تصرف ولایی امام رضا(ع)(حکایت خوبان)
یکی از اصحاب امام رضا(ع) نقل میکند که پول و اموال زیاد و قابل توجهی را نزد امام رضا(ع) آوردم، اما حضرت از آن خوشحال نشد، من از این حالت اندوهگین شدم و با خود گفتم: این همه پول و اموال را برای او آوردم ولی هیچ خوشحالی و سروری را در او نمیبینم.
در این هنگام امام رضا(ع) به غلام خود فرمود: طشت و آب بیاور، آنگاه بر تختی نشست و دست خود را در طشت گرفت و به غلام فرمود: آب بریز!
راوی میگوید: همینطور که آب از دستهای امام(ع) میچکید، طلا بود که از میان انگشتان حضرت در طشت میریخت، پس به من توجه کرد و فرمود: کسی که اینگونه است به آن چه تو برایش آوردهای اعتنایی ندارد.(1)
___________________
1- اصول کافی، ج 2، ص 412
در این هنگام امام رضا(ع) به غلام خود فرمود: طشت و آب بیاور، آنگاه بر تختی نشست و دست خود را در طشت گرفت و به غلام فرمود: آب بریز!
راوی میگوید: همینطور که آب از دستهای امام(ع) میچکید، طلا بود که از میان انگشتان حضرت در طشت میریخت، پس به من توجه کرد و فرمود: کسی که اینگونه است به آن چه تو برایش آوردهای اعتنایی ندارد.(1)
___________________
1- اصول کافی، ج 2، ص 412