کد خبر: ۷۳۱۲۷
تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۶

سانسور طوفان شن در سینمای ایران



آرش فهیم
یکی از زیربناهای غیرقابل حذف در رشد و تکامل رشته‌های هنری در هر کشوری، تاریخ و هویت است. تنها زمانی می‌توان انتظار بالندگی و درخشش ادبیات، موسیقی، تئاتر، معماری، سینما، هنرهای تجسمی و... را در یک کشور داشت که آثار و محصولات هنرمندان این رشته‌ها، برآمده از زمینه‌ای تاریخی و هویتمند باشند. این یک قانون و جبر بی‌رحمانه است که اگر هنرمندان، هویت و تاریخ خود را نادیده بگیرند، به طور خود به خود در فرهنگ‌های وارداتی و جعلی هضم و در نهایت نیز از عرصه واقعی فرهنگ، حذف خواهند شد.
یکی از عوامل هویت‌ساز در هر کشوری، حماسه‌های ملی و واقعه‌هایی است که موجب افتخار و غرور ملی مردم می‌شوند. متأسفانه در فضاهای روشنفکری و برخی از محافل هنری ما این پندار جاهلانه غالب شده که اگر توجه به هویت و افتخارات ملی در آثار هنری، به معنای کار سفارشی و دولتی است! همین دیدگاه خام و واپس‌گرا هم باعث شده که یک موضوع بی‌نهایت دراماتیک و مملو از جذابیت داستانی، مثل طوفان شن و شکست نظامی آمریکا در طبس پنجم اردیبهشت سال 59، بازتاب چندانی در سینمای ما نداشته باشد! این در حالی است که این واقعه، به عنوان یکی از نقاط طلایی و بزرگ «تاریخ ایران» که در آن «جغرافیای ایران» آمریکا را تحقیر کرد، می‌درخشد.با این حال با گذشت این مدت، هنوز هم از سوی دستگاه‌های فرهنگی و هنرمندان ما توجه چندانی به این حماسه الهی نشده است. به جز یک فیلم- سریال به نام «طوفان شن» به کارگردانی جواد شمقدری که بیش از 23 سال از ساخت آن می‌گذرد، هیچ کار جدی دیگری در این زمینه صورت نگرفته است.
این در حالی است که شکست نظامی آمریکا در طبس، به خواست خداوند، از جمله حوادثی است که می‌توان با الهام گرفتن از آن ده‌ها فیلم، سریال، نمایش، انیمیشن، بازی رایانه‌ای و... خلق کرد. کافی است فقط اندکی به ابعاد قضیه توجه شود:‌ ملتی تازه انقلاب کرده و غرق شور و حماسه است و از دست‌یابی به طعم خوش استقلال و آزادی مسرور. اما دولتی که بزرگ‌ترین ضربه را از این اتفاق خورده است و جاسوس‌هایش در بند انقلابی‌های ایران هستند، بخشی از ساز‌و برگ نظامی خود را با نقشه‌های فراوان و با این هدف که در عرض چند روز، تهران را اشغال کند، پا به خاک ایران می‌گذارد. صحرایی بی‌آب و علف پیش رویشان است. از قضا نظام انقلابی تازه مستقر شده نیز هنوز نتوانسته ارتش را بازسازی کند. همه‌چیز برای ترک‌تازی متجاوزین آمریکایی آماده است. اما گویی معجزه‌ای رخ می‌دهد؛ طوفانی سهمگین از راه می‌رسد و آن‌ها را به جهنم می‌فرستد. این حماسه که نظیر آن فقط در افسانه‌ها آمده است، در رده سوژه‌های همیشه تازه و پویا، برای فعالیت و خلاقیت فرهنگی و هنری محسوب می‌شود. یعنی علاوه بر اینکه یک طرح روایی حاضر و آماده و در سطح اعلای درام و جاذبه است، به کار هنری، سمت و سوی الهی و آرمانی می‌دهد.
مسکوت ماندن چنین سوژه‌هایی در عرصه فرهنگی ما در حالی است که در سوی مقابل، دشمنان ما، چنین حوادثی را به نفع خودشان تبدیل به آثار هنری می‌کنند. آن‌ها هیچ‌گاه این‌گونه فرصت‌ها را از کف نمی‌دهند. نمونه بارز این مسئله، تولید فیلم جعلی و تحقیرآمیز «آرگو» است که اتفاقا برگزیده اسکار هم شده است.
 فیلمی که از شکست تاریخی و تحقیرآمیز آمریکا در حماسه فتح لانه جاسوسی ایالات متحده، یک پیروزی ساخته است! بعید نیست تا چند سال دیگر، هالیوود فیلمی درباره طوفان شن پنج اردیبهشت سال 1359 طبس بسازد و در آن نشان دهد که آمریکایی‌ها در آن بر ذرات شن و ماسه فائق می‌آیند و به سلامت و با نجات گروگان‌ها، از ایران می‌گریزند! بعد از آن هم به چنین فیلمی انواع و اقسام جوائز گلدن گلوب و بفتا و اسکار بدهند. لابد بعد از آن، مسئولان و رسانه‌های ما چنین دستبردی از سوی هالیوود را محکوم می‌کنند. گویا باید منتظر بمانیم تا هالیوود، یک به یک حماسه‌ها و پیروزی‌های ما را مصادره به مطلوب کند و ما هم فقط محکوم کنیم.