کد خبر: ۳۲۷۷۲۱
تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۱۵

اقرار و اعتراف،گام اول اصلاح

علی پوریا

گام اول اصلاح و تزکیه نفس و خودسازی و بازگشت از خطا و انحراف به سوی حق و عدالت و سلامت، اقرار و اعتراف است؛ زیرا پذیرش حقی برای دیگری یا اعتراف به خطا و گناه، به معنای عدم اصرار بر خطا و گناه است؛ چراکه بسیاری از مردم زیر بار خطا و گناه خویش نمی‌روند و اقرار بدان را به ضرر خویش می‌دانند، به‌ویژه آنکه از نظر اجتماعی دارای امتیازات طبقاتی یا شخصیت ممتاز باشند؛ چراکه اقرار و اعتراف را دون‌ شان و شخصیت خویش می‌دانند و حتی مدعی این معنا هستند که چنین اقرار و اعترافی می‌تواند به نوعی «هتک حرمت» و تحقیر خویش باشد که جایز نیست. بنابراین کسانی که اقرار و اعتراف می‌کنند، در اندیشه اصلاح امر خویش هستند و می‌خواهند از راه باطل بازگردند و اگر حق و حقوقی برای دیگری است، آن را ادا کنند و اگر مجازات و کیفری باید تحمل کنند، تن به آن دهند.
بسیاری از انسان‌ها حاضر به اقرار و اعتراف به خطا و گناه یا اثبات حقی برای دیگری به ضرر خویش نیستند، اما در روز قیامت همگان اقرار و اعتراف می‌کنند؛ زیرا چاره دیگری ندارند و همه‌چیز، آنچنان آشکار و هویدا است که کسی نمی‌تواند با سکوت یا خلاف گویی و دروغگویی، حق و حقیقتی را انکار کند یا بپوشاند. اما این اقرار اخروی سودی برای شخص ندارد؛ زیرا اقرار و اعترافی دیر هنگام است و راه و زمانی برای اصلاح ندارد؛ بنابراین، عاقل عالم کسی است که در همین دنیا نه تنها اقرار به خطا و گناه کند، بلکه اقدامات اصلاحی را نیزانجام دهد؛ چرا‌که برخی از افراد هر چند که اقرار به خطا و گناه یا حقی می‌کنند، ولی حاضر نیستند تا اقدامات اصلاحی و جبرانی داشته باشند که این نوع اقرار و اعتراف بدون اصلاح‌گری همانند توبه بدون اصلاح‌، فایده‌ای ندارد؛ چرا‌که از نظر قرآن، توبه می‌بایست همراه با اصلاح باشد.(بقره، آیه 160؛ آل عمران، آیه 89؛ نساء، آیه 146)
پس اگر انسانی عمل زشت و بدی در اثر جهالت عقلی یا جهالت علمی انجام داد، باید اعتراف و اقرار کند و از عمل خویش توبه کرده و بازگردد و سپس اقدامات اصلاحی انجام دهد تا خدا در مقام غفور رحیم از او در گذرد.(نحل، آیه 119)
بر‌اساس گزارش‌های قرآنی، ابلیس اعتراف و اقرار به گمراه شدن خویش دارد؛ ولی «توبه» نمی‌کند، بلکه حتی از سر لجاجت سوگند می‌خورد تا دیگران را اغوا کرده و به گمراهی بکشاند(حجر، آیات 32 و 39؛ اسراء، آیه 62؛ ص، آیه 82)؛ این در حالی است که حضرت آدم(ع) پس از توبیخ الهی، اقرار و اعتراف به گناه کرده و با توبه و درخواست رحمت خدا درصدد برآمد تا گذشته را جبران کند.(اعراف، آیات 22 و 23)
از نظر آموزه‌های وحیانی فرصت اقرار و اعتراف و توبه اندک است و انسان لازم است پیش از زمان احتضار، به گناه و خطا و ظلم خویش اعتراف و اقرار کرده و توبه نموده و اقدامات جبرانی را انجام دهد؛ زیرا اقرار به‌هنگام احتضار دیر هنگام است و پذیرفته نخواهد شد.(اعراف، آیه 37)
