يکشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۹ - ۰۹:۲۷
کد خبر: ۱۶۴۲۸۱
تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۳۹۸ - ۲۱:۳۹
قطره‌ای از دریای کرامت-۲



   رسول خاتم(ص) در حدیثی علم دین را به سه بخش تقسیم می‌کنند: اصول اعتقادات، احکام عملی در محدوده فروع دین و اخلاق. اسلام دینی است مبتنی بر اخلاق و ارزش‌های والای انسانی که پیروان خود را در کسب فضایل تشویق نموده و با دوری جستن از صفات نکوهیده آنان را به پیرایش درون خود از ظلمت رذایل دعوت می‌فرماید.
    در باورهای دینی هر یک از صفات زشت، نوعی بیماری روحی محسوب می‌شوند که باید پس از شناسایی به معالجه آنها پرداخت. یا همچون علف‌های هرز می‌مانند که در کشتزار جان، قد برافراشته‌اند و چنانچه آدمی هر چه سریع‌تر در پی قلع و قمع آنها نباشد، دیری نمی‌پاید که ریشه‌های رذایل تکثیر شده و سراسر وجود آدمی را‌اشغال می‌کند به‌طوری که در سنین بالای عمر، مبارزه با صفات زشت گاه بسیار دشوار یا ناممکن می‌نماید.
    انسان ذاتا دوستدار فضیلت و بیزار از زشتی‌ها است و این موضوع بستگی به مکان و  زمان خاصی ندارد. مثلا در همه زمان‌ها و نزد همه ملت‌ها بدون توجه به رنگ و نژاد و زبان، صفاتی مثل صداقت و عدالت و امانت، ستوده ولی ظلم و خیانت نکوهیده است. وابسته نبودن ارزش‌های اخلاقی به مکان و زمان موضوعی است که از آن به‌عنوان «مطلق بودن اخلاق» یاد می‌شود. در مقابل، برخی به «نسبیت اخلاق» معتقدند. این گروه بر این باورند که هیچ صفت اخلاقی و ارزش انسانی به خودی خود پسندیده نیست بلکه تابع شرایط و موقعیت خاص می‌باشد. البته این عقیده از نظر اسلام باطل بوده و جوامع بشری از مسیر آن آسیب‌های فراوانی دیده‌اند. در این زمینه برای اطلاع بیشتر خوانندگان محترم را به آثار استاد شهید مطهری ارجاع می‌دهیم.
     جوامع غربی سال‌هاست به بهانه آزادی، با فطرت بشر جنگیده و قواعدی خلاف طبیعت انسانی را به وی تحمیل کرده‌اند. آنچه که در غرب حاکم است نسبی گرایی در اخلاق و اصالت منافع شخصی و لذت گرایی ست. اما پایبندی به اخلاق تنها در صورتی است که منافع افراد تأمین شود.
    اساسا بحث جدایی دین از سیاست، شخصی بودن اعتقادات دینی و نسبی بودن اخلاق از زمانی در مغرب زمین اوج گرفت که انسان آن دیار به منافع خود اندیشید. انسان غربی قانون مدار است اما در قانون او چه بسا که اصول اخلاقی جایگاهی نداشته باشد. مثلا دادن مالیات به دولت یکی از شاخصه‌های بزرگ در مدنیت است و نسبت دادن فرار از مالیات به انسان غربی اتهام موهنی است. در مقابل، اعمال فساد‌انگیز و انحرافات جنسی‌اشخاص از این منظر که رفتاری شخصی است، به خود آنان مربوط می‌باشد و برای دیگران اهمیتی ندارد. پس پر واضح است که یک بیمار روانی جنسی کاندیدای مسؤولیتی مهم شود بلکه رأی نیز آورد و بر مسند آن تکیه زند و اتفاقا رؤسای جمهور آمریکا از نظر انحرافات جنسی و انحطاط اخلاقی شاید منحصر به فرد و شاخص باشند.
