kayhan.ir

کد خبر: ۲۴۸۹۷
تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ - ۲۱:۲۴

زندگی به سبک بازی‌های رایانه‌ای !

رایانه ها با قابلیت های گسترده و روز افزون خود حالا دیگر به جزء جدایی ناپذیری از زندگی ما تبدیل شده اند . امروزه کمتر محیطی را می توان دید که اثری از این ابزار قدرتمند در آن نباشد. قدرتی که مدت هاست دستمایه ساخت آثار تخیلی با درون مایه وجود آینده ای با تسلط این هوش مصنوعی بر بشر شده است. اما فراگیر شدن این ابزار به واسطه امکاناتی که دارد همان میزان که برای ما مفید بوده و چه بسا بیشتر ، جامعه را با مسائل و مشکلات جدیدی روبه رو ساخته است.

ملک خانی

رایانه از ابتدای ورودش به خانه های ایرانی، برای خیلی ها با پدیده جذابی به نام بازی ها ی رایانه ای تعریف شده بود تا جایی که دلیل تهیه این ابزار برای عده ای وجود همین قابلیت  بود. هرچند در گذر زمان با گسترش نرم افزار های کاربردی جایگاه صحیح خود را در میان قشر تحصیل کرده باز کرد، اما پدیده ای به نام اینترنت و قابلیت های وسیع آن بود که باعث تبدیل شدن رایانه به عضو جدیدی از بسیاری از خانواده ها شد!
با کمی تسامح می توان اعتراف کرد که این عضو جدید در خانه نقش تربیتی جدیدی به موازات پدر و مادر بر عهده گرفته است. این که وضعیت  موجود فی نفسه دارای اشکال است یا نه بحث جدایی می طلبد، اما آنچه نباید از آن غافل شد پرداختن به این سوال است که ما با ورود این ابزار پای چه تفکر و جهان بینی را به خانواده خود باز کرده ایم ؟
یکی از قابلیت های مهم تربیتی رایانه بازیهای رایانه ای است که امروزه گسترش وسیعی در بین کودکان و نوجوانان پیدا کرده؛ قابلیتی که در کنار سود سرشار تجاری برای تولید کنندگانش به یک ابزار نشر ایدئولوژی هم تبدیل شده؛ سود حاصل از آن به گونه ای ست که یک جوان 30 ساله چینی که 6 سال قبل شرکت بازی های آن لاین راه اندازی کرد هم اکنون دومین مرد ثروتمند کشور چین با یک میلیارد دلار دارایی به شمار می رود. یا گروه تجاری صنعتی MMOG سود این شرکت را در سال 2003 میلادی بیش از 1 بیلون دلار برآورد کرده است. و امور بازی های کامپیوتری در کره جنوبی به تجارتی عظیم تبدیل شده است.
 در این میان عده ای با مشاهده فراگیری وسیع و جذابیت بازی‌های رایانه ای آن را وسیله ای مناسب برای نیل به اهداف سیاسی خود دیده‌اند و با اهداف خاصی به این صنعت پر سود روی آورده اند. نکته مهم روانشناسی که آنان به خوبی دریافته اند این واقعیت  است که هنگامی که فرد  در فضای بازی قرار می گیرد از لحاظ روانی شخصیت کاراکتر بازی را به خود میگیرد و خواسته ها آررزو ها و امیال او می شود همان خواسته ها و آرزوها و امیال کاراکتر: نسبت به دوستان او احساس دوستی میکند و دشمنانش را دشمن میدارد، نسبت به فضاهایی که دشمنان او در آن قرار دارند احساس نفرت یا ترس دارد و در فضاهای امن او احساس آرامش و امنیت می کند. این همه به مرور و با تکرار بازی  در ذهن مخاطب تثبیت می شود و ناخود آگاه او را شکل می دهد، ناخود آگاهی که رفتار آینده فرد را هدایت می کند .
 این مخاطب گاهی خود را در صحنه نبردی می بیند که باید با مسلمان های تروریست که اتفاقا ایرانی هم هستند و سربند دارند بجنگد و یا اینکه با پاره کردن قرآن و نابود کردن مساجد امتیاز کسب کند ! گاهی خود را در خیابان هایی با صحنه های غیر اخلاقی می‌بیند، او باید با ماشین به انسان ها حمله ور شود، هر چه آدم بیشتری از بین ببرد و ماشینهای زیادتری نابود کند امتیاز و پول بیشتری می گیرد، گاهی باید دست به جادو و جنبل بزند تا کارش پیش رود، گاهی تبدیل به پرنده خشمگینی می شوند که باید مسجدی را خراب کنند و خوک‌های داخل آن را از بین ببرند گاهی مخاطب، خود خدا می شود و باید حاجت های مردم را بر آورده کند و طبیعتاً این خدا گاهی هم شکست می خورد و کار را خراب می کند! در بسیاری از این بازی ها با توسل به حربه‌های مختلف چون تحریف در آموزه های دینی و خرافه خواندن آنها، به نمایش کشیدن جنگ فرشتگان با هم و یا تطهیر چهره شیطان سعی بر تقدس زدایی از دین و در نهایت دین زدایی از جوامع را دارد. البته این آسیب ها آنقدر عیان هستند که اغلب کاربران به وجود و خطرشان اعتراف دارند و با یک جست و جوی ساده در اینترنت می‌توان مقاله‌های بسیاری درموردشان یافت، حتی حرکت هایی هم در مقابل برای ساخت بازی های استراتژیک وطنی صورت گرفته است؛  اما چیزهای زیادی مغفول مانده است ...
