کد خبر: ۳۳۳۲۳۲
تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۸

110 شب شگفت‌انگیز با مردمی دوست‌داشتنی (مقاله وارده)

محمدهادی صحرائی
110 شب پیش بود که حادثه بی‌سابقه و تلخی رقم خورد و رهبر عظیم‌الشأن مستضعفان و محرومان جهان، ناباورانه و توسط بدترین، سرسخت‌ترین، فاسدترین و شقی‌ترین دشمن ما به شهادت رسید. در تاریخ ایران نداشته‌ایم، که حاکمی چنین خداپرست و دادگر و شجاع و مقتدر ولی مظلوم، این‌گونه کشته شود. رهبر شهید ما، شاگرد ممتاز مکتب خمینی کبیر و أشبه‌الناس، خَلقاً و خُلقاً و منطقاً به ایشان بود و در دوران زعامت خود توانست ایران را به مرزهای قدرت افسانه‌ای و تمدنی در زمینه نظامی، سیاسی، فرهنگی، پزشکی، علمی برساند یا نزدیک کند. به‌گونه‌ای که به گواه صاحب‌نظران جهان، دستیابی به آب‌های مدیترانه برای دومین‌بار پس از هخامنشیان، در دوره او محقق شد و ایران چهارمین ابرقدرت جهان گردید. مهندسی بنای مستحکم و رفیع و ساختار منظمی که او طراحی کرد را باید با فاصله گرفتن و شاید ده‌ها و صدها سال آینده به ملاحظه و قضاوت نشست. مثل قله‌ای که برای درک عظمتش باید از آن فاصله گرفت. مدیریت پیش‌رونده و پیش‌برنده کشور بزرگ ایران با تمام ویژگی‌های منحصربه‌فرد و مجموعه نظام مسائل مختلف و متنوعش، و در شرایط پیچیده امروز جهان که هرگز طبیعی نیست و دشمنان متراکم خارجی و انبوه دسیسه‌های آنها برای محو تمدن ایران و اسلام ناب مردمش، و نفوذی‌های عجیبی که در میان تار و پود سیاست و اقتصاد و فرهنگش لانه کرده و بی‌وقفه پیچ شل می‌کنند، کاری در حد معجزه است و ایمان و صبر و بصیرت و دانشی در مرز امامان معصوم می‌خواهد که سلام خدا و خوبان و ما نثارشان. به اعتراف دوست و دشمن، ایران زمان خامنه‌ای حکیم، کشوری قوی و رشید و در آستانه رسیدن به تمدنی شده است که ماندگار خواهد بود. تولید قدرت «مردم‌پایه» و دستیابی به نرم‌افزار مدیریت بحران و خروج از آنها و توانایی تبدیل تهدید به فرصت، از مردمی که در تحقیر تاریخی، منزوی و فراموش بودند، امتی آگاه و باایمان و حاضر و مؤثر در صحنه‌های جهانی ساخت و ایمان آنها را به عمل صالح رساند که خود را به انجام کارهای نشدنی عادت داده و در پی بازآفرینی و بر ساخت ابرقدرتی خود هستند. آموخته‌اند چگونه سرمایه‌های تاریخی به یغما رفته خویش را نقد کرده و چگونه دشمنان غدار را به زانو درآورده و