نگاهی به بیست ونهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران و چالشهای پیشرو(بخش نخست)
ذره بین نقد و نظر بر روی شهر آفتاب(گزارش روز)
گالیا توانگر
بیست و نهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران از 16 لغایت 25 اردیبشهت ماه 95 در محل شهر آفتاب دایر است.
بزرگ ترین رویداد فرهنگی کشورمان در حالی برگزار میشود که برای اولین بار در محل جدیدالتاسیس شهر آفتاب بر پا شده است. ضمن اینکه برگزاری این نمایشگاه در محل جدید،نقد و نظرات متفاوتی را در پی داشته، ناشرین از چالشهای پیش روی نشر درددلها دارند و مردم نیز اصلیترین مشکل پیش روی کتاب و کتابخوانی را همچنان قیمت بالای کتاب میدانند.
در این بین هستند کارشناسان اهل فنی که چالشهای فرهنگی را مهمترین مانع وسد راه بسط و گسترش گرایش به کتاب و کتابخوانی در جامعه امروزعنوان میکنند.
اولین و دومین روز نمایشگاه کتاب امسال در شهر آفتاب بسیار پر استقبال رقم خورد،تا آنجا که میتوان دومین روز برپایی نمایشگاه کتاب تهران را یکی از شلوغترین روزهای تاریخ برگزاری نمایشگاه در چند سال اخیر دانست و از این بابت هم برای مسئولان و هم برای ناشران این میزان از استقبال غافلگیرکننده بود؛چرا که خیلیها میپنداشتند با ناشناخته بودن مکان جدید استقبال به مراتب کمتری نسبت به سالهای گذشته صورت پذیرد.
با این حال با گذشت دو روز اول در روزهای بعد شاهد خلوتتر شدن غرفهها بودیم. آنچنان که یکی از غرفه داران کتابهای نفیس ادبی به گزارشگر کیهان میگوید: «فقط دو روز اول استقبال چشمگیر بود و روزی ده میلیون تومان هم فروش داشتیم، اما الان روزی نهصد هزار تومان بیشتر فروشمان نیست!»
این غرفهدار در روزهای خلوت نمایشگاه تا شصت در صد قیمت پشت جلد هم تخفیف میدهد تا بلکه دست خالی به خوابگاه بر نگردد.
برخی مشکلات زیر ساختی در شهرآفتاب
استقبال پر شور مردم در دو روز ابتدایی از بیست و نهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران به خوبی نشان داد که مردم علی رغم برخی چالشهای اقتصادی باز هم دلشان با کتاب و کتابخوانی است.
برای مثال یکی از دغدغههای مدیران فرهنگی، ناشران و اهالی رسانه قبل از برگزاری نمایشگاه کتاب در شهر آفتاب احتمال کم شدن مخاطبان به علت دورشدن مکان برگزاری نمایشگاه از شهر تهران به حاشیه آن بود، اما استقبال دو روز نخست برگزاری نمایشگاه در مکان جدید نشان داد، این تصوراشتباه بوده است.
با این وجود برطرف نشدن برخی مشکلات و نواقص زیر ساختی در مکان جدید التاسیس شهرآفتاب کاملا محسوس است؛ مشکلاتی همچون کندی حرکت قطارهای متروی شهر آفتاب، ناکافی بودن دستگاههای شاتل که وظیفه حمل و نقل مسافران را از ایستگاه مترو تا سالنهای اصلی نمایشگاه بر عهده دارند و نیز قطعی دستگاههای کارت خوان که مدتها خریداران کتاب را سردر گم گذاشته و دست آخر به دلیل به همراه نداشتن پول نقد از سر ناچاری از همه یا بخشی ازکتابهایی که خریداری کردهاند، صرف نظرمی کنند.
از در مترو شهر آفتاب آن هم در نیم روزی داغ و آفتابی اردیبهشت ماه -که بیشتر به تابستانی سوزان میماند - بالا میآیم. خبری از ماشینهای شاتل حمل به سوی غرفههای نمایشگاه نیست.عدهای چفیه خیس کرده و برسر انداختهاند و عده دیگری کلاه بزرگ حصیری بر سرگذاشته و مسیر پیادهروی تا غرفهها را در پیش میگیرند.
در مسیرباجهای برای فروش آب معدنی وجود ندارد.آنهایی که تجربه داشتهاند با خود کوله آب و خوراکی آورده اند. تنها یک وانتی که رویش نوشته شده قیمه و قورمه و...برای فروش غذا به نظر میرسد، کناری توقف کرده است.
سعید کیانفر با پسر کوچکش به سمت غرفههای کتاب کودک و نوجوان در حرکت است. از وی سؤال میکنم: نمایشگاه امسال را از لحاظ امکانات محل برگزاری چگونه ارزیابی میکنی؟
وی با لبخند پاسخ میدهد: «هنوز که در مسیریم و نرسیده ایم،اما مسیر مترو تا غرفهها بسیار طولانی است و در این مسیر هیچ ایستگاه فروش مواد غذایی و یا آب تعبیه نشده است. ضمنا ماشینهای حمل و نقل دیر به دیر میآیند و یک صف طولانی برای استفاده از این ماشینها حوالی در مترو تشکیل شده است.»