    غرب هم اکنون به فاجعه‌ای تبدیل شده که سیل بنیان کن آن در کنترل هیچ‌کس نیست. از هم پاشیدن شالوده خانواده، قانونی بودن ازدواج هم جنس گرایان، آمار وحشتناک فرزندان نامشروع، آمار ده‌ها میلیونی سقط جنین، طلاق، خودکشی، تجاوز، قتل، اعتیاد و...
    غرب در سراشیبی افول افتاده و به باور بسیاری از کارشناسان، شمارش معکوس فرو پاشی آن آغاز شده است.
    متأسفانه در این شرایط، به تعبیر مقام معظم رهبری تقی زاده‌هایی در کشور هستند که همچنان قبله آمالشان مغرب زمین است. گویی نافشان به عشق آن دیار بریده شده و مأموریتی لازم الاجرا دارند تا جامعه را از ارزش‌های اسلام تهی کرده و نسل جدید را با الگو پذیری از باورهای غرب به سوی ناکجا آباد ببرند. تبلیغات مسموم این افراد از تریبون‌هایی مانند نشریات مختلف، کتاب، سینما، تئاتر و فضای مجازی نشان از حرکتی منسجم و حساب شده دارد که با توجه به این هماهنگی می‌توان نام آنها را رسانه‌های زنجیره‌ای نهاد.
    اسلام افتخار دارد که پیامبرش، علت بعثت خود را به کمال رسانیدن مکارم اخلاقی دانسته است. اسلام عزیز در منطقه‌ای ظهور کرد که مردمانش دارای پست‌ترین صفات و ویژگی‌ها بودند و به تعبیر قرآن از فرط انحطاط اخلاقی بر لبه پرتگاه آتش قرار داشتند. اما به برکت وجود پیامبر رحمت در طول ۲۳ سال، بنیان فرهنگ و تمدنی نهاده شد که پس از گذشت چهارده قرن هنوز در حال فتح مرزها و گشودن دروازه تمدن هاست. هنگامی که در تاریخ صدر اسلام به علل گسترش اسلام توجه کنیم اولین عامل را اخلاق ستوده و زیبای رسول مکرم اسلام(ص) می‌یابیم و از این رو، خداوند حکیم آن حضرت را به داشتن خُلق عظیم ستوده است. وصف «عظیم» آن زمان حیرت فزا خواهد بود که بدانیم خداوند، نعمت‌های نامحدود دنیا را با صفت « قلیل» بیان فرموده است!
    پس از رسول مکرم اسلام، خداوند به مؤمنان فرمان داده است که با اقتدا به اهل بیت آن حضرت از صراط مستقیم فاصله نگیرند. آیات بسیاری از قرآن، مبیّن این موضوع است. مانند آیه صادقین (توبه ۱۱۹)، آیه اولی الامر(نساء ۵۹) و آیه ولایت (مائده ۵۵). در زیارت جامعه خطاب به‌وجود مقدس ائمه می‌گوییم «عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم؛ شیوه شما احسان و خوی شما بزرگواری است.»
    سیره امامان معصوم سرشار از بزرگواری و بخشش و دهش و عفو و اغماض است. آن بزرگواران مظاهر رحمت و بهانه فیض بی‌کران الهی بر بندگان هستند ولی متأسفانه تعالیم آسمانی ائمه هدی و رفتارهای ملکوتی آنان همچنان در لابلای کتاب‌ها به دست فراموشی سپرده شده است. به یاد داشته باشیم لازمه اقتدا، سنخیت و هم رنگ شدن می‌باشد.
    شیعیانی که دم از محبت امامان می‌زنند می‌بایست با متخلق شدن به اخلاق نیک و فضایل معنوی چون صداقت، عفاف، سخاوت، ذکر خدا، غیرت و مدارا با مردم به مقتدایان خود نزدیک شوند. قرب روحی عاملی است که شخص پیوسته خود را در محضر اولیا بیابد و سر رشته امور خود را به آن بزرگواران بسپارد. ولی قرب جسمی و ظاهری بی‌فایده بلکه وزر و وبال قیامت است آنچنان که ابولهب عموی پیامبر از قرابت خود طرفی نبست و مستوجب نفرین ابدی شد.
سیدابوالحسن موسوی طباطبایی


نام:
ایمیل:
* نظر: