مستنداتی از سیر حوادث و اظهارات و اعترافات متهمان وقایع پس از انتخابات
اعلام زودهنگام پیروزی در انتخابات تاکتیک انقلابهای رنگی است(پاورقی)
Research@kayhan.ir
ادامه اظهارات کیان تاجبخش در دادگاه متهمان ۱۳۸۸:
ریاست محترم دادگاه، علاقه دارم که یک سندی را این جا به دادگاه عرضه کنم که همکاری بنیادهای آمریکایی با بنیادهای برخی از کشورهای اروپایی را نشان میدهد. این سند مربوط به موسسه هیووس هلندی است که نشان میدهد بین 3-4 سال 2003 تا 2006 با بیش از 9 پروژه مستقیما و رسما با NGOهای ایرانی همکاری داشتند و حمایت مالی کردند که در مقدمه این سند، انتقاد مستقیم از غیرانسانی بودن، از غیر آزاد بودن، از مجرمانه بودن جمهوری اسلامی به عنوان توجیه اجرای این برنامه آمده و این قسمت سند قسمتی است که در واقع هیووس در ایران که این جا به طور مستقیم به چند نمونه از این حمایتهای سازمانهای غیردولتی در راستای تحقق دموکراسی غربی و لیبرالیسم و تحقق حقوق بشر غربی در ایران حرکت میکند ]اشاره میکنم[. چون تعداد زیاد است من بیشتر از 2-3 نمونه اشاره نمیکنم:
1- تبادل دانشگاهی بین دانشکده روابط بینالملل در تهران و دانشگاه آمستردام برای بحث در مورد سیاستهای خارجه. 2- حمایت برای شرکت زنان در کنفرانس زنان با حمایت افراد ایرانیتبار مقیم هلند در راستای تحقق حقوق زنان در قالب حقوق بشر اروپا و آمریکایی و نمونه مهم، حمایت مستقیم از سازمانی به نام کنشگران که به صراحت در این سند آمده که البته ریاست محترم، من زمانی که این سند را البته این سند متعلق به آن سازمان بنیاد سوروس نیست، این متعلق به آن سازمانی است که بعدا به آن اشاره خواهم کرد ابزار پوششی برای بنیاد سوروس درآمد، اما من این جمله را که خواندم واقعاً تنم لرزید. چون نوشته که صراحتاً هدف نهایی این پروژههای ما تغییر نظام در ایران به دموکراسی است که منظور این جا دموکراسی، دموکراسی غربی است که البته در پایان صحبت بنده میخواهم چند نکته در مورد این تفاوت، به نظر بنده این نکته را این طوری عرض کنم، جناب رئيس دادگاه محترم، که به نظر بنده بعد از چند سال مطالعه و از کمک و تأمل روی اشتباهات بنده با همکاری ]با نهادهای مذکور[ سابقاً و در سالهای گذشته با همچون نهادها من به این نتیجه رسیدم که بین دموکراسی غربی و نظام ولایت فقیه و مردمسالاری دینی تفاوت عمده و جوهری وجود دارد و یک تعارض عمیقی وجود دارد که اینها در واقع قابل جمع نیست.
من به چند نکته دیگر این جا اشاره میکنم که از طریق بنیاد هیووس با گروه رسانه گویا با اعتبار بیش از 300 هزار یورو یعنی شاید بالای 400میلیون تومان برای راهاندازی یک شبکه ماهواره تلویزیونی و وب سایت منتقد نظام اقدام کردند و نهایتاً کمک به یک مؤسسهای به نام مرکز کارورزی که در راستای تحقق حقوق زنان در قالب پروژه پکن که البته اگر فرصت بود در این مورد میتوانم توضیح بیشتری بدهم. نکته مهم اینجاست که نهایتاً با حساس شدن نظام نسبت به فعالیت بنیاد سوروس در ایران بنیاد سوروس از طریق بنیاد هیووس به عنوان یک ابزار یا یک وسیله پوششی استفاده کرد که اعتبارات در واقع از بنیاد سوروس و دیگر آمریکاییها به هیووس داده بشود و هیووس در واقع به این نهادها داخل ایران کمک کند و این کمکها کمک کرد که سفرهای متعددی از مدیران این نوع تشکلها به آمریکا یا به جاهای دیگر برای شرکت کردن در کارگاههای آموزشی برای نافرمانی مدنی که بخشی از شیوه همان فرآیند براندازی نرم است که قبلاً عرض کرده بودم، بوده که نهایت مصداق نهایی هم از این روند، ورود مدیر ارشد بنیاد سوروس به ایران در 1381-1382 به دعوت رسمی وزارت امور خارجه که ورود آقای ریکتر به ایران باعث شد که ایشان فرصت پیدا کند که با چهرههای دولتی و غیر دولتی ملاقات کرده و با پیشنهادهای پروژههای مختلف کار عملی در ایران شروع بشود.