این شهروند کتاب دوست ازکوله خود بطری آب معدنی برای فرزند خردسالش بیرون میکشد و چشم بقیه در مسیر ماندگان را به حسرت مینشاند.
عدم تناسب بین تعداد ناشرین
و ویترینهای عرضه کتاب
سید غلامرضا حسینی مدیر عامل سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی مهمترین چالشهای پیش روی فضای نشر کشورمان را در گفت و گو با گزارشگر کیهان اینگونه تبیین میکند: «مهمترین چالش فضای نشر کشورمان، عدم تناسب تعداد ناشرینی که دارای مجوز نشر از وزارت ارشاد هستند با تعداد کتابفروشیهای سراسر کشور است. در حال حاضر 12000 پروانه نشر از سوی وزارت ارشاد صادر شده که حدود8000 پروانه به عنوان ناشرین فعال شناخته میشوند؛ این در حالی است که در کل کشورتعدادکتاب فروشیها کمتر از 2000 فروشگاه هستند. بیشتر ناشرین دارای مجوز در واقع به عرضه لوازم التحریر مشغولند!»
وی ادامه میدهد: «تعداد عناوین منتشر شده در سال 1394، شصت و هفت هزار عنوان کتاب بوده است. این آمار به خوبی نشان میدهند که تکثر ناشرین وعدم ویترینهای مناسب برای عرضه کتاب موجبات عدم توزیع دقیق و درست کتاب را فراهم کرده است.»
این دست اندر کار نشرمنتقدانه میگوید: «به نظر میرسد برگزاری 9 سال نمایشگاه کتاب در مصلای تهران این اجازه را میداد که حداقل برای یک دوره طولانی تری در همان محل برگزار شود.در واقع شهرداری از فرصت برگزاری نمایشگاه کتاب به نفع معرفی شهر آفتاب به عنوان یک مرکز نمایشگاهی استفاده کرد. هیچ نمایشگاه دیگری به اندازه نمایشگاه کتاب به عنوان بزرگترین رویداد فرهنگی کشور نمیتوانست در امر معرفی شهر آفتاب تا این حد سهم داشته باشد، اما جای گلایه وجود دارد که در تصمیم گیریها و انتخابها نظر اهالی نشر لحاظ نشد.»مدیر عامل سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در تکمیل صحبتهایش میگوید: «علی رغم اینکه فضای شهر آفتاب چندین هکتاری است و بسیار بزرگ مینماید، اما از اصلیترین اشکالات نمایشگاه میتوان به عدم وجود فضای کافی و مسقف برای عرضه و حضور ناشرین اشاره کرد. مشکل دیگر عدم تکمیل زیر ساختهای ضروری است. به نظر میرسد سرعت برای افتتاح این مجموعه موجب ایجاد هزینه بیشتر و کاهش کیفیت زیر ساختها شده باشد.»
اطلاع رسانی سخت
و سردر گمی بازدید کنندگان
به غرفهها که میرسیم، طوفان و باد شدیدی در میگیرد و برخی پلاکاردهای اطلاع رسانی را از جا میکند و کار اطلاع رسانی به بازدیدکنندگان سختتر میشود، ضمن اینکه گرد و خاک عدهای را هم فراری میدهد.
در برخی نقاط و نیز مرکز سالنهای ناشرین عمومی جایگاههایی تحت عنوان اطلاع رسانی قرار داده اند.آذر حسین نژاد یک بازدیدکننده در حالی که سعی میکند از لای ازدحام جمعیت برای خود راه باز کند،رو به یکی از مامورین اطلاع رسانی تقریبا داد میزند: «غرفه ...؟» اما مامور خونسرد و بیخیال جمعیت به صفحه مانیتور رایانه پیش رویش زل زده و هر چند دقیقه یکبار آن هم با اکراه پاسخ یکی از بازدیدکنندگان را میدهد و در رایانه روبرویش محل غرفه مورد تقاضای بازدیدکننده را جستوجو میکند.
