میدان مجازی در تسخیر ارتش لِگویی ایران
فائقه بزاز
صحبت از موفقیت پویانماییهای لگویی ایران در کارزار رسانهای است. ویدئوهایی که با هوشمندی چند جوان مبتکر و بر اساس ذائقه بومی مردم آمریکا ساخته شده، مورد استقبال جهانیان قرار گرفته است. دست برتری که هشدار میدهد ایرانیان وارد قلب شبکههای آمریکائی شده، تلاش میکنند روی افکار مردم آمریکا تأثیر بگذارند.
لگوییهایی که با یک پویانمایی بومی و با استفاده از سمفونی «خرمشهر» اثر مجید انتظامی با عنوان «روایت فتح» منتشر شد و توانست با موسیقی حماسی و دراماتیک «خرمشهر»، مظلومیت، مقاومت و پیروزی را بدون نیاز به کلمات منتقل کند و در امتدادش به موفقیت ویدئوهای رپ گنگستری و ارتباط مستقیم با جوانان غربی برسد. در این شماره به چگونگی میزان باورپذیری این ویدئوهای نوستالژیک میان مردم آمریکا و بازتاب آن در رسانههای دنیا میپردازیم. ویدیوهائی که هوشمندانه بر تحقیر و تمسخر ترامپ و نتانیاهو تأکید میکنند و با مخاطب جهانی همخوانی دارند.
ویدئوهای لگویی
و سیمکشی مجدد مغزهای جهان
در یکی از این ساختهها، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل هم در حالی نشان داده میشود که کلمات فتنهانگیز در گوش ترامپ زمزمه میکند. تسلط سازندگان بر فرهنگ غربی و موسیقی متن که اغلب رپ پرانرژی با اشعار انگلیسی، آمریکایی است ترامپ را فردی خودشیفته، احمق و دروغگو روایت میکند بهگونهای که حتی وقتی شلوارش آتشگرفته، در حال سوختن است باز هم اعلام پیروزی میکند.
در جایی دیگر این ترانه و شعار خودنمایی میکند که؛ «جوانان آمریکایی در صف اعزام به خدمت قرار میگیرند، درحالیکه ثروتمندان در جزیره اپستین خوشگذرانی میکنند.» و همزمان نوار خبری افزایش شدید قیمت نفت به چشم مخاطب میآید، آتشی از اسکناسها، هدررفتن پول مالیاتدهندگان آمریکایی را نمایش میدهد و بمبهای آمریکایی کودکان مدرسهای ایرانی را میکشند.
در یکی دیگر از ویدئوها اینکه ایلومیناتی آمریکا را کنترل میکند، و مرگ پرنسس دایانا تصادفی نبوده است به رخ جهانیان کشیده میشود. در ویدئوی بامزه دیگری با بهترین و باکیفیتترین روشهای هوش مصنوعی نتانیاهو به شکل کرمی درون یک سیب نمایش داده میشود.
ویدئوی مربوط به شهادت مظلومانه دختران میناب یا دویدن عشایر بانمک ایرانی با برنو دنبال خلبان مفلوک هواپیمای ساقط شده آمریکایی نیز اگرچه محتوایی بومی و ایرانی دارد؛ اما با چینش ماهرانه درست تصاویر پیش چشم مخاطب و چاشنی ترانهها و موسیقیاش برای مخاطبان آمریکائی نیز تأثیرگذار و جذاب است.
با موفقیت پویانماییهای لگویی، موج بزرگی از واکنشها توسط بلاگرها و یوتیوبرهای غربی در رسانهها و شبکههای اجتماعی به راه افتاد. بلاگرهای طرفدار رپ و هیپهاپ، میزگردهای کارشناسی برایش ترتیب دادند و کریستین امانپور در گفتوگو با تحلیلگر آمریکایی در برنامه «پروندههای سابق» با هیجان یکی از ترانههای این کارتونها را همخوانی کرد. حتی پای چهرههای شناختهشده سیاسی و رسانهای غرب مانند جرج گالوی، مکس بلومنتال و جان کوپر را هم به میان آمد تا اعتراف کنند پروپاگاندای ساختگی ایرانیها خیلی بهتر از پروپاگاندای جنگی آمریکا است و آمریکا و اسرائیل در جنگ رسانهای جدید و لگوها بیدفاع به نظر میرسند.
