کد خبر: ۶۲۷۴۸
تاریخ انتشار : ۲۱ آذر ۱۳۹۴ - ۲۰:۳۸
نگاهی متفاوت به حضور زنان در انقلاب و دفاع مقدس

الگوی سوم؛ زنِ نه شرقی، نه غربی

عاطفه صادقی
«اوریانا فالاچی» خبرنگار معروف ایتالیایی در مصاحبه با امام خمینی(ره) نفرتش از حجاب را علنا بیان کرد و حجاب را فی‌نفسه «زندان» و «اسارت» برای زنان می‌دانست. او که در اعتراض به سخنان امام(ره) درباره حجاب، در هنگام مصاحبه چادر را از سر برداشت در اواخر عمر وارد فاز تازه‌ای از اسلام‌ستیزی شد و کتاب‌هایی هم‌راستا با پروژه‌ «اسلام‌هراسی» نومحافظه‌کاران آمریکا نوشت. از نظر او مسلمان‌ها همانند موش‌هایی هستند که نسل‌شان بطور خطرناکی در اروپا در حال تکثیر است. او زنان مسلمان را افرادی منزوی و محصور شده و عقب مانده می‌داند.
خاطرات و صحنه‌های دلاوری و حماسه‌آفرینی «سیده زهرا حسینی» در کتاب «دا» یا صحنه‌های مقاومت معصومه آباد در کتاب من زنده ام یا صحنه‌های ایثار  قدم خیر محمدی در کتاب دختر شینا  صرفا صحنه‌هایی مکتوب شده از  خاطرات بانوانی هستند که در عین حفظ حجاب خویش، فعالانه در متن- و نه حاشیه- دفاع هشت ساله ما حضوری چشمگیر و قابل توجه داشته‌اند. این سه کتاب که جمعا حدودهزار و 200 صفحه است صرفا خاطرات سه بانوی ایرانی است که سال‌ها پس از جنگ، نسبت به نگارش آن اهتمام شد. خاطرات این سه بانو را که بگذارید کنار خاطرات هفت هزار بانوی شهید، ترسیم نقش بانوان ایرانی در جریان پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بیشتر و بهتر عیان می‌شود. خاطرات این هفت هزار بانو چند صفحه می‌شود؟! این هفت هزار بانو و همه بانوان این سرزمین چه نقشی در پیشبرد آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی داشته‌اند؟!
 متاسفانه ما کمتر از ایثار و جایگاه بانوان شهیدمان گفته‌ایم و شنیده‌ایم. از بانوانی که به تعبیر رهبر انقلاب، «الگوی سومی» را در جهان امروز رقم زدند، الگویی متمایز از زن شرقی یا زن غربی. الگویی که بانوانی همانند شهید طیبه واعظی برگزیدند، الگویی است همراه  با مشارکتی فعالانه و پیشتاز در عرصه اجتماعی و سیاسی و در عین حال خانواده محور که در تمامی صحنه‌ها دست از عفاف و حجاب خویش بر نمی‌دارد. شهید طیبه واعظی حتی آنجا که توسط ساواک دستگیر می‌شود فریاد برمی‌آورد: «مرا بکشید ولی حجابم را بر ندارید.»
زن در تعریف غالباً شرقی، همچون عنصری در حاشیه و بی‌نقش در تاریخ‌سازی، و در تعریف غالباً غربی، به مثابه‌ موجودی که جنسیت او بر انسانیتش می‌چربد و ابزاری جنسی برای مردان و در خدمت سرمایه‌داری جدید است، معرفی می‌شد. شیرزنان انقلاب و دفاع مقدس نشان دادند که الگوی سوم، «زنِ نه شرقی، نه غربی» است. زن مسلمان ایرانی تاریخ جدیدی را پیش چشم زنان جهان گشود و ثابت کرد که می‌توان زن بود، عفیف بود، محجبه و شریف بود و درعین حال، در متن و مرکز بود. می‌توان سنگر خانواده را پاکیزه نگاه‌داشت و در عرصه‌ سیاسی و اجتماعی نیز سنگرسازی‌های جدید کرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد. زنانی که اوج احساس و لطف و رحمت زنانه را با روح جهاد و شهادت و مقاومت درآمیختند و مردانه‌ترین میدان‌ها را با شجاعت و اخلاص و فداکاری خود فتح کردند. در انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس، زنانی ظهور کردند که می‌توانند تعریف زن و حضور او در ساحت رشد و تهذیب خویش و در ساحت حفظ خانه سالم و خانواده‌ متعادل، و در ساحت ولایت اجتماعی و جهاد امر به معروف و نهی از منکر، و جهاد اجتماعی را جهانی کنند و بن‌بست‌های بزرگ را در هم بشکنند.»
