تفاوت سلفیه مصر با سلفیه سعودی (پرسش و پاسخ)
پرسش:
میان شعارها و عملکرد سلفیون مصر با سلفیون سعودی چه تفاوتهایی وجود دارد؟
پاسخ: از نظر محققان، شعار «سلفیه»، نخست در مطبوعات مصر مطرح شد؛ آنگاه که مصر در اشغال انگلستان درآمد و گروهی از مصلحان مانند سیدجمالالدین اسدآبادی (م۱۳۱۶ه.ق) و شیخ محمد عبده (م ۱۳۲۳ه.ق) در مقابل هجوم فرهنگ و تمدن غرب، تصور کردند که رهایی از چنگ اشغالگران این است که مردم را به همان اسلام پیشینیان دعوت کنند؛ در مقابل گروهی که فریب فرهنگ غربی را خورده و بیشتر در آنها هضم شده بودند. گروه نخست اصلاحگر برای این که حرکت خود را با شعاری زیبا همراه کنند، شعار «سلفیه» را انتخاب کردند تا بگویند ما پیرو اسلام راستین قرون نخستین هستیم ولی هرگز آنان از احیای این مکتب، قصد تکفیر دیگران یا ایجاد شکاف در میان مسلمانان را نداشتند، بلکه از روی خوش بینی به صحابه و تابعان، این مسلک را ترویج کردند. در سال ۱۹۲۹ میلادی که جمعیت «اخوان المسلمین» در مصر تشکیل شد، آنها نیز به این مسلک رغبت نشان دادند و خیال میکردند که پیروی از گروههای نخست اسلامی (صحابه و تابعین)، نجاتبخش امتهای اسلامی است، ولی در عین حال به همه فرق، روی خوش نشان داده و غالبا با مسائل سیاسی و در راس آنان تاسیس حکومت پرداختند، اما سلفیگری در نجد عربستان که خود را وارث محمد بن عبدالوهاب میدانست، موجی از تندروی و سختگیری به راه انداخت و کمکم به تکفیر همه مسلمانان پرداخت و گاهی برای ساکت کردن مخالفان، شیعه را تکفیر کرده و اشاعره و صوفیه و مذاهب دیگر را اهل بدعت خواندند و مدعی شدند که اسلام ناب محمدی در اختیار سلف بوده و فهم آنان از کتاب و سنت برای همگان حجت است و هر کس از این راه، عدول نماید، بدعتگذار یا خارج از اسلام است. باید توجه داشت که اکنون سلفیهای نجدی، یک دست نیستند، بلکه گروهی «سلفی تبلیغی» هستند، ولی گروهی دیگر گام فراتر نهاده، «سلفی جهادی» میباشند و میگویند با تشکیل جنبشهای مسلحانه زیرزمینی باید دولتها را سرنگون کرد و قدرت را به دست گرفت و اسلام اصیل را پیاده کرد.
به اعتقاد وهابیان، مذهب وهابی نه نحلهای جدید، بلکه، همان مذهب سلف صالح است و از این رو، خود را «سلفیه» نیز مینامند؛ زیرا آنان مدعی هستند که در اعمال و افعال خود، از سلف صالح، یعنی از اصحاب پیامبر اکرم(ص) و تابعین آنان پیروی میکنند. وهابیان معتقدند که باید اساس دین بر قرآن و مفاهیم ظاهری احادیث صحیح پیامبر(ص) و اصحاب او نهاده شود و در پی آنند که این آیات و روایات بدون هرگونه تغییر و تاویل مورد استناد و عمل قرار گیرد؛ یعنی صرفا به ظاهر مفاهیم آنها عمل شود. از این رو، آنان آن دسته از رفتار و کردار مسلمانان را که با قرآن و احادیث اصلی تطبیق نمیکند، انحراف از اصول و فروع اصلی قرآن و اسلام میشمارند.
وهابیان قائل به جنگ و جهاد با دیگر فرقهها و مذاهب اسلامی هستند و مدعیاند که یا باید به آیین وهابیت درآیند و یا جزیه دهند. آنان مخالفان خود را متهم به کفر و شرک میکنند و اموال، نفوس و ناموس دیگران را حلال میدانند و آیات مربوط به کفر و شرک را بر مسلمانان مخالف خود منطبق میکنند، که این بزرگترین ضربه بر پیکره جامعه اسلامی و مسلمانان است.
