« رحمت جهاني » رسالت نبي اكرم (ص)(زلال بصیرت)
قرآن در بخش پاياني سوره مباركه انبياء به رسالت وجود مبارك حضرت اشاره میکند، چون عناصر محوري اين سوره اصول دين؛ يعني توحيد و وحي و نبوت است و رسالت، همه اينها را به همراه دارد؛ فرمود: رسالت آن حضرت « رحمت جهاني » است. بعد فرمود: اين رسالت جز ( توحيد ) چيز ديگر نياورد؛ يعني اگر شما آن دو اصل ديگر را، وحي و نبوت و معاد و همچنين امامت و ولايت كه دنباله رسالت و نبوت است را تحليل كنيد، به توحيد بر مي گردد و اگر همه فروع دين را تحليل كنيد، به توحيد بر مي گردد.
الآن اين ادّعا را بايد ثابت كرد كه آن حضرت رحمت جهاني است، اين يك. و راز اين رحمت جهاني بودن را هم بايد از خود آيه به دست آورد، اين دو. در مطلب اوّل فرمود: وَ مَا اَرسَلْناكَ اِلّا رَحمَهً لِلْعالَمين(1). دراین آيه رسالت جهان شمول حضرت را بيان كرد، یعنی قلمرو رسالت آن حضرت دو اصل (همگاني ) و ( هميشگي ) است، كلّي و دائم، جميع افراد فِي جميع الاَزمِنه؛ اينها مُرسَلِ اِليهِم هستند. امّا اين رسالت،رحمت هست براي عالمين، اين هم جمع مُحلّي به الف ـ لام(للعالمین) است. همه عوالم از رحمت وجود مبارك حضرت بهره مي برند. قدر مُتيقّن اش عالم انسانيّت است كه آن هم برابر دو اصل كلي همگاني و هميشگي از رحمت رسالت طرفي مي بندند؛ كه: وَ مَا اَرسَلْناكَ اِلّا رَحمَهً لِلْعالَمين، يعني جز خير محض چيز ديگر نيست. حتّي كفّار هم از اين رحمت بهره مي برند، براي اينكه تا حضرت در بين كفّار هست، عذاب اِستيصال دامنگير اين مردم نمي شود؛ اين يك. و تا عصاره ولايت هست و آن هم به منزله نبوّت است، عذاب اِستيصال دامنگير مردم نمي شود، اين دو.
اينكه فرمود: مَا كانَ اللهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ اَنتَ فِيهِم وَ مَا كانَ اللهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَستَغفِرُون(2)، براساس آيه: وَ اَنفُسَنَا وَ اَنفُسَكُم(3) و مانند آن شايد بتوان استنباط كرد اگر ولايت اهل بيت (عليهم السَّلام) به منزله نفس وجود مبارك رسول گرامي است، اين عموم منزله، آن بركت را به همراه دارد؛ مادامي كه ولي عصر در بين مردم هست، عذاب اِستيصال دامنگير مردم نمي شود. شايد اين مطلب را هم آن گونه از احاديث تأئيد كند كه: لُولا الحُجَّه لَساخَتِ الاَرضُ بِاَهلِهَا (4)؛ تا حجت هست، آنگونه عذابهاي عمومي دامنگير مردم نمي شود. گرچه لسان لُولا الحُجَّه أعم و اَدقّ از مَا كانَ اللهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ اَنتَ فِيهِم هست. به هر تقدير اين رحمت شامل كفّار هم مي شود كه نظير كفّار ديگر گرفتار عذاب اِستيصال نمي شوند:سَخَّرَهَا عَلَيهِمْ سَبعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَهِ اَيّام(5)، يا دَمَّرْناهُم (6) يا عذاب هاي خَسف و مانند آن. بنابراين از اين جهت( رَحمهٌ لِلْعالَمين ) است.
وحدت و عدالت در جامعه از بركات دنيوي رسالت پيامبر (ص)
مطالب فراواني را وجود مبارك پيغمبر اسلام (ص) آورد كه اگر بهره اي اخروي از آن نبرند، بهره دنيوي از آن مي برند. همين مسئله اتحاد كه اين نعمت جز از راه دين و رسالت الهي نصيب كسي نمي شود، اين هم يك بركتي است. بالأخره جامعه اگر بخواهد يك زندگي سالمي داشته باشد، بايد بدون نزاع زندگي كند؛ اين هم از بركات آن حضرت است. قسط و عدل كه در آيه 8 سوره مباركه ممتحنه آمده هم از اين بيان جهان شمول اسلام است كه اگر كسي كافر هم بود بايد از نعمت عدالت اسلامي برخوردار باشد؛ اينها جزء رَحمهٌ لِلعالَمين بودن اوست.
