kayhan.ir

کد خبر: ۲۷۹۶۵۸
تاریخ انتشار : ۲۹ آذر ۱۴۰۲ - ۲۲:۱۶

اخبار ویژه

 
 
طلبکاری عجیب کارگزاران پس از ثبت دو رکورد تورمی
در حالی که رکورد‌های تورم متعلق به دولت‌های ‌هاشمی و روحانی است، حزب کارگزاران مدعی شد دولت رئیسی، رکورددار تورم 80ساله است!
روزنامه سازندگی، ضمن انتشار تحلیل «کمیته اقتصادی حزب کارگزاران»، در تیتر اول خود نوشت: رکورد تورم ۸۰ساله در سه ماه نخست دولت سیزدهم شکسته شد و میانگین تورم در دو سال ابتدائی این دولت ۴۶درصد بود. 
این تحلیل می‌افزاید: «یکی از مهم‌ترین وعده‌های سیدابراهیم رئیسی و فرماندهان اقتصادی دولت، مهار تورم است. برابر آخرین داده‌های مرکز آمار ایران مربوط به مهرماه ۱۴۰۲ هنوز تورم سالانه بالاتر از ۴۵درصد است. پایگاه اطلاع‌رسانی دولت در گزارش کوتاهی که با عنوان «کنترل تورم در دولت سیزدهم» منتشر کرد، مدعی شد که روحانی کار خود را با ثبت بالاترین نرخ تورم ۸۰سال اخیر به پایان رسانده و برای این مدعا به نرخ تورم ۵۷درصدی تیرماه ۱۴۰۰ براساس آمار بانک مرکزی اشاره کرد. پایگاه اطلاع‌رسانی دولت بعد از ثبت تورم ۱۱۰درصدی در سال ۱۳۲۲ و ۹۶درصدی در سال ۱۳۲۱، تورم ۵۷درصدی تیرماه ۱۴۰۰ در دولت روحانی در رتبه سوم بدترین نرخ تورم ثبت‌شده ایران قرار می‌گیرد. جالب است که این گزارش چشم به روی تورم سه ماه بعد، یعنی مرداد، شهریور و مهر بسته است که به استناد همان مرجع یعنی بانک مرکزی به ترتیب معادل 58/3 درصد، 59/3 درصد و 58/7درصد بوده است. یعنی رکورد تورم ۸۰ساله در سه ماه نخست دولت رئیسی شکسته شده است.
با این حال می‌دانیم که چنین تفاسیری از اعداد و ارقام بدون توجه به دیگر مؤلفه‌ها نمی‌تواند چندان دقیق باشد و بیشتر به کار همان گزارش‌هایی می‌آید که تک‌تک کلماتش با سوگیری سیاسی و بدگویی از دولت‌های پیشین و... نگاشته می‌شود. برای بررسی عملکرد تورم باید عملکرد بلندمدت را در نظر گرفت؛ 
چه آنکه در دو دولت حسن روحانی برای نخستین‌بار در تاریخ ثبت‌‌شده تورم در کشور دو سال پیاپی تورم تک‌رقمی ثبت شد اما باز هم در بازه ‌زمانی سه سال پایانی کار روحانی در قوه مجریه، نرخ تورم به ‌شدت بالا رفت و جهش کرد. اکنون نیز که بیش از دو سال از عملکرد دولت سیزدهم گذشته حداقل همان آمار تورم مراجع دولتی مانند مرکز آمار و بانک مرکزی نشان می‌دهد که توفیقی در مهار تورم به دست نیامده و تورم همچنان در نرخ‌های بالای ۴۵درصد باقی ‌مانده است. ضمن اینکه برای درک بهتر باید متغیرهای دیگری مانند پایه پولی، نقدینگی، بدهی دولت به بانک‌ها و بانک مرکزی و... را هم مورد توجه قرار داد. 