حال میبینیم که بعد از اتمام شیوه دوم در واقع آن شیوه استحاله سیاسی ما میتوانیم به دوره انتخابات دهم الآن به طور خیلی مختصر بپردازیم. عرض کردیم پله هفتم آن فرآیند براندازی این بوده که نیروهای مخالف نظام از طریق پیروزی در انتخاب، دسترسی به داخل حکومت و داخل قدرت نمیتوانند پیدا کنند. بنابراین از شیوه نافرمانی مدنی استفاده میکنند و ما میبینیم که با تاکتیکهای کاملاً شناخته شده مثل اعلام زودهنگام پیروزی رقیب آقای احمدینژاد، شبهه انداختن در اذهان عمومی در مورد صیانت از آرا، دعوت کردن مردم برای تجمع، پافشاری روی مسئله تقلب و دروغگویی، زیرسؤال بردن مراجع رسمی، همان تاکتیکها و شیوهها است که در چندین سال گذشته در کشورهایی مثل صربستان، گرجستان و اوکراین مشاهده شد و میبینیم که در تمامی آن کشورها نهادهایی مثل NED، کارنگی و بنیاد سوروس همه در آن نقش داشتند.
ایران در دوره دهم ریاست جمهوری نمونه دیگری است از همین پروژه، به علاوه البته تاکتیکهای جدید مثل استفاده از رسانههای گسترده به ویژه شبکه تلویزیون فارسی BBC که عملاً به مسئله ضدانقلابی، ضد نظام دامن زد و مردم را تشویق کرد و به اصطلاح اختلال در اذهان ایجاد کرد.
اما آنچه حائز اهمیت است این است که در این دوره دهم ما میبینیم که تمام این سه شیوه به نوعی ادغام شدند، یعنی هم جریان سازندگی، هم جریان اصلاحات و هم جریان نافرمانی مدنی یعنی در واقع مسئله فرهنگی، مسئله سیاسی و مسئله نافرمانی مدنی با هم همکاری داشتند و دست به این نوع اغتشاشات زدند که اما به هر حال همین طوری که عرض کردم با هوشمندی مسئولین و مقامات و به ویژه مقام معظم رهبری پیروز نشدند.
ریاست محترم دادگاه، در پایان این جانب میخواهم بگویم که این جانب نه تنها خود را قربانی و فریب خورده برنامههای آمریکا میدانم، بلکه سایر متهمین دستگیر شده را هم قربانی نقشههای دشمنان قسم خورده انقلاب به ویژه آمریکا میدانم. همان طوری که عرض کردم و من سعی کردم تلاش کنم از تجربه کمی که داشتم، از شناختی که پیدا کردم و از مطالعهای که داشتم وظیفه خودم را میدانستم که برای آگاهی مردم، برای منافع ملی و برای استحکام نظام در واقع این ابعاد مختلف را من باز کنم و برای همین بود یک کمی طولانی شد و من معذرت میخواهم.