سرّ رحمت جهاني بودن رسالت پيامبر اكرم (ص)
امّا مطلب بعدي تشريح اين رَحمهٌ لِلعالَميني است. اينكه فرمود: وَ مَا اَرسَلْناكَ اِلّا رَحمَهً لِلْعالَمين. رسالت تو فقط و فقط رحمت جهاني است.3 تا حصر در اين آيه و آیه بعدی آن است كه به توحيد بر مي گردد. مي فرمايد: تو رسالت جهاني داري و اين رسالت تو فقط و فقط رحمت است، هيچ عذاب و رنجي درآن نيست. خير محض است، حق محض است، صدق محض است.پس 3 حصر است،يكي اينكه تو فقط رَحمهٌ لِلعالَميني، به دليل: وَ مَا اَرسَلْناكَ اِلّا رَحمَهً لِلعالَمين. 2 حصر نوراني از آيه بعد استفاده مي شود كه يكي (اِنَّمَا) است، يكي (اَنَّمَا). به من فقط و فقط يك چيز وحي شد، پس وحي فقط يك چيز است. آني كه به من وحي شده چيست ؟اینکه فقط و فقط خداي شما يكي است: قُلْ اِنَّمَا يُوحَي اِلَيَّ، يعني غير از اين مطلب، مطلب ديگري به من نگفتند.پس وحي منحصر شد،این مي شود حصر دوّم. آني كه به شما گفتند چيست ؟ آن اینکه فقط خدا يكي است: قُلْ اِنَّمَا يُوحَي اِلَيَّ اَنَّمَا اِلهُكُمْ اِلهٌ واحِد(7). فرمود: غير از توحيد چيزي به من وحي نشد. فقط به من گفتند: بگو خدا يكي است، غير از اين چيزي هم به من نگفتند.
اينجاها معلوم مي شود كه الميزان يعني چه! شما اين را از تبيان شيخ طوسي تا تفسيرهاي بعد از الميزان جستجو كنيد، استنباط دو تا حصر از اين آيه براي چيست ؟ فقط و فقط يك چيز به من گفتند، آن يك چيز چيست ؟ فقط و فقط خدا واحد است و بَس! خدايتان يادتان باشد.با اينكه ما مي دانيم اين به هر حال وحي است. همه اين صدها جلد كتابي كه نوشته شده، وحي است؛ تنها يكي دو چيز نيست! از اوّل اصول تا آخر اصول، از اوّل طهارت تا آخر ديات همه وحي است! ايشان مي فرمايند: اين يك شجره طوبي است. شما هيچ حكمي در اسلام پيدا نمي كنيد؛ چه تكليفي و چه وضعي، إلا اينكه به گفته خدا بر مي گردند. اوست كه هستي محض است، اوست كه خالق صرف است، اوست كه رازق صرف است. اين جوشن كبير كه هزار و يك اسم يا هزار اسم دارد؛ همه اينها به توحيد بر مي گردد، همه اينها درباره خداي سبحان است.
پس آن حصر اوّل معنايش اين است كه تو فقط رحمت جهاني هستي. سئوال باقي مي ماند که چرا رحمت جهاني هستي ؟ پاسخ آن سئوال را حصر دوّم يك مقداري زمينه را فراهم مي كند و حصر سوّم پاسخ نهائي را مي دهد. چرا رحمت جهاني هستي ؟ براي اينكه براي من فقط يك چيز وحي شد، باز سئوال هست، آن چيز چيست ؟ و آن این است كه عالم را خدا مي گرداند؛ آنوقت آدم راحت مي شود. اگر عالم را خدا آفريد، انسان را خدا آفريد، پيوند عالم و آدم را خدا آفريد، اين مثلث كار اوست؛ اداره اش هم بايد كار او باشد! ديگري دخالت بكند مي شود هرج و مرج.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در جلسه درس تفسير سوره انبياء در جمع طلاب و فضلاي حوزه علميه قم ـ 19/ 10/ 1389
ــــــــــــــــــــــ
(1) انبياء/ 107
(2) انفال/ 33
(3) آل عمران/ 61
(4) بحار الأنوار/ 23/ 29 ـ با اندكي تفاوت
(5) حاقه/ 7
(6) اشاره به: نمل/ 51
(7) انبياء/ 108
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر میشود.
