رفت که رفت!(گفت و شنود)
گفت: ترامپ برای شرکت در اجلاس ناتو با هواپیمای مدرنی که قطر به او هدیه کرده بود به ترکیه رفت ولی به دلایل امنیتی تصمیم گرفت با یک هواپیمای دیگر به آمریکا برگردد.
گفتم: خُب که چی؟ کجای این خبر تعجبآور است؟!
گفت: مقامات قضائی آمریکا دو تن از خبرنگارانی که این خبر را منتشر کرده بودند، را به دادگاه احضار کرده است!
گفتم: باید از دستگاه قضائی ما یاد بگیرند که بعضی از خبرنگاران و سایتهای خبری در زمان جنگ علیه امنیتیترین مسائل نظام خبر دروغ منتشر میکنند و خواستههای ترامپ نظیر بازگشائي تنگه هرمز و صرفنظر کردن از انتقام جنایتکاران را مطرح میکنند ولی با هیچ مانعی روبهرو نمیشوند، چه رسد به احضار قضائی و اینجور برخوردها(!)
گفت: چندتائی از این پادوهای دشمن را هم که احضار کرده بودند، با یک تذکر خشک و خالی رها کردهاند و آنها دوباره و چندباره به پادوئي برای دشمن ادامه دادهاند!
گفتم: دزدی را به دست یکی از مأموران سپردند که او را به زندان ببرد. وسط راه سیگارش را درآورد و از مأمور پرسید؛ کبریت داری؟ مأمور پاسخ منفی داد. دزد گفت؛ دستبندم را باز کن از این مغازه کبریت بخرم و... رفت که رفت! از قضا بار دیگر همان دزد را به همان مأمور سپردند و دزد همان کلک را سوار کرد ولی مأمور که کلک قبلی او را میدانست گفت؛ کور خوندی! دستبند را باز کرد و گفت همینجا وایستا من خودم میرم کبریت میخرم و... باز هم دزد نابکار رفت که رفت!