لگوییها صدای «مالکوم نانس»، فرمانده سابق نیروی دریایی آمریکا را هم درآوردند تا از سرعت تولید و انتشار این ویدئوها اظهار تعجب کند.
در اکونومیست نیز تصریح شد: «این ویدئوها مغزهای جهان را سیمکشی مجدد کردهاند» و ایرانیها توانستهاند از طریق استفاده بسیار خوب از خردهفرهنگهای اینترنتی، میمها و پویانماییها، باروح زمانه ارتباط برقرار کنند و این بار پیام «به آمریکا اعتماد نکنید» نه از زبان رهبران ایران، بلکه از زبان نسخههای لگویی آنها منتقل میشود که سرگرمکننده و مؤثرتر است.
پیروزی ایران در نبرد تبلیغاتی علیه هالیوود
شاید بتوان گفت BBC اولین رسانهای است که در گزارش خود از این ویدئوهای لگویی، مصاحبهای از مسئول صفحه «اکسپلوسیو مدیا»- در یک فضای ضد نور و بدون امکان تشخیص چهره او- منتشر کرد که در مصاحبه خود ضمن تأکید بر مستقلبودن تیم سازنده این پویانماییها، اعلام کرد تیم سازنده این ویدئوها کمتر از ۱۰ نفر است و دلیل استفاده آنها از گرافیک سبک لگو را زبان جهانی آن دانست و اعلام کرد جهان باید به رسانه جدید ایران عادت کند.
شبکه CNN هم در گزارشی رپهای لگویی به همراه توئیتهای سفارتخانههای ایران در کشورهای مختلف را قویترین کارهای ایران در بخش دفاع تهاجمی تبلیغاتی معرفی و این روند را تغییر در الگوی تبلیغات حکومتی ایران توصیف میکند و میگوید ایران بعد از سالها تبلیغات سنتی و قدیمی، به سراغ قالبهای تازهتری مانند پویانماییهای لگویی، رپ و میم رفته تا با گزارشهایی که محور و محتواهای آن کمتهدیدتر و برای جوانان قابلهضمتر است؛ برای خود تبلیغ یا از خود دفاع کند.
اکونومیست در گزارش مفصلی که به نبرد روایتها در جنگ آمریکا علیه ایران پرداخته است؛ اعتراف میکند به طرز شگفتآوری، در این جنگ ایران در حال پیروزی در نبرد تبلیغاتی علیه «زادگاه هالیوود» است. در این گزارش با اشاره به ویدئوهای تولیدشده باهوش مصنوعی که در آنها دونالد ترامپ به سخره گرفته شده و کسانی که در برابر او مقاومت میکنند، ستایش میشوند؛ با استناد به آمار یک مؤسسه آمریکایی اعلام میکند این ویدئوها در ماه نخست جنگ، بیش از یک میلیارد بازدید تنها در شبکه ایکس به دست آوردهاند.
روزنامه گاردین هم در مطلبی با عنوان «پیروزی وایرالی» با اذعان به اینکه ایران در نبرد شبکههای اجتماعی از آمریکا بهعنوان سرزمین غولهای فناوری، جلو افتاده است، اشاره میکند که ایرانیها با ویدئوهای کمدی و پویانماییهای لِگویی ترامپ که توسط هوش مصنوعی ساخته شدهاند، از طنز در نبرد تبلیغاتی علیه آمریکا استفاده میکنند.
گاردین در این گزارش آورده است: «ایران دارد سرزمین بچهخفنهای تکنولوژی را در جنگ در شبکههای اجتماعی شکست میدهد.»
«سرزمین بچهخفنهای تکنولوژی» اصطلاحی برای اشاره به دستاندرکاران حوزهی فناوری آمریکا، بهخصوص در «سیلیکونولی» قلب فناوری این کشور، است که به غرور و خودبزرگبینی آنها و همچنین بیاعتنائی یا بیاطلاعی آنها نسبت به واقعیتهای اجتماعی اطرافشان اشاره دارد.
واکنشها به پیشروی ارتش لِگویی ایران
بِن رودز، تحلیلگر امنیت ملی آمریکا هم در مصاحبهای با شبکه «ام. اس. نوو» درباره تبلیغات جنگ اخیر آمریکا علیه ایران؛ از ویدئوهای تبلیغاتی آمریکا انتقاد میکند و میگوید ویدئوهای ایرانی برخلاف تبلیغات ترامپ که فقط برای پایگاه هواداران خودش طراحی شده بود؛ برای مخاطب ایرانی ساخته نشده و روی مضامینی دست میگذارد که در ایالت متحده آمریکا و سراسر جهان بازتاب دارد. مضامینی مانند اینکه ترامپ بخشی از یک فرقه نخبگانی پشت پرده است یا اینکه پروندههای اپستین او را آسیبپذیر و گرفتار کرده است و او برای جان غیرنظامیان و کودکان ارزشی قائل نیست و این یعنی تبلیغاتِ تهاجمی.
رودرز در این مصاحبه خود هشدار میدهد که کاملاً محتمل است برای جوانان زیر ۳۰ سال آمریکایی و در هر جای دیگر دنیا که روزنامه نمیخوانند و اخبار را از شبکههای اجتماعی مثل تیکتاک، اینستاگرام و ایکس دنبال میکنند؛ همین ویدئوها اصلیترین چیزی بوده باشد که درباره جنگ آمریکا و ایران دیدهاند.
شلیک به قلب دشمن با سلاح خودش
متخصصان سواد رسانهای، شکستن گارد دفاعی مخاطب و سرعت را یکی از علتهای فراگیرشدن این سبک محتوا میدانند؛ چراکه در جنگ روانی بسیار مهم است که در نگاه اول مخاطب گاردی نسبت به محتوا نداشته باشد.
دیوید گیلبرت؛ خبرنگار مجله وایرد هم معتقد است که سرعت نکته کلیدی در بازدید این ویدئوها است و با اشاره به اینکه گروه سازنده ایرانی بهصورت لحظهای به اتفاقاتی که در حل رخدادن است واکنش نشان میدهند؛ میگوید: از زمانی که ترامپ آتشبس را اعلام کرد تا وقتی که ویدئوها منتشر شد؛ از جمله جزئیات طرح ۱۰بندی آتشبس، فقط چند ساعت طول کشید، نه چند روز. آنها توانستند در عرض چند ساعت آن را آماده و منتشر کنند؛ بنابراین این یک تغییر اساسی در نحوه واکنش دولتها به رویدادهای دنیای واقعی
است.
کیان عبداللهی، کارشناس و فعال رسانه و سردبیر خبرگزاری تسنیم، نخستین عامل موفقیت، یا بهاصطلاح رسانهای وایرالشدن این ویدئوها، را عبور آنها از فیلترهای دفاعی مخاطب میداند و میگوید: «مخاطبان غربی، بهویژه نسل جوان، نسبت به اخبار رسمی و دولتی چه داخلی و چه خارجی بدبین هستند.» و برای اثبات این ادعای خود به نظرسنجی چند سال قبل مؤسسه گالوپ در آمریکا اشاره میکند که بر اساس انتخاب شرکتکنندگان در نظرسنجی از بین ۱۰ نهاد مختلف مربوط به دموکراسی و در پاسخ به این سؤال که «به کدام نهاد اعتماد بیشتری دارید؟»، رسانه در قعر لیست بود! بنابراین این یک واقعیت است که مردم در غرب دیگر به رسانهها اعتماد زیادی ندارند.