اقرارها و اعترافات درست اصلاحی
آموزه‌های قرآنی، با اشاره به اقرارها و اعترافات گوناگون، مؤمنان را متوجه اقرارهایی می‌کند که به هنگام، مفید و سازنده است. چنان‌که گفته شد، اقرار حضرت آدم(ع) اقرار اصلاحی و مفید بوده است.(اعراف، آیات 22 و 23)
همچنین اقرار گروهی از عالمان اهل کتاب به حقانیت آموزه‌های قرآن(مائده، آیه 82 و 83)، اقرار پیامبران به میثاق الهی درباره ایمان به پیامبر اسلام(ص) پس از خود و حمایت از وی و بشارت به نبوت ایشان(آل عمران، آیه 81)، اعتراف برخی از مسلمانان به گناهان خویش(توبه، آیه 102)، اعتراف و اقرار برادران یوسف(ع) به خطاکاری خویش در نزد پدر(یوسف، آیه 97) و نیز نزد حضرت یوسف(یوسف، آیات 91 و 92)، اقرار ملکه سباء به گذشته کفر‌آمیز و ظالمانه خویش و نیز ربوبیت خدای جهان(نمل، آیه 44)، اقرار جنیان به حقانیت قرآن و خارق‌العاده بودن آن(جن، آیه 1)، اقرار جنیان به ناتوانی خود در برابر قدرت الهی(جن، آیه 12)، اعتراف به هدایتگری قرآن(جن، آیات 2 و 3؛ احقاف، آیات 29 و 30)، اعتراف به یگانگی خدا و عدم شریک و زاد و ولد و همسر برای خدا(جن، آیات 1 تا 3)، اقرار به وجود دو دستگی جنیان میان مسلمان عادل و کافر ظالم (جن، آیه 14 و 15)، اقرار به حقانیت دوزخ و عذاب‌های آن(همان)، اقرار و اعتراف حواریون به حقانیت رسولان و نصرت پیامبران الهی(آل عمران، آیه 52؛ صف، آیه 14)، اقرار زلیخا به کامجویی از یوسف(ع) و صداقت و پاکدامنی آن حضرت(یوسف، آیات 32 و 50 و 51)، اقرار زنان مصری به صداقت و پاکدامنی یوسف(همان)، اعتراف حضرت موسی(ع) بر خطا بودن درخواست رؤیت چشمی خدا(اعراف، آیه 143)، اعتراف به قتل غیرعمدی و ناخواسته قبطی(قصص، آیات 15 و 16)، اعتراف وی به برتری علمی خضر بر خویش(کهف، آیات 65 و 66)، اقرار فرشتگان به محدودیت‌های علمی خویش(بقره، آیه 32)، اقرار ایشان به سنجیده بودن آفرینش و جانشینی انسان از خدا(بقره، آیات 30 تا 32) و مانند آنها از جمله اقرارها و اعترافاتی است که همراه با توبه و اصلاح‌گری بوده است.
البته انسان با اقرار به ناتوانی علمی و عملی خویش می‌تواند در پیشگاه خدا عذر تقصیر بیاورد، ولی باید این عذرخواهی بر‌اساس واقع‌بینی باشد. اقرار حضرت موسی(ع) به ناتوانی در «صبر» در مواجهه با رفتارهای حضرت خضر(ع) هر چند که عذری پذیرفته شده است، اما او را شایسته همراهی با خضر(ع) نمی‌کند؛ زیرا در نهایت جدایی را موجب می‌شود.(کهف، آیات 65 تا 82)
به هر حال، اگر اقرار و اعتراف به حقانیت امری یا خطا و گناه انجام می‌شود، باید مبتنی بر توبه و اصلاحگری باشد که البته لازمه این امر فهم درست از امر و زمان‌شناس بودن است؛ زیرا اقرار و اعتراف و عذر دیرهنگام هیچ سودی ندارد؛ چون امکان اقدامات اصلاحی وجود ندارد.
