کد خبر: ۳۱۶۹۲۳
تاریخ انتشار : ۰۲ شهريور ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۱

نکند مدیران ورزش هم طلسم شده‌اند؟!(نکته ورزشی)

سید سعید مدنی
وقتی متولیان ورزش، وظیفه خود را جدی نگیرند و بر حوزه مسئولیتی خود نظارت لازم نداشته باشند، زمانی که روزمرگی و سیاست «هرچه پیش آید، خوش آید» عملا روش حاکم در اداره و مدیریت ورزش شود و هنگامی که قانون و مقررات جدی گرفته نشود و یا گزینشی باشد، آن وقت طبیعی است که ورزش عرصه‌ای برای جولان و میدان‌داری جریانات و عناصری شود که هیچ سنخیتی با آن ندارند اما با هدف کسب نام و نان، ورزش را به «طعمه»‌ای تبدیل می‌کنند برای اینکه از مواهبش بهره ببرند.
 بارها از سوی دلسوزان هشدار داده شده- و ما نیز به سهم و برحسب وظیفه خود نوشته و یادآور شده‌ایم- که دست‌های ناپاک و جریانات ناسالم، ورزش را آلوده کرده و به خاطر منافع خود مانع از بروز کارکردهای مثبت و متنوع و سد راه پیشرفت آن شده‌اند. متاسفانه چون مسئولان ورزش در دوره‌ها و مقاطع مختلف- و همچنین مقطع فعلی- این گفته‌ها را جدی نگرفته و به هشدارها اهمیتی نداده‌اند، دامنه نفوذ و گسترش باندها و جریانات مخرب بیشتر و ورزش با مشکلات فراوانی از حیث فنی و اخلاقی و فرهنگی مواجه شده است. معلوم هم نیست که این بی‌توجهی و خود را به ندیدن و نشنیدن زدن تا کی از طرف مسئولان ادامه خواهد داشت! 
حتما اهالی ورزش و علاقه‌مندان به فوتبال اخبار و اظهارات حیرت‌انگیز و تاسف‌بار درباره نفوذ جریان رمالی و جادوگری- که واقعا باعث شرمندگی است - را شنیده‌اند، اخباری که به هیچ وجه جنبه شایعه و سیاه‌نمایی ندارد و اظهاراتی که از جانب افراد موثق و کسانی مطرح می‌شود که بعضا خود در وسط معرکه و درگیر این مسائل هستند. نمی‌دانیم آیا مسئولانی که به هشدارها و تذکرات مکرر کارشناسان و رسانه‌های دلسوز وقعی نمی‌نهند، این اخبار را هم نادیده و نشنیده می‌گیرند و شانه بالا می‌اندازند و از کنارش با بی‌خیالی می‌گذرند یا نه! مردم از ورزش مثل هر مقوله دیگری توقع پیشرفت دارند و می‌خواهند ابزاری در خدمت آنها و سلامت جامعه و ارتقای فرهنگ و اخلاق و تربیت و آموزش عمومی- خاصه نسل جوان- باشد، نه طعمه‌ای در دست مشتی دلال و رمال و جادوگر و طماع و منفعت‌جوی بی‌هنر که هیچ ربط و سنخیتی با ورزش و مشروعیتی در آن ندارند.
تعارف و رودربایستی نداریم. با کمال تاسف واقعیت‌ها نشان می‌دهد که الان در ورزش چنین وضعیتی حاکم است و به جای آنکه عرصه‌ای باشد برای میدان‌داری متخصصان و اهل فن و آدم‌های دلسوز وکاربلد (که خوشبختانه تعدادشان فراوان است)، به دلیل بی‌توجهی و غفلت و شاید هم طلسم‌شدگی!!! مسئولان، دلال‌ها و رمال‌ها و عناصر مذبذب و فرصت‌طلب از سر و کول آن بالا می‌روند و عرصه بر آدم‌های خوشنام و محترم و باشخصیت و متعهد و متدین (به معنای واقعی) و دارای افکار انقلابی (به معنای واقعی)، تنگ و چنان فضای ورزش، مسموم و شرایط کار کردن سخت شده که عملا حضور آدم‌های سالم و متخصص را غیرممکن ساخته است. خلاصه هرکسی هم بخواهد کاری کند و مسئولیتی بر عهده بگیرد، باید تابع خواسته و نظرات و مطالبات زیاده‌خواهانه این افراد باج‌گیر و باندهای پدرخوانده شود!
 آنهائی که در ورزش و با ورزش زندگی می‌کنند، به راحتی متوجه سخن ما می‌شوند و آن را تایید می‌کنند. آنها می‌دانند قضیه خیلی فراتر از این حرف‌هاست و بسیاری جاهای ورزش- حتی در سطح فدراسیون‌ها و تیم‌های ملی- در چنگ این جریانات ناسالم و افراد فرصت‌طلب گرفتار شده، به گونه‌ای که برای شرح این موضوع باید یک یا حتی چند شماره همه صفحات روزنامه را به آن اختصاص دهیم! بر مسئولان ورزش است که از حالت انفعال و وادادگی و بی‌عملی و نظاره‌گر صرف بودن خارج شوند و برای نجات آن از وضعیت ناخوشایندی که جریانات ناسالم درست کرده‌اند، دست به عمل بزنند، حرف‌های تکراری و کسالت‌بار و شعارهای کلیشه‌ای را- که تاکنون هیچ‌کدام هیچ وقت به عمل تبدیل نشده- متوقف کنند و شجاعانه و مدبرانه طرحی نو دراندازند. 
اخیرا آقای رئیس‌جمهور برای چندمین بار به صراحت گفت: «با شعار دادن نمی‌شود مملکت را درست کرد... با ادعا کردن نمی‌شود جامعه را اصلاح کرد...» واقعا جا دارد مسئولین ورزش و وزیر محترم که خود را عضو این دولت می‌دانند، در عمل تابع برنامه‌ها و سیاست‌های آن باشند و اگر غیر از این است، وقت را بیش از این هدر ندهند، با سرنوشت ورزش بازی نکنند و خود را کنار بکشند. ما در ورزش به اندازه کافی حرف و شعار و تئوری اصلاح و پیشرفت و تحول داریم که بخشی از آنها بارها از سوی وزیر محترم و سایر مسئولان ورزش بر زبان آمده و وعده‌هایی هم داده‌اند اما متاسفانه صرفا به دلیل فقدان اراده لازم نزد مسئولان از یکسو و تعارض منافع جریانات فرصت‌طلب و آویزان از سوی دیگر، این ایده‌ها وارد مرحله عمل نشده‌اند و اگر هم شده‌اند، به دلایل فوق، از مسیر اصلی منحرف می‌شوند تا منافع جریانات کذایی و باندهای دلالی تامین شود! 
نمونه زنده آن، بلایی است که بر سر دو تیم بزرگ پایتخت، خاصه یکی از آنها آمده و سال گذشته دیدیم چگونه نزدیک بود آن تیم به دلیل دخالت و نفوذ دلالی بعد از خصوصی‌سازی به خاک سیاه بنشیند. خصوصی‌سازی که قرار بود راه موفقیت این تیم‌ها را هموار سازد، در عمل باعث وقوع اتفاقاتی 
ناخوشایند و تاسف‌برانگیز و مصداق آن شعر معروف شد که «از قضا سرکنگبین، صفرا فزود!»