kayhan.ir

کد خبر: ۲۲۷۲۷۷
تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۴۰۰ - ۲۱:۵۹

 

پاییز 61 بود. با موتور به سمت میدان آزادی می‌رفتیم. می‌خواستم ابراهیم را برای عزیمت به جبهه به ترمینال غرب برسانم. یک ماشین مدل بالا از کنار ما رد شد. خانمی کنار راننده نشسته بود. حجاب درستی نداشت. نگاهی به ابراهیم انداخت و حرف زشتی زد. ابراهیم گفت سریع برو دنبالش. من هم با سرعت به سمت ماشین رفتم. بعد ‌اشاره کردیم بیا بغل، با خودم گفتم: این دفعه حتما دعوا می‌کنه. اتومبیل کنار خیابان ایستاد. ما هم کنار آن ایستادیم. منتظر برخورد ابراهیم بودم. ابراهیم کمی مکث کرد. بعد همین طور که روی موتور نشسته بود با راننده سلام و احوالپرسی گرمی کرد! راننده که تیپ ظاهری ما و برخورد خانمش را دیده بود، توقع چنین سلام و علیکی را نداشت. بعد از جواب سلام، ابراهیم گفت: من خیلی معذرت می‌خوام، خانم شما فحش بدی به من و همه ریش‌دارها داد. می‌خوام بدونم که... راننده حرف ابراهیم را قطع کرد وگفت: خانم بنده غلط کرد، بیجا کرد! ابراهیم گفت: نه آقا این طوری صحبت نکن. من فقط می‌خواهم بدانم آیا حقی از ایشان بر گردن بنده است؟ یا من کار نادرستی کردم که با من این طور برخورد کردند؟! راننده اصلاً فکر نمی‌کرد ما این گونه برخورد کنیم. از ماشین پیاده شد. صورت ابراهیم را بوسید و گفت: نه دوست عزیز، شما هیچ خطایی نکردی. ما ‌اشتباه کردیم خیلی هم شرمنده‌ایم. بعد از کلی معذرت‌خواهی از ما جدا شد.
مأخذ: سلام بر ابراهیم

نام:
ایمیل:
* نظر: