کد خبر: ۳۳۳۲۳۶
تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۸

پیروزی علی‌الاصول و تفاهم‌نامه ناپایدار(یادداشت روز)

1) تعبیر «یادداشت تفاهم»، یک مسامحه لفظی است وگرنه تفاهم با شیطان، هیچ معنایی ندارد. از نظر حقوقی، توافقی که متضمن «تعهدات اجرائی الزام‌آور» برای طرفین باشد، نامش قرارداد و موافقت‌نامه است، نه تفاهم‌نامه. از منظر دیپلماسی و آداب توافق هم، مذاکره و چانه‌زنی، مرحله ماقبل توافق است و اگر توافق، محکم و دقیق باشد، منطقاً نیازی نیست تا مجدداً مذاکره انجام گیرد و توقف نقض بند اول توافق در موضوع خاتمه جنگ، مطالبه شود. منطقاً در مذاکرات سنجیده و دقیق، اهرم قدرت و فشار خود (در اینجا انسداد تنگه هرمز) را همان ابتدا و پیش از اجرای اولین تعهد طرف مقابل (توقف جنگ و احترام به تمامیت ارضی لبنان) تعلیق نمی‌کنید تا دشمن مستأصل، نفس تازه کند و از مخمصه بگریزد. نمونه‌هایی از این دست در ماجرای تفاهم‌نامه، فراوان است و احتمالاً هرچه جلوتر برویم، به اعتبار خلل و فرج فراوان در متن و سوءنیت طرف آمریکایی، نقض‌ها بیشتر خواهد شد.
2) ما دقیقاً و با جزئیات، نمی‌دانیم که چرا رهبر انقلاب در پیام عمومی اخیر فرمودند در مسیر رسیدن به تفاهم‌نامه، «علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم». اما روند نقض تعهدات دشمن در زمینه عدم توقف جنگ، عدم آزادی اموال مسدود در همان زمان شروع اجرای تفاهم‌نامه، و عدم توقف تهدیدات، می‌تواند توضیحی ولو محدود و ناقص در این‌باره باشد. همچنین، روشن می‌کند که چرا تاکید فرموددند: «از باب تعهّدی که رئیس‌‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ آن را صادر نمودم‌. ایشان همچنین تصریح کرده‌‌اند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیاده‌‌خواهی کند، زیر بار آن نخواهند رفت. از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌ شده خواهیم بود».
3) ملت ما، داغدار رهبر شهید و مدیران و فرماندهان و دانش‌آموزان و شهروندان شهید جنگ است. این داغ، فراموش نخواهد شد. ملت ما از مظلومیت ولایت فقیه- در متن مظلومیت امامت معصومین علیهم‌السلام- بی‌خبر نیست. اما به حقانیت و اقتدار و استحکام نظام ولایت و امامت هم ایمان دارد. و چون ایمان دارد، در جنگ مهیب 40روزه (بلکه 114روزه)، با وجود همه مصائب بزرگ، خم به ابرو نیاورده و دشمن را از نفس انداخته است. همچنان، خامنه‌ای حکیم است که حکمرانی می‌کند وگرنه، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بعد از همه محاسبات دقیق، نباید به مذلّت می‌افتادند و استفراغ روح خود را دوباره می‌خوردند. مگر نه اینکه این دو شرور خبیث، همان آغاز جنگ گفتند کار ایران و جمهوری اسلامی ظرف دو تا سه روز تمام است؟ و مگر نه اینکه به تازگی با لحنی انکار‌آمیز گفته‌اند: «به تغییر رژیم اعتقاد ندارم؛ هرگز نتیجه نمی‌‌دهد»(ترامپ) و «سرنگونی جمهوری اسلامی هرگز از اهداف رسمی جنگ نبوده است. نمی‌‌توان زمانی برای سقوط حکومت پیش‌بینی کرد»(نتانیاهو)؟!
