یک پزشک متخصص افشا کرد
لابی دلالان و برخی پزشکان پشت پرده تجویزهای غیرضرور
عضو هیئت مدیره جامعه جراحان ایران گفت: پزشکی که در تهران زندگی میکند با مخارجی که برای اداره مطب متحمل میشود به بیش از ۵ میلیون تومان در ماه نیاز دارد بنابراین خط فقر پزشکان این میزان است.
سرویس اجتماعی-
کاظم عباسیون در نشست خبری به مناسبت برپایی سی و نهمین کنگره سالانه جامعه جراحان ایرانیان گفت: خط فقر برای گروههایی که خارج از تهران با جمعیت 4 نفره زندگی میکنند یک میلیون و 700 هزار تومان تعیین شده اما برای پزشکی که در تهران به جز خرج زندگی مخارج دیگری مثل اجاره مطب، مالیات و... دارد 5 میلیون تومان میشود و بنابراین اگر کمتر از این رقم درآمد داشته باشد زیر خط فقر رفته است(!)
وی در مورد تجویزهای غیرضروری در جامعه از سوی برخی پزشکان گفت: وجود و تجویز سیتیاسکن و امآرآی به دلیل واسطههای مالی است در حالی که در کشوری مثل انگلستان یک ماه طول میکشد تا سیتیاسکن انجام شود.
عباسیون افزود: در کشور ما آشفتگی وجود دارد و تمام پولها در بخش تجویز پزشکی هزینه میشود. تجهیزات پزشکی پول میخواهد و وزارت بهداشت برای ورود آنها مجوز صادر میکند. بنابراین برای جلوگیری از ورود تجهیزات غیرضروری نیز خود وزارت بهداشت باید دخالت کند و نگذارد اینگونه شود.عضو هیئت مدیره جامعه جراحان ایران گفت: عدهای میروند و پول روی هم میگذارند پزشک یا غیرپزشک با یکدیگر دستگاهها را خریداری میکنند و همان افراد برای اینکه خرج دستگاهشان درآید در دفترچههای بیمه برای افراد نسخه مینویسند و میبینیم در یک سال گاهی برای یک فرد 5 بار امآرآی تجویز شده است!
البته وی در ادامه در اظهاراتی مسئولانه با دفاع از مطالبات جامعه پرستاران گفت: در جامعه ما پرستاران را با افراد پشت میز نشینی که دفتر اداره میکنند اشتباه گرفتهاند! پرستاران اگر 7 ساعت شیفت کاری دارند در این ساعات با مسئولیت کار میکنند و باید حقوق آنها در مقایسه با پزشکان اصلاح شود؛ در غیراین صورت دیگر پرستار داوطلب نخواهیم داشت و باید تأمین حقوق این گروه سرلوحه کارها قرار گیرد.
هر چند تعیین خط فقر 5 میلیون تومانی توسط عباسیون از حقایق زندگی عموم مردم با سطح عایدی معلوم در تهران فاصله زیادی دارد اما با یک محاسبه ساده میتوان دریافت در اغلب موارد درآمد پزشکان متخصص و فوق تخصص در تهران بسیار بیشتر از رقم میلیونی ذکر شده است.اگر هر متخصص «فرضا» دست کم 10 بيمار را در هر 20 روز کاري در ماه، با صرف همان زمان 15 دقيقه اي حداقلي و غيرقانوني معمول با تعرفه مصوب 30 هزار تومانی ویزیت کند، درآمدي دست کم 6 ميليون توماني به واسطه 50 ساعت کار در ماه خواهد داشت! آيا رقم مذکور معادل زندگي زير خط فقر است و قابل مقایسه با سقف کاري 44 ساعت در هفته اساتيد دانشگاه، هيئات علمي، پرستاران، کارمندان بانک، مهندسان يا معلمان جامعه ايراني است؟!
گفتنی است پیش از این رئیس انجمن متخصصان داخلی، در اظهارنظری غیرمسئولانه زندگی زیر خط فقر پزشکان را مجوزی برای ارتکاب برخی اعمال خلاف قانون توسط گروهی از متخصصین همچون تجویز غیرضرور خدمات پاراکلینیکی عنوان کرده بود. خسرونیا گفته بود: «در حال حاضر وقتي پزشک فرصت معاينه کافي را ندارد(؟!) و به جاي يک ربع، 5 تا 10 دقيقه براي بيمارش وقت ميگذارد و به سمت تجويز خدمات پاراکلينيک و تجويز سي تي اسکن و آزمايش مي رود براي اين است که درآمد خود را افزايش دهد در حالي که در گذشته اين طور نبود و پزشکان با تشخيص خوب به درمان ميرسيدند. اگر تعرفه واقعي باشد و مسائل مالي پزشک را تامين کند متخصصان کمتر به سمت استفاده از خدمات پاراکلينيک مي روند(!)»
صحبت از زندگی زیر خط فقر جامعه پزشکان متخصص و فوق تخصص کشور در شرایطی بیان میشود که براساس آمارهاي رسمي منتشر شده، این قشر با کسب درآمد ساليانه بيش از ۴۱۸ هزار دلار؛ درآمدی بالاتر از پزشکان کشورهاي آمريکا، استراليا، هلند، بريتانيا، فرانسه، ايتاليا، دانمارک، اسپانيا و آلمان کسب کرده و در مقام نخست کسب درآمد در رشته تخصصي پزشکي در جهان قرار دارند!
مشخص نیست هدف از مطرح کردن چنین تحلیلهایی توسط اعضای شناخته شده جامعه غالباً ثروتمند و رفاه زده پزشکان ایرانی چیست. خصوصاً در شرایطی که بسیاری از شاغلان ایرانی اعم از کارگران و معلمان و پرستاران با حقوق حقیقتا زیر خط فقر به ارائه بهترین خدمات به جامعه اشتغال دارند و درآمد پایین خود را حجتی قانونی و شرعی برای «دزدی از مردم» برنمیشمارند. آیا علت اصلی انتقادات وارده به جامعه اغلب متمول پزشکان متخصص و فوق تخصص کشورمان همین نگاه مادی برآمده از تفکر بیقانونی و بیمسئولیتی محض نیست؟