kayhan.ir

کد خبر: ۵۷۷۳
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۷:۴۲
نگاهی به سریال تلویزیونی «آوای باران»

آوای غمگین در آسمان ابری

سریال آوای باران که به پایان خود رسیده است یکی از پربیننده ترین تولیدات رسانه ملی در ماه های اخیر بود که از سوی مخاطبان عام تلویزیون مورد استقبال قابل توجهی قرارگرفت.
محمد قمی

سریال آوای باران که به پایان خود رسیده است یکی از پربیننده ترین تولیدات رسانه ملی در ماه های اخیر بود که از سوی مخاطبان عام تلویزیون مورد استقبال قابل توجهی قرارگرفت.
این سریال را از چند جهت می توان حائز توجه و دارای ویژگی‌هایی ارزشمند دانست که بی تردید مهم ترین آنها، ورود به عرصه آثار منتقدانه اجتماعی در حوزه مباحث مبتلابه جامعه امروز ماست که در آن سعی براین بوده است تا ضمن ورود به این حیطه با روحیه ای آسیب شناسانه و رویکردی منتقدانه، راهکارهایی برای برون رفت از این موقعیت ها و نظایر آنها به مخاطب ارائه شود.
در این سریال بینندگان با زندگی خانوادگی مردی به نام طه ریاحی روبه‌رو می شوندکه تاجر داروست و با بروز اتفاقاتی در زندگیش، وضعیت او دچار دگرگونی شده و سرنوشت عجیبی برای او و دخترش رقم می خورد و …
در بستر این روایت داستانی که یکی از محورهای اصلیش موضوع کودکان کار است با چند معضل اجتماعی روبه‌رو می شویم که سازنده اثر تلاش کرده است ضمن تبیین آنها به کاوش در زمینه ها و نیز تبعات بعدیشان بپردازد. کودکان کار و مشقات و آینده نامعلوم و موقعیت بغرنجی که این نوع زندگی برایشان به دنبال می آورد، طمع و آز و حرص ورزیدن به مادیت و مشغول شدن به امور دنیوی و نتایجی که در پی دارد، موضوع تربیت فرزندان و اهمیت و عمقی که این موضع دارد و رسالت برجسته و خطیری که بر عهده والدین است و در صورت ایجاد خلأ در این حوزه، تبعاتش، دامنگیر آنها خواهد شد، بحث مکافات عمل و اینکه زندگی در این دنیا مصداق تام و تمام «هر دست که دادیم همان دست گرفتیم» است، و بالاخره موضوع رشد و نمو سرطانی امثال «شکیب»ها که از دل معضلات دهشتناکی سربیرون می آورند که مسئله کودکان کار، زمینه ساز آنهاست.
و این همه در حالی است که موضوع «تربیت» نسل آینده و میزان توجه و مراقبت والدین نسبت به کودکانشان، چون چتری بر همه آنها سایه افکنده است و بستر اصلی این سریال ملودرام راتشکیل داده است.
اما در عین حال، نوع روایتی که این سریال برای خود انتخاب کرده تماما مثبت نیست و در خلال روایتگری دراماتیکش و توجهی که به موضوعات اجتماعی و معضلات خاص آن کرده، از آسیب هایی هم مصون نمانده است.
آسیب هایی مثل نهادینه کردن فرهنگ تکدی گری به عنوان شغل، شکسته شدن قبح ایستادگی و عصیانگری در برابر والدین، پرده دری ها و شکسته شدن حریم حیا و شرم آن‌هم در جهت رسیدن به معشوق و معشوقه دنیوی، آموزش غیرمستقیم کلاهبرداری و... و نمونه هایی از این دست را می‌توان در ردیف نقاط منفی این سریال عنوان کرد.
اما به لحاظ ساختار قصه و نحوه روایت، نوع پخش و چگونگی نمایش تلویزیونی این سریال هم این نکته حایز اهمیت است که اولا تفصیل و کش آمدن بیش از اندازه این سریال و همچنین پخش متداخل و کسالت بار و کلافه کننده انواع و اقسام آگهی های تلویزیونی در پس و پیش و میان این سریال، بیننده را دچار نوعی زدگی و خستگی ناشی از اطناب در روایت نمود که از میزان جذابیت و ارزش تصویری کاسته و بر دافعه آن میان مخاطبان افزود.