کمیته اقتصادی حزب کارگزاران سازندگی ایران می‌افزاید: در کانال اول، این کسری بودجه دولت است که باعث گسترش پایه پولی سپس نقدینگی می‌شود. در دو سال اخیر که دولت آقای رئیسی حاکم بوده یعنی سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ کسری بودجه عمومی دولت با احتساب درآمدهای نفتی حدود ۱۶درصد مخارج دولت بوده یعنی در سال ۱۴۰۰ حدود ۱۴۰هزار میلیارد تومان و در سال ۱۴۰۱ حدود ۲۱۰هزار میلیارد تومان. پایه پولی به‌ عنوان ابزاری برای جبران کسری بودجه فعالیت‌های شبه‌بودجه‌ای دولت از ۵۲۰هزار میلیارد تومان در شهریور ۱۴۰۰ با ۴۷۵هزار میلیارد تومان افزایش به ۹۹۵هزار میلیارد تومان در مهر ۱۴۰۲‌ رسیده است... به‌ نظر می‌رسد، دولت آقای رئیسی توان کاهش تورم حتی به سوی میانگین بلندمدت گذشته را نیز ندارد».
درباره تحلیل حزب کارگزاران، چند نکته شایسته تذکر به سران این حزب اشرافی است:
نخست این که حزب کارگزاران، رکن اصلی دولت مرحوم‌ هاشمی و از مؤتلفان اصلی دولت روحانی بود. دولت‌ هاشمی رکورد تورمی 49/6 و دولت روحانی، تورم نزدیک به 60درصد را به ثبت رساندند.
دوم؛ سیاهکاری بی‌مزه‌ای است که حزب مؤتلف دولت روحانی، ارقام تورمی مرداد و شهریور و مهر 1400 را میراث قطعی و جاری دولت روحانی در آن مقطع بوده، به دولت تازه تشکیل‌شده رئیسی در آن زمان نسبت می‌دهد و با وقاحت در صفحه اول می‌نویسد: دولت رئیسی (به اعتبار آن نرخ‌های تورم) رکورد 80ساله تورم را شکسته است!!
سوم؛ ریشه میراث تورمی 60درصدی در دولت روحانی، آویزان شدن از برجام و دیپلماسی اقتصادی به هر قیمت و رها کردن مدیریت اقتصادی است که به کسری بودجه 480هزار میلیاردی، بدهی 1500هزار میلیارد تومانی و ده‌برابر‌شدن نقدینگی منتهی شد. کار به جایی رسیده بود که حزب مؤتلف و سهامدار در دولت مدعی تدبیر، مرداد 1397 (به هنگام طرح پنج سؤال مجلس از روحانی و قانع نشدن نمایندگان از چهار پاسخ) در بیانیه‌ای نوشت: «پاسخ‌های روحانی، نه مجلس را قانع کرد، نه ملت را راضی ساخت. دولت فاقد استراتژی اقتصادی روشن است. جز اقتصاددانان آزادی‌خواه، طرفداران نهادگرایی هم دلِ خوشی از دولت ندارند. دولت روحانی دولتی سرگشته، و دولت بزم است، نه رزم». تورم 60درصدی محصول چنان دولتی بود.
چهارم؛ دولت رئیسی موفق شده ضمن کاهش نرخ رشد شتابان نقدینگی و پایه پولی، از میزان افزایش انفجاری کسری بودجه هم بکاهد و ضمنا 
چندصد هزار میلیارد تومان از تعهدات و بدهی‌های دولت سابق را تسویه کند. همچنین خالی شدن خزانه ارزی در دولت قبل و بن‌بست واگذاری بیش از 30میلیارد دلار ارز 4200 تومانی، دولت رئیسی را مجبور به توقف آن سیاست شکست‌خورده کرد که طبعا آثار تورمی هم به دنبال داشت. دولت با این وجود توانسته نرخ تورم 60درصدی در میانه سال 1400 را به 45درصد برساند که هرچند همچنان تورم بالایی است، اما در کنار مثبت شدن رشد منفی اقتصادی (از شش‌دهم درصد به 7درصد)، از مثبت شدن روند‌های اقتصادی حکایت می‌کند.
 
یوشکا فیشر: ایران، روسیه و چین نظام غربی جهانی را در هم شکسته‌اند
وزیر خارجه اسبق آلمان تاکید کرد نظم جهانی مبتنی بر محوریت غرب در حال فروپاشی، و قدرت‌ها و نظم جدید در حال ظهور است.
