kayhan.ir

کد خبر: ۹۹۱۵۵
تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۸:۵۳

اسلام وتفریح


استفاده از لذت‌های حلال و تفريح، قسمتی از برنامه‏‌هاي روزانه فرد مسلمان را تشكيل مى‏‌دهد و از آن جهت كه مايه تجديد قوا و روحيه او می‏شود و او را براى فعاليت بيشتر مهيا مى‏‌سازد، اهميت فراوانى دارد. اگرچه اسلام وظايف عبادي مسلمانان را تبيين کرده و كار و تلاش را لازمه زندگي آنان برشمرده است؛ اما از نياز روحى انسان به تفريح و استفاده از لذت‌هاي حلال غافل نبوده است، لذا او را به اين کار فراخوانده است تا راه را براى فعاليت مجدد وى هموار سازد تا او بتواند با روحيه‌‏اى مضاعف و نشاطي افزونتر به کارهايش بپردازد.
به همين دليل، در دين مبين اسلام مسافرت، تفريح، صله ارحام و ديد و بازديد دوستان و آشنايان و... تا زماني كه خارج از ضوابط اخلاقي و تعاليم اسلامي نباشد، پسنديده و مورد سفارش است. نكته مهم آنكه به خلاف كساني كه لذت را منحصر در لذایذ مادى مي‏‌دانند و از لذات معنوى صرف نظر مي‏‌كنند، رسيدن به لذات مادى بدون رعايت اصول معنوی ممكن نيست؛ چراكه كامجويى و لذت بى‌‏قيد و شرط، رنج و اَلَم بسيارى در پى‏ دارد.
نکات قابل توجه در تفريح
الف) حليّت و سلامت ، اساسى‏ترين شرط تفريح است که بدون توجه به آن، اگرچه ممكن است براى فرد لذتى حاصل شود؛ ولى اين لذت، دوامى نخواهد داشت و عقوبت سخت و نتايج منفى فراوانى به دنبال خواهد داشت؛ چراكه هرگونه لذت حرامی، نه تنها مشكلى را حل نمى‏‌كند؛ بلكه بر مشكلات مى‌‏افزايد. چه بسيار تفريحات ناسالمى كه روح و اعصاب انسان را چنان مى‌‏كوبد كه قدرت كار و فعاليت را از او مى‏‌گيرد و يا بازده كار او را به حداقل مى‏‌رساند. اميرمؤمنان(ع)مي‌‏فرمايد: «مَنْ تَلَذَّذَ بِمَعَاصِيَ اللَّهِ أَوْرَثَهُ اللَّهُ ذُلًّا؛[1] كسي كه با معصيت خداوند به دنبال لذت (و خوشگذراني) باشد، خدای متعال ذلّت [و خواري] را به او عنايت مي‌‏كند.»
ب) توجه به گذر عمر در تفريحات و عدم غفلت، نكته مهم ديگري است كه نبايد به آن بی‌توجه بود. گرچه در اسلام ميهماني و ديد و بازديد از اقوام، دوستان و برادران مؤمن مورد سفارش بسيار قرار گرفته است؛ اما به غفلت گذراندن چنين زمان‌هايي كه نه راهگشاي مشكلات زندگي و كسب و كار است و نه نتيجه‌‏اى براى آخرتشان دارد، مصداق بارز خسران است و همانند يخ فروشي كه سرمايه‌‏اش آب مي‌شود، اصل سرمايه را نيز از دست مي‏‌دهد.
به اين فرمايش حضرت على(ع)توجه داشته باشيم كه فرمود: «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى‏ أَجَلِهِ؛[2] نفس‌هاى انسان، گام‌هاى او به سوى مرگ است.» باور كنيم كه با هر نفسى يك قدم به مرگ نزديك مى‏‌شويم. مبادا مصداق اين شعر شويم:
سرمايه زكف رفت و تجارت ننموديم
جز حسرت و اندوه متاعى نخريديم‏
 خداوند در سوره عصر انسان را در حال ضرر و زيان معرفى مى‏‌كند و خسران، اشاره به كساني است كه در مقابل صرف سرمايه عمرشان، هيچ چيز عايدشان نمى ‏شود.[3]
ج) يكي از مسائلي كه در تمامي ساعات زندگي انسان مسلمان توجه خاص و ويژه‌‏ای مي‏‌طلبد، رعايت حقوق ديگران است. هيچ انساني حق ندارد لذت و شادي خود را با اذيت و آزار ديگران همراه سازد. كم نيستند كساني كه پس از مراسم ازدواج، شادي خويش را با بوق‌زدن‌های ممتد و حركت ماشين‌ها ابراز مي‏‌كنند و در اين ميان به واسطه راه‏‌بندان‌ها و بوق‌زدن‌ها، بخصوص در ساعات پاياني شب، ديگران را مورد اذيت قرار مي‌‏دهند.
بسيارند كساني كه با بلند كردن صداي بلندگوهاي ماشين، لذت خويش را با اذيت و آزار مردم همراه مي‏‌كنند كه به يقين چنين كاري از انسان مسلمان پسنديده نيست. رسول خدا(ص)مي‌‏فرمايد: «اَلَا أُنَبِّئُكُمْ بِالْمُسْلِمِ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَ يَدِه؛[4] آيا شما را (از ويژگي‌ها و خصوصیات) مسلمان خبر ندهم؟ (مسلمان) كسي است كه مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند.»
د) بد نیست بدانيم که تفريح نيز مي‌‏تواند داراي ثواب و پاداش باشد، به شرط آنكه با نيّت تجديد قوا براى ادامه كار و عبادت انجام گيرد. امیرالمؤمنین(ع)در فرازهای پایانی دعای کمیل عرضه می‏‌دارد: «قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی؛ (خدایا!) برای خدمت به خودت اعضا و جوارح مرا قوت و نشاط ده!»
هـ) تيراندازى، شنا، اسب‏‌سوارى، مسافرت، ديدار با دوستان و... از جمله تفريحات سالم و مؤثر در تجديد روحيه و آماده شدن براى فعاليت مجددند كه دين مبين اسلام بر آنها تأكيد كرده است.
پس مسلمان، ضمن استفاده شايسته از لذت‌هاي نيكو و حلال، از هرگونه لذتي كه به لهو و لعب بيانجامد، دوري مي‌‏كند و به اين دستور قرآن پايبند است كه :«و (مؤمنان) هرگاه سخنان لغو و بيهوده بشنوند، از آن روى مى‏‌گردانند و مى‏‌گويند: اعمال ما از آنِ ماست و اعمال شما از آنِ خودتان، سلام (وداع و خداحافظى) بر شما! ما خواهان جاهلان نيستيم.»[5]
پی‌نوشت:
[1]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 186.
[2]. نهج البلاغه ، حكمت 74.
[3]. والاترين بندگان، ناصر مكارم شيرازي، ص 219.
[4]. محاسن، برقى،ج ‏1، ص 285.
[5]. قصص / 55.
از:سایت ذی طوی