اگر اعتراف و اقرار و توبه، بهنگام باشد و اقدامات اصلاحی و جبرانی انجام شود، بی‌گمان شخص مورد رحمت و مغفرت قرار گرفته و خدا درخواست‌هایش را اجابت می‌کند و او را از مشکلات می‌رهاند و از عذاب نجات می‌دهد؛ چنان‌که حضرت یونس(ع) را نجات داد و وعده داد که با دیگران نیز از مؤمنین چنین خواهد شد.(انبیاء، آیات 87 و 88)
اقرارها و اعتراف‌های غیراصلاحی و دیرهنگام
برخی از اقرارها و اعتراف‌ها فایده‌ای ندارد؛ زیرا یا دیرهنگام است مانند اقرار به‌هنگام احتضار(اعراف، آیه 37)، یا آنکه اعتراف و اقرار بدون هیچ اقدام اصلاحی انجام می‌شود؛ چنان‌که  اقرار ابلیس این‌گونه است؛ زیرا نه‌تنها اقدامات اصلاحی انجام نمی‌دهد، بلکه بر شدت ظلم و گناه خویش می‌افزاید و گستاخ‌تر و با تجری بیشتر اقدام می‌کند(حجر، آیات 32 و 39؛ اسراء، آیه 62)، یا اقرار فرزندان آدم به ربوبیت خدا در عالم ذر و غفلت از آن در عالم دنیا(اعراف، آیه 172)، یا اقرار یهودیان به پیمان با خدا درباره اجتناب از خونریزی و آواره‌سازی یکدیگر و عهد‌شکنی آنان(بقره، آیات 83 و 84)، یا اقرار یهودیان به پیمان الهی با آنان برای پذیرش تورات و عمل به آن و مخالفت با آموزه‌های توراتی(بقره، آیه 93) از جمله اقرارها و اعتراف‌هایی است که بدون اصلاح و تغییر رویه انجام می‌شود و هیچ سودی برای آنان ندارد؛ زیرا هر چند که گام نخست است، ولی آنان گام دوم یعنی توبه و اقدامات اصلاحی را انجام نمی‌دهند.
اعترافات اهل دوزخ از جن و انس به آمدن پیامبران از سوی خدا برای انجام رسالت تبشیری و انذاری و همچنین اعتراف به کفر یا ظلم و گناه خویش که در عالم آخرت انجام می‌شود، هیچ سودی برای آنان ندارد؛ زیرا دیر هنگام است.(اعراف، آیه 38؛ انعام، آیه 130)
همچنین از نظر قرآن، اقرار دوزخیان در قیامت به ربوبیت خدا(مؤمنون، آیات 104 تا 107؛ فاطر، آیات 36 و 37)، اقرار و اعتراف دوزخیان به حق بودن وعده‌های عذاب (اعراف، آیه 44)، اعتراف آنان به گمراهی خویش(اعراف، آیه 38)، اعتراف آنان به حقانیت پیامبران(اعراف، آیات 52 و 53)، اعتراف به بعثت پیامبران (همان)، اعتراف آنان به بی‌اعتنایی نسبت به انذار پیامبران(مائده، آیه 8 و 9)، اعتراف آنان به گناهکاری خویش(غافر، آیات 10 و 11)، اعتراف به حقانیت وعده دوزخ(اعراف، آیه 44) و مانند آنها هیچ سودی برای آنان ندارد؛ زیرا این اعترافات و اقرارها دیر هنگام است و توانایی اصلاح‌گری ندارند.(اعراف، آیه 53)
