مرثیهسرایی برای جسد «تفاهمنامه»!
روزنامه زنجیرهای «آرمان امروز» در حالی برای تفاهمنامه مرده توسط ترامپ مرثیهسرایی کرده که تجربه برجام و نقض مکرر تعهدات اخیر ثابت میکند دلخوش کردن به کاغذپارههای بیضمانت، نتیجهای جز خدعه دشمن و خسارت محض ندارد.
روزنامه زنجیرهای «آرمان امروز» در سرمقاله روز چهارشنبه (7 مرداد) در اقدامی تأملبرانگیز، دستاوردسازی کرده و مدعی شده است: «به اغلب احتمال طی ۶۰ سال اخیر تفاهمنامه پس از قرارداد ۱۹۷۵ الجزیره، برترین توافقی بوده که نصیب ایران شده است!» این رسانه مدعی اصلاحات در ۲۰ بند ردیف شده، چنان در مدح و ثنای سندی بیخاصیت مرثیهسرایی کرده که گویی دستاوردی تاریخی فتح شده است؛ آن هم در حالی که ترامپ قمارباز صراحتاً این تفاهمنامه را «مرده و پایانیافته» اعلام کرده است.
ادبیات امروز جریان مدعی اصلاحات، تداعیکننده همان خسارت محضی است که روزگاری حل مشکل «آب خوردن مردم» را به برجام گره میزدند و وعده چیدن «سیب و گلابی» از باغ برجام میدادند اما در نهایت با خروج آمریکا، جز خسارت محض و تحریمهای سنگینتر چیزی عاید ملت نشد.
مدعیان اصلاحات در حالی فتحالفتوح خیالی خود را جشن میگیرند که واقعیات میدان، پوچی ادعاهای آنان را برملا کرده است:
نقض مکرر تعهدات: از زمان امضای این تفاهمنامه تاکنون، آمریکا و سگ دستآموزش در منطقه بارها بندهای مختلف آن را نقض کردهاند. ادامه حملات به لبنان، توافقهای تحمیلی رژیم صهیونیستی و حتی حملات مستقیم آمریکا به جنوب کشورمان، خط بطلانی بر ادعای توقف جنگ است.
توهین و تحریم جدید: همزمان با خط و نشان کشیدنهای واشنگتن، تحریمهای جدیدی علیه ملت ایران وضع شده و اهانتهای لفظی و تهدیدات دشمن شدت یافته است.
خدعه تنفس و تجدید قوا: نویسنده سرمقاله آرمان امروز، «توقف موقت حملات» را دستاورد میداند! حال آنکه ترامپ با فریب مذاکره و آتشبس، صرفاً به دنبال فرصت تنفس، بازسازی و تجدید قوا است؛ دقیقاً همان سناریویی که بارها در منطقه پیاده کردهاند.
اربابان سانسور در روزنامه زنجیرهای، نماینده مجلس را به دلیل نقد این سند تحقیرآمیز متهم به «عدم تخصص» میکنند! و خود چشم بر واقعیات بستهاند. تنگه هرمز اهرم اصلی اقتدار راهبردی جمهوری اسلامی ایران است. اگر قرار باشد ایران نتواند از این مسیر حیاتی نفت خود را صادر کند و زیر فشار تحریم و تهدید باشد، دلیلی ندارد این مسیر برای دیگران امن و مزیت باشد. منطق جمهوری اسلامی شفاف است؛ «فروش نفت؛ یا برای همه یا برای
هیچکس.»
عقلانیت سیاسی حکم میکند که منافع ملی کشور به لبخند دشمن و کاغذپارههای بیضمانت فروخته نشود. امید بستن به سندی که نقض شده، یا ناشی از غفلت و نادانی مفرط است یا مأموریتی جناحی برای تزریق آدرس غلط به جامعه.