حسین نژاد یکی از بازدید کنندگان بیست و نهمین نمایشگاه بینالمللی کتاب به گزارشگر کیهان میگوید: «بر پلاکاردهایی که ابتدای هر سالن از جایگاه ناشرین عمومی نصب شده، هیچ نکتهای برای نظم دادن ناشرین مختلف در نظر گرفته نشده است، مثلا اینطور نیست که همه ناشرین ادبیاتی یک جا و تاریخیها یک جا باشند. هر سالنی که ناشرین تجمیع یافته در آنها هر نوع محتوایی را به طبع رسانده اند، تنها براساس ترتیب حروف الفبا آن هم از ناشرینی که در یک سالن حضور دارند، نظم داده شدهاند که این کار بازدید کنندهها را سخت کرده است. بازدید کنندهها ترجیح میدهند براساس علاقه خود هر ناشری با هر گرایشی را گرد هم در یک سالن ببینند. مثلا میشد سالن شماره یک را به ناشرین ادبی، سالن دو را به ناشرین تاریخی و... اختصاص داد تا کار بازدید کنندگان برای یافتن کتابهای مورد نظرشان با یک گرایش خاص راحتتر گردد.»
این بار خودم میروم جلو تا آدرس یکی از غرفههای مورد نظرم را با صدای رسا بپرسم.مامور اطلاع رسانی زمزمه میکند: «اینطرفی برو.» دیگر هم حاضر نمیشود حتی یک کلمه توضیح کامل تری بدهد!
شهر آفتاب با عجله آماده پذیرایی شد
تا چشم کار میکند روی در ورودی دالانهای بزرگ اصلی نوشته اند؛ دانشگاهی!
دست کم پنج، شش تا از دالانهای بزرگ اصلی به ناشرین دانشگاهی اختصاص داده شده و تنها در این ردیف صف آخر بالای در ورودی دالانی نوشته شده: ناشرین عمومی!
حمید چقماقی یک دست اندر کار عرصه نشر به گزارشگر کیهان میگوید: «فضای نمایشگاه کتاب خاص است، هر چه امکانات بیشتر، بازدیدکننده نیز بیشتر خواهد بود. برای جایگاه جدید نمایشگاه کتاب این مزیت وجود دارد که مجموعه شهر آفتاب از ابتدا با دید مجموعهای نمایشگاهی ساخته شده است. با این حال برخی نواقص شهر آفتاب ما را به این نتیجه میرساند که در یک فاصله زمانی محدودی و به سرعت برای بهرهبرداری آماده شده است.»
از وی میخواهم به برخی نواقص زیر ساختی شهر آفتاب اشاره داشته باشد،وی میگوید: «برخی اشکالات در زمینه شبکه برقی، روزهای ابتدایی تردد بازدید کنندگان ناهماهنگ بود. فقدان سایبانهای آفتابگیرو نبود فضای استراحت و نشستن برای بازدیدکنندگان و...از جمله این نواقص ساختاری بودند.»
چقماقی در تکمیل صحبت هایش میگوید: «متاسفانه در تغییر جای نمایشگاه کتاب با این مسئله مواجه هستیم که امسال برای اولین بار در مجموعه نمایشگاهی شهر آفتاب اولین نمایشگاه آن هم تحت عنوان نمایشگاه کتاب برگزار میشود. همه ما به خوبی میدانیم که نمایشگاه کتاب بزرگترین رویداد فرهنگی کشورمان به حساب میآید. بنابراین جا داشت مجموعه نمایشگاهی شهر آفتاب با برپایی چند نمایشگاه دیگر افتتاح،نواقصش رفع و سپس به پر پایی نمایشگاه کتاب اختصاص داده میشد.
آیا برای کتاب در سبد خانوار
برنامه مدونی داریم؟
حمید چقماقی ناشر در باب مهمترین چالشهای پیش روی نشر به گزارشگر کیهان میگوید:«فرهنگ کتاب و کتابخوانی در کشورمان ضعیف است. باید با تمام قوا تلاش کنیم که فرهنگ کتاب و کتابخوانی را بسط و گسترش دهیم.متاسفانه طی سنوات گذشته به تدریج حمایت از عرصه نشر کمرنگ شده است.اگر چه ممکن است قیمت کتاب در مقایسه با خیلی از کالاهای دیگر پایین باشد، اما در کل و بنا به نظر آحاد جامعه قیمتها بالاست.»
وی میگوید: «کارشناسان دائما در پاسخ به گلایههای مردمی میگویند که خانوادهها برای هر کالایی در سبد خانوار هزینه میکنند،به جز کتاب.با این حال باید پرسید: آیا برای کتاب و کتابخوانی خانوادهها به مثل خورد و خوراک برنامه مدون و روشنی داریم یا خیر؟»
مهدی ناصری یکی دیگر از بازدید کنندگان نمایشگاه کتاب امسال میگوید: «از مشکلات دیگر نمایشگاه در بعد از ظهر روز پنج شنبه گذشته وزش باد شدید و غوطهورشدن نمایشگاه در گردو خاک بود که علاوه بر صدمه دیدن برخی از غرفههای ایجاد شده در فضای باز و کندن بنرها به نوعی باعث فرار مردم از نمایشگاه کتاب در ساعات پایانی کار نمایشگاه شد.به راستی چرا از چندین هکتار فضای شهر آفتاب تنها بخش کوچکی به صورت فضای مسقف در اختیار ناشرین قرار گرفته است؟»