که از این‌گونه سختی‌های کیفری مصونیت یافته و در امان بمانند.