اما از محضر دادگاه تقاضا میکنم اقداماتی انجام بگیرد تا از بروز این نوع وقایع در آینده و این نوع اغتشاشات جلوگیری شود. مستحضرید از توضیحاتی که بنده عرض کردم که ریشههای اصلی این اغتشاشات در بیرون مرز پیدا میشود و این برنامه فقط کوتاهمدت هم نیست. البته تصور این نباشد که این دادگاه یا نهادهای دیگر نظام علیه آن نهادها بتوانند اقداماتی انجام بدهند بلکه بنده میتوانم جسارتاً چند پیشنهاد عرض کنم به دادگاه: 1- برای پیشگیری از فریبخوردگی و قربانی شدن افراد در برنامهای که از جاهای دیگر طراحی شده باید برای مردم روشن کرد که اهداف ضد انقلابی این نهادهای خارجی چیست و به ویژه بنیادها و نهادها چه پوششی،چه غیرپوششی، چه دولتی، چه غیردولتی آمریکایی و برخی از همراهان اروپایی که تحت پوشش فعالیتهای علمی، پژوهشی یا دعوت به سمینارها یا به میزگردهای مختلف، این اهداف درازمدتشان برای مردم باید روشن بشود. 2- مقامات بفرمایند که ممنوع بکنند قابلیت برقراری ارتباط بین مراکز داخل کشور اعم از دولتی و غیر دولتی با این بنیادهای خارجی و ممنوع کردن و جلوگیری از دریافت حمایتهای مالی از همچون نهادها و مراکزی که منفعتشان فقط به پیشبرد بیگانگان و نه به نظام مقدس جمهوری اسلامی است. اگر پیشگیری نشود در آینده متأسفانه افراد دیگری همچون بنده و دیگران در این دادگاه حاضر خواهند شد که از اهداف پنهان فعالیتهای نهادهای خارجی باز هم فریب میخورند. بنده برنامههای براندازی نرم و اقدامات آمریکا را برای تغییر رژیم، رژیم چنج (Regime Change) به هر نحوی در ایران محکوم میکنم و اعلام میکنم که انگیزه بنده برای تحلیل و شکافتن این مسئله و استفاده از تجربه خود در جهت کمک به کشور، مردم و منافع ملی است.
در پایان از مردم و از نظام بنده عذرخواهی میکنم که در زمانی با همچون جریانهایی سابقا همکاری داشتم و از این نوع همکاریها ابراز پشیمانی میکنم و ابراز ندامت میکنم و از رئیس محترم دادگاه درخواست عفو نموده و درخواست میکنم که مشمول رأفت اسلامی و رأفت جمهوری اسلامی گردم.
والسلام علیکم.
قاضی: از وکیل محترم متهم خواسته میشود که در جایگاه قرار بگیرند و دفاعیات خودشان را بیان کنند!
دفاعیات وکیل مدافع متهم
بسماللهالرحمنالرحیم. باتوجه به اظهارات موکل و اذعان به فعالیتهایی که داشته و با عنایت به تحقیقاتی که از ایشان شده هر چند اقدامات ایشان قابلیت دفاع به آن صورتی که لازم است ندارد، لیکن به عنوان اینکه فریب این نوع بنیادها بالاخص سوروس و دیگر بنیادهای برنامهریز برای براندازی نرم در ایران از حداقل 10-15 سال پیش و با عنایت به صداقت ایشان در بیان واقعیتها، بالاخص که آسیبشناسی کردند از این مورد و راهکار برای آینده و پیشگیری از چنین اقداماتی ارائه کردند و از طرفی اظهار ندامت ایشان و بالاخص بیان چگونگی ملاقات با آقای تاجزاده و آقای خواجهپور در پروندهباز هست با خانم شیرین عبادی و همچنین آقای رزاقی و دیگران که در صفحات مختلف پرونده مندرج است، من وقت دادگاه را نمیخواهم بگیرم و از آن طرف که فرموده حضرت رسولاکرم(ص) است که: النجاه فی الصدق، و اینکه اسلام در برخورد با حتی غیرمسلمین و هزینه از بیتالمال برای مولفهالقلوب بالاخص که ایشان مسلمان و مسلمانزاده هم هستند، من فقط میتوانم بندهای مختلف ماده 22 را درخواست بکنم با توجه به همکاری ایشان و با عنایت به اینکه این همکاری به کشف حقایق کمک کرده و در آینده هم راهکار برای ما نشان دادند، درخواست حداکثر ارفاق قانونی و شرعی از ساحت مقدس دادگاه را دارم و امیدوارم که این باعث بشود که دیگر ماجراها هم کشف و برخورد بشود که انشاءالله نظام جمهوری اسلامی تا قیام حضرت حجت باقی بماند.
والسلام علیکم و رحمهًْالله.
قاضی صلواتی: تشکر میکنم. آقای تاجبخش، آخرین دفاعیات خودتان را بیان کنید!
آخرین دفاع متهم
خیلی متشکرم. من دوست دارم که به چند نکته در این جا اشاره کنم به عنوان آخرین دفاع از خود. آقای رئیس محترم دادگاه، من در چند نکته فقط میخواهم در مورد صحت و اطلاق بعضی از افراد که در اظهارات جناب آقای دادستان محترم بوده چند نکته من عرض کنم که انشاءالله این در آینده وکیل محترم بنده بتوانند در این مورد پیگیری بفرمایند.