بر‌اساس گزارش‌های قرآنی، با آنکه ابلیس جنی به اموری چون الوهیت و ربوبیت(حشر، آیه 16)، خوف از پروردگار جهانیان(همان؛ انفال، آیه 28) اقرار و اعتراف دارد، ولی هیچ‌گونه اقدامات اصلاحی انجام نمی‌دهد و توبه‌کار نمی‌شود؛ بلکه این شیوه گمراهی خویش و گمراه‌سازی دیگران را ادامه می‌دهد و بسیاری از انس و جن را با خود با وعده‌های پوچ و توخالی به دوزخ می‌برد. بنابراین، اعترافات و اقرار او در دنیا یا آخرت هیچ سودی برای او نخواهد داشت.(ابراهیم، آیه 22)
البته سپاه شیطانی ابلیس از جن و انس نیز در آخرت اقرار می‌کنند که گمراه بوده و دیگران را گمراه کرده‌اند، ولی این اقرارها نیز بی‌فایده و بیهوده است.(شعراء، آیات 94 تا 99)
بی گمان اقرارهای افرادی چون سامری به فریفته شدن از تسویلات نفسانی در ساخت گوساله زرین، نیز سودی برایش ندارد؛ از همین‌رو در دنیا و آخرت گرفتار عذاب می‌شود.(طه، آیات 95 تا 97)
ظالمان نیز این‌گونه هستند که به‌هنگام دیدن عذاب الهی اعتراف می‌کنند(انبیاء، آیات 12 و 14 و 46)؛ اما چنین اقرار و اعترافی نه شنیده می‌شود و نه پذیرفته می‌گردد و بی‌عتاب آنان را به سوی عذاب سوق می‌دهند.(روم، آیه 57؛ غافر، آیه 52) بنابراین، اعترافات دیر هنگام در قیامت یا دوزخ مبنی بر حقانیت پیامبران یا حقانیت وعده دوزخ یا ظلم و ستم خویش یا گمراهی خویش و مانند آنها هیچ سودی برای آنان ندارد.(اعراف، آیه 44؛ انبیاء، آیات 62 تا 64 و 97)
از مصادیق اعتراف و اقرار دیر هنگام و توبه بیهوده می‌توان به اعترافات فرعون به‌هنگام غرق شدن و حالت احتضارش اشاره کرد که خدا به‌صراحت آن را نمی‌پذیرد، هر چند که اقرار به توحید و الوهیت و ربوبیت خدا کند.(یونس، آیه 90)
شگفت اینکه برخی از مردم اقرار به حقانیت اموری می‌کنند ولی خود بدان گردن نمی‌نهند، مانند قوم شعیب که ایشان را انسانی حلیم و عاقل می‌دیدند و بدان اقرار داشتند، ولی حاضر نشدند تابع چنین انسان خردمندی شوند و از او پیروی کنند، بلکه بر‌خلاف او رفتار می‌کردند و خود را به هلاکت و عذاب استیصال در دنیا گرفتار کردند.(هود، آیات 87 تا 89)
کافران (انعام، آیات 27 تا 30)، مستکبران (صافات، آیات 32 تا 35؛ غافر، آیات 27 و 28)، ظالمان(انبیاء، آیات 12 و 14د و 26)، مجرمان(توبه، آیه 101)، مشرکان(غافر، آیه 82) و حتی معبودان باطل مردمان(فرقان، آیات 17 و 18)، در قیامت و آخرت، اقرار و اعتراف به توحید، ربوبیت و الوهیت خدای یگانه می‌کنند و بر ظلم و تکبر و کفر و جرم و شرک خویش اقرار می‌نمایند، ولی اینها هیچ سودی برایشان نخواهد داشت؛ زیرا دیر هنگام و فاقد توبه و انجام اقدامات اصلاحی است.
بنابراین، اقرارها و اعترافاتی که فاقد اصلاح‌گری و جبران باشد مانند اقرار یهودیان در ظلم به یکدیگر، یا اقرار دیر هنگام به‌هنگام احتضار و عذاب‌های استیصال در دنیا (اعراف، آیات 4 و 5؛ یونس، آیه 90)، یا پس از مرگ در قیامت و آخرت (انعام، آیات 27 تا 30 )، بی‌فایده و غیرنافذ خواهد بود.