kayhan.ir

کد خبر: ۸۳۶۹۹
تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۹

ماه حجاز، سوره مکّی، نزول کن!(چشم به راه سپیده)


کهکشان
مثل پرنده شو که پر از آسمان شوی
شاید مسافر افقی بیکران شوی

حتی اگر بهشت شوی هم نمی‌شود
یک لحظه از سه‌شنبه شب جمکران شوی

یک آسمان ستاره به پایت نشسته‌اند
تا ماه بیکرانه این کهکشان شوی

ای جاده هزاره سوم به سوی عرش
کی همنشین غربت این خاکیان شوی؟

بر شاخه‌های عشق تو دنیا پرنده است
تا فصل نغمه‌خوانی این بلبلان شوی

این جاده‌ها عطش زده ردپای توست
پا در رکاب کن که بباری، عیان شوی

ماه حجاز، سوره مکی نزول کن!
تا اوج یک تلاوت این قاریان شوی
صالح محمدی‌امین
***
شکوفا کنی مرا
مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا
گاهی غبار جاده لیلا، کنی مرا
کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست
قطره شدم که راهی دریا کنی مرا
پیش طبیب آمده‌ام، درد می‌کشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا
من آمدم که این گره‌ها وا شود همین!
اصلاً بنا نبود ز سرت وا کنی مرا
حالا که فکر آخرتم را نمی‌کنم
حق می‌دهم که بنده دنیا کنی مرا
من، سال‌هاست میوه خوبی نداده‌ام
وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا
آقا برای تو نه! برای خودم بد است
هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا
من گم شدم؛ تو آینه‌ای گم نمی‌شوی
وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا
این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین
شاید غلام خانه زهرا کنی مرا
***
شفاعت
آقا اجازه! من بنویسم برای تو
دارایی‌ام تویی، دل و جانم فدای تو

می‌خوانمت به حرمت آوای قدسی‌ات
جان می‌دهد به ما نفس آشنای تو

وقتی طلوع می‌کنی از پشت ابرها
گل می‌کند زمین و زمان، زیر پای تو

در آسمان دهکده اعجاز می‌شود
با شعله‌ای که می‌دمد از چشم‌های تو

برگرد آخرین سفری را که رفته‌ای
تب کرده‌اند هر دو جهان در هوای تو

برگرد تا گره بخورد لحظه‌ای به هم
فریاد گریه‌های من و های‌ های تو

آقا بیا که هر کسی از راه می‌رسد
سر می‌دهد طنین «انا الحق» به جای تو!

تنها خودت شفاعتمان کن که این طلسم
وا می‌شود به معجزه ربنای تو
سیدمهدی هاشمی‌نژاد
***
شام غریبان
مردیم و به پای عشق تو جان دادیم
کوریم و به دیدار تو ایمان داریم
هر جمعه نماز عشق، عاشورایی است
ما شب نشده، شام غریبان داریم
***
نقطه امید
جمعه‌ها طبع من احساس تغزل دارد
ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی‌تو چندی‌ست که در کار زمین حیرانم
مانده‌ام بی‌تو چرا باغچه‌مان گل دارد؟
شاید این باغچه ده قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلایل دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده، زمین شوق تکامل دارد

جمکران نقطه امید جهان شد که در آن
هرچه دل، سمت خدا دست توسل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت، تنها
تکیه بر کعبه بزن، کعبه تحمل دارد
سید حمیدرضا برقعی
***
نزدیک است
پایان تمام عاقبت‌ها نیک است
صبح است که پایان شب تاریک است

یک عمر اگر چشم به راهی کردی
تردید نکن، ظهور او نزدیک است
مطهره عباسیان