محمدرضـاشـاه؛ مجری دکترین امنیت ملی آمریکا در ایران!
علامه محمدتقی مصباح یزدی
7. ارائه دکترین امنیت ملی از سوی آمریکا و انگلیس به ایران
موقعیت استراتژیك ایران در منطقه خاورمیانه و همچنین منابع سرشار طبیعی و نیز بازار مصرف گسترده آن از دیرباز این كشور را به كانون توجه و طمع قدرتهای بیگانه بدل ساخته بود. لشكركشیها و مداخلهجوییهای روسها، پرتغالیها، انگلیسیها و آمریكاییها در ایران گواه این مدعاست.
كوتاهترین و كمهزینهترین راه برای رسیدن به این هدفها، رویِ كار آوردن حكومتی دستنشانده در ایران بود، و بر همین اساس با تلاش قدرتهای بیگانه- و بهویژه انگلستان- رژیم پهلوی به قدرت رسید. پس از كودتای 28 مرداد نیز، كه عملاً آمریكاییها جایگزین انگلیسیها شدند و عنان رژیم پهلوی را در دست گرفتند، این وضع ادامه یافت و حكومت ایران همچنان آلت دست ابرقدرت جدید و برخی قدرتهای دیگر بود.
با توجه به آنچه گذشت، اگر قدرتهای بیگانه میتوانستند امنیت داخلیِ ایران را به نفع رژیم حفظ كنند و نیز قدرت نظامی و سیاسی دستگاه پهلوی را تا حد لازم ارتقا بخشند، اهداف سهگانه آنها تحقق مییافت؛ یعنی از سویی بر منابع و معادن سرشار ایران سلطه مییافتند و بازار مصرف بزرگی برای محصولاتشان میگشودند و از سوی دیگر میتوانستند از طریق نیروی نظامی ایران، تمام حركتهای اسلامخواهانه و استقلالطلبانه را سركوب و متوقف سازند.
چنین بود كه ایران به منزله ژاندارم منطقه انتخاب شد و پس از خروج نیروهای انگلستان از خلیج فارس (در سال 1350)، مسئولیت امنیت منطقه بر عهده آن قرار گرفت.1 سركوب شورش فراگیر در منطقه «ظفار» كشور عمان، كه تا دو سال (1352ـ1354) به طول انجامید، از جمله اقدامات حكومت پهلوی در این زمینه بود.2
در حوزه سیاست داخلیِ ایران نیز، جان اف.كندی- رئیسجمهور وقت آمریكا- معتقد بود برای حفظ موقعیت رژیم پهلوی باید اقداماتی صورت گیرد كه مانع قیامهای مردمی شود. به این منظور دولتهای آمریكا و انگلستان طرحهای چندگانهای با عنوان «دكترین امنیت ملّی» به دولت ایران ارائه كردند كه ضمن تأمین هدف فوق، منافع چندجانبه استعماری آنان را نیز برآورده میساخت.3 طرح اصلاحات ارضی و لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، از مفاد این دكترین است كه به آنها اشاره خواهد شد.
الف- طرح اصلاحات ارضی
پس از رحلت زعیم بزرگ، حضرت آیتالله العظمی بروجردی در فروردینماه 1340 ش. حكومت پهلوی از خلأ بزرگی كه در مرجعیت متمركز و پرقدرت شیعه ایجاد شده بود، بهره جست و دست به كار تصویب و اجرای طرحهای دكترین امنیت ملّی شد. طرح اصلاحات ارضی، كه محمّدرضا پهلوی از آن به عنوان یكی از بزرگترین افتخارات خود در راه نجات ملّت ایران یاد میكرد، از جمله سیاستهای دولتمردان آمریكا و بهخصوص جان اف.كندی بود.4 مدافعان این طرح، هدف آن را برقراری مساوات و بازگرداندن زمینهای كشاورزی به صاحبان اصلی آنها؛ یعنی كشاورزانِ زحمتكش، میخواندند و نوید میدادند با اجرای آن كشاورزی و اقتصاد ایران رونقی فراوان میگیرد.
سرانجام طرح اصلاحات ارضی در تاریخ 20 دیماه 1340- ده ماه پس از رحلت آیتالله العظمی بروجردی- به تصویب هیئت دولت رسید. اما چندی پس از اجرای این طرح، درست برخلافِ شعارهای طرفدارانِ آن، كشاورزان روزبهروز فقیرتر شدند و رفتهرفته به ناچار زمینها و روستاهایشان را رها كردند و برای یافتن كار و كسب درآمد به شهرها پناه بردند. به این ترتیب كشاورزی ایران در مدتی كوتاه نابود گشت و گندم و گوشت، جزو واردات اصلی كشور شد.5
تلاش دشمن این است كه برای متلاشی ساختن نظام، زمینهای فراهم سازد كه مردم برای به دست آوردن نان خود معطل بمانند. البته كار سادهای نخواهد بود كه یك كشور 60 میلیونی را، با آن مردمان سختكوش و قانع و آن خاكهای حاصلخیز و منابع غنی، به این روز بیندازند. به هر حال، دشمن تلاش خواهد كرد علیرغم وجود این همه ثروت، مردم را به نان شب خود محتاج كند و برای رسیدن به این هدف، هر روز نقشه تازهای خواهد كشید. برنامه اصلاحات ارضی كه در زمان رژیم پهلوی، از سوی آمریكا به ایران پیشنهاد شد، در راستای همین هدف بوده است. هرچند در ظاهر اسم اصلاحات ارضی بر آن گذاشته شد و نوید مالكشدن كشاورزان داده شد، لیكن در واقع برنامهای از پیش طراحی شده برای محتاج ساختن مردم و كشور به آمریكا بود.
سرانجام، این طرح، كشوری كه خود صادر كننده غلات بود را برای تهیه نان، محتاج آمریكا كرد. این طرح در ابتدا، با ظاهری فریبنده، و به نام كمك به كشاورزان و طبقه محروم مطرح گردید، لیكن همین طرح، دامی برای ویران ساختن كشاورزی كشور بود؛ زیرا كسانی كه سرمایهای برای تهیه مزارع بزرگ و مكانیزه كردن كشاورزی نداشتند، در این طرح فدا گردیدند.
ب- لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی
ششماه بعد، در تیرماه 1341ش. امیر اسدالله عَلَم پس از دكتر امینی، به نخستوزیری رسید. علم، لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را به كابینه برد و به تصویب رساند. در متن تصویبنامه این طرح، قید «اسلام» از جمله شرایطِ انتخابكنندگان و انتخابشوندگان حذف شده بود.6 همچنین سوگندنامه منتخبانِ مردم در مجلس شورای ملّی نیز تغییر یافته بود. به این ترتیب نمایندگان موظف شده بودند به جای سوگند به قرآن، به «كتاب آسمانی» قسم یاد كنند.7 البته توجیه طراحان و مدافعان لایحه این بود كه چون برخی نمایندگان منتخب مردم از اقلیتهای مذهبیِ مسیحی، كلیمی یا زرتشتی خواهند بود، موظف ساختن آنان به سوگند با قرآن بیمعناست. بنابراین برای متن سوگندنامه باید عنوان عامی مانند «كتاب آسمانی» انتخاب شود كه شامل كتاب مقدس هر دینی باشد، و به این ترتیب زمینه رسمیت یافتن مسلكهایی مانند بهائیت و سوگند خوردن به كتابهایی همچون «ایقان» و «بیان» نیز پدید میآمد.
پس از تصویب لایحه مزبور، رسانههای جمعی متن آن را قرائت كردند و تبلیغات گستردهای در اینباره به راه افتاد. امام خمینی اولین كسی بود كه بهرغم ظاهر موجّه و فریبنده این مصوبه، توطئه خطرناكِ نهفته در آن را دریافت.
ایشان با شناختی كه از بانیان و طراحانِ اصلی اینگونه مصوبات داشت، میدانست تصویب و اجرای این طرحها در ایران و دیگر كشورهای اسلامی مقدمهای است برای از میان برداشتن نام اسلام و استقرار حكومتهای لائیك و دینستیز. به این دلیل، امام خمینی از راههای مختلف و در قالب بیانیه و سخنرانی، با اجرای این طرح مخالفت كرد.
