کد خبر: ۳۳۳۲۸۵
تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۰
عدالت؛ چالش پنهان جام جهانی 2026

وقتی بازی قبل از سوت داور آغاز می‌شود (نگاه)

مترجم: سید محمد امین‌آبادی
جام جهانی فوتبال یکی از معدود رویدادهای جهانی است که مشروعیت خود را نه از قدرت، ثروت یا نفوذ سیاسی شرکت‌کنندگان، بلکه از اصل «رقابت برابر» به دست می‌آورد. میلیون‌ها نفر در سراسر جهان این مسابقات را دنبال می‌کنند، زیرا باور دارند که دست‌کم در طول نود دقیقه بازی در زمین فوتبال، تفاوت میان کشورها نه براساس اندازه اقتصاد، توان نظامی یا وزن ژئوپلیتیکی، بلکه بر پایه عملکرد در میدان مسابقه تعیین می‌شود. دقیقاً همین تصور از برابری است که جام جهانی را به مهم‌ترین رویداد ورزشی جهان تبدیل کرده است. با این حال، در میانه بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶، پرسشی اساسی که برای این بازی‌ها مطرح می‌باشد این است که اگر همه تیم‌ها تحت شرایط برابر وارد زمین نشوند، آیا همچنان می‌توان این رقابت را عادلانه دانست؟
آنچه این روزها درباره اعمال محدودیت بر برخی تیم‌ها از سوی آمریکا به‌عنوان کشور میزبان در جام جهانی مطرح می‌شود، در نگاه نخست ممکن است صرفاً یک اختلاف سیاسی یا اداری به‌نظر برسد. اما در سطحی عمیق‌تر، این موضوع یکی از بنیادی‌ترین اصول حکمرانی ورزش جهانی را به چالش می‌کشد. مسئله اصلی این نیست که یک کشور با کشور دیگری اختلافات سیاسی دارد یا اینکه برخی بازیکنان با شرایط محدودکننده‌تری برای ورود یا اقامت روبه‌رو هستند. بلکه مسئله این است که برای نخستین‌بار، نشانه‌هایی از شکل‌گیری یک رویه جدید پدیدار شده است؛ رویه‌ای که در آن کشور میزبان می‌تواند، بدون تغییر دادن قواعد رسمی مسابقات، محیط رقابتی را به شکلی نامتقارن برای تیم‌های مختلف شکل دهد.
در علوم سیاسی و حقوق عمومی، مشروعیت هر رقابتی بر پایه «عدالت رویه‌ای» استوار است. مردم معمولاً تنها زمانی نتایج را می‌پذیرند که اطمینان داشته باشند فرآیند رقابت برای همه شرکت‌کنندگان یکسان بوده است. این اصل درباره انتخابات، دادگاه‌ها، مناقصه‌ها و حتی رقابت‌های ورزشی نیز صدق می‌کند. اگر شرکت‌کنندگان بر این باور باشند که برخی رقبا از مزایایی برخوردارند که دیگران به آن دسترسی ندارند، اعتماد به نتایج به‌تدریج فرسایش می‌یابد؛ حتی اگر قواعد رسمی در ظاهر برای همگان یکسان به‌نظر برسد.
فوتبال حرفه‌ای نیز بر همین منطق استوار است. برخلاف تصور رایج، عدالت رقابتی تنها به قوانین حاکم بر زمین بازی محدود نمی‌شود. در سطح حرفه‌ای، مسابقه مدت‌ها پیش از سوت داور آغاز می‌شود. کیفیت ریکاوری بازیکنان، سهولت سفر، دسترسی به امکانات تمرینی، ثبات روانی، نظم برنامه‌ریزی مسابقات، شرایط اقامت و آزادی جابه‌جایی، همگی بخشی از سرمایه رقابتی یک تیم را تشکیل می‌دهند. به همین دلیل است که باشگاه‌ها و تیم‌های ملی میلیون‌ها دلار صرف بهینه‌سازی کوچک‌ترین جزئیات آماده‌سازی خود می‌کنند. در چنین سطحی از رقابت، یک پرواز اضافی، چند ساعت تأخیر، یک محدودیت اداری یا یک فشار روانی مداوم می‌تواند به همان اندازه یک اشتباه تاکتیکی بر نتیجه تأثیر بگذارد.
از این منظر، تحولات مرتبط با جام جهانی ۲۰۲۶ باید با دقت بررسی شود. نگرانی صرفاً این نیست که برخی تیم‌ها ممکن است با مشکلات مربوط به صدور ویزا یا محدودیت‌های اداری مواجه شوند؛ بلکه نگرانی اصلی آن است که چنین محدودیت‌هایی خود به بخشی از محیط رقابتی تبدیل شوند. اگر یک تیم بتواند تمام تمرکز خود را بر آماده‌سازی فنی، تمرین و ریکاوری معطوف کند، در حالی که تیمی دیگر ناچار باشد بخشی از انرژی خود را صرف حل مشکلات اقامتی، تمدید مجوزها، محدودیت‌های سفر یا پیچیدگی‌های مربوط به ورود مجدد به کشور میزبان کند، در آن صورت شرایط رقابت دیگر واقعاً برابر نخواهد بود. نابرابری در اینجا نه در مقررات رسمی فیفا، بلکه در محیط عملیاتی برگزاری مسابقات شکل می‌گیرد.
دقیقاً در همین نقطه است که مسئله از سطح یک اختلاف سیاسی فراتر می‌رود و به یک چالش ساختاری برای فوتبال جهانی تبدیل می‌شود. طی دهه‌های گذشته، کشور میزبان معمولاً به‌عنوان تسهیل‌کننده رقابت تلقی می‌شد. نقش آن فراهم کردن زیرساخت‌ها، تضمین امنیت، تسهیل ورود تیم‌ها و ایجاد شرایطی بود که در آن همه شرکت‌کنندگان بتوانند بدون تحمیل هزینه‌ها و فشارهای بیرونی به رقابت بپردازند. اما آنچه اکنون در آمریکا در حال شکل‌گیری به نظر می‌رسد، یک تغییر پارادایمی است: میزبان دیگر صرفاً برگزارکننده مسابقات نیست، بلکه به بازیگری تبدیل می‌شود که می‌تواند از طریق اختیارات حاکمیتی و اداری خود، شرایط رقابت را شکل دهد.
خطر واقعی دقیقاً در همین‌جاست. اگر چنین رویه‌ای که آمریکا در پیش گرفته به یک عرف پذیرفته‌شده تبدیل شود، پیامدهای آن بسیار فراتر از جام جهانی ۲۰۲۶ خواهد بود. در آن صورت، هر کشور میزبان در آینده می‌تواند با توجیهات سیاسی، امنیتی، مهاجرتی یا اداری، شرایط متفاوتی را برای تیم‌های شرکت‌کننده ایجاد کند. ممکن است کشوری ورود برخی بازیکنان را دشوارتر کند. کشور دیگری شاید محدودیت‌هایی برای رفت‌وآمد تیم‌های خاص اعمال کند. کشور سوم نیز ممکن است از سازوکارهای بوروکراتیک برای افزایش هزینه‌های غیرمستقیم حضور برخی رقبای منتخب استفاده کند. در تمام این موارد، قوانین رسمی مسابقات بدون تغییر باقی خواهد ماند، اما اصل برابری رقابتی به‌تدریج فرسوده خواهد شد.
مورد ایران در جام جهانی کنونی تنها یک نمونه در چارچوب روندی گسترده‌تر است. تصور کنید که بازیکنان یا اعضای یک تیم ملی در جریان مسابقات ناچار باشند با محدودیت‌های زمانی مرتبط با اقامت یا مسائل اداری روبه‌رو شوند. تصور کنید بخشی از زمان استراحت و ریکاوری آنها، به‌جای آماده‌سازی برای مسابقه، صرف رسیدگی به مسائل مربوط به وضعیت حقوقی‌شان در کشور میزبان شود. حتی اگر چنین محدودیت‌هایی به‌صراحت در مقررات مسابقات گنجانده نشده باشند، تأثیر آنها بر شرایط رقابت انکارناپذیر است. در چنین وضعیتی، تیم‌ها دیگر صرفاً در برابر حریفان خود رقابت نمی‌کنند، بلکه همزمان هزینه‌هایی را نیز متحمل می‌شوند که دیگران با آن مواجه نیستند.
نکته‌ای که به‌ویژه شایان توجه است این است که چنین روندی با فلسفه‌ای که فوتبال جهانی طی دهه‌ها ترویج کرده است، در تضاد قرار دارد. فیفا همواره فوتبال را به‌عنوان زبانی جهانی میان ملت‌ها معرفی کرده و بر اصولی همچون فراگیری، برابری و عدم تبعیض تأکید داشته است. اما این اصول تنها زمانی معنا پیدا می‌کنند که در عمل تضمین شوند. برابری رقابتی صرفاً یک شعار تبلیغاتی نیست؛ بلکه شالوده اعتماد عمومی به مسابقات را تشکیل می‌دهد. اگر این اعتماد تضعیف شود، حتی هیجان‌انگیزترین رقابت‌ها نیز بخشی از مشروعیت خود را از دست خواهند داد.
در نهایت، پرسش امروز این نیست که آیا یک تیم خاص در جام جهانی با مشکلات ویزا مواجه خواهد شد یا نه. پرسش عمیق‌تر این است که آیا فوتبال جهانی حاضر است بپذیرد که کشور میزبان بتواند هزینه‌ها و محدودیت‌هایی را بر برخی تیم‌ها تحمیل کند که دیگران با آن روبه‌رو نیستند. اگر پاسخ مثبت باشد، آنچه در معرض خطر قرار می‌گیرد نه سرنوشت یک تیم یا یک کشور، بلکه فرسایش تدریجی یکی از بنیادی‌ترین اصول ورزش بین‌المللی است.
جام جهانی همواره نماد این ایده بوده است که همه تیم‌ها از نقطه‌ای یکسان آغاز می‌کنند. ممکن است برخی از تیم‌ها بازیکنان بهتر، مربیان باتجربه‌تر یا منابع بیشتری داشته باشند، اما قواعد بازی برای همگان یکسان باقی می‌ماند. آنچه امروز در معرض تهدید قرار دارد، نه نتیجه یک مسابقه خاص یا سرنوشت یک تیم مشخص، بلکه فرسایش تدریجی همین اصل بنیادین است. اگر برخی تیم‌ها ناچار باشند پیش از ورود به زمین با موانعی روبه‌رو شوند که دیگران با آن مواجه نیستند، در عمل مسابقه پیش از به‌صدا درآمدن سوت آغاز شده است. در چنین شرایطی، کشور میزبان دیگر صرفاً برگزارکننده رقابت نیست، بلکه به بازیگری تبدیل می‌شود که بر توازن خود بازی تأثیر می‌گذارد و این شاید خطرناک‌ترین رویه‌ای باشد که فوتبال جهانی در دهه‌های اخیر با آن مواجه شده است.
منبع: کانترپانچ