۱- اشاره شد به تماس با یک خانم استاد به نام جینکوهن به عنوان عنصر CIA. البته مطلقا تا جایی که بنده میدانم و هیچجا مندرج نشده خانم کوهن هیچ ارتباطی با سازمان CIA نداشته و ندارد. 2- ارتباط بنده از طریق E-mail از طریق اینترنت با شبکه دانشگاهی کلمبیا تحت مدیریت آقای گریسیک که ایشان به عنوان عامل سیا CIA شناخته شده هم من صحیح نمیدانم، بلکه در تمامی اسنادی که مربوط به زندگینامه آقای سیک است ایشان هیچ زمانی کارمند CIA نبوده، البته مشخص است که ایشان مشاور شورای عالی امنیت دولت آمریکا بوده در زمان سه تا رئیسجمهور، کارتر و ریگان. اما بیش از دو دهه است که آقای سیک مدیر یک شبکه اینترنتی است که من اخیرا با کمک تحقیقاتی که دقیقتر در اختیار من گذاشته شده بود، این از آن موارد فریبخوردگی است. چون این شبکه اینترنتی به عنوان Golf2000 (گلف 2000) بیش از هزار عضو دارد که هیچ از اسامی آن شبکه مخفی نیستند وافرادی که فارغالتحصیل آن دانشگاه کلمبیا هستند دعوت میشوند که در این شبکه اینترنتی شرکت بکنند اما من در سندی که اخیرا فقط چند روز پیش در اختیار من گذاشته شده بود متوجه شدم که این شبکه به هر حال یک عملکرد به اصطلاح نادرستی دارد که اگر آن را من میدانستم قطعا با این شبکه قطع رابطه میکردم. 3- بنده به عنوان مشاور رسمی بنیاد سوروس به دولت جمهوری اسلامی ایران رسما و آشکارا معرفی شدم. بنده هیچوقت هیچ پروژهای را به طور پنهان یا بدون سعی برای کسب مجوز رسمی اقدام نکردم، چندین بار برای هماهنگی پروژهها، جناب آقای رئیس دادگاه، بنده به اتفاق مدیر ارشد بنیاد سوروس در دفتر رسمی نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل در آمریکا، جناب آقای دکتر ظریف به اتفاق ما به ملاقات نشستیم. یعنی بنده در واقع یک عنصر پنهانی نبودم. پروژههایی که ما، یعنی در واقع بنده، به عنوان مشاور یا هماهنگکننده یا پیگیر مسائل بوده با مقامات بالای جمهوری اسلامی در وزارت امور خارجه، در وزارتخانههای مختلف در سطح معاون وزیر، سند هم دال بر معرفی و تأیید این پروژهها از طریق این مقامات است. و نکته آخر این است که بنده به عنوان مشاور فنی و کارشناسی بنیاد سوروس هیچ زمان نه متوجه ]بودم[ و نه مسئولیت یا شرکت در هیچ کارگاهی که مربوط به نافرمانی مدنی یا کارگاههای آموزشی برای براندازی ]باشد[ نبودم ]نداشتم[. بنابراین به بنده فقط پروژههای کاملا کارشناسی معرفی میشد، پرونده من کاملا این را نشان میدهد و بنده مطلع از کارگاههای آموزشی ضدنظام نبودم.
این نکته را من عرض کنم که در دو سال گذشته با مطالعه متون متعددی به ویژه البته چون به هر حال رسالههای فقهی یک کمی مشکل است، من با تحقیق تقریبا کل 24 جلد صحیفه نور امام ]را مطالعه کردم[، به تفسیرهای متعددی که من در واقع وقتی آمدم ایران با آن آشنا نبودم تفسیرهایی که از طرف آقای سروش، از آقای کدیور، از افراد مختلف که مدعی بودند که در واقع در داخل تفکر امام یک دوگانگی وجود دارد، من با تحقیق دقیق از کل این روند تقریبا 4 دهه از زندگی ایشان، از گفتههای ایشان که در لحن ساده و برای مردم گفته من همچنین دوگانگیای را ندیدم. ایشان دیدگاهش نسبت به اصول نظام ولایتفقیه و تفاوت و تعارض آن با دموکراسی غربی و لیبرالیسم برای من اثبات شد.
