عضو موسس حزب الله لبنان: ايران از رحلت رسولاکرم (ص) تاکنون، موفق ترين تجربه نظام اسلامي است
عضو موسس حزبالله لبنان تاکيد کرد :ايران اسلامي از زمان رحلت رسول اکرم(ص)، اولين و موفقترين تجربه سياسي اسلامي بوده است
عضو موسس حزبالله لبنان تاکيد کرد :ايران اسلامي از زمان رحلت رسول اکرم(ص)، اولين و موفقترين تجربه سياسي اسلامي بوده است
نشست «بررسي تحولات جاري منطقه و لبنان» با سخنراني «شيخ شفيق جرادي» از مؤسسان حزبالله لبنان، و با حضور اساتيد و دانشجويان رشتههاي مطالعات کشورهاي عربي در تالار فرهنگ دانشكده مطالعات جهان برگزار شد. در ابتداي اين نشست دکتر «سيد محمدمرندي» رئيس دانشکده مطالعات جهان ضمن خوش آمدگويي به حضار، شيخ شفيق جرادي را ازموسسان حزبالله و مشهور به مطهري لبنان دانست. شيخ شفيق جرادي ديروز در اين نشست گفت: آنچه درتحولات کشورهاي عربي اتفاق افتاده اين است که ملتها شروع به مشارکت سياسي يا درخواست تغيير نظامهاي استبدادي کردند. دلايل اين حرکتها بسيار است؛ مهمترين آنها موفقيت ايران در ارائه يک الگو و تجربه اسلامي و ضداستعماري است. اين عامل باعث ايجاد رغبت اجراي اين تجربه سياسي در احزاب و گروههاي سياسي منطقه شده است.
به گزارش مهر، جرادي در ادامه اظهار داشت: چالش از آنجا شروع شد که بهار عربي شکل بيداري اسلامي پيدا کرد. در اين ميان برخي قدرتهاي منطقه و فرامنطقه ناظر و مراقب اين تحولات جديد بودند . آمريکا و اسرائيل از يک سو، ايران و حزبالله ازسوي ديگر و کشورهاي خليج فارس همچون قطر، امارات متحده عربي و عربستان سعودي از جهات ديگر مراقب و مترصد اين تحولات بودند.
شيخ شفيق جرادي در ادامه افزود :عربستان سعودي با اين استدلال از آمريکا درخواست كرد همانطورکه شما عراق را تقديم شيعيان کرديد، بايد کمک کنيد که سوريه را تحويل بگيريم و اينگونه حرکتهاي اعتراضآميز سوريه را در قالب بهار عربي شکل دادند. ولي بهسرعت براي همگان آشکار شد که هدف از ايجاد اين ناآرامي سرنگوني اسد نيست، بلکه هدف تضعيف و نابودي محور مقاومت در منطقه است و چون توانايي رويارويي مستقيم با ايران و حتي حزبالله را نداشتند، حلقه واسط اين محور يعني سوريه را انتخاب كردند. با اين تصور که اگر اين نقطه را به دست آورند مي توانند ارتباط زميني و هوايي ايران با گروههاي مقاومت را قطع و سوريه را از اين محور خارج كنند و آن را به عنوان پاداش تحويل عربستان دهند.
وي با اشاره به توافق ايران و گروه 1+5 درژنو گفت: اين توافق تأثيرات استراتژيک بسيار مهمي داشت. اين توافق چهره واقعي آمريکا و برخي کشورهاي اروپايي را آشکار کرد و براي همه روشن شد که ادعاي آنها درخصوص انديشه تروريسم شيعه نفاقي بيش نيست. زيرا در مضمون اين توافق، مسالمت آميز بودن برنامه ايران براي جهانيان ثابت شد و درنتيجه ديوار حصار سياسي و معنوي عليه ايران و محور مقاومت ترک برداشت و همچنين باعث سردرگمي و سرافکندگي همه قدرتهاي مخالف توافق خصوصاً اسرائيل و عربستان شد. مهمتر اين كه حقيقت رابطه عربستان با اسرائيل را براي ملل منطقه آشکار کرد و مردم به اين واقعيت پي بردند که يا بايد محور مقاومت و يا محور تکفيريها را انتخاب کنند.
شيخ شفيق جرادي تاکيد کرد: پس ازساقط شدن تجربه اسلام سياسي در زمينه چالشهاي سياسي، بر گروههاي مورد نظر ايران و حزب الله واجب شد که الگوي سياسي و عملي واضح و موفقي هم در زمينه حکومتي و هم در زمينه اداره مسائل و چالشهاي منطقهاي ارائه كنند. به نظر من تجربه سياسي اسلامي ايران از زمان رحلت رسول گرامي اسلام تاکنون، اولين و موفقترين تجربه سياسي اسلامي بوده است. ولي ظاهرا، کار و انديشه پژوهشگران و انديشمندان ايراني محدود به ايران و نياز داخلي باقي مانده است. امروزه جهان و منطقه به يافتهها و انديشه شما نياز دارد، لذا وظيفه پژوهشگران و متفکران ايراني است که يافتههاي خود را به جهان و ملل منطقه عرضه کنند. بنابراين جوانان ايراني بايد در جهت خلق انديشههاي فلسفي، سياسي و نظري طليعهدار منطقه باشند.
