فهرستی آماده اقدام از صدر تا ذیل جنایتکاران(یادداشت روز)
رهبر معظم انقلاب اسلامی دامت برکاته در پیام مهمی که در تقدیر از ملتهای ایران و عراق و همه کسانی که در جریان مراسم وداع و نماز و تشییع پیکر مطهر شهید اعظم ملت ایران و شهدای عزیز همراه ایشان ابراز علاقه کردهاند، نکات بسیار مهمی ذکر فرمودند که این قلم تنها به مواردی از آن میپردازد.
۱- این پیام از یک منظر، پیامی معنوی، عرفانی و آسمانی است و در واقع نجوای عبد خالصی در زمین با انوار الهی در آسمان. این پیام نورانی، پنج مخاطب عظیمالشأن دارد که همه ملکوتیاند؛ به ترتیب ذکر شده در متن، امام حسین علیهالسلام، رهبر شهید انقلاب اسلامی قدس سره، امام علی ابن موسی الرضا عليه السلام، امام زمان عجلالله فرجه و خدای متعال جلَّ شأنه. این جمعی ملکوتی است که مورد خطاب دِلی ملکوتی در مُلکی نیازمندِ عنایت قرار گرفتهاند. خدایی نصرتبخش، امام الحجهای که دعایش حتمیالاجابه است، امام رئوفی که رضا و مرتضی و صاحب این مُلک است، رهبر شهیدی که رهنمون «طریق مستقیم» است و سیدالشهدایی که قیام و شهادتش پژواک بعثت نبوی است.
اینجا مُلک و ملکوت و دین، دنیا و آخرت به نجوای عبدی خالص دل سپردهاند؛
۲- در فراز اول این پیام، رهبر شهید امت در ادامه بعثت و عاشورا به تصویر درآمده است و امتی که در تداوم این سه عنصر به خونخواهی برخاستهاند؛ خونخواهی شهیدان عاشورا و شهیدان انقلاب اسلامی و در رأس آنها خونخواهی امام شهید و این یعنی خونخواهی فراتر از خونخواهی ولی دم از یک خون. اینجا زمان و مکان رنگ میبازند و خونخواهی به یک مسئولیت دایمی تبدیل میشود. این فراز جز این نمیگوید: « ملت ما خونخواه حسین است، این ملت سالها فرزندان خود را در راه حسین، در جنگ با دشمنان حسین و مرام حسینی فدا کرد و اینک هم خونخواه او و حسینیان زمان است.» قاتلان امام حسین علیهالسلام، قرنهاست به درک واصل شده و بعضی از آنها در زمان خود قصاص گردیده و نسلهای آنان نیز در بستر زمان، نابود شدهاند، اما خونخواهی شهیدان کربلا به فرجام نرسیده و تا دنیا باقی است ادامه دارد. پس خونخواهی یک حرکت دایمی برای احقاق حقی است که شهیدان در طول تاریخ برای آن قیام کردهاند و این قیام خونین ودیعتی است که باید تداوم یابد تا فلسفه بعثت نبوی بهعنوان مشعلی فراروی بشریت فروزان بماند؛ مگر شهید کربلا نفرمود «ان کانَ دینَ محمدِ لم یستقم الّا بقتلی فیا سیوف خذینی»؟ و مگر دین محمد مصطفی صلواتالله علیه در گسترهای از بعثت تا ظهور نیست؟ پس سیف آخته و سینه آماده برای اعلای دین هم از بعثت تا ظهور است و شهیدان امروز در کار حسین و شهدای کربلای او هستند. پس خونخواهی و پرچم یالثارات اگر از عصر عاشورا شروع شده تا عصر ظهور موضوعیت خود را حفظ کرده است.