یوشکا فیشر مقارن دولت خاتمی در ایران، وزیر خارجه آلمان و عضو هیئت تروئیکای اروپایی است که ضمن فریبکاری در مذاکرات با تیم حسن روحانی، 
دو سال تعلیق برنامه هسته‌ای را به دولت خاتمی تحمیل کردند اما زیر با تعهدات خود در حد فاصل سال‌های 1382 تا 1384 زدند.
فیشر در تحلیلی که از سوی نشریه «پراجکت سندیکیت» منتشر شده، بدون اشاره به چند ده سال تجاوز و اشغالگری آمریکا و ناتو نوشت: زمانی که پوتین رئیس‌جمهور روسیه به سربازانش دستور داد تا به اوکراین حمله کنند، همه چیز نه فقط برای اروپا بلکه برای جهان تغییر کرد. ما به جهانی بازگشتیم که در آن قدرت از طریق خشونت، و مرز‌ها با خون ترسیم می‌شود. در آن لحظه، ناگهان اصل تعیین‌کننده ژئوپولیتیک مذاکرات بدون خشونت، متعلق به اواخر قرن 20 و اوایل قرن 21 باطل شد. اگرچه جنگ‌های متعددی در دهه‌های اخیر رخ داده، اما عمدتا منطقه‌ای بوده‌اند. هیچ نشانه‌ای از سارایووی جهانی وجود نداشت جنگی که نیاز به مداخله بین‌المللی مانند بوسنی در دهه ۱۹۹۰ میلادی، اما در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر داشته باشد. عوامل تثبیت‌کننده خودکار با اطمینان کار می‌کردند و ایالات متحده به‌عنوان ضامن نظم عمل می‌کرد یا دست کم این‌گونه به نظر می‌رسید؛ تا زمانی که آن جهان در مقابل چشمان ما در هم شکسته شد.
در پس حمله پوتین، بی‌اعتنایی نوامپراتوری روسیه نسبت به نظم جهانی نهفته است. پوتین می‌خواهد در شرایط ژئوپولیتیکی که از زمان شوروی حاکم بوده، تجدیدنظر کند. مسئله پیچیده‌تر، این واقعیت است که نظم جهانی قدیم که عمدتا مبتنی بر اصول لیبرال آمریکا و برتری غرب بوده، در حال از دست دادن قدرت خود است. رخداد‌ها در خاورمیانه به خصوص پس از جنگ حماس و اسرائیل از تاریخ ۷ اکتبر، نشان می‌دهد که چگونه درگیری‌های طولانی مدت ارضی، زمانی که شرایط ژئوپولیتیک تغییر می‌کنند، به سطح انفجار می‌رسند. درگیری اسرائیل و فلسطین موضوع تازه‌ای نیست. تاریخ آن به زمان امپراتوری بریتانیا و جنگ جهانی اول باز می‌گردد. اما بدون یک چارچوب ژئوپولیتیکی باثبات، چنین درگیری‌هایی برای ابزارسازی پنهانی توسط بازیگران دیگری که به منظور کسب قدرت جهانی یا منطقه‌ای با یکدیگر رقابت می‌کنند به یک ایده‌آل تبدیل می‌شود.
اسرائیل اکنون در غزه است، زیرا ادعا می‌کند مجبور است یک سازمان به زعم خود تروریستی که مدت‌ها از سوی ایران حمایت می‌شود را ریشه‌کن سازد. همزمان، آمریکا ناو‌های هواپیمابر را به سوی شرق مدیترانه اعزام کرده، جایی که حزب‌الله لبنان یک گروه نیابتی دیگر مورد حمایت ایران، با پرتاب پهپاد‌ها و شلیک راکت‌ها، اسرائیل را آزار می‌دهد. لفاظی‌های فزاینده چین در قبال تایوان و ادعای حاکمیت در دریای چین جنوبی را نیز به این موارد اضافه کنید و به راحتی می‌توان متوجه شد که وضعیت جهانی تا چه اندازه ناپایدار است.  جنوب جهانی، خواهان کرسی‌های بیشتری بر سر میز است و اتحاد‌ها و ائتلاف‌های جدید فراتر از دسترس غرب در حال ظهور هستند.
