حفظ دين و ارزشهاي ديني مهمترين وظيفه دولت اسلامي (زلال بصیرت)
همه ما معتقديم که سعادت انسان در دنيا و آخرت در گرو عمل به اسلام است، آن هم از همان راهي که معصومين (ع) بيان کردهاند و اگر راه بهتري براي رسيدن به سعادت وجود داشت، قطعا از طريق اهلبيت (ع) براي مردم بيان ميشد.اما امروز که دسترسي به معصوم (ع) وجود ندارد، چگونه بايد سيره اهلبيت (ع) و راه آنان و دستورات آنها را فهميد؟ همه ما، براي اين سؤال، جوابهايي را در ذهنمان داريم، اما بيابهام و منقح نيست.
يک سري باورها و ارزشها وجود دارد که هيچ اختلافي در بين مذاهب مختلف اهل سنت و تشيع بر سر آنها وجود ندارد و وظيفه ما در برابر آنها معلوم است. البته ما به عنوان شيعه، براي تبعيت خود از ائمه، دليل قانعکنندهاي براي خودمان داريم و لذا مذاهب ديگر و آراي فقهاي آنها در موارد اختلافي براي ما حجت نيست.
ضرورت تبعیت مراجع دینی از حکم رهبر جامعه
بزرگان علماي مذاهب مختلف اهل سنت به اعلم بودن ائمه ما اعتراف کردهاند و عقل حکم ميکند که به اعلم رجوع شود. لذا حتي براساس مذهب اهل سنت نيز اشکالي در تبعيت از اهلبيت (ع) وجود نخواهد داشت، چرا که وقتي تقليد از بزرگان علماي آنها جايز باشد، به طريق اولي تبعيت از کسي که اعلم از آنهاست، جايز خواهد بود. از اين رو اهل سنت دليلي ندارد که مذهب شيعه را غيررسمي و اشتباه بدانند.
براي شناخت احکام فقهي و وظايف ديني به مرجع تقليد رجوع ميکنيم، هر چند احتمال دارد گاهي فتوايي از يک مرجع تقليد مطابق با واقع نباشد، اما بالاخره براي ما حجت است.برخي مسائل هستند که در جامعه تأثير سرنوشت سازي دارند و احتمال دارد که مراجع در اين زمينه نظرات متفاوتي داشته باشند، اينگونه مسائل غالبا به موضوعات مربوط ميشود، يعني حکم آن کاملا مشخص است، اما بحث در اين است که آيا فلان موضوع مصداق فلان حکم است يا خير؟ در اين گونه موارد که ممکن است براي جامعه و مسلمين منفعت يا ضرر بسيار زيادي داشته باشد، سخن هر کسي نميتواند حجت باشد و لذا بايد به فرمان وليفقيه مراجعه کرد؛ حتي مراجع نيز در اين گونه موارد حق ندارند از حکم وليفقيه سرپيچي کنند.
رجوع به متخصص امري عقلي است،در مسائل اجتماعي نيز همين قاعده جريان دارد، لذا سخن کسي حجت است که هم دين را و هم مصالح مردم را – ولو با مشورت با سايرين – بهتر از ديگران ميشناسد. از این رو مراجع هر چند که خود را اعلم فقهي بدانند، بايد در اين مسائل از حکم رهبري پيروي کنند، چرا که ولايتفقيه داراي سه خصوصيت فقاهت، عدالت و شناخت مسائل جامعه است و حتي اگر از لحاظ فقهي اعلم نباشد، با توجه به شناختش از جامعه و مصلحت مسلمين در کنار فقاهت و عدالت خود، بايد مورد تبعيت قرار گيرد.
صرف وجود ولايتفقيه و مراجع تقليد در جامعه، قرار نيست جامعه را ديني کند، همانگونه که صرف وجود پزشک در جامعه سبب درمان بيماران نميشود و پزشک بايد در دسترس باشد و مردم بتوانند به او مراجعه کنند، براي امر دين هم بايد به اندازه کافي افرادي در جامعه وجود داشته باشند تا به سؤالات مردم در زمينه اعتقادات و احکام پاسخ دهند و معارف ديني و اخلاق را براي مردم تبيين کنند.