از این رو این خونخواهی و قصاص فقط قصاص قاتل نیست و خونخواهی یک شهید نیست، که البته این را حتماً و با اولویت در متن خود دارد ولی تا محو هر جلوه استکباری ادامه مییابد تا جریان دین، بالنده استمرار یابد؛
۳- نکته بسیار مهم دیگر در این پیام، عهد امت با امام شهید است؛ امامی که «قتیل مظلوم»، «مظلوم سرفراز» و «بنده صالح خدا» است. در اینجا صحبت از عهدی است برای پاس «مکتب خامنهای شهید». این عهد چیست؟ عهد با آن «طریق مستقیم»ی است که او ترسیم کرده است و باید آن را «با استقامت» بپیماییم و در این راه از «سختیها نهراسیم» و همچون خود او به «بشارتها و وعدههای الهی» دل ببندیم. در اینجا امام شهید شده اما عهد امت با او با شهادتش منسوخ نشده است. این یعنی امامِ به ملکوت رفته، زنده و شاهد و کماکان رهنمای راه است. این یعنی عهد با امام برگشتناپذیر است؛ همان که خداوند متعال در جنگ احد، آنگاه که شایعه شهادت رسول خدا پیچید و عدهای میدان مقاومت را ترک کردند، نهیب زد که «و ما محمد الا رسولُ قَد خَلَت مِن قَبلِه الرُسُلُ اَفَان ماتَ او قُتِلَ اِنقَلَبتُم علَی اعقابِکُم»؟ (آیه ۱۴۴ آل عمران) و چه خوب و آگاهانه و با صدایی رسا، ملت ایران در موجی متراکم اعلام کرد برای وداع با امام شهید نیامده بلکه برای تجدید عهد با او و تجدید عهد با میراث عظیم او آمده است؛ عهدی که در زمان حضورش بارها تجدید شده بود.
۴- یک فراز مهم دیگر پیام ملکوتی امام سید مجتبی خامنهای دامت برکاته،
انتقام بود. انتقامی که «خواست ملت ما» است و باید «بهطور حتمی انجام بگیرد»، انتقامی که تأخیربردار نیست و همین حالا «فهرستی از صدر تا ذیل» جنایتکاران جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان «موجود» است و زین پس جنایتکاران آرزوی «مرگی آرام و در بستر» را به گور خواهند برد. انتقامی که متوقف بر مسئولیت شخص رهبری و یا «سایر مسئولان» نظام اسلامی نیست «و البته فارغ از مسئولیت آنان نیز نیست» و «این امر محقق خواهد شد». از چه طریقی؟ «بهزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا، هریک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد».
این عبارات یعنی انتقام از خون شهیدان دو جنگ اخیر و در رأس آنها، امام شهید، یک راهبرد فعال و گسترده در کل جهان است، نه فقط مسئولیت خاص یک دستگاه و یا فقط یک ملت. بله این پیام از جوخههای انتقام خبر میدهد که در کل جهان در انتظار آحاد جنایتکاران این دو جنگ است و این یعنی جریان انتقامخواهی، سازماندهی خواهد شد و کار با جدیت دنبال میشود و جمهوری اسلامی در کانون این سازماندهی خواهد بود و از ظرفیت بزرگ خود و آزادیخواهان جهان برای تحقق جزءجزء آن استفاده میکند تا هیچ جنایتکاری خواه رئیسجمهور جانی و ابله آمریکا باشد و خواه خلبان جنایتکاری که تکمه پرتاب بمب را در دل آسمان شلیک کرده، تا آن خدمه ناو جنگی آمریکا که به سمتی از ایران و یا بقیه اضلاع مقاومت، آتش گشوده است، تا فرماندهان تروریست سنتکام و پنتاگون که این جنایات را طراحی کرده و دستور اجرا داده اند، تا همه فرماندهان و اعضای ارتش جنایتکار صهیونی و رؤسای سیاسی رژیم و تا اعضای کنست و کنگره که جنایت را تأمین مالی و سیاسی کردهاند و تا دستگاههای اطلاعاتی و جاسوسی این دو رژیم پلید که افراد و تأسیسات و تجهیزات جبهه مقاومت را رهگیری کردهاند و تا آن دسته از سران و عوامل جنایتکار عرب و غیر عرب که تهاجمات به خاک مقدس جمهوری اسلامی را پشتیبانی کردند و دستانشان به خون شهیدان و خیانت به ام القرای امت اسلامی آغشته شده است و تا وطنفروشان فراری، در این چرخه، مجازات خواهند شد.