با تدبیر و روشنگری ایشان، در تاریخ 16 مهرماه 1341 اولین جلسه مشورت و تصمیمگیریِ مراجع تقلید و برخی دیگر علما در منزل مرحوم آیتالله حائری، مؤسس حوزه علمیه قم تشكیل و تصمیمات ویژهای برای مقابله با این اقدام دولت و رژیم پهلوی گرفته شد.8
امام خمینی همچنین با ارسال تلگراف برای محمّدرضا پهلوی9 و نیز اسدالله علم10 تصویب و اجرای این طرح را خلاف شرع و قانون اساسی خواند و با آن مخالفت كرد. ایشان همچنین با تلاشی خستگیناپذیر شبها تا هنگام سحر برای علمای شهرستانهای دیگر نامهنگاری میكرد و آنان را از جنبههای دینستیزانه و استعماری این ماجرا آگاه میساخت.
امام خمینی از سوی دیگر با ایراد سخنرانی و صدور اعلامیه، از توطئه رژیم بر ضد اسلام و مملكت پرده برمیداشت و در اینباره به مردم ایران و مسلمانان هشدار میداد.11
با تلاشهای بیوقفه امام و موضعگیریها و مخالفتهای صریح علمای دینی، موج انتقادها علیه مصوبه انجمنهای ایالتی و ولایتی بالا گرفت. دولت عَلَم نیز در مقابل، با صدور اعلامیهای تهدیدآمیز، به مخالفان درباره عواقب اقداماتشان هشدار داد.12
اما بیاعتنایی امام، مراجع و مردم به این تهدید و گسترش دامنه اعتراضات علیه دولت، سرانجام عَلَم را وادار به عقبنشینی كرد. هیئت دولت در تاریخ هفتم آذرماه 1341 جلسه تشكیل داد و مصوبه خود را رسماً لغو كرد و با فرستادن تلگرافهایی برخی مراجع را از این تصمیم خود آگاه ساخت.13 عقبنشینی دولت علم، با آنكه اقدامی تاكتیكی بهشمار میآمد، پیروزی بزرگی برای مرجعیت، روحانیت و مردم بود؛ زیرا آنان توانسته بودند بهرغم تهدید رژیم، مصوبه رسمیِ دولت را بیاعتبار و الغا سازند.14
8 . انقلاب سفید شاه
42 روز بعد از لغو تصویبنامه انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی از جانب نخستوزیر و هیئت دولت، شخص شاه وارد میدان شد. محمّدرضا پهلوی در سخنرانی رسمی خود، در 19 دیماه 1341، از طرح جدیدی با عنوان «انقلاب سفید» سخن گفت. او تصمیم گرفته بود طرح خود را در قالب شش لایحه به رأی عمومی مردم بگذارد و به این ترتیب، مانع شود كه طرح جدید دچار سرنوشتِ مصوبه شكستخورده قبل گردد.15
محمدرضا پهلوی، طرح آمریكاییاش را در شش مادّه به شرح ذیل پیشنهاد كرد:
1. الغای رژیم ارباب- رعیتی با تصویب اصلاحات ارضی ایران براساس لایحه اصلاحی قانون اصلاحات ارضی مصوب 19 دیماه 1340 و ملحقات آن؛
2. تصویب لایحه قانونی ملّی كردن جنگلها در سراسر ایران؛
3. تصویب لایحه قانونی سهام كارخانجات دولتی به منزله پشتوانه اصلاحات ارضی؛
4. تصویب لایحه قانونی سهیم كردن كارگران در منافع كارگاههای تولیدی و صنعتی؛
5. لایحه اصلاحی قانون انتخابات؛
6. لایحه ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری.16
بعدها نیز، شاه رفتهرفته بر مفاد این طرح بندهایی افزود و اصول آن را به 21 اصل رسانید و با افزوده شدن هر اصل رسانههای جمعی و روزنامهها و جراید، هفتهها به تحسین و تمجید نبوغ پادشاه ایران میپرداختند. برای نمونه یكی از این اصلها «تأسیس سپاه دین» بود. بنا بر این بند، سازمان اوقاف، آقایان نصیر عصار و منوچهر آزمون17- از سران معروف ساواك- را مأمور كرد كه به تقویت مبانی دینی مردم در سراسر كشور بپردازند! 18