4) هیچ توافق و تفاهمی نمی‌تواند ننگی را که دو نیرنگ‌باز 
آمریکایی- صهیونیستی به بار آوردند، کمرنگ کند. نتانیاهو، با فریبکاری توانست سال‌های طولانی در اسرائیل حکومت کند. اما حالا، تایمز اسرائیل خبر می‌دهد «۹۳.۱درصد اسرائیلی‌‌ها، ایران را برنده جنگ می‌دانند». چند ارزیابی محافل غربی درباره سرنوشت ترامپ را هم مرور کنید:
- واشنگتن‌‌پست: «ترامپ با تصمیمی نسنجیده، جنگ را آغاز کرد، اما پایان دادن به آن در مقطع کنونی (پیش از خسارت بیشتر) تصمیمی درست بود. نگرانی اصلی این است که مهم‌‌ترین اهرم برای پیشبرد مذاکرات، «تهدید ترامپ به بازگشت به جنگ» است؛ که پس از چهار ماه جنگ دیگر معتبر به نظر نمی‌رسد. او نشان داده که از ترس سقوط بازارها (به‌ویژه در آستانه انتخابات) احتمالاً به سازش تن خواهد داد. ایران می‌‌داند که نقطه ضعف اصلی ترامپ، ترس از استفاده دوباره از نیروی نظامی است».
- گاردین: «ترامپ، در هشتادمین سالگرد تولدش، با حریفی شکست‌ناپذیر به نام زمان می‌جنگد و توان قلدرمآبی در مقابلش را ندارد. او که تحت‌نظر ۲۲ پزشک است، در جریان مصاحبه با ان‌بی‌سی به قدری کنترل خود را از دست داد که با لحنی تند به خبرنگار حمله، و برنامه را نیمه‌‌کاره رها کرد. ترامپ، در وضعیت یک اردک لنگ گرفتار شده است».
- روموال سیورا، تحلیلگر فرانسوی: «ترامپ برای رسیدن به توافق یا دست‌کم ظاهری از آن، به التماس افتاده است. آمریکا دچار شکستی شده که با شکست‌‌های قبلی قابل مقایسه نیست».
- پروفسور مایکل کلارک، اسکای‌نیوز: «آمریکا، جنگ را به نحو تحقیر‌آمیزی باخت. واقعیت ترسناک این است که ایران، معادله قدرت در تنگه هرمز را کاملاً تغییر داد. آمریکایی‌ها در شب اعلام آتش‌بس، از موقعیت خود ترسیدند و این یعنی اینکه ما دیگر نمی‌‌توانیم ایران را وادار به انجام خواسته خود بکنیم و جنگ را واگذار کرده‌ایم».
- سیتیرینوویچ رئیس سابق میز ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل: «ایران، بی‌هیچ تردیدی برنده بزرگ جنگ است. ما باید مقابل آینه بایستیم و بگوییم با جنگ «شیر غرّان» چه اندازه احمق به نظر رسیدیم؛ جنگی که در بهترین حالت با «ناله گربه» پایان می‌یابد.
5) مقتدای ما، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای(حفظه‌الله‌تعالی) به مدت بیش از نیم‌قرن، سیاست نظری و عملی را در محضر پدر مشق کرده است. آیت‌الله سید علی خامنه‌ای(اعلی‌الله مقامه‌الشریف) به شهادت رسید، اما با مهندسی حکیمانه خود، سطوت هشتادساله آمریکا را در هم شکست. تحقیرشدگی ترامپ، منحصر به امروز نیست، هر چند که ذلت امروزین رئیس‌جمهور آمریکا، نتیجه مهندسی حکیمانه امام شهید و مدیریت جانشین شایسته اوست. به یاد بیاوریم اظهارات «رائول مارک گرشت» (افسر پیشین سیا و عضو ارشد بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها) را که ۴ مهر ۱۳۹۸، به نشریه فارن‌پالیسی گفت: «باید بگویم که گزینش اهداف از سوی ایرانی‌‌ها مرا بسیار تحت تاثیر قرار داده است. رهبر عالی ایران، این اقدام را آزمونی نهائی برای عقب‌‌نشینی آمریکا می‌‌داند... 30 سال رهبری او، هوشمندانه بوده است... برخی افراد، رهبر عالی ایران را بازیگری محتاط می‌‌دانند، اما واقعیت این است که او، رویارویی با محدودیت‌‌ها و کنار زدن آنها را دوست دارد. بدون شک، او قهرمانی جدی و موفق‌‌‌‌ترین رهبر خاورمیانه از جنگ جهانی دوم به این طرف است. او فوق‌العاده باهوش است و از مهارت‌های ممتاز و استعداد‌‌های عالی برخوردار است. من می‌‌توانم بر مبنای مستندات آماری بگویم که رهبر عالی ایران، قطعاً برتر از ترامپ و در نقطه مخالف او قرار دارد. من در این‌باره اطمینان دارم، چون سال‌ها درباره او مطالعه کرده‌‌ام».