عبداللهی اولویت «هنر» نسبت به «خبر» رسمی و خشک و خلاقیت و بهرهگیری از لگو بهعنوان یک زبان جهانی را از دیگر عوامل مهم موفقیت این پویانماییها میداند و میگوید: «هنر با قصهگویی، تجربه زیسته بهتری برای مخاطب نسبت به خبر رسمی ایجاد میکند و مخاطب با آن ارتباط بیشتری میگیرد.»
این کارشناس رسانه معتقد است تیم سازنده این پویانماییها با استفاده از فرمت لگو که در ضمیر ناخودآگاه مخاطب نماد بازی، خلاقیت و بهنوعی برانگیزاننده حس نوستالژیک کودکی است، توانستند از فیلترهای دفاعی مخاطب عبور کنند؛ چنانکه این ویدئوها در نگاه اول اصلاً شبیه به محتوای سیاسی یا جنگی به نظر نمیرسیدند، بلکه بیشتر شبیه به میمهای اینترنتی یا ویدیوهای طنز بودند؛ درحالیکه اگر مخاطب غربی با محتوای رسمی مواجه میشد، ممکن بود آن را پس بزند.
واکنش سریع و به موقع و بازنشر میلیونی
احمد راستینه، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس، واکنش به موقع تیم سازنده ویدئوهای لگویی به حوادث و وقایع زمان جنگ و پس از آن را از نقاط قوت کار آنها میداند و میگوید: الگوریتم حاکم بر فضای مجازی بهنحوی است کاربران را به واکنش هیجانی نسبت به اتفاقات ترغیب میکند و سعی میکنند در همان ساعات اولیه وقوع یک رویداد در صفحات خود نسبت به آن واکنش دهند؛ اینجا بُرد با محتوایی است که سریعتر تولید شود.
سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس تولید ویدئوهایی لگویی با مضمون سقوط جنگندههای آمریکایی، یا تلاش هموطنان لر ما برای پیداکردن خلبان آمریکایی و دیگر موارد اینچنینی به فاصله چند ساعت از انتشار خبر آنها را نمونههای روشنی از سرعت عمل در تولید این محتواها و عامل بازنشر پرتعداد آن در صفحات متعدد مجازی میداند و معتقد است: «اگر همین محتوا چند روز بعد منتشر میشد، به این اندازه مورد استقبال قرار نمیگرفت؛ بنابراین واکنش سریع و بموقع عوامل سازنده این ویدئوها به رویدادها، رابطه مستقیمی در بازدید و بازنشر میلیونی آنها دارد.»
ویدیوهای لگو ایرانی این روزها به نقل محافل رسانههای اجتماعی و مطبوعات خارجی تبدیل گشته و کارشناسان به دنبال چرایی تأثیر آنها در فضای خارج از ایران هستند. یکی از کارشناسان آمریکایی در تحلیل خود گفت ایرانیها باهوش مصنوعی ویدئوهایی بسیار هوشمندانه و بسیار اثرگذار تولید میکنند که دقیقاً به قلب برخی از نقاط ضعف استدلالهایی میزند که دولت ترامپ مطرح میکند؛ طبق یک برآورد، فقط در شبکه اجتماعی ایکس بیش از یک میلیارد بازدید گرفتهاند؛ آنها وارد حریم ما شدهاند! آنها دارند تلاش میکنند روی مردم ما اثر بگذارند و این واقعاً نگرانکننده است.
هوش مصنوعی امکان ساخت ویدیوهایی با ظاهر پرهزینه را بهصورت ارزان و سریع در واکنش به اخبار فوری فراهم میکند. ازآنجاکه بیشتر مدلهای هوش مصنوعی بر محتوای غربی آموزش دیدهاند، این فناوری همچنین تولید محتوای جدیدی را که بر الگوهای فرهنگی غربی سوار میشود، آسان میکند. شبکههای اجتماعی راههای متعددی برای انتشار این طعنههای ایران فراهم میکنند، درحالیکه یوتیوب آنها را مسدود کرده است.