جوان متدین و حزباللهی مثل آرمان عزیز
سرویس سیاسی -
شهید آرمان علیوردی به عنوان الگوی تراز «جوان مؤمن انقلابی»، در کوران جنگ ترکیبی و فتنه طراحیشده در سال 1401 مظلومانه و غریبانه به شهادت رسید تا نقاب از چهره کریه داعشیهای داخلی بردارد و درس بزرگی برای نسل امروز به یادگار بگذارد.
در روزهایی که کشور در شرایط جنگ ترکیبی طراحیشده توسط دشمنان و پادوهای آن بود، چهرههایی برخاستند که با نثار خون پاک خود، سند حقانیت انقلاب اسلامی و رسوایی دروغپردازان مدعی «زن، زندگی و آزادی» را امضا کردند. از میان این ستارگان پرفروغ، شهید مظلوم بسیج، «آرمان علیوردی»، نماد بارز «جوان مؤمن انقلابی» است؛ جوانی که در پایبندی به آرمانهای انقلاب تا پای جان ایستاد و با وجود تمام شکنجههای ددمنشانه، حاضر نشد در برابر تهدید و خشونت داعشیهای داخلی سر خم کند و به مقدسات توهین نماید. نگاهی به زندگی، سیره اخلاقی و حماسه شهادت این جوان دهه هشتادی، درسهای بزرگی برای نسل امروز و فردای این مرزوبوم به یادگار گذاشته است.
از سنگر مسجد و دانشگاه تا طلبگی
آرمان علیوردی در ۱۳ تیر ۱۳۸۰ در تهران متولد شد. او جوانی برخاسته از بطن مسجد و بسیج بود که از همان دوران نوجوانی، خود را به یک جهادگر و مربی توانمند در کانونهای تربیتی تبدیل کرد. آرمان پس از اخذ دیپلم، در رشته مهندسی عمران دانشگاه پذیرفته شد؛ اما عشق و علاقهاش به معارف دینی باعث شد پس از یک سال تحصیل، از دانشگاه انصراف دهد و راه خود را در حوزه علمیه بیابد.
او ورود به طلبگی را ابزاری برای «خودسازی و دیگرسازی» دانست و زانوی تلمذ در مدرسه علمیه آیتالله مجتهدی(ره) در تهران زد تا در پایه سوم این علوم، همزمان با تحصیل، فعالیتهای تبلیغی و جهادی را نیز با اخلاص تمام دنبال کند. او عضو بسیجیان یگان امام رضا(ع) سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ بود و در اردوهای جهادی حضور فعال داشت. دوستانش شهادت میدهند که آرمان با رفتوآمد به مزار شهدایی چون «سجاد زبرجردی» و «احمدعلی نیری»، مکرراً زمزمه شهادت سر میداد و حتی یک ماه پیش از شهادت، در قطعه ۵۰ بهشتزهرا (س)
نماز خوانده و با یقین گفته بود: «من شهید خواهم شد و بهزودی به اینجا میآیم.»
روایت شهادت مظلومانه در شهرک اکباتان
شامگاه چهارشنبه ۴ آبان ۱۴۰۱، شهرک اکباتان صحنه جنایتی فجیع بود. شهید علیوردی پس از پایان درس حوزه و بر اساس مأموریت دفاع از امنیت و بیتالمال، در حالی که فقط یک کولهپشتی حاوی کتاب و عبا به همراه داشت و از هرگونه سلاح یا تجهیزات دفاعی تهی بود، وارد صحنه شد. دوست شهید در روایتی سوزناک از این واقعه در برنامه تلویزیونی «جهانآرا» میگوید:
«آرمان صرفاً در حال قدم زدن و بررسی بود تا به دوستانش ملحق شود. چون لباس یا تجهیزاتی نداشت، فکر نمیکرد شناسایی شود، اما به صرف چهره مذهبیاش او را شناختند. ۱۵ تا ۲۰ نفر مانند گرگ به او حمله کردند... با آجر به سر و با چاقو به صورتش زدند. وقتی کولهپشتیاش را باز کردند و عبا را دیدند، فهمیدند طلبه است و بدتر او را زدند. او را چند بلوک روی زمین کشیدند، موهایش را کشیدند، سرش را به جدول کوبیدند و با چاقو به پاهایش زدند تا نتواند راه برود.