چرا در پیام نورانی امام انقلاب روی مقطع جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان تکیه خاص شده است در حالی که پیش از این هم خیل شهدا وجود دارند و در مواردی خونخواهی آنان صورت نگرفته است؟ پاسخ این است که ضمن آنکه بقول علما، اثبات شیء نفی ما عدا نمیکند و خونخواهی آنان نیز از این دایره خارج نیست، در مصافهای پیش از این، ایران در معرض تعرض مستقیم و پرشدت استکبار جهانی قرار نگرفته بود و هیچگاه مثل این مقطع، اساس اسلام و انقلاب اسلامی در معرض خطر قرار نگرفته و این همه گستاخی علیه موجودیت این کشور رخ نداده بود. بسیاری از نامآورترین شهدا از جمله
حاج قاسم سلیمانی و حاج احمد کاظمی به حال شهدای پس از خود که در مصاف برای حفظ موجودیت کشور به شهادت میرسند، غبطه خوردهاند. تأکید این اواخر رهبر شهید بر ایران از عمق ماجرائی خبر میداد که با هدف محو ایران و با استفاده همه ظرفیت نظام سلطه راه افتاده بود. این انتقامخواهی در واقع یک عملیات جنگی بازدارنده هم هست تا دیگر هیچ دست پلیدی یارای دراز شدن به سمت این مرز و بوم مقدس نباشد. از سوی دیگر ما در میانه جنگ ۱۲ روزه و رمضان هستیم و نه در انتهای آن؛ بنابراین خونخواهی و انتقامخواهی یک مرحله حساس از جنگ است که برای هزیمت دایمی جبهه کفر، نفاق و استکبار طراحی شده است در حالی که در فقرات پیش از آن به یک چنین جبهه آرایی و عملیاتی نیاز نداشتیم. انتقامخواهی برای پایان دادن به جمعبندی خاماندیشانه دشمن هم هست، خاماندیشی که دوبار سبب تعدی به این خاک مقدس شده است. در ضمن این دایره وسیع خونخواهی و انتقامجویی، شامل جنایتکاران آمریکایی، اسرائیلی و خائنان عربی و غیر عربی و وطنفروشان حقیر فراری نیز میشود.
در فرازی از این بخش پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی دامت عزته، بر نکته بسیار ظریفی تکیه شده است؛ «این انتقام خواست ملت ماست و بهطور حتمی باید صورت گیرد.» انتقام در بحث شخصی اگر چه بهعنوان یک حق برای ولی یا اولیاء دم مورد توجه اسلام و عقول و وجدان بشری است اما بخشش در آن هم مورد تحسین قرار گرفته است و در مواردی قاضی محکمه میتواند قصاص را به دیه تبدیل کند و مانع اجرای قصاص شود. در این موارد، صحبت از «حق اولیاء دم»
است نه وظیفه و مسئولیت آنان که اگر قصاص و انتقام در اینجا وظیفه و مسئولیت بود جایی برای بخشش و حتی تخفیف وجود نداشت. در پیام نورانی ولی فقیه عظیم الشأن انقلاب اسلامی، از «خواست ملت» که «بهطور حتمی باید صورت گیرد» سخن به میان آمده است و این ماهیت این خونخواهی را از خونخواهی فردی جدا میکند؛ در اینجا به همان میزانی که در خونخواهی فردی، بخشش و تخفیف پسندیده است، کمترین مسامحه در «اجرای کامل و قاطع» قصاص و خونخواهی ناپسند و بلکه از اساس غلط و خطرناک است.
همانطور که متن پیام هم تصریح دارد به اعتبار محوری بودن شعار انتقام در تجمعات بیش از چهار ماه اخیر مردم و بهخصوص در جریان تشییع دهها میلیونی پیکر خونین رهبر عظیمالشأن که امام المؤمنین در کل عالم بود، و به اعتبار غرقشدن تشییع در پرچمهای سرخ خونخواهی، انتقام از جنایتکاران و قصاص آنان و برکندن بیخ و بن وجود منحوسشان از منطقه یک خواست ملی است و وظیفه و بلکه فریضهای است که بر دوش همه آزادگان جهان، آحاد این ملت و نیز همه دستگاههای نظام جمهوری اسلامی است و این فقط واکنش به اقدامات جنایتکاران نیست، سد مستحکم و بیبدیلی در برابر تکرار جنایت علیه این کشور و سایر کشورها هم هست. چنانکه قرآن از آن به «حیات جمعی» تعبیر فرموده است؛ ولکم فی القصص حیات یا اولی الألباب.
سعدالله زارعی