ماجرای نامه عاشقانه در جیب شهید(حدیث دشت عشق)
شهید محمدمحسن محمدی، کارشناس فنی نیروی هوافضای سپاه، نمونهای بارز از نسل جوانان مؤمن و نخبهای بود که علم، اخلاص و عشق به ولایت را در میدان عمل به هم پیوند زد. محمدمحسن متولد
۲۴ فروردین ۱۳۷۳ در شهر مقدس قم بود. او که از هوشی بالا برخوردار بود، تمام مقاطع تحصیلی را با برترین نمرات گذراند و وارد رشته مهندسی برق الکترونیک شد. با این حال، در آستانه دفاع از پایاننامه ارشد، مسئولیتپذیری در قبال امنیت میهن او را به سمت هوافضای سپاه کشاند تا توان علمیاش را وقف اقتدار دفاعی کشور کند. او علاوهبر نخبگی علمی، خادم افتخاری حرم حضرت معصومه(س) و مسجد جمکران هم بود و ماهانه بخشی از درآمدش را به حمایت از ایتام و جبهه مقاومت اختصاص میداد. عمیقترین پیوند وجودی محمدمحسن، عشق به ولایت بود؛ چنانکه در شب خواستگاری همراهی در این مسیر را شرط زندگی مشترک قرار داد. او حتی کارت دعوت عروسیاش را برای دفتر رهبری فرستاد و چفیه متبرکی دریافت کرد. وابستگی روحی او به ولایت چنان بود که همواره میگفت تاب دنیای بدون رهبرش را ندارد. سرانجام در ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ (۱۷ رمضان)، در جریان حمله ناجوانمردانه دشمنان صهیونیستی- آمریکایی به مقر پدافندی تهران، در حال اقامه نماز صبح و در موضع سجده به فیض شهادت نائل آمد، در حالی که نامه عاشقانهای از همسرش در جیب لباس پاسداری این شهید31ساله قرار داشت. همسر شهید محمدی درباره این نامه میگوید: «وقتی ازدواج کردیم، همسرم آموزش پاسداری را میگذراند. با توجه به اینکه آقامحمد نمیتوانست در پادگان گوشی داشته باشد، من هم چند تا نامه نوشتم که هر وقت یاد من میافتد، آن نامه را بخواند. یکی از نامهها همیشه همراه آقامحمد بود. وقتی شهید شد، این نامه در جیب لباس پاسداریاش بود.»