کد خبر: ۴۲۳۵۴
تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴ - ۲۲:۱۲

خریدن انسان‌ها با «اخلاق» (خوان حکمت)

خداوند گناه را ظلم مي داند، در برخی از آيات دارد كه اينها به خودشان ظلم مي كنند: وَ مَا ظَلَمَهُمُ اللهْ وَ لكِنْ كانُوا اَنفُسَهُمْ يَظلِمُون (1). اين بحث از لطائف قرآن كريم است كه اينها به خودشان ظلم مي كنند. اين به خودشان ظلم مي كنند، نياز به يك تدبّر جديد دارد و آن اين است كه بعضي از مفاهيم هستند كه دو تايشان يك جا جمع مي شوند. مثل عالم و معلوم، عاقل و معقول، محب و محبوب؛ اينها با هم جمع مي شوند. يك شخص ممكن است كه محب خودش باشد، عالم به خودش باشد، عاقل خودش باشد؛ اتحاد عاقل و معقول، عالم و معلوم، محب و محبوب، اينها ممكن است.
امّا بعضي از مفاهيم هستند كه حتماً تعدّد پذيرند؛ مثل علّت و معلول، خالق و مخلوق، محرّك و متحرّك. اينكه يك شيء نمي شود خالق خودش باشد، علّت خودش باشد، محرّك خودش باشد؛ حتماً دو چيز لازم است.
مسأله ظلم از اين قبيل است. ظالم و مظلوم دو تا مفهومي است كه يك جا جمع نمي شود. زيرا ظالم يك مرزي دارد، مظلوم يك محدوده اي دارد. اگر كسي از قلمرو خود تجاوز كرد، به محدوده ديگري رسيد؛ مي شود « ظلم ». پس ظلم در جائي است كه ظالم حدّي دارد، يك؛ مظلوم مرزي دارد، دو؛ اين ظالم از مرز خود تعدّي كرده، به محدوده مظلوم رسيده، سه. اگر اين سه عنصر فراهم شد، مي شود ظلم.
«خود» حیوانی و «خود» انسانی
ايني كه خدا مي فرمايد: گنهكار به خودش ظلم كرده يعني چه ؟ ما دو تا خود داريم، يك خود حيواني كه هم وهم و خيال در اختيار اوست؛ هم شهوت و غضب براي ماست؛ كه اين را خدا به حسب ظاهر ملك ما كرده. يك خود انساني داريم كه نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي (2) است، آن را به ما نداد، امانتاً پيش ماست؛ آن همان روح ملكوتي انساني است. ما اگر در محدوده حيواني به دستور آن انسانيتمان حركت كرديم، مي شويم انسان عادل. ولي اگر در محدوده حيواني از مرز بيرون رفتيم، از حيوانيتمان بيرون رفتيم و آن محدوده انسانيّت را هم به دام كشيديم؛ گفتيم تو هم مثل ما باش، به فكر ما باش؛ وارد محدوده آن انسانيت شديم و به آن ظلم كرديم؛ اين امانت خداست، اين مال ما نيست. چون مال ما نيست، به آن ستم كرديم.
شما مي بينيد در سوره مباركه آل عمران يك جور حرف دارد، درسوره مباركه حشر يك جور ديگر حرف دارد. در سوره حشر مي فرمايد: وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللهْ فَاَنساهُمْ اَنفُسَهُم (3)؛ خدا يك عدّه را از ياد خودشان برده، اينها اصلاً به ياد خودشان نيستند. درباره همين گروه در سوره مباركه آل عمران فرمود: اينها فقط به فكر خودشانند: اَهَمَّتْهُمْ اَنفُسُهُم(4). همين كه صحبت جبهه و جنگ و دفاع مقدّس مي شود، اينها به فكر خودشانند.اين خودِ حيواني است كه هستند، آن خود انساني است كه آن را فراموش كرده اند.آن مال ما نيست كه او را به هر جا بخواهيم ببريم؛ ما امانتداريم. اگر بر خلاف حق عمل كرديم، به آن ظلم كرديم؛ لذا اين تعبيري كه به خودش ظلم كرده، در تعبيرات عرفي ممكن است روي مسامحه باشد؛ ولي در تعبيرات قرآن كريم كه منزّه از تسامح و تساهل است، اين دقيقاً سخن مي گويد. معلوم مي شود يك روحي است كه امانت الهي است، به ما داده شد؛ تمليك نكرد، نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي. كه ما امين خدائيم، بايد اين امانت را صاف تحويل او بدهيم؛ روزي رُخش ببينم و تسليم وي كنم.