شهاب اسفندیاری، یکی از پژوهشگران علوم انسانی و مطالعات فرهنگی پس از مطالعه کتاب دا، چه نیکو می‌نویسد:
«فصل‌ها و صحنه‌های دلاوری و حماسه‌آفرینی «سیده زهرا حسینی» در کتاب «دا» را که می‌خواندم، یاد امثال فالاچی می‌افتادم. «زهرا» بی‌هیچ تردیدی روی «اوریانا» را کم کرده است! کاش فالاچی زنده بود تا از او بپرسیم: آیا این زهرا همان زنِ مسلمانِ بیچاره و ناتوانی است که تو و امثال تو او را تصور و تصویر می‌کردید؟ آیا این همان زن مفلوک و گرفتار در زندانِ حجاب و جهل و خرافه است که شما می‌خواستید نجاتش دهید؟ آیا این همان زنی است که می‌خواستید عاملیت و کنشگری و عدم انقیاد و انفعال در برابر مردان را به او آموزش بدهید؟ بیایید تماشا و ببینید که چه معرکه‌ای به پا کرده است در خرمشهر! بیایید و بشمارید که زهرا در طی این داستانِ واقعی، با چند مرد که دائم می‌گویند «این جا، جای زن نیست» و «این کار، کار زن نیست» مواجه می‌شود و چگونه تک تک آنها را تسلیمِ اراده و اقتدار خود می‌کند؟ به راستی اگر نهضت امام خمینی(ره) نبود، کجا یک دخترِ هفده ساله‌، از یک خانواده‌ بسیار مذهبی، آن هم از تباری کُرد و بزرگ شده در خوزستان، به خود اجازه‌ می‌داد، چنان سرکش و بی‌باک در برابر آن همه مرد، از جمله کماندو‌هایِ غول‌پیکرِ تربیت شده در ارتش شاهنشاهی بایستد؟ آن دختر هفده ساله با کدام اعتماد به نفسی می‌توانست در ملأ عام «جانشین فرمانده‌ کل قوا» را به «خیانت» و «بی‌کفایتی» متهم کند و تا پای اعدام در دادگاه صحرایی برود؟ بس است دیگر خانم فالاچی! سخنوری‌و خطابه بس است. بیایید بنشینید در مکتب این «سیده زهرا» و کمی‌درس «فمینیسم» بگیرید!»
به نظرم برخی از فرازهای پیام امام خامنه‌ای به کنگره هفت هزار زن شهید کشور، کتاب معروف «دا» را تداعی می‌کند. در این پیام، الگوی زن مسلمان  ایرانی، نه تنها متمایز از الگوی غالب «زن غربی» بلکه متمایز از الگوی غالب «زن شرقی» تبیین و تعریف شده است. برخلاف تصور رایج در میان برخی «غرب ستیزان» وطنی، که در نقد غرب به وادی «سنت پرستی»، «باستان گرایی» و یا «شرق ستایی» می‌افتند، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای آشکارا به نقد توأمان «شرق و غرب» و «سنت و تجدد» می‌پردازند. آنجا که «طرح‌های ضد زن» را به باد انتقاد می‌گیرند، هم به «طرح‌های کهنه» اشاره می‌کنند، و هم به «طرح‌های نو».  ایشان صراحتا تاکید می‌کنند که زن مسلمان ایرانی «تماشاچی» نیست، بلکه بازیگر اصلی میدان است. منفعل و بی‌عمل نیست، بلکه فعال و کنشگر است. صرفاً خانه نشین نیست، بلکه معمار است. در حاشیه نیست، بلکه در متن است. ابژه (object) تاریخ نیست، بلکه «سوژه» (subject) تاریخ است. مقهور تاریخ نیست، بلکه تاریخ ساز است. پیام هوشمندانه رهبری را به واقع می‌توان یک شالوده شکنی رسمی ‌از خوانش‌های «سنتی» از مقام  و جایگاه زن در اسلام دانست.