کد خبر: ۲۷۶۵۷۶
تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۴۰۲ - ۱۹:۳۴

گیرنده جان آدمی (1) (پرسش و پاسخ)

 
پرسش: 
چرا خدای متعال در قرآن کریم گاهی، قبض ارواح انسان‌ها را به ملائکه، و گاهی به ملک‌الموت و گاهی هم به خودش نسبت می‌دهد. آیا این گیرندگان متعدد جان آدمی، موهم تعارض و تناقض در قرآن نیست؟
پاسخ:
آیات موهم تعارض
1- گاهی خداوند فعل قبض ارواح انسان‌ها را به فرشتگان و ملائکه نسبت داده و می‌فرماید: «پس چگونه (تحمل می‌کنند) وقتی فرشتگان (عذاب) جانشان را می‌گیرند، و بر چهره و پشت آنان تازیانه می‌زنند؟» (محمد- 27)
2- همچنین گاهی خدای متعال فعل قبض ارواح انسان‌ها را به ملک‌الموت نسبت می‌دهد، و می‌فرماید: «بگو! فرشته مرگی که بر شما گذارده شده، جانتان را می‌گیرد.» (سجده- 11)
3- گاهی خداوند فعل قبض ارواح انسان‌ها را به رسولان خود، نسبت داده و می‌فرماید: «تا هنگامی که یکی از شما را مرگ فرا رسد، رسولان ما جانش را بستانند در حالی که کوتاهی نمی‌کنند.» (انعام- 61) یا در آیه دیگری می‌فرماید: «تا آنگاه که رسولان ما به سراغشان بیایند که جانشان را بستانند.» (اعراف- 37)
4- در نهایت خدای متعال در آیات دیگری با ظرایف کلامی، قبض ارواح انسان‌ها را به خود مستقیما نسبت می‌دهد و می‌فرماید: «اوست که شبانگاه، روح شما (هنگام خواب) می‌گیرد.» (انعام- 60) و در جای دیگر می‌فرماید: «خداوند روح مردم را هنگام مرگشان به تمامی باز می‌ستاند، و روحی را که (صاحبش) نمرده است نیز به هنگام خوابش (می‌گیرد.)» (زمر- 42)
از این دست تفاوت‌ها در سراسر آیات قرآن به چشم می‌خورد، به عنوان نمونه در یکی از آیات، خطاب به رسول خدا(ص) می‌فرماید: «و چون (به سوی آنان تیر) افکندی، تو نیفکندی، بلکه خدا افکند.» (انفال- 17) در این آیه در عین حال که تیراندازی را به پیامبر اکرم(ص) نسبت می‌دهد (اذا رمیت) آن را با عبارت «و ما رمیت و لکن الله رمی» از آن حضرت نفی می‌کند. مشابه این تفاوت‌ها در مسئله اعجاز از پیامبران الهی نیز آمده است، که گاهی به طور مطلق بدون تعبیر به اذن خدا، به خود آنها نسبت داده شده است، و گاهی همراه با اذن خداوند به آنها نسبت داده است، و گاه نیز حصر در خداوند شده است. اکنون اشکال و شبهه این است که آیا این تفاوت‌ها در آیات قرآن، موهم اختلاف و تعارض درونی آیات قرآنی نیست؟
پاسخ شبهه
1- خدای سبحان براساس نظام علت و معلولی، هر موجودی را که می‌آفریند، اثر ویژه‌ای به او می‌دهد و این اثر برای او اثر حقیقی است، نه اعتباری و در واقع اسنادش به آن موجود، اسنادی حقیقی است، یعنی آتش واقعا می‌سوزاند، و یخ به راستی خنک می‌کند، و دیگر موجودات نیز همگی آثار واقعی خود را دارند. اما در عین حال که اثر هر موجودی مربوط به خود او است، تمام این موجودات، عوامل و کارگزاران خدا، مجرای ربوبیت مطلقه رب‌العالمین، وجهی از وجوه فعلیه، و اسمی از اسمای فعلیه خدایند، نه اینکه مؤثراتی باشند مستقل، که اثردهی آنها در عرض ربوبیت الهی باشد، زیرا فرض صحیح ندارد که ربوبیت خداوند نامحدود باشد و در عین حال، در کنار این ربوبیت مطلقه و نامحدود، اشیاء و مخلوقاتی وجود داشته باشند که تحت این ربوبیت مطلقه نباشند، و در وجود خود، و در اثرگذاری خود مستقل باشند. دلیل آن هم روشن است، زیرا وقتی ربوبیت خدای متعال نامحدود است، دیگر جایی نمی‌ماند که خالی از ربوبیت حضرت حق باشد، و موجود دیگری بخواهد آن را پرکند. با این تحلیل آنچه را که در نظر ابتدایی مستقل می‌پنداشتیم، با نظر دقیق عقلی، غیرمستقل و وابسته به ربوبیت الهی می‌یابیم.
ادامه دارد

 

captcha