الآن اين ادّعا را بايد ثابت كرد كه آن حضرت رحمت جهاني است، اين يك. و راز اين رحمت جهاني بودن را هم بايد از خود آيه به دست آورد، اين دو. در مطلب اوّل فرمود: وَ مَا اَرسَلْناكَ اِلّا رَحمَهً لِلْعالَمين(1). دراین آيه رسالت جهان شمول حضرت را بيان كرد، یعنی قلمرو رسالت آن حضرت دو اصل (همگاني ) و ( هميشگي ) است، كلّي و دائم، جميع افراد فِي جميع الاَزمِنه؛ اينها مُرسَلِ اِليهِم هستند. امّا اين رسالت،رحمت هست براي عالمين، اين هم جمع مُحلّي به الف ـ لام(للعالمین) است. همه عوالم از رحمت وجود مبارك حضرت بهره مي برند. قدر مُتيقّن اش عالم انسانيّت است كه آن هم برابر دو اصل كلي همگاني و هميشگي از رحمت رسالت طرفي مي بندند؛ كه: وَ مَا اَرسَلْناكَ اِلّا رَحمَهً لِلْعالَمين، يعني جز خير محض چيز ديگر نيست. حتّي كفّار هم از اين رحمت بهره مي برند، براي اينكه تا حضرت در بين كفّار هست، عذاب اِستيصال دامنگير اين مردم نمي شود؛ اين يك. و تا عصاره ولايت هست و آن هم به منزله نبوّت است، عذاب اِستيصال دامنگير مردم نمي شود، اين دو.
اينكه فرمود: مَا كانَ اللهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ اَنتَ فِيهِم وَ مَا كانَ اللهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَستَغفِرُون(2)، براساس آيه: وَ اَنفُسَنَا وَ اَنفُسَكُم(3) و مانند آن شايد بتوان استنباط كرد اگر ولايت اهل بيت (عليهم السَّلام) به منزله نفس وجود مبارك رسول گرامي است، اين عموم منزله، آن بركت را به همراه دارد؛ مادامي كه ولي عصر در بين مردم هست، عذاب اِستيصال دامنگير مردم نمي شود. شايد اين مطلب را هم آن گونه از احاديث تأئيد كند كه: لُولا الحُجَّه لَساخَتِ الاَرضُ بِاَهلِهَا (4)؛ تا حجت هست، آنگونه عذابهاي عمومي دامنگير مردم نمي شود. گرچه لسان لُولا الحُجَّه أعم و اَدقّ از مَا كانَ اللهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ اَنتَ فِيهِم هست. به هر تقدير اين رحمت شامل كفّار هم مي شود كه نظير كفّار ديگر گرفتار عذاب اِستيصال نمي شوند:سَخَّرَهَا عَلَيهِمْ سَبعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَهِ اَيّام(5)، يا دَمَّرْناهُم (6) يا عذاب هاي خَسف و مانند آن. بنابراين از اين جهت( رَحمهٌ لِلْعالَمين ) است.
وحدت و عدالت در جامعه از بركات دنيوي رسالت پيامبر (ص)
مطالب فراواني را وجود مبارك پيغمبر اسلام (ص) آورد كه اگر بهره اي اخروي از آن نبرند، بهره دنيوي از آن مي برند. همين مسئله اتحاد كه اين نعمت جز از راه دين و رسالت الهي نصيب كسي نمي شود، اين هم يك بركتي است. بالأخره جامعه اگر بخواهد يك زندگي سالمي داشته باشد، بايد بدون نزاع زندگي كند؛ اين هم از بركات آن حضرت است. قسط و عدل كه در آيه 8 سوره مباركه ممتحنه آمده هم از اين بيان جهان شمول اسلام است كه اگر كسي كافر هم بود بايد از نعمت عدالت اسلامي برخوردار باشد؛ اينها جزء رَحمهٌ لِلعالَمين بودن اوست.