6) دونالد ترامپ، دیروز دوباره فشاری شد و با زبان تهدید گفت: «ایران باید فوراً جلوی دردسرسازی نیرو‌های نیابتی خود در لبنان را بگیرد. اگر این کار را نکنند، ما دوباره به ایران ضربه سختی خواهیم زد، درست مثل هفته گذشته، فقط شدیدتر!... (در پاسخ به اظهارات آقای پزشکیان درباره حفظ حق غنی‌سازی:) بهتر است مواظب حرف‌‌هایش باشد. بهتر است خودش را جمع‌ و جور کند، وگرنه، بقیه کشورش را هم می‌‌گیریم... (ضمن تهدید آقای قالیباف:) مقامات ایرانی اگر تنگه هرمز را ببندند، دیگر کشوری نخواهند داشت. حتی به کشور لعنتی‌شان هم برنمی‌‌گردند»!
7) این لفاظی‌ها در حالی است که هم او اخیراً بارها با لحنی مستأصل، اعتراف کرده است:
- «اگر توافق نمی‌‌کردیم، ذخایر استراتژیک نفت، ۴ هفته دیگر تمام می‌شد و زمانی خواهد رسید که شما قادر به تهیه آن نخواهید بود. 
- اگر به جنگ ادامه می‌دادیم، تنگه هرگز باز نمی‌شد. بمباران فایده‌‌ای نداشت؛ تنگه هرمز را باز نمی‌کرد. آدم‌های احمق می‌خواهند رکود جهانی باشد. اگر توافق نباشد، تنگه باز نخواهد شد. من هرگز نمی‌خواهم به هربرت هوورِ مرحوم و فقید تبدیل شوم [کسی که نامش با رکود بزرگ اقتصادی در آمریکا گره خورد]
- می‌‌گویند چرا سختگیر‌تر عمل نمی‌‌کنی؟ تنها راهی که می‌‌توانستم سختگیر‌تر باشم، این بود که ۲ یا 3 هفته دیگر به بمباران ادامه می‌‌دادم. اما نتیجه‌ چه می‌‌شد؟ تنگه باز نمی‌‌ماند. کاملاً بسته شده بود. سراسر آن، پر از مین می‌‌شد و موشک‌‌ها بر فراز کشتی‌‌های میلیارد دلاری به پرواز درمی‌‌آمدند؛ بنابراین، کشتی‌‌ها هرگز حرکت نمی‌کردند و ماه‌ها نفتی در کار نبود.»
8) حِلم و استقامت اولیای الهی است که در طول تاریخ تا به امروز، طاغوت‌ها را از پا درآورده است. این حلم حکیمانه، بدنه جامعه را رشد می‌دهد، منافقان سست‌عنصر را از اعتبار می‌اندازد، وحدت و همدلی می‌سازد، و پیچیده‌ترین نقشه‌های اردوگاه شیطان را نقش بر آب می‌کند. حلم در قاموس رهبران الهی، به معنای انفعال یا عقب‌نشینی از اصول نیست، بلکه مداومت پیشروانه بر اصول، در عین انعطاف‌های تاکتیکی است. 

صدور مجوز مشروط برای مذاکره، یکی از مصادیق حلم است. به تدریج، راز اینکه رهبر انقلاب، علی‌الاصول نظر دیگری داشتند، آشکار می‌شود. براساس تجربیات و شناخت از ماهیت دشمن مستکبر، ذات خبیث او، با تعامل و توافق و وفای به عهد ناسازگار است. این واقعیت مسلّم، چیزی نبود که نیازمند تجربه دوباره با تفاهم‌نامه یا سفر به ژنو و مذاکره مجدد باشد. ما غیر از دوبار خیانت دشمن در وسط مذاکره ظرف سال گذشته، عملکرد او در نقض پیاپی آتش‌بس را دیده بودیم و بنابراین عجیب است که تیم مذاکره‌کننده پذیرفت که بدون خاتمه قطعی جنگ در همه جبهه‌ها یا آزادسازی اموال مسدود ایران (و بدون تعیین تکلیف متجاوز و غرامت و خسارت و تضمین عدم تکرار جنگ)، تنگه هرمز را باز کند و سپس، در مذاکرات ژنو خواستار اجرائی‌شدن بندهایی شود که باید پیش از شروع مجدد مذاکرات، اجرا 
می‌شد!