تحصيل علوم ديني واجب کفائي است و اگر زماني فرا برسد که اين اندازه عالم و مبلغ ديني در جامعه حضور داشته باشند، ديگر تحصيل علوم ديني براي ديگران، واجب نيست، بلکه مستحب است؛ اما اگر اين اندازه نبود و در اصطلاح «من به الکفايه» براي اين مسئله وجود نداشت، همه جامعه مسئول خواهد بود. بايد گفت متأسفانه با گذشت 36 سال از پيروزي انقلاب اسلامي هنوز به ميزان کافي در اين زمينه عالم نداريم.
امروز در شرايط حساسي قرار داريم و اين يک شعار نيست، از آغاز خلقت حضرت آدم(ع) تاکنون، هرگز عوامل فساد به اين اندازه در جهان وجود نداشته و دسترسي به مراکز تبليغاتي فساد دنيا تا اين حد ساده نبوده است؛ امروز يک نوجوان ميتواند مبتذلترين عکسها و صحنهها را در اتاق شخصي خودش مشاهده کند؛ چيزي که دسترسي به آن در سابق، نيازمند سفر به اروپا بود!
لزوم استفاده از تکنولوژی برای تبلیغ دین
طبيعي است که وقتي جوان با اين سيل شبهات مواجه شود، تأثير بپذيرد؛نميتوان براي تبليغ دين به روش سنتي که براساس آن يک مجتهد براي يک شهر کافي بود، بسنده کرد، بلکه بايد در زمينهها و رشتههاي گوناگون علمي و هنري و با استفاده از ابزار و تکنولوژي روز براي تبليغ دين استفاده کرد.
رفع نيازهاي جامعه گاه با حضور داوطلبانه افراد براي تصدي برخي مشاغل صورت ميگيرد؛ اما جايي که محتمل است حضور داوطلبانه افراد براي رفع نياز جامعه کافي نباشد، دولتها در اين زمينه تدابيري اتخاذ کرده و به نظارت و حمايت ميپردازند و حتي در برخي موارد – و به خاطر نياز جامعه – افراد را اجبار ميکنند؛ مانند خدمت مقدس سربازي. البته نيازهاي اقتصادي زودتر مورد توجه دولتها قرار ميگيرد، به عنوان نمونه هنوز چندين ماه به عيد مانده دولت براي ميوه مصرفي مردم در ايام عيد تمهيدات لازم را ميبيند و اقدام به واردات يا ذخيره ميوه ميکند. اما نکته قابل توجه اينکه آيا دولت در قبال دين مردم که مهمترين مسئله است، وظيفهاي دارد يا خير؟ آيا بايد نگران دين مردم باشد يا مربوط به او نيست؟ آيا دولت مسئوليت حفظ دين و ارزشهاي ديني و آرمانها را دارد يا خير؟
عدم توجه کافي دولتها به دين مردم
متأسفانه بيشتر دولتها وظيفه خود را تأمين نيازهاي مادي مردم ميدانند و حتي برخي از دولتها صريحا اعلام ميکنند که ما مسئول آخرت مردم نيستيم! البته چنين چيزي ناشي از اين مسئله است که آيا دين امري فردي است يا اجتماعي؟
پيش از انقلاب اسلامي، فرهنگ رايج در ميان مردم اين بود که دين يک مسئله شخصي است و دين هر شخص ربطي به ديگران ندارد. اما امام(ره) آمد و صريحا در درسها، سخنرانيها، نامهها و کتابهايش تصريح کرد که بخش اعظم مسائل دين، سياسي و اجتماعي است. لذا دولت اسلامي همانطور که به فکر نيازهاي مادي مردم است، قبل از آن وظيفه حفظ دين مردم را دارد.انقلاب واقع شد تا دولت اسلامي به مسائل ديني مردم اهتمام داشته باشد، حتي تأمين نيازهاي مادي مقدمهاي براي حفظ دين مردم است. ريخته شدن خون صدها هزار انسان بيگناه و پاک در دوران انقلاب اسلامي و دفاع مقدس، نه به خاطر شکم و رفع تحريم، بلکه به خاطر دين بود. اصلا آغاز تحريمها با انقلاب اسلامي همراه بود؛ چرا که دشمن نميخواهد دولت اسلامي تشکيل شود تا به دين مردم اهتمام بورزد.
