kayhan.ir

کد خبر: ۲۸۳۸۵۷
تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۴۰۲ - ۲۰:۱۷

گنـاه سـادات 

 
 
چرا من که سید هستم و جدم به امامان برمی‌گردد، خداوند گناهم را دو‌، سه 
برابر حساب می‌کند؟
هرکس در مقابل اعمال و کردار خود بازخواست خواهد شد و هرکس هم‌وزن ذره‎ای کار خیر انجام دهد، آن را می‎بیند و هرکس هم‌وزن ذره‎ای کار بد کرده، آن را می‎بیند. 
امام صادق(ع) می‎فرماید: هم خدا را معصیت می‎کنی و هم مدعی محبت او هستی؟! به جانم قسم که این شیوه شگفتی است. 
اگر محبت تو راستین می‎بود، اطاعت از او می‎کردی. این طبیعی است که هر دوستی مطیع دوست خویشتن است.(1) 
امام باقر(ع) می‎فرماید: به دوستی ما نتوان رسید جز با عمل نیک و پرهیزکاری و دوری از گناه.(2)
راوی می‎گوید: حضرت سجاد(ع) را دیدم که از وقت عشا تا سحر دور خانه خدا طواف می‎کرد و به عبادت مشغول بود. چون خلوت شد و کسی را ندید، به آسمان نگریست و گفت: خدایا ستارگان در افق ناپدید شدند و چشمان مردم به خواب رفت. درهای تو بر روی درخواست کنندگان گشوده... و در خلال مناجات گریست، سپس به سجده افتاد، نزدیک رفتم و سرش را بر زانو نهادم و گریستم، اشک‌های من سرازیر شد و قطرات آن بر چهره‎اش چکید، برخاست نشست و گفت: کیست که مرا از یاد پروردگارم مشغول ساخت؟ عرض کردم: من طاوس هستم ای پسر پیامبر. این زاری و بی‌تابی چیست؟ 
ما باید چنین کنیم که گناهکار و جفا پیشه‎ایم. پدر تو حسین بن علی(ع) و مادر تو فاطمه زهرا(س) و جد تو رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) است - یعنی چرا با این نسب شریف و پیوندها در وحشت و هراس هستید؟ به من نگریست و فرمود: نه، نه، سخن نسب را کنار بگذار. ‌
خدا بهشت را برای مطیع و نیکوکار آفریده هرچند غلام سیاه چهره باشد. آتش را برای افرادی که نافرمانی کنند، آفریده گرچه آقازاده‎ای از قریش باشد. 
مگر نشنیده‎ای سخن خداوند را: «وقتی که در صور دمیده شود، در آن حال از نسب‎ها پرسش نمی‎کنند؟!» 
به خدا قسم فردا تو را سود ندهد مگر عمل صالح که امروز پیش می‎فرستی.(3)
در جای دیگر آمده که پیامبر اکرم(ص) پس از فتح مکه بالای تپه صفا رفته، ندا در دادند:
ای پسران هاشم ... به خدا دوستان من از میان شما یا غیر شما تنها پرهیزکاران می‎باشند و بس. مبادا روز قیامت بیایند در حالی که دنیا را بر دوش بکشید و دیگران آخرت را. هان که عذری بین خودم و شما و یا بین شما و خدا باقی نگذاشتم و برای هرکس از من و شما عملش خواهد بود.(4) امام رضا(ع) خطاب به زید فرمود: این سخنان چیست که می‎گویی؟ اگر سخن تو درست باشد و فرزندان رسول خدا وضع استثنائی داشته باشند، خداوند بدکاران آنها را عذاب نکند و عمل نکرده به آنها پاداش دهد! پس تو از پدرت موسی بن جعفر(ع) نزد خدا گرامی‎تر باشی، زیرا وی خدا را بندگی کرد تا به درجات قرب نائل آمد و تو می‎پنداری که بی‎آنکه بندگی خدا کنی، می‎توانی در درجه موسی بن جعفر(ع) قرار گیری! امام آنگاه این آیه را خواندند: «یا نُوحُ إِنَّهُ لَیسَ مِنْ أَهْلِک إِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صالِحٍ».( 5 و6) 
پس تنها انتساب به امام و پیامبر سودی ندارد؛ مگر اینکه در مسیر حق بوده و به دستورات و قوانین اسلام عمل کند تا در روز جزا مورد لطف و عنایت حضرت حق قرار گیرد. 
طبق موازین دینی هر کس در مقابل کارهای خود جزا داده می‎شود. اگر اعمال نیکی انجام داده، پاداش نیک دریافت می‌کند و اگر کار زشت و ناشایستی انجام دهد، در مقابل آن مجازات خواهد شد. 
مگر اینکه از جهاتی مشمول رحمت الهی شده و از شفاعت اولیای خدا بهره‌مند شود ...
این مطلب که پاداش و جزای سادات به جهت ارتباط خونی با پیامبر اکرم با دیگران فرق می‌کنند، اگر مراد رستگاری و بهشت و جهنم است که بیان شد و اگر مراد این است به جهت ارتباط با پیامبر حساب ویژه‌ای روی آنها باز شده، بله درست است و امری طبیعی می‌باشد؛ زیرا به جهت ارتباط با خاندان وحی باید در عملکرد خود نهایت دقت را بکنند؛ زیرا همان‌طور که خداوند برای آنان احترام ویژه‌ای قائل شده و برای آنها جایگاه خاصی در بین مردم قائل است، در صورت ارتکاب عمل ناشایست نیز عذاب بیشتری برای آنان محسوب می‌کند. 
بنابراین «هر که بامش بیش، برفش بیشتر». 
از همین رو خداوند به زنان پیامبر می‌گوید:  اى همسران پیامبر، شما مانند هیچ یک از زنان‏ [دیگر] نیستید.(7)
علت اینکه همسران پیامبر با زنان دیگر تفاوت دارند به جهت خلقت آنان نیست؛ بلکه به جهت انتساب آنها به پیامبر است، از این‌رو باید در برخوردهایشان با مردم این ارتباط را محترم بشمارند وگرنه با عذاب دوچندان روبه‌رو می‌شوند؛ زیرا این کار آنان ضربه به رسالت الهی است. سادات نیز این‌گونه هستند. 
اگر کار ناشایستی از آنها سر زند، ضربه به خاندان رسالت و ضربه به غرض الهی از رسالت است و خداوند نسبت به این کارها بخششی ندارد.
_____________________
1و2. مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (عدل الهى)، ج‏1، ص 332.
3و4. همان، ص333.
5. هود: 46.
6. مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (عدل الهى)، ج‏1، ص335.
7. احزاب: 32.