9) اجرای یادداشت تفاهم، از همان بند اول به بن‌بست خورد و با کارشکنی دشمن مواجه شد، چون در چارچوب‌بندی و رویکرد اصولی به مسئله اصلی (جنگ تحمیلی و کیفیت خاتمه آن) دچار خلل‌ها و خطاهای اساسی بود. با وجود تجربه پایمال‌شدن برجام و سپس دوبار خیانت ترامپ به مذاکرات، اعتماد بلاوجهی نسبت به طرف غدّار اتفاق افتاد و فشار از گلوی دشمن برداشته شد. این در حالی است که رهبر شهید ما، در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۹۴ (سه ماه قبل از امضای برجام) خطاب به مذاکره‌کنندگان درباره اعتماد به دشمن هشدار داده بود و این هشدار همچنان تازه است: «به طرف مقابل اعتماد نکنید، به لبخند او فریب نخورید، به وعده نقد که می‌دهد- وعده‌ نقد، نه عمل نقد- اعتماد نکنید، [چون] وقتی خرش از پل گذشت، برمی‌گردد و به ریش شما می‌خندد! این‌قدر اینها وقیحند».
10) بنابر پیام اخیر رهبر انقلاب، رئیس‌جمهور به نیابت از اعضای شورای عالی امنیت ملی، به ایشان برای «برای پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت» تعهد داده و «تصریح کرده‌‌اند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیاده‌خواهی کند، زیر بار آن نخواهند رفت». اکنون، زمان عمل به این تعهد است. تفاهم‌نامه وقتی اعتبار دارد که دشمن را وادار به اجرای تعهدات خود کند وگرنه، مجوز اخذشده و امضای پای توافق، زیر سؤال خواهد رفت. یادآور می‌شود رهبر معظم انقلاب، در پیامی به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) توجه دادند: «دشمن خبیث، حال که دچار شکست شده و تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه می‌کند، کِید خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تاب‌آوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان
 کشور». 
11) اعتبار و ارزش تفاهم‌نامه، به امضا نیست، به دفع تهدید دشمن و مطالبه تاوان و غرامت خسارت‌هاست. اگر بتواند، معتبر است؛ و الّا فلا. هنر، در تعهد دادن به دشمن نیست، بلکه در عمل به تعهدات داده شده به رهبری و مردم، و پایبندکردن دشمن به تعهداتش است. باید دقت داشت که تنگه هرمز، به خاطر تهدید موجودیتی، و جنایات بی‌سابقه دشمن بسته شده و عِدل و عوض محاصره دریایی نیست. بنابراین، بازگشایی آن قبل از رفع تهدید موجودیتی و تاوان دادن طرف متجاوز، نقض غرض و اشتباهی بزرگ است. حالا هم که آمریکا در حال نقض تعهدات است، تنگه باید با قاطعیت بسته شود.
12) یک نگرانی مهم این است که برخی متولیان مذاکره و تفاهم نامه، دچار خطای محاسباتی فاحش شوند و به تصور اینکه در حال پیگیری آزادسازی اموال بلوکه هستند، دچار انفعال و تردید شوند و از مطالبه قاطع اجرای بند اول کوتاه بیایند. این در حالی است که طبق تفاهم‌نامه، باید اموال بلوکه به محض اجرا، آزاد شده باشد 
نه اینکه از نو، نیازمند مذاکره فرسایشی جدید باشد! آمریکا در برجام با وعده‌فروشی و شیرینی آدامسی، طرف ایرانی را به میز مذاکره چسباند تا نتواند اعتراض قاطع کند، از پای میز برخیزد و اجرای یک‌طرفه توافق را متوقف کند! آن عبرت را نباید دوباره آزمود. گرفتار شدن در گروکشی و عملیات فریب دشمن، او را برای نقض تعهدات و ایراد خسارات جدید گستاخ می‌کند. دشمن، در حال آزمودن عزم و اراده ماست. اراده قاطعی را که او را عقب راند، باید به همچنان به کاربست و معطل وعده و وعید‌ها نشد.

محمد ایمانی