دشمني مستکبران عالم نه به خاطر طمع به نفت يا مسائل هستهاي، بلکه به تصريح قرآن کريم به خاطر دشمني آنها با اسلام است. آنها دست ازمخالفت و جنگ با مسلمانان برنميدارند تا اينکه مسلمانان ازدينشان دست بکشند.کساني که بنيانگذار تروريسم هستند و علنا از تروريستها حمايت ميکنند، اين گونه القاء ميکنند که مسئوليت ترورها بر عهده مسلمانان است.
در جریان کشیدن کاریکاتور ازرسول مکرم اسلام (ص) آنها علیرغم اینکه ميدانند چنين اعمالي برایشان عواقب بدي دارد که تحريم کالاهاي فرانسوي در برخي کشورها، تنها بخشي از آن است، باز هم اقدام به چنين کاري ميکنند. في الواقع حاضرند ضرر را به جان بخرند و در مقابل بتوانند حداقل شخصيت حضرت رسول اکرم (ص) را جلوي مردم اندکي پايين بياورند و اين نشان ميدهد که هدف اصلي دشمن، اسلام است.امام ميفرمود دشمنان، مخالف من نيستند، بلکه مخالف اسلام هستند، چرا که از اسلام سيلي خورده اند.از اين رو هم بر ما لازم است که اسلام را فهميده و ترويج کنيم و هم دغدغه اصلي دولت بايد دين مردم باشد.
سخنرانی آيتالله مصباح يزدي (دام ظله)
در ديدار جمعی از دانشجويان زنجان وطلاب مدرسه مشکات؛ قم؛ 2/11/ 1393
زلال بصیرت روزهای پنجشنبه منتشر میشود.
يک سري باورها و ارزشها وجود دارد که هيچ اختلافي در بين مذاهب مختلف اهل سنت و تشيع بر سر آنها وجود ندارد و وظيفه ما در برابر آنها معلوم است. البته ما به عنوان شيعه، براي تبعيت خود از ائمه، دليل قانعکنندهاي براي خودمان داريم و لذا مذاهب ديگر و آراي فقهاي آنها در موارد اختلافي براي ما حجت نيست.
ضرورت تبعیت مراجع دینی از حکم رهبر جامعه
بزرگان علماي مذاهب مختلف اهل سنت به اعلم بودن ائمه ما اعتراف کردهاند و عقل حکم ميکند که به اعلم رجوع شود. لذا حتي براساس مذهب اهل سنت نيز اشکالي در تبعيت از اهلبيت (ع) وجود نخواهد داشت، چرا که وقتي تقليد از بزرگان علماي آنها جايز باشد، به طريق اولي تبعيت از کسي که اعلم از آنهاست، جايز خواهد بود. از اين رو اهل سنت دليلي ندارد که مذهب شيعه را غيررسمي و اشتباه بدانند.
