کد خبر: ۶۱۵۴۱
تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۹۴ - ۱۹:۳۵
به یاد سردار شهید «غلامرضا قربانی مطلق»

سرداری که حاج احمد در مقابلش زانو زد!(حدیث دشت عشق)


شهید «غلامرضا قربانی مطلق» سال 1332 در  تهران  دیده به جهان گشود. او از آن رو مورد توجه و در یاد ماندنی است که حاج «احمد متوسلیان» در مقابل جسم در خون تپیده او زانوی ادب بر زمین نهاد و چون ابر بهاری گریست. در فروردین 1358، پس از یک دوره فشرده آموزشی در محل کاخ سعدآباد؛ غلامرضا به سپاه منطقه 6 واقع در خیابان خردمند اعزام شد. در همان جا بود که با هر دو همرزم جدا ناشدنی خود آشنا شد؛ احمد متوسلیان و محمد توسلی، و از آن پس تا اعزام به کردستان، در بانه، بوکان و سنندج و سرانجام در پاوه  دوشادوش یکدیگر به ستیز با ضد انقلاب پرداختند.  در دی ماه 1358 حاج احمد به جای اینکه خود فرماندهی سپاه شهر را به دست گیرد این مسئولیت را بر دوش «غلامرضا» نهاد و حکم فرماندهی سپاه «پاوه» به نام این جوان قد بلند و خوش‌مشرب، که ریش انبوه و سیاه و موهای مجعدش جذابیت خاصی به او می‌بخشید، صادر شد. صبح روز 4 اردیبهشت ماه سال 1359 مقابل  مقر سپاه پاوه سفیر مرگبار خمپاره 120 و پس از آن صدای مهیب چند انفجار شهر را به لرزه درآورد و در میان غبار و دود ناشی از انفجار، غلامرضا خاموش و غرق در خون، روی خاک دراز کشیده بود، یکی از پاهایش به طور کامل از زیر کمر قطع و سینه و پهلویش، مشبک شده بود. فریاد یا حسین فضای پادگان را پر کرد. هر کس سر در گریبان خود گرفته بود و ناله می‌کرد. زمانی که حاج احمد از ماجرا باخبر شد به زحمت خودش را کنترل کرد. سرانجام با رسیدن به بالای سر جنازه، بغضش ترکید. نشست و آرام و بی‌صدا اشک ریخت.