اظهارات یکی از آسیبدیدگان جریان فتنه
آقای قاسمی در جایگاه حضور پیدا کنند! آقای قاسمی شخصی است که با خانواده حین عبور از خیابان مورد هجوم اغتشاشگران قرار میگیرد و از دادگاه خواست که چند لحظه مطالبی را عنوان کند. فیلم مربوطه قبلا از صدا و سیما پخش شد. بفرمائید!
قاسمی: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسماللهالرحمنالرحیم،
با درود و سلام به امام زمان یگانه منجی عالم بشریت و نایب به حق ایشان حضرت آیتالله خامنهای «مدظلهالعالی» و با درود و سلام به سرور و سالار شهیدان و شهدای کشور عزیزمان ایران اسلامی.
جناب آقای قاضی، خدمت شما عرض سلام دارم و حضار محترم و همه بینندگان عزیز و ماه مبارک رمضان را تبریک عرض میکنم و طاعات و عبادات شما قبول باشد. انشاءالله،
همانطوری که فرمودید بنده همان شخصی هستم که در مقابل چشم همسرم و فرزندم در خیابان آزادی با بدترین وضع دچار ضربههایی شدم که به سروصورتم وارد شد و شخصی بود که به عنوان رهگذر و میهمانی بنده داشتم که ببرم میهمانم را آنجا پیاده بکنم در خیابان آزادی از بستگان من بودند همراه با همسرم و فرزندم که 5 ساله است، همچنان که در حال گذر بودیم راه مسدود شد و برای پیاده شدن و باز کردن راه و به علت داشتن محاسن و خانم من که چادری بودند، ایشان به سر من ریختند و آن بلا را به سر من آوردند و من اینجا میخواهم اعلام کنم در حضور قاضی محترم و همه حضار عزیز، فرهنگ ما فرهنگ اصلا ایثار و شهادت است، فرهنگی است که از عاشورا به ما رسیده و این فرهنگ را ما همچنان ادامه میدهیم و اصلا در این راه ما، به قول معروف، هیچ ذره و هیچگونه نگرانی نداریم و خود شخص حقیر، خودم را دارم عرض میکنم، که من اگر در این راه هم کشته میشدم برایم افتخار بود و هیچگونه نگرانی نداشتم چرا که ما اصلا برای همین آمدهایم و آمدهایم که بالاخره با 250 هزار، 300 هزار شهید در این مملکت این راه را ادامه بدهیم ان شاءالله و به صاحب اصلیاش که آقا امام زمان «عجل الله تعالی فرجه» است و با رهبری عزیزمان حضرت آیتالله خامنهای «حفظه الله تعالی» انشاءالله این نظام را به دست صاحب اصلیاش انشاءالله بسپاریم و من اینجا اعلام بکنم که بنده از حق شخصی خودم و همسرم و فرزندم که الان دچار واقعا مشکلات روحی و روانی قرار گرفته و این مشکل در زندگی ما الآن وجود دارد گذشتم و گذر میکنم و این را میسپارم انشاءلله به قانون و بنده هم که اینجا حضور دارم وکیل همه مردم ایران هستم، نمیگویم که شخص حقیر آمدهام و میخواهم از خودم دفاع کنم و یا بگویم که من کتک خوردم، من مورد ضرب و شتم قرار گرفتم و ادعایی داشته باشم، من وکیل همه مردم هستم، مردم را میگذارم برای قضاوت انشاءالله و من عکسهایی هم که در آن صحنه مجروح شدم عکسها را هم گرفتم. خدمت شما عرض میکنم که الآن که در خدمت شما هستم اگر سالم هستم و میتوانم روی پای خودم بایستم اما در آن لحظه از یک مرگ حتمی، معجزهآسا من نجات پیدا کردم و عرایض آخر بنده، این را عرض میکنم که جانم فدای نظام، فدای مملکت، فدای سرور و سالار شهیدان که الگوی همه ما هستند و جان مبارکشان را در این راه گذاشتند و من هم اصلا چیزی نیستم، نمیتوانم بگویم که به چشم بیایم یا بالاخره عددی هستم، شخصی هستم و خودم را در این راه قربانی و فدای این نظام و رهبری عزیز میدانم.
والسلام وعلیکم و رحمهًْالله و برکاته.
قاضی صلواتی: ضمن تشکر از حضار محترم، متهمین، مأمورین مراقب، وکلای محترم، خبرنگاران محترم، ختم جلسه را اعلام میکنیم. جلسه بعدی دادگاه متعاقبا اعلام خواهد شد.