براي شناخت احکام فقهي و وظايف ديني به مرجع تقليد رجوع ميکنيم، هر چند احتمال دارد گاهي فتوايي از يک مرجع تقليد مطابق با واقع نباشد، اما بالاخره براي ما حجت است.برخي مسائل هستند که در جامعه تأثير سرنوشت سازي دارند و احتمال دارد که مراجع در اين زمينه نظرات متفاوتي داشته باشند، اينگونه مسائل غالبا به موضوعات مربوط ميشود، يعني حکم آن کاملا مشخص است، اما بحث در اين است که آيا فلان موضوع مصداق فلان حکم است يا خير؟ در اين گونه موارد که ممکن است براي جامعه و مسلمين منفعت يا ضرر بسيار زيادي داشته باشد، سخن هر کسي نميتواند حجت باشد و لذا بايد به فرمان وليفقيه مراجعه کرد؛ حتي مراجع نيز در اين گونه موارد حق ندارند از حکم وليفقيه سرپيچي کنند.
رجوع به متخصص امري عقلي است،در مسائل اجتماعي نيز همين قاعده جريان دارد، لذا سخن کسي حجت است که هم دين را و هم مصالح مردم را – ولو با مشورت با سايرين – بهتر از ديگران ميشناسد. از این رو مراجع هر چند که خود را اعلم فقهي بدانند، بايد در اين مسائل از حکم رهبري پيروي کنند، چرا که ولايتفقيه داراي سه خصوصيت فقاهت، عدالت و شناخت مسائل جامعه است و حتي اگر از لحاظ فقهي اعلم نباشد، با توجه به شناختش از جامعه و مصلحت مسلمين در کنار فقاهت و عدالت خود، بايد مورد تبعيت قرار گيرد.
صرف وجود ولايتفقيه و مراجع تقليد در جامعه، قرار نيست جامعه را ديني کند، همانگونه که صرف وجود پزشک در جامعه سبب درمان بيماران نميشود و پزشک بايد در دسترس باشد و مردم بتوانند به او مراجعه کنند، براي امر دين هم بايد به اندازه کافي افرادي در جامعه وجود داشته باشند تا به سؤالات مردم در زمينه اعتقادات و احکام پاسخ دهند و معارف ديني و اخلاق را براي مردم تبيين کنند.
تحصيل علوم ديني واجب کفائي است و اگر زماني فرا برسد که اين اندازه عالم و مبلغ ديني در جامعه حضور داشته باشند، ديگر تحصيل علوم ديني براي ديگران، واجب نيست، بلکه مستحب است؛ اما اگر اين اندازه نبود و در اصطلاح «من به الکفايه» براي اين مسئله وجود نداشت، همه جامعه مسئول خواهد بود. بايد گفت متأسفانه با گذشت 36 سال از پيروزي انقلاب اسلامي هنوز به ميزان کافي در اين زمينه عالم نداريم.
امروز در شرايط حساسي قرار داريم و اين يک شعار نيست، از آغاز خلقت حضرت آدم(ع) تاکنون، هرگز عوامل فساد به اين اندازه در جهان وجود نداشته و دسترسي به مراکز تبليغاتي فساد دنيا تا اين حد ساده نبوده است؛ امروز يک نوجوان ميتواند مبتذلترين عکسها و صحنهها را در اتاق شخصي خودش مشاهده کند؛ چيزي که دسترسي به آن در سابق، نيازمند سفر به اروپا بود!
لزوم استفاده از تکنولوژی برای تبلیغ دین
طبيعي است که وقتي جوان با اين سيل شبهات مواجه شود، تأثير بپذيرد؛نميتوان براي تبليغ دين به روش سنتي که براساس آن يک مجتهد براي يک شهر کافي بود، بسنده کرد، بلکه بايد در زمينهها و رشتههاي گوناگون علمي و هنري و با استفاده از ابزار و تکنولوژي روز براي تبليغ دين استفاده کرد.
