ترکشهای جنگ با ایران به سمت فدرالرزرو کمانه کرد
تصمیم فدرالرزرو در افزایش نرخ بهره، موجی از نوسان را در بازارهای سهام، ارز، اوراق و طلا ایجاد کرد. این نهاد با این اقدام پذیرفت که مهار تورم ناشی از بحران
خلیج فارس فراتر از توان دلار است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، در روزهای اخیر، «کوین وارش» رئیس فدرالرزرو و همکارانش در واشنگتن بالاخره دستها را بالا بردند. افزایش 25 صدم درصدی نرخ بهره و رسیدن آن به مرز چهار درصد، آنهم بعد از سه سال دستبهعصا راه رفتن، فقط یک تصمیم ساده مالی نیست. این یعنی ترکشهای درگیری در خاورمیانه و تقابل با ایران صاف به قلب اقتصاد آمریکا خورده است.
فدرالرزرو تا همین چند وقت پیش اصرار داشت که اوضاع تحت کنترل است و تورم بهزودی فروکش میکند اما واقعیت میدانی کار خودش را کرد و آنها را مجبور ساخت تن به تصمیمی بدهند که اصلاً دلشان نمیخواست. ماجرا از جایی شروع شد که خلیجفارس و تنگه هرمز عملاً به منطقه پرخطر تبدیل شدند. وقتی هزینه اجاره یک نفتکش در روز از یک میلیون دلار رد میشود و شرکتهای بیمه حاضر نیستند ریسک این مسیر را بپذیرند، معلوم است که قیمت سوخت در دنیا سر به فلک میکشد.
نفت و فرآوردههای انرژی که گران شود، همهچیز از هزینه حمل یک کانتینر در اقیانوس گرفته تا قیمت کالاهای روزمره در بازارهای آسیا و فروشگاههای آمریکا بالا میرود. در واقع جرقه گرانی در خلیجفارس زده شد و دودش مستقیم به چشم مصرفکننده غربی رفت.
حالا دردسر بزرگ فدرال رزرو این است که با گران کردن پول و بالا بردن نرخ بهره، فقط میشود جلوی خرید و تقاضای مردم را گرفت، نه اینکه جلوی موشک، ناامنی و بسته شدن شریانهای نفتی را بست.
ابزار فدرالرزرو برای مهار جنگ ساخته نشده و این یعنی واشنگتن در یک بنبست کامل گیر افتاده است. از یک طرف اگر بهره را بالا نبرد، تورم نفتی اقتصاد را میبلعد. از طرف دیگر با بدهی وحشتناک دولت آمریکا و کسری بودجه دو تریلیون دلاری، بالا بردن نرخ بهره هزینه وامهای دولت را بهشدت بالا میبرد و اقتصاد را وارد یک رکود سنگین میکند.
نتیجه این وضعیت فقط به آمریکا ختم نمیشود. کل اقتصاد دنیا حالا زیر سایه این بحران لرزان است؛ از بازارهای سهام گرفته تا خریداران سردرگم طلا و صنایعی که نگران کمبود سوخت هستند، همگی فهمیدهاند که بازی عوض شده است. تصمیم تازه واشنگتن برای افزایش نرخ بهره، بیش از هر چیز یک اعتراف آشکار بود. اینکه شوکهای اقتصادی ناشی از جنگ ایران، حتی قویترین اتاقهای فکر مالی غرب را هم فلج کرده و آنها چارهای جز عقبنشینی و دستپاچگی ندارند.
از سوی دیگر این تصمیم اگرچه مطابق انتظار بازار بود، اما پیام همراه آن درباره احتمال تداوم سیاست انقباضی، موجی از نوسان را در بازارهای سهام، ارز، اوراق و طلا ایجاد کرد.
واکنش اولیه بازار سهام آمریکا به این تصمیم منفی بود و سرمایهگذاران از این نگران شدند که نرخ بهره بالاتر برای مدت طولانیتری باقی بماند وضعیتی که هزینه تامین مالی شرکتها را افزایش داده و ارزش فعلی سودهای آینده، بهویژه در شرکتهای رشدی و فناوری، را تحت فشار قرار میدهد.
طلا هم ابتدا تحت فشار تصمیم فدرالرزرو قرار گرفت؛ چرا که افزایش نرخ بهره و تقویت دلار، هزینه فرصت نگهداری دارایی بدون سودی مانند طلا را افزایش میدهد؛ اما در معاملات پنجشنبه، طلا بیش از دو درصد رشد کرد و به حدود 4361 دلار در هر اونس رسید.
برخی معتقدند علت این برگشت را باید در کاهش دلار، افت بازده اوراق 10ساله و کاهش قیمت نفت جستوجو کرد.
رویترز نیز با اشاره به احتمال افزایش مجدد نرخ بهره، احتمال تداوم نوسان در بازار سهام و اوراق را در هفتههای پیشرو مطرح کرده است.
قالیباف با تیلور، آمریکا را به سخره گرفت
در همین راستا محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس هم در توئیتی با بازنویسی قاعده مشهور ریاضی تیلور، سیاست پولی فدرال رزرو را به گلوگاههای انرژی منطقه گره زد.
طبق قاعده اصلی تیلور نرخ بهره اسمی برابر است با فرمول زیر:
i = r* + π* + 1.5(π−π*) + 0.5(y−y*)
اما قالیباف دو متغیر دیگر به این فرمول اضافه کرد:
α(SOH−SOH*) + β(BEM−BEM*)
در فرمول قالیباف SOH تنگه هرمز و BEM بابالمندب است و α و β بزرگتر از صفرند.
پیام توئیت قالیباف واضح است، هرچه این گلوگاهها بیشتر مسدود یا پرریسک شوند، فدرالرزرو برای مهار تورم ناشی از آن باید نرخ بهره را بالاتر ببرد.
او در ادامه نوشته است: شما نمیتوانید یک گلوگاه را با
۲۵ صدم درصد افزایش نرخ بهره مدیریت کنید؛ این صرف ریسک تنگه هرمز است و ما آن را تعیین میکنیم. معطل میمانید!
به گزارش فارس، این عبارتها طعنهای به زبان بانک مرکزی آمریکاست، فدرالرزرو معمولاً با تغییرات ۲۵ صدم درصدی نرخ بهره سیاستگذاری میکند اما به گفته او چنین ابزاری در برابر ریسک ژئوپلیتیک گلوگاهها ناتوان است.
در تفسیر این پیام، قالیباف قاعده ریاضی تیلور را از چارچوب صرفاً اقتصادی خارج و آن را به ابزار بازدارندگی تبدیل میکند.
او میگوید ایران، از طریق کنترل غیرمستقیم بر تنگه هرمز و بابالمندب، در تعیین تورم و نرخ بهره آمریکا نقش دارد؛ یعنی سیاست پولی واشنگتن تا حدی در تهران یا دستکم در گلوگاههای منطقه «قیمتگذاری» میشود.
این سبک پیامرسانی تهدید با معادله ریاضی و اصطلاحات فدرالرزرو بوده و پیام رسانهای آن این است که ایران میخواهد بگوید، میتواند هزینههای تورمی و پولی فشار بر خود را برای اقتصاد جهانی بالا ببرد.