کد خبر: ۳۳۶۰۶۷
تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۱

عقده‌گشایی مخالفان خونخواهی امام شهید علیه مختار



در روزهایی که ملت ایران در میانه‌ یک «جنگ وجودی» با محور 
آمریکایی-صهیونیستی دست‌وپنجه نرم می‌کند و اراده‌ عمومی بر مقاومت، بازدارندگی و خون‌خواهی از امام شهید و شهدای مقتدر کشور استوار شده، بار دیگر برخی منحرفان از معارف دین خروج کرده‌اند تا با تکیه بر تقطیع آیات و روایات، اراده‌ مقاومت را فلج کند. محمد سروش محلاتی در تازه‌ترین سخنان خود، با دست‌کاری مفاهیم بنیادین فقهی و تاریخی، نسخه‌ای پیچیده که خروجی آن چیزی جز تحریف دین، تسلیم محض و خلع سلاح روانی جامعه در برابر دشمن متجاوز نیست.
سروش محلاتی با طرح این ادعا که «قصاص حق است اما تکلیف نیست» و با تمسک به آیاتی که توصیه به عفو می‌کنند، تلاش دارد خون‌خواهی و مقابله ‌به‌ مثل را امری ضدعقلانی و خشونت‌زا جلوه دهد. این مغالطه آشکار در حالی مطرح می‌شود که قرآن کریم همان‌جا که عفو را توصیه می‌کند، قصاص را «مایه حیات جامعه» «ولکم فی القصاص حیاه»می‌داند. نادیده گرفتن ماهیت متجاوز و برابر دانستن دشمن مستکبری که به دنبال نابودی زیرساخت‌ها و ترور رهبران و فرماندهان است با یک نزاع شخصی و خانوادگی، انحراف صریح در فهم فقه سیاسی است.
او مدعی است که «وقتی در جنگ‌ها حمزه و جعفر طیار به شهادت رسیدند، پیغمبر اکرم و علی‌(ع) یک بار این شعار را ندادند، یک جا ائمه این شعار را به شیعیان تعلیم ندادند». این تحریف تاریخ در حالی صورت می‌گیرد که سکوت علنی امام سجاد‌(ع) نه از روی رضایت به تفاهم با قاتلان، بلکه تدبیری مقتضی «ضعف شدید شیعه» و برای حفظ اصل تشیع در برابر سرکوب مطلق اموی بود. جالب اینکه همان حضرت، در خفا قیام مختار را تأیید کرده و با تحویل سر ابن‌زیاد خوشحالی خود را ابراز فرمود. امروز که شیعه در اوج قدرت منطقه‌ای است و جمهوری اسلامی به چنان بازدارندگی رسیده که ضربات سنگینی بر پیکر دشمن وارد کرده، قیاس شرایط حاضر با عصر غربت امام سجاد‌(ع)، شبیه‌سازی جاهلانه‌ای برای تحمیل هزینه‌های سازش است.
نگاه سروش محلاتی به آیات جهاد و صلح، نگاهی کاملاً انتزاعی است. او با استشهاد به آیاتی چون «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ» در مواجهه با یهودیان، توصیه به تفاهم با متجاوز می‌کند و می‌گوید: «امکان تفاهم حتی با یهودیان پیمان‌شکن وجود دارد»؛ اما فراموش می‌کند که دشمن امروز (آمریکا و اسرائیل) نه به دنبال صلح، بلکه به دنبال انهدام هویت و استقلال ایران است. تجربه جنگ‌های اخیر نشان داده که دشمن بدون نیاز به بهانه خون‌خواهی و صرفاً با ادعاهایی چون تسلیحات اتمی حمله می‌کند. در چنین معادلاتی، کنار گذاشتن پرچم انتقام و قصاص، نه به مهار خشونت، بلکه به جری‌تر شدن دشمن و صادر شدن مجوز ترورهای بعدی می‌انجامد.
تشبیه شعار خون‌خواهی به ابزار دست بنی‌عباس یا قیاس قیام‌های شیعی با ادعای سروش محلاتی مبنی بر اینکه «خونخواه اباعبدالله الحسین خداست، نه مسلمانان»، خروجی خطرناکی دارد: «بی‌اعتبار کردن مفهوم قصاص و مقاومت در ذهن افکار عمومی». وقتی قصاص که یک تکلیف صریح شرعی و عقلانی برای ایجاد بازدارندگی است، با توجیهات واهی تعطیل شود، تنها ذی‌نفع آن دشمنی است که دستش به خون شهدای ایران آغشته است.
