اصول، مبانی و روش تفسیر اهلبیت(ع) (۲)(پرسش و پاسخ)
پرسش:
اهل بیت پیامبر اکرم(ص) که خود تجسم عینی عمل به آموزههای وحیانی قرآن کریم بودند، چگونه و با چه اصول و مبانی و روشی قرآن را برای مخاطبان خود تفسیر میکردند؟ پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سوال به دو مبنای قرآنی که اهل بیت(ع) بر اساس آیات قرآن به آنها استناد میکردهاند، شامل: 1- قرآن کتابی است که به زبان مردم خود نازل شده است. 2- قرآن کلام خداست نه کلام بشر پرداختیم. اینک در ادامه دنباله مطلب مرا پی میگیریم.
3- التزام به وحی بیانی و تفصیلی
سومین مبنای تفسیر قرآن اهل بیت(ع)، التزام به وحی بیانی و تفصیلی است. آیات قرآن در بسیاری از موارد، به صورت کلی آمده است و تفصیل آن در قرآن نیامده است. همچنین در موارد فراوانی، آیات قرآن وجوه مختلفی را پذیرا است. در این دو گروه از آیات، ما فقط سخن کسانی که با وحی ارتباط دارند و معصومانه سخن میگوید، حجت قاطع است. خداوند با ولی بیانی «ثم ان علينا بیانه»، همچنین بیان و توضیح دادن قرآن هم با ما است (قیامت - ۱۹) آنچه را که لازم بوده به پیامبرش آموخته و آن حضرت نیز برای مردم بیان کرده است. امام باقر(ع) فرمود: «خداوند در قرآن فرمان خواندن نماز را بر پیامبر(ص) نازل کرد، ولی در مورد سه رکعت یا چهار رکعت بودن آن، سخنی به میان نیاورد و پیامبر اکرم(ص) آن را تفسیر کرد.»(بحارالانوار، ج 35، ص 211)
امام علی(ع) در احتجاج با خوارج با اشاره به ذو وجوه بودن برخی از آیات قرآن به ابن عباس فرمود: «لا تخاصمهم بالقرآن، فانّ القرآن حمال ذووجوه، تقول و یقولون، ولکن حاججهم بالسنه، فانهم لن یجدوا عنها محیصا» با خوارج با قرآن مناقشه نکن، چرا که قرآن (برخی آیاتش) دارای وجوه معانی مختلفی است، تو میگویی و آنها هم (با آیات دیگر) میگویند، اما با آنان با سنت پیامبر(ص) احتجاج و مناقشه کن چرا که در این صورت هیچگونه گریزگاهی را نخواهند یافت.(نهجالبلاغه- نامه 77) بنابراین اهل بیت(ع) تفصیل موارد مجمل قرآن و نیز وجه صحیح از وجوه محتمل آیات متشابه قرآن را با استناد به احادیث و سنت پیامبر اکرم(ص) بیان میکردند. امام صادق(ع) میفرماید: «چنانکه (در تفسیر قرآن) به رای خود سخن بگوییم از هلاکشوندگان خواهیم بود. آنچه میگوییم، همه آثار و گنجینههای دانشی است که پدران ما، یک به یک از رسول خدا(ص) اندوختهاند.» (بصائرالدرجات، ص 319)
4- یاری جستن از قواعد عقلی
چهارمین مبنای تفسیر قرآن اهل بیت(ع) یاری جستن از قواعد و استلزامات عقلی است. خداوند مردم را با دو رسول راهنمایی کرده است. رسول ظاهری(پیامبران) و رسول باطنی(عقل).
قرآن کریم اندیشهمداری و خردورزی را ستوده، و به عکس، سطحینگری و عدم تعقل را بسیار نکوهیده است تا جایی که جمله «افلا تعقلون» ترجیعبند بسیاری از آیات قرآن در خطاب و عتاب با انسان است. از این رو قرآن کریم که رهآورد رسول ظاهری(پیامبر(ص)) است، هیچگاه با رهاورد رسول باطنی(عقل) مخالف نخواهد بود. کلما حکم به العقل، حکم به الشرع و کلماحکم به الشرع حکم به العقل» بنابراین پیوند میان عقل و شرع هم سنخ و ناگسستنی است. بر این اساس چه بسا برخی از آیات قرآن کریم، تنها با استناد به قواعد و الزامات عقلی قابل تفسیر باشند و عدم توجه به قواعد قطعی عقلی، انحراف در تفسیر را موجب شود.
5- جاودانگی قرآن
پنجمین مبنای تفسیر قرآن اهل بیت(ع) جاودانگی آموزههای وحیانی قرآن کریم تا روز قیامت است. قرآن کریم آخرین کتاب آسمانی است که برای هدایت الهی بشر و حجت قاطع از زمان نزول تا آستانه روز قیامت آمده است. از این رو باید بتواند تا روز قیامت نقش هدایتگر خویش را در میان نسلها در عصرهای مختلف ایفا کند. با توجه به این مبنا آیات قرآن دارای باطنی عمیق است، به طوری که برای همه انسانها در همه زمانها و مکانها حیاتبخش و راهگشا بوده و خواهد بود.
امام باقر(ع) میفرماید: «اگر اینطور باشد که وقتی آیهای درباره قومی نازل شد، پس از آنکه آن قوم مردند، آن آیه نیز بمیرد، از قرآن چیزی باقی نمیماند، لکن همه قرآن تا آسمانها و زمین هست جاری است.» (تفسیرالعیاشی، ج 1، ص 11) همچنین امام صادق(ع) میفرماید: «قرآن تاویلی دارد که بسان روز و شب و مه و مهر در جریان است.» (بحارالانوار، ج 23، ص 79)
(ادامه دارد)