انقلاب سفید شاه، كه با ادعاها و شعارهای جذاب و فریبندهای آراسته شده بود، از سویی پارهای از احكام شریعت اسلام را مخدوش میساخت و از سوی دیگر زمینه تسلط بیشترِ دولتهای بیگانه و بهویژه طراح اصلی انقلاب سفید، یعنی آمریكا را بر كشور فراهم میساخت. اینبار نیز امام خمینی، به مطامع طراحان انقلاب سفید شاه پی برد،19 و به افشاگری درباره باطن خطرناک آن، كمر بست. ایشان با فرستادن نامه و شاگردان خود نزد شخصیتهای مذهبی و رایزنیهای فراوان با آنان، توانست مراجع و علمای برجسته داخل و خارج كشور را متوجه خطرهای بزرگ این طرحِ رژیم كند. به این ترتیب امام و دیگر مراجع موضع مخالف خویش را به طور صریح و مشروح، در قالب اعلامیه، پاسخ به سؤالات و استفتائات و... به اطلاع مردم میرساندند. از جمله مراجع بزرگواری كه با انقلاب سفید شاه مخالفت كردند میتوان از مرحوم آیتالله العظمی حاج سید احمد خوانساری نام برد. ایشان در اعلامیه مشتركی كه با مرحوم آقای بهبهانی صادر كردند، شركت در رفراندوم شاه را در حكم مبارزه با امام زمان قلمداد كردند.20
اما بهرغم تحریمهای صریح مراجع بزرگی چون امام خمینی و آیتالله سید احمد خوانساری و مخالفتها و اعتراضات مردم و پارهای از احزاب سیاسی، رژیم در ششم بهمنماه 1341 ش. رفراندومی فرمایشی ترتیب داد و پس از آن، «انقلاب سفید شاه و مردم» را قانونی و قابل اجرا خواند. دلیل اصلی مخالفتها با این رفراندوم، که در اوج اختناق رژیم شاهنشاهی انجام میگرفت، چیزی جز آن نبود که مراجع عظام و پرچمدار این مبارزات، حضرت امام خمینی، با روشنضمیری و بینش الهی خاص خویش دریافته بودند که علاوه بر اینکه چنین رفراندومی به نفع سلطه آمریکا بر کشور است و راه نفوذ بیگانه را به کشور هموار میسازد، صدها مفسده دیگر نیز بر آن مترتب میشود.
پانوشتها:
1- حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی: خاطرات ارتشبد حسین فردوست، ج 1، ص559 ـ 560.
2- همان، ص56.
3- حسین فردوست در كتاب خاطرات خود، شانزده فقره از دكترین امنیت ملّی را كه به دست محمّدرضا پهلوی در ایران اجرا شد، نام برده است (حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی: خاطرات ارتشبد حسین فردوست، ج 1، ص282ـ287.)
4- همان، ص273 ـ 274.
5- همان، 273 ـ 275.
6- سید حمید روحانی، نهضت امام خمینی، ج1، ص166.
7- همان.
8- همان، ص172 و: سید جلالالدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 1، ص376.
9- امام خمینی، صحیفه امام (بیانات، پیامها، مصاحبهها، احکام، اجازات شرعی و نامهها)، ج1، ص78.
10- همان، ص80.
11- سید حمید روحانی، نهضت امام خمینی، ج1، ص178.
12- سید جلالالدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج1، ص380ـ 387.
13- همان، ص385.
14- اسدالله علم، روز شنبه 10/07/1341 در مصاحبه با خبرنگاران گفت: «هیئت دولت تصویب نمود كه مقررات تصویبنامه شانزدهم مهر 1341 مربوط به انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی قابل اجرا نخواهد بود. دولت از آقایان علما، كه در حفظ امنیت كوشیدهاند و... تشكر میكند» (روزنامههای كیهان و اطلاعات، 10/07/1341)
15- سید جلالالدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج1، ص10.
16- سید حمید روحانی، نهضت امام خمینی، ج1، ص249.
17- منوچهر آزمون از اعضای ساواك بود كه در دولت هویدا به معاونت نخستوزیر و ریاست اوقاف دست یافت (حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی: خاطرات ارتشبد حسین فردوست، ج1، ص275.)
18- سید جلالالدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج2، ص10 ـ 11.
19- سید حمید روحانی، نهضت امام خمینی، ج1، ص256.
20- همان، ص322.