میان شعارها و عملکرد سلفیون مصر با سلفیون سعودی چه تفاوتهایی وجود دارد؟
پاسخ: از نظر محققان، شعار «سلفیه»، نخست در مطبوعات مصر مطرح شد؛ آنگاه که مصر در اشغال انگلستان درآمد و گروهی از مصلحان مانند سیدجمالالدین اسدآبادی (م۱۳۱۶ه.ق) و شیخ محمد عبده (م ۱۳۲۳ه.ق) در مقابل هجوم فرهنگ و تمدن غرب، تصور کردند که رهایی از چنگ اشغالگران این است که مردم را به همان اسلام پیشینیان دعوت کنند؛ در مقابل گروهی که فریب فرهنگ غربی را خورده و بیشتر در آنها هضم شده بودند. گروه نخست اصلاحگر برای این که حرکت خود را با شعاری زیبا همراه کنند، شعار «سلفیه» را انتخاب کردند تا بگویند ما پیرو اسلام راستین قرون نخستین هستیم ولی هرگز آنان از احیای این مکتب، قصد تکفیر دیگران یا ایجاد شکاف در میان مسلمانان را نداشتند، بلکه از روی خوش بینی به صحابه و تابعان، این مسلک را ترویج کردند. در سال ۱۹۲۹ میلادی که جمعیت «اخوان المسلمین» در مصر تشکیل شد، آنها نیز به این مسلک رغبت نشان دادند و خیال میکردند که پیروی از گروههای نخست اسلامی (صحابه و تابعین)، نجاتبخش امتهای اسلامی است، ولی در عین حال به همه فرق، روی خوش نشان داده و غالبا با مسائل سیاسی و در راس آنان تاسیس حکومت پرداختند، اما سلفیگری در نجد عربستان که خود را وارث محمد بن عبدالوهاب میدانست، موجی از تندروی و سختگیری به راه انداخت و کمکم به تکفیر همه مسلمانان پرداخت و گاهی برای ساکت کردن مخالفان، شیعه را تکفیر کرده و اشاعره و صوفیه و مذاهب دیگر را اهل بدعت خواندند و مدعی شدند که اسلام ناب محمدی در اختیار سلف بوده و فهم آنان از کتاب و سنت برای همگان حجت است و هر کس از این راه، عدول نماید، بدعتگذار یا خارج از اسلام است. باید توجه داشت که اکنون سلفیهای نجدی، یک دست نیستند، بلکه گروهی «سلفی تبلیغی» هستند، ولی گروهی دیگر گام فراتر نهاده، «سلفی جهادی» میباشند و میگویند با تشکیل جنبشهای مسلحانه زیرزمینی باید دولتها را سرنگون کرد و قدرت را به دست گرفت و اسلام اصیل را پیاده کرد.
به اعتقاد وهابیان، مذهب وهابی نه نحلهای جدید، بلکه، همان مذهب سلف صالح است و از این رو، خود را «سلفیه» نیز مینامند؛ زیرا آنان مدعی هستند که در اعمال و افعال خود، از سلف صالح، یعنی از اصحاب پیامبر اکرم(ص) و تابعین آنان پیروی میکنند. وهابیان معتقدند که باید اساس دین بر قرآن و مفاهیم ظاهری احادیث صحیح پیامبر(ص) و اصحاب او نهاده شود و در پی آنند که این آیات و روایات بدون هرگونه تغییر و تاویل مورد استناد و عمل قرار گیرد؛ یعنی صرفا به ظاهر مفاهیم آنها عمل شود. از این رو، آنان آن دسته از رفتار و کردار مسلمانان را که با قرآن و احادیث اصلی تطبیق نمیکند، انحراف از اصول و فروع اصلی قرآن و اسلام میشمارند.
وهابیان قائل به جنگ و جهاد با دیگر فرقهها و مذاهب اسلامی هستند و مدعیاند که یا باید به آیین وهابیت درآیند و یا جزیه دهند. آنان مخالفان خود را متهم به کفر و شرک میکنند و اموال، نفوس و ناموس دیگران را حلال میدانند و آیات مربوط به کفر و شرک را بر مسلمانان مخالف خود منطبق میکنند، که این بزرگترین ضربه بر پیکره جامعه اسلامی و مسلمانان است.