جنایتکاران تا آخرین لحظه تلاش کردند تا او را وادار به توهین کنند؛ دقیقا به سبک داعشیان. اما آرمان مجروح و خونآلود، با روحیه عاشورایی فریاد زد: «آقا نور چشم ما است!» آنها آرمان را در کمال مظلومیت، زیر ضربات سنگ، بلوک و چاقو قرار دادند و در نهایت پیکر بیجانش را زیر پتو رها کردند. شدت ضربات سنگ به سر آرمان به حدی بود که انگشتر در دستش خرد و دستش بهشدت متورم شد.»
آرمان عزیز به روایت آقای شهید
امام شهیدمان در دیدار با دانشآموزان در ۱۱ آبان ۱۴۰۱، با اشاره به شهادت مظلومانه این جوان متدین فرمودند:
«آن طلبه جوان و متدین و حزباللهی، آرمان عزیز که در تهران زیر شکنجه به شهادت رسید و پیکر او را در خیابان رها کردند، چه گناهی کرده بود؟ افرادی که این جنایتها را انجام میدهند چه کسانی هستند و از کجا دستور میگیرند؟ البته اینها قطعاً بچهها و جوانهای ما نیستند، باید عاملان این جنایتها شناسایی شوند و هر کسی که ثابت شود در این جنایتها همکاری داشته است، بدون تردید مجازات خواهد شد.»
ویژگیهای بارز شهید علیوردی
مرور سیره اخلاقی آرمان از زبان دوستانش، گویای روح بزرگ و مصفای این شهید عزیز است. محمدحسین روزبهانی از سه ویژگی برجسته آرمان یاد میکند:
خیررسانی به دیگران در هر کار: آرمان همیشه تلاش میکرد گرهی از کار دیگران باز کند. مثلاً وقتی با خودروی شخصی به حوزه میرفت، پیش از رفتن به زیارت حرم حضرت عبدالعظیم(ع)، تکتک طلاب مسیر شهرری را به خانههایشان میرساند و بعد عازم زیارت میشد.
بیاعتنایی شگفتانگیز به مادیات: او کوچکترین وابستگی به پول نداشت. یک شب هنگامی که دید دوستان طلبهاش نگران جریمه ۲۰۰ هزار تومانی عبور از دوربینهای ممنوعه طرح کرونا هستند، با اصرار آنها را رساند و گفت: «فدای سر رفقام! دویست هزار تومن که چیزی نیست؛ اگه داشتم دویست میلیون تومن برای راحتی دوستام هزینه میکردم.»
ادب و خویشتنداری بینظیر: در بدترین شرایط و هنگام عصبانیت، جز ذکر «لا اله الا الله» بر زبان نمیآورد و کسانی که با او معاشرت داشتند، حتی یک کلمه زشت از او
نشنیدند.
درس بزرگ شهید آرمان برای نسل امروز
شهید آرمان علیوردی به عنوان الگوی تراز «جوان مؤمن انقلابی»، در کوران جنگ ترکیبی و فتنه طراحیشده، مظلومانه و غریبانه به شهادت رسید تا نقاب از چهره کریه داعشیهای وطنی بردارد و دستهای پشتپرده استکبار را رسوا سازد. خون پاک این جوان بسیجی، بیدارگر ملت شد و صف حق را از باطل جدا کرد. امروز اشاعه فرهنگ ایثار و مقاومت در میان نسل دهه هشتادی، قطبنمای هدایت جامعه به سوی ارزشهای اصیل و ناب انقلابی است.
شهید آرمان با نثار جان خود بر تارک تاریخ درخشید و درس بزرگی به نسل امروز داد؛ درسی که عصاره آن در این کلام ماندگار متجلی است: «سمت حق بمونید، حتی اگر تنها موندید.»
رویش جوانانی چون شهید علیوردی، سند زندهای بر پویایی گفتمان مقاومت و ضامن تحقق آرمانهای بلند انقلاب اسلامی است؛ راهی روشن و نورانی که تا شکست کامل جبهه استکبار و ظلم جهانی، با قدرت ادامه خواهد داشت. روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد.