کد خبر: ۳۳۸۲۴۱
تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۰
به بهانه فیلم «جانشین»

«قهرمان یعنی این!»

آرش فهیم

قهرمانان حکم شیرازه کتاب تاریخ و هویت ملی یک سرزمین را ایفا می‌کنند؛ آنها نمادهایی هستند که مانع از فروپاشی رؤیاهای مشترک ملت‌ها می‌شوند. به همین دلیل هم سیاست‌گذاران و فرماندهان پشت صحنه در هالیوود، این همه بر تکثیر و زایش قهرمانان اصرار دارند. چون در کشور پرتناقضی چون آمریکا، بعد از گذشت ۲۰ سال هنوز هم سری فیلم‌های اسپایدرمن تولید می‌شود تا تارهای مرد عنکبوتی ایالات آن را متحد نگه دارد و سوپرمن بر فراز آسمان‌ها پرواز می‌کند تا «غرور جریحه‌دارشده آمریکایی» و رؤیای دست‌نیافتنی بی‌نقص بودن را زنده نگه دارد؛ کاپیتان آمریکا با سپری از جنس فلز و تعصب، ترک‌های عمیق هویت ملی و شکاف‌های سیاسی جامعه را بپوشاند؛ بتمن در تاریکی گاتهام پرسه می‌زند تا ترسی را که سیستم از آنزیمی کردن جامعه دارد، به ترس از قانونِ خودخوانده تبدیل کند و نظم سرمایه‌داری را نجات دهد؛ و آیرون‌من با زره میلیارددلاری‌اش ساخته می‌شود تا به دنیا ایده «نجات جهان به دست ثروت و فناوری آمریکایی» را تزریق کند. هالیوود این قهرمانان را نه برای سرگرمی محض، بلکه به‌عنوان «چسب هویت‌ساز» و منجی‌های فانتزی می‌سازد تا در دنیای واقعی، مردم خلأهای عمیق اجتماعی و ساختاری کشورشان را فراموش کنند.
اما این سوی دنیا، کشوری به نام ایران می‌درخشد که در هر نقطه از جغرافیا و تاریخ نیم‌قرن اخیرش، قهرمانانی فراهالیوودی ظهور کرده‌اند. ستاره‌هایی که با نوع زندگی، مبارزه و شهادت‌شان، به موتور تاریخ و هویت مردم این سرزمین سوخت‌رسانی می‌کنند. سردار شهید «حسین املاکی» یکی از این قهرمانان درخشان آسمان ماست که درباره بخشی از زندگی او یک فیلم با عنوان «جانشین» ساخته شده است. قصد داریم به این فیلم و نسبت آن با جامعه امروز بپردازیم!
مهدی شامحمدی سه سال پیش با فیلم «مجنون» نوید ظهور یک فرم‌شناس متعهد در حوزه سینما و درام جنگی را داده بود، این بار هم با «جانشین» یک گام دیگر در رساندن نور قهرمانان ملی به پرده سینما برداشته است. اگر «مجنون» به دلیل خاستگاه مستندسازی کارگردانش، بیشتر بر اتمسفر، لوکیشن و واقع‌گرایی بصری تکیه داشت، «جانشین» تمرکز بیشتری بر درام، شخصیت‌پردازی و قصه‌گویی دارد.
برخلاف قهرمانان سینمای هالیوود که غالباً فردگرا، شکست‌ناپذیر و برخاسته از قدرت‌های فانتزی یا متکی بر ابزارهای تکنولوژیک تدافعی هستند و منجی‌گری‌شان در نهایت به تثبیت «منِ خودخواه» یا پرچم ابرقدرت‌ها می‌انجامد، قهرمان واقعی فیلم «جانشین» (شهید حسین املاکی) الگویی کاملاً متفاوت از انسان تراز را ارائه می‌دهد. قهرمان «جانشین» نه یک سوپرمن اتوکشیده و عاری از عواطف، بلکه جوانی زیسته در بستر مردم و خانواده است که عظمتش را نه از قدرت تخریب، بلکه از «عقلانیت جهادی» و «ایثار مطلق» می‌گیرد. حماسه او در اوج بحران نه با کشیدن ماشه برای نابودی دیگری، بلکه با برداشتن ماسک شیمیایی از صورت خود و بستن آن بر چهره هم‌رزمش رقم می‌خورد؛ رفتاری باورپذیر، ملموس و بی‌ادعا که نشان می‌دهد الگوی قهرمان ایرانی-اسلامی، هویت خود را در ایثار جان برای بقای انسان‌های دیگر معنا می‌کند، نه در نمایش شوخ‌طبعانه قدرت و سلطه بر جهان.
