جایگاه رابطه خویشاوندی در قـرآن
نرگس دوستمحمدی
قرابت و خویشاوندی به نسب یا همان پیوند مبتنی بر «رحم» است که به واسطه والدین تحقق مییابد؛ هرچند که در اصطلاح عام آن، خویشاوندی فراتر از نسب، با سبب نیز تحقق مییابد که بر این اساس افزون بر پیوند خویشی با رحم با دامادی نیز محقق میشود که از آن به خویشی با اسباب یاد میشود. انسانها دارای دو نوع خویشاوندی نسبی و سببی هستند(فرقان، آیه 54) تا اینگونه در ساحت ربوبیت، آیات الهی در ساحات گوناگون خود را نشان دهد؛ زیرا خدا از آبی به نام نطفه، آفریدهای به نام بشر میآفریند و آن را پرورش میدهد و برای پیوندهای اجتماعی میان آنان، نسبت خویشی را با «نسب و سبب» فراهم میآورد و اجتماعی مبتنی بر مودت، محبت، رحمت، ایثار و احسان ایجاد کند. (همان)
هر چند که از نظر قرآن، میان خدا با خلق هیچگونه خویشاوندی و رابطه نسبی و سببی نیست و او از این امور منزه و پاک است(صافات، آیات 158 و 159)؛ زیرا همه هستی مظاهر تجلیات انوار اسمای الهی هستند، اما یکی از برترین آیات خدا در هستی، ایجاد نظام پیچیده خویشاوندی نسبی و سببی میان انسانها است تا بتوانند از آثار شگفت آن بهرهمند شوند.(فرقان، آیه 54)
از نظر قرآن، رابطه خویشاوندی در میان انسانها چنان قوی و مستحکم است که گاه این رابطهها که از حد افراط میگذرد موجب میشود تا شخص از جاده حق و عدالت خارج شود و حتی علائق خویشاوندی را بر حق و عدالت و نیز محبت خدا و رسولش و جهاد در راه خدا ترجیح دهد که این امر بر خلاف ایمان و نشانه فسق و انحراف از راه خدا است.(توبه، آیات 23 و 24)
آثار خویشاوندی
رابطه خویشاوندی آثار مثبت و منفی دارد که از جنبههای مثبت آن میتوان به: ارث بردن از خویشاوندان در طبقات سه گانه ارث(نساء، آیه 23؛ انفال، آیه 75؛ احزاب، آیه 6)، عامل امنیت از تعرضات دیگران(هود، آیه 91)، مسئولیتآوری و پیدایش حقوق ویژه(بقره، آیات 83 و 177 و 180 و 215)، ترجیح محبت خویشی بر دیگران(توبه، آیه 24)، جواز خوردن از خوارکیهای خانه خویشان(نور، آیه 61)، جواز نگاه به آنان(نور، آیه 31؛ احزاب، آیه 55)، برخورداری از حمایت از یکدیگر در دنیا(احزاب، آیه 29؛ فاطر، آیه 18)، عامل محبت(توبه، آیه 24) و مانند آنها است.
اما از آثار منفی خویشاوندی میتوان به مواردی چون: بیعدالتی به جای عدل و انصاف حتی در مقام گواهی دادن(نساء، آیه 135؛ انعام، آیه 152)، تفاخر (کهف، آیه 34)، حرمت ازدواج با خویشان(نساء، آیه 23)، زمینه انحراف و تمایل به دشمن(ممتحنه، آیات 1 تا 3)، عامل انحراف و رویگردانی از فرمان خدا و پیامبر(توبه، آیه 24) و مانند آنها اشاره کرد.