آیا رقابت «غرب علیه بقیه» به زمینه‌ای تبدیل می‌شود که در آن سلطه غرب کاهش می‌یابد؟ آیا جریان‌های قدرتمند در اروپا و آمریکا، غرب را از ساختار‌های ائتلاف سنتی خود دور خواهند کرد و در جهتی ضد دموکراتیک‌تر خواهند رفت؟ پوتین روی این موضوع شرط‌بندی می‌کند که آمریکا پس از انتخابات سال آینده، از تعهدات فرا آتلانتیکی دست بکشد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، باید اندیشید که سرنوشت اروپا چه خواهد شد؟ دنیای جدیدی در حال ظهور است.
 
شجاعت و استقامت مردم غزه در حال تغییر نظم جهانی است
شجاعت، رنج و استقامت مردم غزه، تاریخ جهان را تغییر داده، تا آنجا که از دبیرکل 73 ساله سازمان ملل، چه گوارای معترض ساخته است.
پیتر اوبرن، روزنامه‌نگار و مجری انگلیسی، در وب سایت «میدل ایست آی» نوشت: از آنتونیو گوترش بعید بود که موضعی انقلابی اتخاذ کند. با این وجود، نخست‌وزیر سابق پرتغال، با ۷۳ سال سن، بدون اشاره به نام «جو بایدن»، انزجار خود را از تصمیم آمریکا برای وتوی قطعنامه آتش‌بس هفته در غزه ابراز کرد. معنای سخنان گوترش این بود که «جو بایدن! اگر نسل‌کشی‌ در غزه ادامه یابد تو مسئول آن هستی».
وضعیت به گونه‌ای شده که برخی از بایدن تحت عنوان «جو نسل کُش» یاد می‌کنند. با توجه به کشته شدن حداقل ۱۸۴۰۰ فلسطینی بیش از دو برابر تعداد کشته شدگان ناشی از نسل‌زدایی ۲۸ سال پیش در سربرنیتسا، این سرسختی بیهوده نیست. ۸۰۰ کارشناس حقوق بین‌الملل، بیانیه‌ای را امضا کردند که در آن درباره احتمال ارتکاب نسل‌زدایی توسط اسرائیل در غزه هشدار داده بودند. آنان شواهدی از حملات اسرائیل ارائه کردند. اگر یک دادگاه بین‌المللی حکم موقت را تایید کند بایدن رئیس‌جمهور آمریکا به خاطر کمک و مشارکت در یک نسل‌زدایی مجرم شناخته می‌شود؛ اتهامی بی‌نهایت وحشتناک‌تر از هر اتهامی که علیه دونالد ترامپ مطرح شده است.
جای تعجب ندارد که اعصاب بایدن در هفته جاری خُرد شد. او البته با تاخیر به «بنیامین نتانیاهو» هشدار داد که به دلیل بمباران بی‌رویه غزه، اسرائیل در حال از دست دادن حمایت‌های خود است. بمباران بی‌رویه مصداق ارتکاب جنایت جنگی است اقدامی که اسرائیل آن را با حمایت صمیمانه آمریکا و تامین مداوم مهمات از سوی آمریکا انجام داده است. غیرممکن بود که کسی بتواند حس انزجار و خصومت در قبال آمریکا را در مجمع دوحه پنهان کند. حتی «ایمن صفدی» وزیر خارجه اردن که معمولا وفادار به آمریکاست نیز اظهار داشت که از وتوی آمریکا بسیار ناامید شده است. او افزود: «یک کشور در حال سرپیچی از کل جهان است و کل جهان قادر به انجام کاری در مورد آن نیست». همه کسانی که در مجمع دوحه با آنان صحبت کردم موافق بودند که دیگر نمی‌توان به آمریکایی‌ها برای ایفای نقش میانجی در انجام مذاکرات صلح اعتماد کرد اگرچه توافقی در مورد این که کدام بازیگر جایگزین آمریکا خواهد شد وجود نداشت. با این وجود، چین بازی با دست خود را آغاز کرده است. واژه رایج در دوحه «چند قطبی» بود روشی مودبانه برای گفتن این که دوران سلطه ایالات متحده به پایان رسیده است. آن واژه‌ای که ایران و روسیه، شنیدن آن را دوست دارند؛ دو کشوری که نمایندگان‌شان یعنی سرگئی لاوروف و حسین امیرعبداللهیان در نشست 
حضور داشتند.