سرّ رحمت جهاني بودن رسالت پيامبر اكرم (ص)
امّا مطلب بعدي تشريح اين رَحمهٌ لِلعالَميني است. اينكه فرمود: وَ مَا اَرسَلْناكَ اِلّا رَحمَهً لِلْعالَمين. رسالت تو فقط و فقط رحمت جهاني است.3 تا حصر در اين آيه و آیه بعدی آن است كه به توحيد بر مي گردد. مي فرمايد: تو رسالت جهاني داري و اين رسالت تو فقط و فقط رحمت است، هيچ عذاب و رنجي درآن نيست. خير محض است، حق محض است، صدق محض است.پس 3 حصر است،يكي اينكه تو فقط رَحمهٌ لِلعالَميني، به دليل: وَ مَا اَرسَلْناكَ اِلّا رَحمَهً لِلعالَمين. 2 حصر نوراني از آيه بعد استفاده مي شود كه يكي (اِنَّمَا) است، يكي (اَنَّمَا). به من فقط و فقط يك چيز وحي شد، پس وحي فقط يك چيز است. آني كه به من وحي شده چيست ؟اینکه فقط و فقط خداي شما يكي است: قُلْ اِنَّمَا يُوحَي اِلَيَّ، يعني غير از اين مطلب، مطلب ديگري به من نگفتند.پس وحي منحصر شد،این مي شود حصر دوّم. آني كه به شما گفتند چيست ؟ آن اینکه فقط خدا يكي است: قُلْ اِنَّمَا يُوحَي اِلَيَّ اَنَّمَا اِلهُكُمْ اِلهٌ واحِد(7). فرمود: غير از توحيد چيزي به من وحي نشد. فقط به من گفتند: بگو خدا يكي است، غير از اين چيزي هم به من نگفتند.
اينجاها معلوم مي شود كه الميزان يعني چه! شما اين را از تبيان شيخ طوسي تا تفسيرهاي بعد از الميزان جستجو كنيد، استنباط دو تا حصر از اين آيه براي چيست ؟ فقط و فقط يك چيز به من گفتند، آن يك چيز چيست ؟ فقط و فقط خدا واحد است و بَس! خدايتان يادتان باشد.با اينكه ما مي دانيم اين به هر حال وحي است. همه اين صدها جلد كتابي كه نوشته شده، وحي است؛ تنها يكي دو چيز نيست! از اوّل اصول تا آخر اصول، از اوّل طهارت تا آخر ديات همه وحي است! ايشان مي فرمايند: اين يك شجره طوبي است. شما هيچ حكمي در اسلام پيدا نمي كنيد؛ چه تكليفي و چه وضعي، إلا اينكه به گفته خدا بر مي گردند. اوست كه هستي محض است، اوست كه خالق صرف است، اوست كه رازق صرف است. اين جوشن كبير كه هزار و يك اسم يا هزار اسم دارد؛ همه اينها به توحيد بر مي گردد، همه اينها درباره خداي سبحان است.
پس آن حصر اوّل معنايش اين است كه تو فقط رحمت جهاني هستي. سئوال باقي مي ماند که چرا رحمت جهاني هستي ؟ پاسخ آن سئوال را حصر دوّم يك مقداري زمينه را فراهم مي كند و حصر سوّم پاسخ نهائي را مي دهد. چرا رحمت جهاني هستي ؟ براي اينكه براي من فقط يك چيز وحي شد، باز سئوال هست، آن چيز چيست ؟ و آن این است كه عالم را خدا مي گرداند؛ آنوقت آدم راحت مي شود. اگر عالم را خدا آفريد، انسان را خدا آفريد، پيوند عالم و آدم را خدا آفريد، اين مثلث كار اوست؛ اداره اش هم بايد كار او باشد! ديگري دخالت بكند مي شود هرج و مرج.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در جلسه درس تفسير سوره انبياء در جمع طلاب و فضلاي حوزه علميه قم ـ 19/ 10/ 1389
ــــــــــــــــــــــ
(1) انبياء/ 107
(2) انفال/ 33
(3) آل عمران/ 61
(4) بحار الأنوار/ 23/ 29 ـ با اندكي تفاوت
(5) حاقه/ 7
(6) اشاره به: نمل/ 51
(7) انبياء/ 108
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر میشود.