حقوق خویشاوندی
چنانکه گفته شد یکی از آثار مثبت خویشاوندی، حقوق ویژهای است که خدا برای خویشاوندان اثبات کرده است. این حقوق خویشاوندی از آیات الهی برای خردورزی است که عاقلان با تعقل در آنها که در منبع حقوق تشریعی یعنی قرآن بیان شده، به حقایقی در ربوبیت و پروردگاری خدا دست مییابند.(توبه، آیه 61؛ احزاب، آیه 6؛ انفال، آیه 57) رعایت حقوق خویشاوندی(نمل، آیه 90) که فرمان الهی است(همان؛ اسراء، آیه 26)، اگر با اخلاص همراه شود امری شایسته و خیر برای مردم است(روم، آیه 38)؛ و موجب قرارگیری در زمره رستگاران میشود. (همان)
حقوق خویشاوندی شامل اموری چون: احسان(بقره، آیات 83 و 177)، ارث (نساء، آیات 7 و 8 و 33)، ولایت و سرپرستی(انفال، آیه 75)، اطعام(بلد، آیات 14 تا 16)، انفاق(اسراء، آیه 26)، خوردن از خوراکیهای خانههای ایشان(نور، آیه 61)، صله رحم(رعد، آیات 19 و 21؛ بقره، آیه 27)، عفو و گذشت از خطاها و لغزشها و برخورد کریمانه(نور، آیه 22)، تامین نیازهای آنان(همان)، رفتار ملاطفتآمیز و گفتار پسندیده(نساء، آیه 8؛ اسراء، آیات 26 تا 28)، وصیت به پرداخت اموالی در حد متعارف به آنان در هنگام احتضار(بقره، آیه 180) میشود. البته اولویت احسان نسبت به خویشان قبل از دیگران حتی نسبت به خویشان کافری که علیه مؤمنان تعدی ندارند، از اوامر خداوندی است(بقره، آیه 83؛ نساء، آیه 36؛ ممتحنه، آیات 1 و 8)،
اما مشروط به آن است که خویشان کافر، اهل تعدی و تجاوز به خویشان مؤمن خود نباشند.(ممتحنه، آیات 1 و 8) همچنین از نظر قرآن، کسانی به خویشان خود که اهل تکبر
(نساء، آیه 36) و فخرفروشی هستند احسان نمیکنند.(همان)
مراعات عدالت در مصالح و منافع خویشاوندان میبایست همواره بر اساس رضایت الهی باشد.
(نساء، آیه 135) شکی نیست که تنها مؤمنانی به چنین امری تن میدهند که اهل هواهای نفسانی نباشند و به فسق گرایشی نداشته باشند(همان)؛ زیرا مؤمنانی که اهل تقوا و مراقبت دائمی خدا هستند، به حقوق خویشاوندی اهتمام میورزند.(نساء، آیه 1)
آثار قطع رابطه خویشاوندی
صله رحم امری بسیار ارزشمند است؛ زیرا موجب میشود تا رابطه انسانی در ساختار انس و رحمت و احسان سامان یابد.
قطع روابط خویشاوندی هر چند که در آخرت هنگام دمیدن صور اسرافیل اتفاق میافتد تا هر کسی بر اساس «حسب» اصلی خویش یعنی ایمان و عمل صالح یا کفر و عمل ناصالح محاسبه و مجازات شود(مؤمنون، آیه 101؛ ممتحنه، آیه 3)، اما در دنیا، تنها کسانی قطع رحم دارند، که فاقد ایمان و گرفتار فسق و تفاخر و تکبر باشند(بقره، آیات 26 و 27؛ مجادله، آیه 22)، اما مؤمنان از گروه حزبالله به سبب تقوا و برای کسب رضایت خداوند، همواره در چارچوب دین عمل کرده و صله رحم را به جا میآورند.(همان)
به سخن دیگر، روحیه تجاوزگری، فسق (توبه، آیات 7 تا 10)، نفاق(محمد، آیه 22)، عصیانگری(شعراء، آیات 214 تا 216) و مانند آنها مهمترین عوامل قطع رحم است که آثاری چون: خسران ابدی(بقره، آیه 27)، فرجام بد و ناگوار در قیامت(رعد، آیه 25)، لعنت و نفرین الهی(همان؛ محمد، آیات 22 و 23)، عدم درک و شناخت نسبت به حقایق هستی(همان) و نکوهش الهی(همان؛ بقره، آیه 27) در پی دارد.
هرگونه قطع رحم با کسانی که خدا فرمان صله رحم نسبت به آنان داده، گناه بزرگ است که آثار آن در دنیا و آخرت خود را نشان میدهد. از نظر ثقلین، هرگونه صله رحم موجب افزایش عمر و برکات خواهد شد، چنانکه قطع رحم عامل کاهش عمر و موجب فقر میشود.