عفو در برابر دشمنی که در حال تعرض و جنایت است، معنایی جز «چراغ سبز به تجاوز بیشتر» ندارد. ملت ایران نشان داده که عقلانیت را نه در انفعال و عقب‌نشینی، بلکه در برافراشته داشتن پرچم قصاص و تحمیل هزینه بر متجاوز می‌بیند؛ حسابی که ظاهراً برخی هنوز توان محاسبة آن را ندارند.
مختار یک مجاهد است که نهضتش مورد تایید اهل بیت(ع) بوده اما سروش محلاتی تاریخ را به نفع مطامع سیاسی خود تحریف کرده است.
علامه تستری این رجالی و محدث بزرگ شیعه معتقد است قیام و نام مختار گره خورده با خونخواهی سید الشهداء(ع). این عالم بزرگ شیعه با روش اجتهادی در کتاب قاموس الرجال تستری جلد 10 صفحات 10 تا 16 تمام اخباری را که بر ضد مختار در کتب تاریخی و حدیثی آمده نقد کرده و سرانجام تحریف شده بودن آنها را اثبات نمود. متأسفانه ایشان انبوهی از اخبار و احادیثی را که دال بر مدح و تمجید مختار آمده، صرفا به نیل به مراد سیاسی خویش نادیده گرفته است.
در صفحه 7 این کتاب به نقل از امام صادق‌(ع) می‌فرمایند: زنان بنی‌هاشم بعد از عاشورا هیچ وقت خود را نیاراستند مگر زمانی که مختار خونخواهی از قاتلان کربلا را انجام داد. اگر کار مختار کار خلافی بود چرا امام صادق‌(ع) آن را می‌ستایند؟
در صفحه 7 آمده است که امام سجاد (ع) وقتی سر ابن زیاد و عمر سعد را برایش فرستادند سجده کردند و خدا شکر کردند و بعد برای مختار دعای خیر کردند و فرمودند: «الحمد لله الذی ادرک لی ثأری من اعدائی» حمد خدایی را که انتقامم را از دشمنانم گرفت. بعد فرمودند خدا به مختار جزای خیر بدهد.
سروش محلاتی به گزارش طبری استناد می‌کند که مخالف اهل بیت (ع) است ولی به گزارش سایر مورخان توجه نمی‌کند مانند اینکه در مروج الذهب مسعودی جلد 3، ص 99 که یک مورخ معتبر قرن چهارم است، نقل شده است که زنان مختار را آوردند نزد مصعب تا او از مختار تبری کنند ولی آن زن گفت من چطور تبری بجویم از کسی که خون خودش را بذل کرد در طلب قتله پسر دختر رسول خدا(ص) «حتی شفی النفوس؛ به‌طوری که جانها از کار او شفا گرفت» یعنی با خونخواهی دل‌های شیعیان آرام گرفت.
انسان از این بی‌انصافی علمی حیرت می‌کند که سروش محلاتی به یک گزارش بلاذری در انساب الاشراف که دال بر مذمت مختار است توجه می‌کند ولی هیچ اشاره‌ای به گزارش دیگر بلاذری نمی‌کند که می‌نویسد وقتی نزد عبدالله بن عباس از مختار یاد شد فرمود: «صلی علیه کرام الکاتبین».
علامه تستری در صفحه 15 معتقد است از آنجا که امام سجاد به علت شدت تقیه مکلف به خونخواهی نبود، مختار نزد محمد بن حنفیه آمد و از او اذن خواست. و طبق روایتی محمد بن حنفیه با امام سجاد(ع) مشورت کرد و امام سجاد(ع) فرمودند: «تلو ان عبدا زنجیا تعصب لنا اهل البیت لوجب علی الناس مؤازرته؛ اگر یک برده زنگی نسبت به ما اهل‌بیت(ع) تعصب بخرج دهد واجب است مردم یاریش کنند.»(بحارالانوار،ج45، ص365) و به دنبال این دستور و مجوز آنها به رهبری مختار قیام کردند و جنایتکاران کربلا را قصاص کردند. بعد از قتل عبیدالله بن زیاد و حرمله وقتی خبرش به امام سجاد(ع) رسید، اظهار خوشحالی کرد و امام باقر(ع) نیز وقتی با پسر مختار مواجه شد کار پدرش را تمجید کرد.

captcha