وي در پايان گفت: آينده از آن انديشه سياسي اسلامي مبتني بر مقاومت، خداجويي، انسانيت و شناخت است. برهمين اساس بايد به نقش خود ايمان و اعتقاد داشته باشيم.
نشست «بررسي تحولات جاري منطقه و لبنان» با سخنراني «شيخ شفيق جرادي» از مؤسسان حزبالله لبنان، و با حضور اساتيد و دانشجويان رشتههاي مطالعات کشورهاي عربي در تالار فرهنگ دانشكده مطالعات جهان برگزار شد. در ابتداي اين نشست دکتر «سيد محمدمرندي» رئيس دانشکده مطالعات جهان ضمن خوش آمدگويي به حضار، شيخ شفيق جرادي را ازموسسان حزبالله و مشهور به مطهري لبنان دانست. شيخ شفيق جرادي ديروز در اين نشست گفت: آنچه درتحولات کشورهاي عربي اتفاق افتاده اين است که ملتها شروع به مشارکت سياسي يا درخواست تغيير نظامهاي استبدادي کردند. دلايل اين حرکتها بسيار است؛ مهمترين آنها موفقيت ايران در ارائه يک الگو و تجربه اسلامي و ضداستعماري است. اين عامل باعث ايجاد رغبت اجراي اين تجربه سياسي در احزاب و گروههاي سياسي منطقه شده است.
به گزارش مهر، جرادي در ادامه اظهار داشت: چالش از آنجا شروع شد که بهار عربي شکل بيداري اسلامي پيدا کرد. در اين ميان برخي قدرتهاي منطقه و فرامنطقه ناظر و مراقب اين تحولات جديد بودند . آمريکا و اسرائيل از يک سو، ايران و حزبالله ازسوي ديگر و کشورهاي خليج فارس همچون قطر، امارات متحده عربي و عربستان سعودي از جهات ديگر مراقب و مترصد اين تحولات بودند.
شيخ شفيق جرادي در ادامه افزود :عربستان سعودي با اين استدلال از آمريکا درخواست كرد همانطورکه شما عراق را تقديم شيعيان کرديد، بايد کمک کنيد که سوريه را تحويل بگيريم و اينگونه حرکتهاي اعتراضآميز سوريه را در قالب بهار عربي شکل دادند. ولي بهسرعت براي همگان آشکار شد که هدف از ايجاد اين ناآرامي سرنگوني اسد نيست، بلکه هدف تضعيف و نابودي محور مقاومت در منطقه است و چون توانايي رويارويي مستقيم با ايران و حتي حزبالله را نداشتند، حلقه واسط اين محور يعني سوريه را انتخاب كردند. با اين تصور که اگر اين نقطه را به دست آورند مي توانند ارتباط زميني و هوايي ايران با گروههاي مقاومت را قطع و سوريه را از اين محور خارج كنند و آن را به عنوان پاداش تحويل عربستان دهند.
وي با اشاره به توافق ايران و گروه 1+5 درژنو گفت: اين توافق تأثيرات استراتژيک بسيار مهمي داشت. اين توافق چهره واقعي آمريکا و برخي کشورهاي اروپايي را آشکار کرد و براي همه روشن شد که ادعاي آنها درخصوص انديشه تروريسم شيعه نفاقي بيش نيست. زيرا در مضمون اين توافق، مسالمت آميز بودن برنامه ايران براي جهانيان ثابت شد و درنتيجه ديوار حصار سياسي و معنوي عليه ايران و محور مقاومت ترک برداشت و همچنين باعث سردرگمي و سرافکندگي همه قدرتهاي مخالف توافق خصوصاً اسرائيل و عربستان شد. مهمتر اين كه حقيقت رابطه عربستان با اسرائيل را براي ملل منطقه آشکار کرد و مردم به اين واقعيت پي بردند که يا بايد محور مقاومت و يا محور تکفيريها را انتخاب کنند.
شيخ شفيق جرادي تاکيد کرد: پس ازساقط شدن تجربه اسلام سياسي در زمينه چالشهاي سياسي، بر گروههاي مورد نظر ايران و حزب الله واجب شد که الگوي سياسي و عملي واضح و موفقي هم در زمينه حکومتي و هم در زمينه اداره مسائل و چالشهاي منطقهاي ارائه كنند. به نظر من تجربه سياسي اسلامي ايران از زمان رحلت رسول گرامي اسلام تاکنون، اولين و موفقترين تجربه سياسي اسلامي بوده است. ولي ظاهرا، کار و انديشه پژوهشگران و انديشمندان ايراني محدود به ايران و نياز داخلي باقي مانده است. امروزه جهان و منطقه به يافتهها و انديشه شما نياز دارد، لذا وظيفه پژوهشگران و متفکران ايراني است که يافتههاي خود را به جهان و ملل منطقه عرضه کنند. بنابراين جوانان ايراني بايد در جهت خلق انديشههاي فلسفي، سياسي و نظري طليعهدار منطقه باشند.
وي در پايان گفت: آينده از آن انديشه سياسي اسلامي مبتني بر مقاومت، خداجويي، انسانيت و شناخت است. برهمين اساس بايد به نقش خود ايمان و اعتقاد داشته باشيم.