رفع نيازهاي جامعه گاه با حضور داوطلبانه افراد براي تصدي برخي مشاغل صورت ميگيرد؛ اما جايي که محتمل است حضور داوطلبانه افراد براي رفع نياز جامعه کافي نباشد، دولتها در اين زمينه تدابيري اتخاذ کرده و به نظارت و حمايت ميپردازند و حتي در برخي موارد – و به خاطر نياز جامعه – افراد را اجبار ميکنند؛ مانند خدمت مقدس سربازي. البته نيازهاي اقتصادي زودتر مورد توجه دولتها قرار ميگيرد، به عنوان نمونه هنوز چندين ماه به عيد مانده دولت براي ميوه مصرفي مردم در ايام عيد تمهيدات لازم را ميبيند و اقدام به واردات يا ذخيره ميوه ميکند. اما نکته قابل توجه اينکه آيا دولت در قبال دين مردم که مهمترين مسئله است، وظيفهاي دارد يا خير؟ آيا بايد نگران دين مردم باشد يا مربوط به او نيست؟ آيا دولت مسئوليت حفظ دين و ارزشهاي ديني و آرمانها را دارد يا خير؟
عدم توجه کافي دولتها به دين مردم
متأسفانه بيشتر دولتها وظيفه خود را تأمين نيازهاي مادي مردم ميدانند و حتي برخي از دولتها صريحا اعلام ميکنند که ما مسئول آخرت مردم نيستيم! البته چنين چيزي ناشي از اين مسئله است که آيا دين امري فردي است يا اجتماعي؟
پيش از انقلاب اسلامي، فرهنگ رايج در ميان مردم اين بود که دين يک مسئله شخصي است و دين هر شخص ربطي به ديگران ندارد. اما امام(ره) آمد و صريحا در درسها، سخنرانيها، نامهها و کتابهايش تصريح کرد که بخش اعظم مسائل دين، سياسي و اجتماعي است. لذا دولت اسلامي همانطور که به فکر نيازهاي مادي مردم است، قبل از آن وظيفه حفظ دين مردم را دارد.انقلاب واقع شد تا دولت اسلامي به مسائل ديني مردم اهتمام داشته باشد، حتي تأمين نيازهاي مادي مقدمهاي براي حفظ دين مردم است. ريخته شدن خون صدها هزار انسان بيگناه و پاک در دوران انقلاب اسلامي و دفاع مقدس، نه به خاطر شکم و رفع تحريم، بلکه به خاطر دين بود. اصلا آغاز تحريمها با انقلاب اسلامي همراه بود؛ چرا که دشمن نميخواهد دولت اسلامي تشکيل شود تا به دين مردم اهتمام بورزد.
دشمني مستکبران عالم نه به خاطر طمع به نفت يا مسائل هستهاي، بلکه به تصريح قرآن کريم به خاطر دشمني آنها با اسلام است. آنها دست ازمخالفت و جنگ با مسلمانان برنميدارند تا اينکه مسلمانان ازدينشان دست بکشند.کساني که بنيانگذار تروريسم هستند و علنا از تروريستها حمايت ميکنند، اين گونه القاء ميکنند که مسئوليت ترورها بر عهده مسلمانان است.
در جریان کشیدن کاریکاتور ازرسول مکرم اسلام (ص) آنها علیرغم اینکه ميدانند چنين اعمالي برایشان عواقب بدي دارد که تحريم کالاهاي فرانسوي در برخي کشورها، تنها بخشي از آن است، باز هم اقدام به چنين کاري ميکنند. في الواقع حاضرند ضرر را به جان بخرند و در مقابل بتوانند حداقل شخصيت حضرت رسول اکرم (ص) را جلوي مردم اندکي پايين بياورند و اين نشان ميدهد که هدف اصلي دشمن، اسلام است.امام ميفرمود دشمنان، مخالف من نيستند، بلکه مخالف اسلام هستند، چرا که از اسلام سيلي خورده اند.از اين رو هم بر ما لازم است که اسلام را فهميده و ترويج کنيم و هم دغدغه اصلي دولت بايد دين مردم باشد.
سخنرانی آيتالله مصباح يزدي (دام ظله)
در ديدار جمعی از دانشجويان زنجان وطلاب مدرسه مشکات؛ قم؛ 2/11/ 1393
زلال بصیرت روزهای پنجشنبه منتشر میشود.