تمدّن سازي قرآن با اصلاح رفتار افراد جامعه
اين بيان نوراني حضرت امير است در نهج البلاغه كه فرمود: رُدُّوا الحَجَرِ حِيثُ جآء(5)،سنگ را همان جائي كه آمد، برگردانيد. يعني اين دفاع مقدّس 8 ساله همين بود! اينچنين نيست كه بيگانگان سنگ بزنند، يك جائي را منفجر بكنند و كشور آرام بنشيند؛ اينجا جاي سكوت نيست.فرمود: لا يَحتَمِلُ الضِّيم اِلّا الذَّليل(6). فرمود: فقط ملّت پست و فرومايه ستم پذير است و گرنه نمي شود آدم، ستم را قبول بكند.
نسبت به بيگانه فرمود: رُدُّوا الحَجَرِ حِيثُ جآء، امّا نسبت به آشنا و خودي و درون،چه جور رفتار بكنيد. بالاخره اختلاف نظر هست، اختلاف سليقه هست؛ گاهي كينه هست، گاهي بدرفتاري هست. ما در جامعه‌مان با مردم چه جور رفتار بكنيم. فرمود: وظيفه اوّلي شما اين است كه با بَد نجنگيد، با بَدي بجنگيد؛ اين از لطيف ترين معارف قرآن كريم است. با مختلف نجنگيد، با اختلاف بجنگيد: اِدفَعْ بِالَّتِي هِيَ اَحسَنُ اَلسَّيِئَهَ (7)، نه اَلسَّيِّء! نه طرف بد را از پا در بياوريد، بدي را از پا در بياوريد؛ اين مي شود ( جامعه متمدّن )!! كمتر خانواده اي است كه فاميل‌ها اختلاف نداشته باشند، كمتر ارحامي است كه اختلاف نداشته باشند، كمتر قبيله اي است كه اختلاف نداشته باشند! فرمود: با اختلاف مبارزه كنيد، نه با طرف اختلاف. با سَيّء و با آدم بد نجنگيد، با بدي (سیئه) بجنگيد: اِدفَعْ بِالَّتِي هِيَ اَحسَنُ اَلسَّيِئَهَ.
در آيات ديگر مردان الهي را هم وصف مي كند  كه:يَدرَءُونَ بِالحَسَنَهِ السَّيِئَهَ(8). اگر جامعه ما اينچنين باشد، ديگر در دادگستري‌ها پله هايش پر از مزاحمان و شكايت كننده‌ها و اينها نيست! مواظب گفتارمان  و رفتارمان هستيم. يك كمي تحمّل مي كنيم، يك كسي يك حرف تندي به ما زده است، فوراً پرخاش نمي‌كنيم؛ اگر يك كسي بي مهري كرد، فوراً در صدد كيفر نيستيم؛ آنوقت جامعه مي شود جامعه متمدّن. شما مي‌بينيد غالب اين دعواها براي اين است كه اگر كسي يك حرفي زد؛ حالا عصباني بود، ديگري فوراً در صدد انتقام است. فرمود: اِدفَعْ بِالَّتِي هِيَ اَحسَنُ اَلسَّيِئَهَ. اين دو نكته را دارد؛ يكي اينكه اوّلاً با بَد خودي، يعني بَد داخلي و برادر مسلمان به جنگ نيفتد. اگر بَدي ديدي، با بَد جنگ نكن، با بَدي جنگ بكن؛ اين يك. و جنگ با بدي هم روش هاي متعدّد دارد، بهترين روش را انتخاب بكن، دو. اِدفَعْ بِالَّتِي هِيَ الحَسَنَهُ اَلسَّيِئَهَ نيست، اِدفَعْ بِالَّتِي هِيَ اَحسَنُ اَلسَّيِئَهَ است. نه با خوبي بدي را بر طرف كن، با خوب ترين روش بدي را بر طرف كن؛ اين مي شود ( جامعه متمدّن ).
