خیانت مُدام و لاف مردم؟! (نگاه)
۱) آقای حسن روحانی، هر از گاهی به فضای سیاسی برمیگردد، به دوقطبیسازیهای جعلی دامن میزند و از «مردم، منافع ملی، معیشت عمومی، صلح و امنیت، و ضرورت دور کردن تهدید از سر کشور» حرف میزند. این کلمات، چه نسبتی با عملکرد دولتمردی دارد که در پایان هشت سال مدیریت، و در نظرسنجیهای دولتی، فقط ۶ درصد مقبولیت عمومی داشت؟
یک قلم از دهها خسارت او، حذف سهمیهبندی بنزین به مدت چهار سال و تشدید قاچاق سوخت است که با سه برابر کردن قیمت بنزین در یک شب -بدون اطلاع قبلی- جبران(!) و موجب موجسواری دشمنان شد.
۲) ماجرا از این قرار است که دولت اوباما (بانی تحریمهای فلجکننده/مؤدب در ادبیات روحانی!)، در سال ۱۳۸۸ اقدام به تحریم بنزین وارداتی ایران کرد.
دو سال قبل از این تهدید بزرگ، قاچاق سوخت موجب شد تا دولت احمدینژاد در تیرماه ۱۳۸۶، اقدام به ایجاد شبکه هوشمند سوخت و سهمیهبندی کند. علاوه بر این، ساخت پالایشگاه برای تولید بنزین در دستور کار قرار گرفت. بدین ترتیب، تولید و مصرف بنزین، تا حدود زیادی از ناترازی درآمد و حتی به جایی رسیدیم که توانستیم بنزین را صادر کنیم.
رئیس سازمان برنامه و بودجه، سال گذشته در مجلس گزارش داد: «در سال ۱۳۹۸، شش میلیارد دلار صادرات بنزین داشتیم. اما امسال ۶ میلیارد دلار واردات داشتیم. هرقدر پول برای بنزین هزینه شود، اعتبارات برای بنیه دفاعی، معیشت و داروی مردم اعتبارات کاهش پیدا میکند».
۳) دولت روحانی و تیم بیژن زنگنه، برای گل و بلبلنمایی شرایط پس از اجرای برجام، کارت سوخت و سهمیهبندی را به مدت چهار سال حذف کرد که خسارتی بالغ بر ۱۴۴ هزار میلیارد تومان برای کشور به همراه داشت.
آقای علی مطهری، نایبرئیس وقت مجلس (عضو فراکسیون مدعیان اعتدال)، در این باره اذعان کرد: «حوادث آبان ۹۸ که بیشتر ناشی از بیتدبیری دولت بود، این خیال را در آمریکا پدید آورد که پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی کاهش یافته و وقت مناسبی برای ترور سردار سلیمانی است. قبل از آن، جرأت این کار را به خود نمیدادند. البته با تشییع پرشکوه پیکر آن عزیز، واقعیت را دریافتند.»
۴) وقتی یک تدبیر را به بدترین شکل ممکن اجرا، یا تدبیر موجود را به سوءتدبیر تبدیل کنند، چند احتمال مطرح میشود: بیتدبیری و بیکفایتی، فقدان قدرت پیشبینی، و یا تعمد برای تصمیمگیری غلط و استفاده از نتایج منفی آن!
محمدجواد روح، سردبیر نشریه اصلاحطلب «صدا»، ۱۶ آذر ۱۳۹۸ در گفتوگو با سایت انصافنیوز فاش کرد:
«چرا روحانی چهار روز قبل از گرانی بنزین آنگونه سخنرانی میکند؟ کدام رئیسجمهور اعلام کرده بود که فلانقدر کسری بودجه داریم؟ آقای روحانی در یزد از کسری بودجه گفت و یکسری حملات هم به رئیس قوه قضائیه انجام داد. همین روش را در کرمان به شکلی دیگر ادامه داد. مهمتر از همه اینها، اعلام کرد به توافقات پشتپرده هم پایبند است؛ همه اینها، یعنی روحانی میخواهد به هر قیمتی شده، دوباره مذاکره کند. اینجا بود که روحانی قمار کرد. وقتی دید چیزی دستش ندارد، بنزین را گران کرد تا جامعه به شرایط اقتصادی واکنش نشان دهد؛ فشار از پایین اتفاق بیفتد تا در بالا چانهزنی کنند که مذاکره انجام شود. میگویند وزیر اطلاعات در جلسه دولت هشدار داده اگر بنزین را گران کنید، جامعه به هم میریزد و روحانی خندیده است. اینکه میگویند گران کردن بنزین تصمیم غیرکارشناسی و اطلاعرسانی آن هم غلط بوده؛ اتفاقاً از نظر روحانی، تصمیم هم کارشناسی بوده و هم نحوه اطلاعرسانی -در واقع اطلاعنرسانی- درست بوده تا جامعه بیشتر عصبانی شود».
۵) نمونه دیگر از این قبیل فجایع مدیریتی مغرضانه، ماجرای توزیع سبد کالا بود که موجب تحقیر و زیر دستوپا ماندن مردم شد. خبرگزاری «خبرآنلاین» که توسط برخی مدیران دولت روحانی اداره میشود، ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ در یادداشتی با عنوان «جایزه بهترین کارگردانی برای روحانی»(!) فاش کرد: «در راستای توزیع سبد کالا حرف و حدیثهای بسیاری گفته شد. بسیاری از دوستان حامی روحانی نیز به انتقاد شدیداللحن پرداختند. توزیع سبد کالا با شیوهای که انجام شد، نه یک اتفاق بود و نه عملی که تبعات آن برای روحانی و مردانش غیرقابل پیشبینی باشد. او دقیقاً همین اتفاق -ازدحام، دعوا و مرافعه و احیاناً له شدن در زیر دستوپا- را پیشبینی میکرد و اصلاً آن را برای پیشبرد استراتژی خارجی خود لازم داشت! به عبارت دیگر، به یک نمایش برای ارائه در جشنوارههای سیاسی خارجی نیازمند بود. نگاه کنیم به اظهارات وندی شرمن، معاون وزارت خارجه آمریکا، که گفت «شما در اخبار دیدید ایران اخیراً به طور قابل مشاهدهای غذا بین مردم فقیرش توزیع کرده تا نشان دهد کاهش محدود تحریمها، تأثیر مستقیم بر مردم این کشور داشته». این دقیقاً همان نتیجهای بوده که روحانی از توزیع سبد کالا انتظار داشته، اینکه تحریمها تأثیر انکارناپذیر داشته؛ اینکه اوضاع اقتصادی مردم نهتنها روبهراه نیست، بلکه حاضرند برای چند عدد مرغ و چند کیلو برنج با یکدیگر درگیر شوند. در درایت روحانی و مردانش شکی نیست. درست است که روش توزیع چندان مناسب نبود، اما اگر با این نمایش بتوان جایزه اول بهترین اثر را در فستیوال سیاست جهانی به خود اختصاص داد، به تحقیر چندروزهای که بازیگران آن شدند، میارزید»!
۶) آنچه گفته شد، مختصری از فهرست طولانی برخی خسارات در دولت روحانی است. او و برخی مدیرانش، پشت سر هم فاجعه مدیریتی آفریدند و ملت ایران را محتاج زانو زدن در برابر آمریکای زورگو وانمود کردند. او همان کسی است که سال ۱۳۹۷ پس از پایمال کردن برجام توسط ترامپ و فشار و اعتراض عمومی، اذعان کرد «مذاکره مجدد با آمریکا دیوانگی است»، اما چند ماه بعد مدعی شد «مذاکره را به رفراندوم بگذاریم»!
در دولت او پالایشگاهسازی «کثافتکاری»، و اقداماتی نظیر خودکفایی در تولید گندم و ساخت انبوه مسکن مهر، «مزخرف» قلمداد شد! روحانی وقتی به بازدید از کارخانه رفت، از پشت شیشه ماشین شاسیبلند و ضدگلوله به کارگران دست تکان داد. او ۳ خرداد ۹۸ درباره نحوه شناختش از مردم ادعا کرد: «من روزانه نظرسنجی میکنم! در خیابان وقتی با ماشین میروم، تمام چهرههای مردم را نگاه میکنم که چند نفر لبخند دارند و چند نفر عصبانی هستند.»
او کسی است که بارها مردم را عصبانی کرد تا بتواند از موضع پایین، مذاکره که نه، بلکه از آمریکا التماس کند. موضوع برجام دو مدنظر او، واگذاری توانمندیهای دفاعی بود که با عبرت برجام، نافرجام ماند.
محمد ایمانی