در سخت‌ترین و بی‌نظیرترین بحران‌ها ابرقدرت شوند. این ملت معظَّم، با راهبرد «نه ستمگر، نه ستم‌پذیر» توانسته در جهان امروز و در میان اندیشمندان بزرگ جهان، افسانه و حقیقت ذهنی ققنوس را عینیت ببخشد و از دل بحران‌های پیچیده، ایران نوین قوی بیافریند و این مختص به نجیب‌زادگانِ ایرانی است. دلیل دشمنی و کینه شتری شیاطین با مردم این کشور در همین است که زمینه‌های تمدنی و آرزوهای بزرگ این مردم دوست‌داشتنی که آنها را «امت مقتدر» کرده؛ برای کسانی که مردم خود را «توده‌های مدیریت‌پذیر» می‌دانند تحمل‌ناپذیر است. حاکمان حکیم و خداپرست و مردمان پاک‌اندیشی که مکتب‌شان قرآن و قرارگاه‌شان حسینیه امام و فرهنگ‌شان فرهیخته‌ساز و تابیده در گلستان و بوستان است و زلف فکرشان را مثنوی معنوی شانه کرده و شاهنامه‌هایی پر از سیاوشان پاک و اسطوره‌ای دارند و از اسلام ناب، اکسیر ابدیت یافته‌اند و... تفاوت دارند با مزبله‌ای که سردمداران «سایکوپات» و لات‌های الکلی و وحشی نولیبرال، سبزه آنند و پاتوق ابرسیاستمدار و ابرسرمایه‌دار و ابرسلبریتی‌هایشان، جزیره بدنام اپستین است. معلوم است که دشمن پاکی، ناپاکی و دشمن درستی، نادرستی و دشمن ایرانیان خداجو، کودکبازان و جنین‌خوارانی باشند که ملعبه ساحران اسرائیل و گوساله سامری هستند. فلات مرتفع و مفتخر ایران کجا و مرتع موهن متوحش آنگلوساکسون‌ها کجا؟! آنها به ظواهری از تمدن دل بسته‌اند که به نظر امام راحل در کتاب «کشف اسرار» به توحش نزدیک‌تر است. تظاهرات این «توحش تکنولوژیک» است که غربزده‌های ما را اجنبی‌پرست و مخدّر میهن و مخرّب پیشرفت‌ها و مخلّ پیروزی‌ها کرده است. تکنولوژی در دست نانجیبان، مثل شاخی است که به درازگوش بدهند تا شکم پاره کند. اشتباه روشنفکری غربزده هم همین است که نمی‌فهمد، رشد و ترقی تنها به شکافتن اتم یا رفتن به فضا نیست. بهره آدمیان در دیدن ذره‌ها و رسیدن به ماه و مریخ نباید بدون درک و شعور و مثل بهره شیشه و فولاد همان ابزارها باشد. باید حقایقی را فهمید و معرفتی افزود و انسانیتی به آدم‌ها اضافه کرد و به جای انحصار دانش و دیکتاتوری علمی و منع دیگران از رسیدن به فناوری و پرتاب علم از آسمان بر امثال مردم ایران به‌خاطر دانش بومی و سوزاندن غزه و لبنان با فسفر آزمایشگاهی و کشتن جهانیان با کرونا و...، به فکر حق و تکلیف و فضیلت و تربیت و رشد و پیشرفت و عدالت بود.
تمدنی اینچنینی که علم و هنرش در حال تزیین شهوات و تجهیز اشرار و توجیه جنایات است، در اصل، ابزارهای نوین و کارآمد برای ذبح ابناء و استحیاء نساء و استخفاف مردم به دست ابرسرمایه‌داران و ابرسیاستمداران و ابرسلبریتی‌های شیطان‌صفت می‌دهد که از نمونه‌های اخیر آن، همدستی اهالی جزیره بدنام در به آتش کشیدن جهان است و جالب اینکه هرکس که نامش در آن پرونده است در جبهه دشمنان ایران است و آیا این اتفاقی است؟ شاید مهم‌ترین دلیل این دشمنی، مقاومت ایران در برابر نقشه‌های شوم آنان برای به بندگی کشیدن سایر انسان‌هاست. انقلاب اسلامی ایران که میراث دار تمام خوبی‌های ایرانیان از دوردست تاریخ تاکنون است، مهم‌ترین و آخرین سد در مقابل تکمیل ولایت جهانی شیطان است. انقلاب اسلامی طبق آموزه « أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبادَ اللهِ» و « أَنْ لاتَعْلُوا عَلَى الله» نمی‌خواهد و نمی‌گذارد که ایرانیان و آزادگان جهان و هرکه طالب نجات است، به بردگی نظام سلطه شیطانی درآید. آنچه پیش از این در دوره قاجار و پهلوی بود، تمکین و تسلیم در برابر استکبار بود و وقتی خواست مردم با جمهوری اسلامی محقق شد، ورق برگشت. ما از کشوری زیردست و تحقیر و خفیف‌شده به جایی رسیدیم که مسئله اصلی جهان سلطه شدیم و تا جایی بزرگ شدیم که پس از اجماع ابرقدرت‌های شیطانی برای نابودی تمدن ما از سال گذشته تاکنون، و حتی با شهادت امام حکیم و عزیزمان، نه‌تنها از بین نرفتیم که ابرقدرت شدیم و شیطان بزرگ را به وضعی رساندیم که «از روی استیصال، از انواع اهرم‌ها» برای آتش‌بس و توافق استفاده نمود. این نیز بماند که به گفته رئیس دولت یازدهم و دوازدهم، دیوانه‌ها به آمریکا اعتماد می‌کنند، و هرگز نباید به وعده شیطان چه قول شفاهی و چه امضاء و چه لفاظی او اعتماد کرد ولی تا ابد در تاریخ خواهد ماند که رزمندگان و مردم ایران توانستند به بینی گاو زرد وحشی حلقه زنند و مهارش کنند. معلوم است که رعب و رهبت از ایرانیان، خواب و خوراک ترامپ و نتانیاهو را زهرمارشان کرده و اگر کارها «علی‌الاصول» پیش می‌رفت، برای همیشه خبث صهیون از جهان ازاله می‌شد و آمریکای ضعیف شده و بی‌نفت و موادخام با دلار بی‌ارزش شده از منطقه اخراج می‌گردید و تنگه هرمز، اقتصاد و اقتدار ما را به قله می‌رساند و دست دزدان دریایی از غرب آسیا کوتاه می‌شد و این خطه مثل همیشه تاریخ که مهد پیامبران و تمدن‌ها بوده، آرام و باثبات و قلب تپنده دنیا می‌شد و دشمنی‌ها و کینه‌های وارداتی از غرب وحشی و خشن، در اینجا به پایان می‌رسید و... نفوذی‌ها و مزدوران مؤثر نیش از جان ایران بیرون کشیده و ایران و ایرانی، سریع‌تر از امروز، به قله آرزوهای بزرگ خود می‌رسیدند و بیش از امروز، مهد شکوه و تمدن و قدرت و فرهیختگی و فرهمندی می‌شدیم. همان گونه که امام راحل و امام شهیدمان می‌خواستند و امام حاضر پیگیر آن است. 110 شب است که پس از آقای شهیدِ کشوردوست، شبگرد خیابانیم و قلندر بیدار شب‌های دراز شهر. شهادت آقا اگرچه تلخ است ولی چون آرزویش بود و مجموعه افتخاراتش را کامل کرد، تحمل می‌کنیم و اگر راهپیمایی شبانه نبود، در خانه از غصه دق می‌کردیم. به ویژه وقتی قاتلین او را می‌بینیم که هنوز نفس‌شان، هوای جهان را آلوده می‌کند. مردم مبعوث ایران به قول آوینی «اهل ولایت و اطاعت»‌اند و رسالت بزرگ خود را غیر از خونخواهی آقا و انتقام سرداران و دلاوران دنا و عزیزکان میناب و لامرد مظلوم و مردمان بی‌گناه، ازاله صهیون و استکبار می‌دانند تا بتوانند زمینه ظهور «ولایت عظمی» را فراهم کنند و می‌دانند سپاه و لشگری که در خانه‌ها ادامه دارد شکست نمی‌خورد. بأذن الله.