زیست‌شناسی یک قهرمان
اصلی‌ترین دستاورد «جانشین»، ترسیم دقیق و گام‌به‌گام پروسه «قهرمان شدن» است. شامحمدی این‌بار به سراغ یکی از نابغه‌ترین و مظلوم‌ترین فرماندهان دوران دفاع مقدس، یعنی شهید «حسین املاکی» (جانشین لشکر قدس گیلان) رفته است. فیلم با هوشمندی کامل، املاکی را از همان ابتدا یک اسطوره دست‌نیافتنی، منزه و عاری از عواطف بشری تصویر نمی‌کند؛ بلکه ما در پرده نخست با یک جوان معمولی، پرتلاش و خاکیِ برخاسته از روستای «کولاک‌محله» لنگرود روبه‌رو می‌شویم که در کوره حوادث جنگ و در بستر التهاب‌آور عملیات‌های مختلف، از جمله «نصر ۴»، مس وجودش به طلای ناب بدل می‌شود. فیلم‌ساز به‌درستی درک کرده است که برای ساختن یک قهرمان باورپذیر در دل جهاد، نباید تنها به خاکریز و تفنگ و آتش اکتفا کرد. «جانشین» با نقب زدن به خلوت قهرمان، نمایش دوران مجروحیت و گریزی به زیست خانوادگی و صمیمانه او، به شخصیت عمق روان‌شناختی می‌بخشد. همین توجه به حریم شخصی و نوع تعامل عطوفت‌آمیز او با خانواده و همرزمانش، تفاوت میان یک «پوستر تبلیغاتی» با یک «انسان تراز» را رقم می‌زند. ما در «جانشین» با قهرمانی روبه‌رو هستیم که عقلانیت، مدیریت بحران و ازخودگذشتگی‌اش نه از سر جوزدگی یا هیجان زودگذر، که ریشه در ایمانی آگاهانه، تعبدی عمیق و عقبه‌ای خانواده‌محور دارد.
درخشش یک «آرمان»
نمی‌توان از «جانشین» سخن گفت و به بازی روان و باورپذیر «آرمان درویش» اشاره نکرد. درویش در ۳۸سالگی، سخت‌ترین، حساس‌ترین و ماندگارترین نقش کارنامه هنری خود را با مهارتی مثال‌زدنی ایفا کرده است. او توانسته است آن آرامش درونی، حیا و در عین حال صلابت شهید املاکی را در نگاه‌های نافذ و لرزش کنترل‌شده صدایش متبلور کند. درک صحیح و عمیق او از تفکر و روحیه شهید باعث شده تا این نقش از حد یک تقلید تصویری یا چهره‌پردازی فراتر رفته و ملموس و جان‌دار شود.
نگاه آرمان درویش به این نقش ــ همان‌طور که خود نیز تأکید کرده ــ نه نگاهی جشنواره‌ای برای شکار سیمرغ، بلکه نوعی «تسلیم در برابر حقیقت شهید» بوده است؛ و همین خلوص، بر خروجی کار اثر گذاشته است. در کنار او، بازی‌های پخته و لایه‌دار امیر آقایی و حضور متفاوت شکیب شجره، ویترینی پربار و استاندارد از بازیگری را برای این فیلم رقم زده است.
تکنیک در خدمت معنا
از منظر تکنیکی، «جانشین» یک اثر سرحال و پرخون و روان است. این فیلم با شروعی کوبنده، مخاطب را در محاصره آتش دشمن قرار می‌دهد و تا پایان عملیات سنگین و ناهموار نصر ۴ و ارتفاعات شمالی رها نمی‌کند. تنوع لوکیشن، مدیریت میدانی صحنه‌های اکشن و تعدد موقعیت‌های دراماتیک، مانع از خستگی چشم مخاطب می‌شود.
در بخش فنی، «جانشین» نشان‌دهنده یک مهندسی بصری قابل‌قبول است. تدوین فیلم در صحنه‌های عملیاتی، صرفاً تقطیع سریع نماها برای ایجاد هیجان کاذب نیست؛ بلکه نوعی تدوین دیالکتیکی است که میان التهاب و اضطراب خط مقدم و آرامش معنوی و خلوت‌های پشت جبهه، توازن برقرار می‌کند. تدوین‌گر با درک درست از ریتم حیات جهادی، اجازه نمی‌دهد ضرب‌آهنگ فیلم در بخش‌های خانوادگی افت کند؛ بلکه از آن برای نفس‌گیری مخاطب پیش از فینال سهمگین فیلم بهره می‌برد.
اما نکته برجسته در «جانشین»، فراتر از ابعاد تکنیکی و زیباشناختی آن، در ترسیم «مسئولیت اجتماعی و تاریخی» فیلم نهفته است. یکی از مهم‌ترین وظایف سینمای امروز، هویت‌بخشی به نسل جوان و ارائه پاسخ‌های کارآمد به نیازهای فرهنگی جامعه کنونی است؛ شخصیت شهید حسین املاکی در فیلم «جانشین» دقیقاً همان نقطه‌ای را نشانه می‌رود که کشور امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد: پیوند عقلانیت تخصصی، مدیریت بحران میدانی و ایثار بی‌دریغ. 
شهید املاکی صرفاً یک سردار شجاع نبود؛ او مسئول اطلاعات-عملیات و یکی از طراحان برتر نظامی دفاع مقدس بود. کسانی که با سیره او آشنایند، می‌دانند که شناسایی‌های او چنان دقیق، علمی و قابل‌استناد بود که حتی فرماندهان و بازجویان ارتش بعث عراق پس از اسارت رزمندگان، ابتدا سراغ وضعیت املاکی را می‌گرفتند.
 آنچه امروز کشور ما در عرصه مدیریت اجرایی، اقتصادی و فرهنگی به آن نیازمند است، دقیقاً همین سنخ از مسئولان است؛ مدیرانی که نه پشت میزها و زیر باد کولر، بلکه در مرکز میدان بحران حضور داشته باشند، مسئله را دقیق شناسایی کنند و با تصمیم‌گیری عقلانی و شجاعانه، گره‌گشایی نمایند. از سوی دیگر، تجلی نهایی و تاریخی زیست شهید املاکی در فروردین ۱۳۶۷ و در ارتفاعات «بانی‌بنوک» (عملیات والفجر ۱۰) رخ داد؛ لحظه‌ای که دشمن بعثی با بمباران ناجوانمردانه شیمیایی، منطقه را به آتشی از گازهای خردل و اعصاب بدل کرد. در آن اوج قحطی اکسیژن و در دهان اژدهای مرگ، وقتی املاکی دید بسیجی جوان کنارش ماسک ندارد، بدون لحظه‌ای تردید، ماسک خود را باز کرد و بر صورت او بست. او خود گاز سمی را استنشاق کرد و به شهادت رسید، اما یک انسان دیگر را زنده نگه داشت. فرازی که رهبر شهید انقلاب در توصیف آن با جمله‌ای کوتاه اما عمیق فرمودند: «قهرمان یعنی این!»
اطلاعات و شناسایی دقیق میدانی، تصمیم‌گیری مبتنی بر واقعیات، کارشناسی دقیق و پیمایش میدانی، حضور در خط مقدم بحران، مسئولیت‌پذیری شجاعانه، پاسخ‌گویی بی‌واسطه به مردم، عقلانیت و محاسبه‌گری در عملیات، پرهیز از شتاب‌زدگی و شعارزدگی و تصمیمات هیجانی در اداره امور، ایثار در اوج خطر، ترجیح دادن منافع و حیات مردم بر منافع شخصی و حزبی و سازمانی، بخشی از سیره فرماندهی و مدیریت این فرمانده بود! در حالی که جریان‌های خسته یا نفوذی در عرصه فرهنگ تلاش می‌کنند تصویر رزمنده دفاع مقدس را انسانی دچار تردید، پشیمان یا خسته از آرمان‌ها نشان دهند، مهدی شامحمدی آدرس درست را می‌دهد. او با «جانشین» ثابت می‌کند که یک انسان آرمان‌خواه، نه‌تنها دچار بریدگی نمی‌شود، بلکه هرچه فشار بحران بیشتر شود، عقلانیت و درخشش وجودی او برای نجات اوج می‌گیرد. شهید حسین املاکی با این فیلم، بار دیگر در فضای فرهنگی کشور متولد شد تا به همه ما و مدیران امروز یادآوری کند که «جانشین» بودن در مسیر حق و خادمی مردم، بهایی به سنگینی جان دارد، اما پاداشی به وسعت تاریخ و ابدیت.

captcha