نقش اخلاق در ساختن جامعه
اگر جامعه اينچنين شد، حضرت ظهور مي‌كند.تا عقل جامعه كامل نشود، حضرت ظهور نمي‌كند. شما روايات ظهور را ببينيد، به بركت حضرت وَضَعَ اللهُ سُبحانَهُ وَ تَعالي يَدَهُ عَلي رُؤُوس العباد فَيَزيدَ بِهِ اَحلامَهُمْ وَ عُقُولَهُم(9). الآن اگر جامعه 7 ميليارد است،‌ آنوقت اداره 7 ميليارد آدم عاقل سخت نخواهد بود. مگر حضرت با كشتن جامعه را اداره مي كند ؟!!
غرض اين است كه با برون مرزي ما يك وظيفه ديگري داريم، فرمود: رُدُّوا الحَجَرَ حِيثُ جآءَ. امّا با درون مرزي، با برادران خودمان چه جور رفتار بكنيم ؟ قرآن و عترت را قبول داريم، همه‌مان اهل نماز جماعت هستیم با يكديگر چه جور رفتار بكنيم؟اوّلاً مواظب زبانمان باشيم كه كسي را نرنجانيم؛ بر فرض اگر كسي ما را رنجاند، ما دو تا طريق داريم. با او درگير نشويم، با بدي درگير بشويم، يك. آن هم با بهترين روش او را جذب مي كنيم، دو. اين بيان نوراني حضرت امير(ع) است، فرمود: عَجَبْتُ لِاَقوامٍ يَشتَرُونَ المَماليكْ بِاَموالِهِمْ وَ لا يَشتَرُونَ الاحرار بِاَخلاقِهِم(10).آن روزي كه برده داري رواج داشت، فرمود: من تعجب مي كنم از مردمانی که پول مي دهند، برده مي خرند وآزاد می‌کنند؛ امّا اخلاق به كار نمي برند تا افراد آزاد وغیر برده را بخرند. آیا کسی هست كه نسبت به ما احسان بكند و ما شيفته او نشويم ؟! همه ما اين را داريم! خجالت مي كشيم، گاهي هم گريه مي كنيم، گاهي هم عذر خواهي مي كنيم، گاهي نامه مي نويسيم؛ همه ما اينيم! اين سرمايه در درون همه ما هست.
فرمود: شما با اخلاق مي توانيد جامعه را نرم بكنيد. اين آيه پيامش اين نيست كه با بَد بجنگيد، يك. پيامش اين نيست كه بدي را به خوبي جبران بكنيد، دو. پيامش اين است كه بَدي را با بهترين روش درمان كنيد، سه. اِدفَعْ بِالَّتِي هِيَ اَحسَنُ، نه بِالَّتِي هِيَ الحَسَنَهُ! اِدفَعْ بِالَّتِي هِيَ اَحسَنُ اَلسَّيِئَهَ.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (مدظلّه) در جلسه درس تفسير سوره مباركه مؤمنون در جمع طلاب و فضلاي حوزه علميّه قم    ـ  1390/7/5
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر می‌شود.

(1) نحل/ 33
(2) حجر/ 29  و  ص/ 72
(3) حشر/ 19
(4) آل عمران/ 154
 (5) نهج البلاغه/ حكمت 314
 (6) نهج البلاغه/ خ29  ـ  با اندكي تفاوت
(7) مؤمنون/ 96
(8) رعد/ 22
(9) الكافي/ 1/ 25
(10) تحف العقول/ 204  ـ  با تلخيص