به گزارش فرارو، پیتر اوبرن در پایان می‌نویسد: غزه سیاست جهانی را تغییر داده است شکست جامعه جهانی در مداخله در غزه بر بحث در دوحه مسلط شد و گوتر مورد تجلیل قرار گرفت؛ به خصوص زمانی که اشاره کرد ناکامی در واکنش به رویداد‌های وحشتناک غزه، نظم جهانی لیبرالی را که ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم ایجاد کرده بود فرو ریخت. او خواستار اصلاحات فوری در ساختار‌های امنیتی پس از جنگ شد و خاطرنشان کرد که این ساختار‌ها «ضعیف و منسوخ شده‌اند و گرفتار یک پیچ زمانی هستند که واقعیت ۸۰ سال پیش را بازتاب می‌دهند». او به شورای امنیت اشاره کرد که «به دلیل تقسیمات ژئو استراتژیک فلج شده است». در یک پیچ شگفت‌انگیز تاریخ، این لیبرال دموکراسی‌های خودخوانده آمریکا، اتحادیه اروپا و انگلیس هستند که با دادن کارت سفید به نتانیاهو، نظم جهانی لیبرال را بدنام کردند. شجاعت، رنج و استقامت مردم فلسطین تاریخ جهان را تغییر داده است.
 
هشدار وزیر دفاع سابق انگلیس درباره پیامد‌های جنایات نتانیاهو
وزیر دفاع پیشین انگلیس هشدار داده است که اسرائیل با تاکتیک‌های خود به درگیری در غزه برای ۵۰ سال دیگر دامن می‌زند و خود را بی‌حیثیت می‌کند.
بن والاس می‌گوید: در حالی که معتقد است تعقیب حماس مشروع است، اما نابودی بخش‌های وسیعی از غزه و مجازات جمعی مردم و جابه‌جایی اجباری غیرنظامیان، امری مشروع نیست.
این نماینده ارشد حزب محافظه‌کار بریتانیا در مقاله‌ای در روزنامه دیلی‌تلگراف نوشت: اگر بنیامین نتانیاهو فکر می‌کند که کشتار ناشی از خشم، مشکلات را حل می‌کند، سخت در اشتباه است.
والاس که تا ماه اوت گذشته در دوران سه نخست‌وزیر انگلیس، وزارت دفاع این کشور را به عهده داشت، می‌گوید که او خواستار آتش‌بس با حماس نیست، اما به اسرائیل هشدار داد که باید شیوه حمله خام و بی‌رویه خود را در نوار غزه متوقف کند.
وزیر دفاع سابق انگلیس افزود: «اقدامات نتانیاهو باعث تندروی جوانان مسلمان در سراسر جهان خواهد شد. او به درگیری‌ها برای ۵۰ سال دیگر دامن می‌زند.»
بن والاس، وزیر دفاع سابق بریتانیا و از اعضای ارشد حزب محافظه‌‎کار می‌گوید: «اسرائیل اشتباهی را مرتکب می‌شود که بر اثر آن اقتدار اخلاقی خود را در کنار اقتدار قانونی خود از دست می‌دهد.»
به عقیده او نتانیاهو از پیش‌بینی نکردن حملات مرگبار حماس به‌ویژه به‌عنوان کسی که خود را یک چهره امنیتی و مردی سرسخت معرفی می‌کند، احساس شرمندگی می‌کند. اما کشتار ناشی از خشم آن را جبران نمی‌کند.
یک نظرسنجی که بین ۲۲ نوامبر و ۲ دسامبر توسط یک اندیشکده معتبر فلسطینی به نام مرکز تحقیقات سیاست و نظرسنجی فلسطین (PSR) انجام شد، نشان داد که حمایت از حماس در کرانه باختری اشغالی در مقایسه با سه ماه قبل بیش از سه برابر شده است.