اکثر این بازی ها غریزه قدرت طلبی و خشونت را هدف قرارداده‌اند و از همین رو بیشتر توجه مخاطب مذکر را به خود جلب می کنند.
اما چیزی که امروزه توجه سیاستگذاران بازی های رایانه ای را بیش از پیش به خود جلب کرده، مخاطب مونث است، مخاطبی که میزان تاثیر‌پذیری و تاثیر گذاری تربیتی اش درجامعه به مراتب بیشتر از مردان است و این بار با دست گذاشتن روی غریزه خودنمایی و جلوه گری زنانه اقدام به ساخت بازی های جدیدی در راستای اهداف خود نموده اند. کارتل های تجاری بازیهای رایانه ای که به خوبی دریافته اند مهم ترین پایگاه تربیتی جامعه خانواده و در رأس آن مادر است سعی در  هدایت فکری  این عنصر مهم دارند.
این روزها با یک جست و جو ساده می توان به صدها سایت «بازی‌های آنلاین دخترانه» دست یافت و گیمر با یک فرایند ساده اینترنتی و با کمترین زحمت می تواند به این بازی ها دسترسی پیدا کند. ممکن است والدین هم در نگاه اول آن را مانند «خاله بازی» های قدیم خود بیابند و خیالشان از بازی فرزندشان راحت شود؛ اما این گونه نیست.
در این بازی ها فرد در موقعیت های مختلفی از زندگی قرار می‌گیرد، موقعیت هایی مانند چیدن اتاق، انتخاب مدل لباس، نوع آرایش، پدیکور ناخن، مراقبت از بیمار، رفتن به کالج، رفتن به پارتی، خوانندگی و نوازندگی، رستوران داری، آرایش مو و انتخاب لباس برای سگ و گربه و چینش اتاق آنها، آرایشگری در مدرسه (!) و چندین و چند موقعیت ریز و درشت دیگر.
در این بازیها گاهی دختر بچه شما باید یک زن را برای رفتن به پارتی آرایش کند، جواهراتش را بپوشد، لباسش را انتخاب کند و جام شرابش را بدهد دستش و بفرستدش به مهمانی؛ و یا اینکه گاهی در قالب یک بازی کودکانه با پسری دوست شود و با او پا به فرار بگذارند (بازی فرار از خانه !)، گاهی مامور می شود تا لباس عروس باربی را تنش کند یا قصر سفید برفی را برای مراسم جشن آذین ببندد ...
جذابیت کافی با وجودگرافیک ساده و عدم نیاز به داستان خاص در گسترش وسیع و سریع این گونه بازیها نقش مهمی داشته اند .
در گونه دیگری از بازیها، فرد کاملا در یک فضای مجازی زندگی می‌کند. یعنی چیزی شبیه زندگی دوم؛ در این فضا کار می کند، خانه‌اش را طراحی می کند، ازدواج می کند، بچه دار می شود، خانه داری می‌کند،پارتی می رود و ... . او برای ازدواج، باید با افراد مختلفی از جنس مخالف دوست شود، مرتبا به مهمانی های مختلف برود، با افراد زیادی از جنس مخالف ارتباط بگیرد تا در نهایت قلب یک نفر را  صد‌درصد از آن خویش کند و هم او همسرش شود !
البته جدیداً «بازی دختران ایرانی» به لیست بازی های آنلاین اضافه شده که سعی در بومی سازی این طرز تفکر غربی را دارد. در ابتدای این بازی با دختری مواجه می شویم که  مانتو و شلوار گشاد و بلندی بر تن دارد، بینی بزرگ و ابروهای پرپشت با لب سفید و بی حال اوست که با حالت مشمئز کننده ای طراحی شده، فرد با شروع بازی با گزینه های متنوعی از بینی های عمل کرده موهای رنگ کرده، آرایش های مختلف، روسری های رنگارنگ و مانتوهای چسبان روبه رو می شود و در نهایت چهره ی به دست آمده فرق چندانی با مدل غربی بازی جز یک روسری کوچک ویترینی ندارد ... کودک ایرانی به همین سادگی با چند کلیک در رایانه شخصی خود سبک زندگی غربی را در تک تک رفتارهای روزمره‌اش تمرین می کند.مواجهه صحیح با این پدیده ها نیازمند هوشیاری والدین است تا با دقت نظر بیشتری بر فعالیت ها و بازی های کودک شان نظارت داشته باشند. از سوی دیگر ساخت این گونه بازی ها با توجه به فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی کار بسیار ساده و کم هزینه ای است، که نیاز به همت متخصصان امر و مسئولین دلسوز دارد .