کد خبر: ۳۳۶۰۲۸
تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۴
گزارش روز صد و شصت و نهم جنگ

آمریکا هیچ راهی جز تسلیم کامل و پذیرش شرایط ایران ندارد

«کنترل تنگه هرمز دیگر قابل بازگشت به وضعیت قبلی نیست و ایران اهرم استراتژیک خود را حفظ خواهد کرد». این ارزیابی راهبردی را «دنی سیترینوویچ» (رئیس سابق میز ایران در بخش اطلاعات ارتش اسرائیل) در حالی مطرح کرد که ترامپ در ادامه مهمل‌گویی‌هایش ادعا کرده بود «به زودی تنگه هرمز را قلمرو آمریکا اعلام خواهم کرد». بلافاصله کاخ سفید گفت ترامپ شوخی کرده است!
دیروز شرکت ردیابی کشتیرانی «کپلر» گزارش داد: روز گذشته تنها ۲ کشتی از تنگه هرمز عبور کرده‌اند و هیچ محموله‌ای از نفت خام در میان آن‌ها مشاهده نشده است. کپلر قبلاً هم گفته بود که تردد از تنگه هرمز همچنان به شدت محدود است و تنها ۱۳ فروند کشتی روز پنجشنبه از این آبراه عبور کردند. این رقم همچنان منعکس‌کننده اصرار دونالد ترامپ در اوایل این هفته نیست که گفته بود تنگه هرمز باز است و تحت کنترل آمریکا قرار دارد. از این ۱۳ کشتی، ۹ فروند از مسیر مورد تأیید ایران پیروی کردند. ۴ فروند دیگر نیز فرستنده‌های ردیابی خود را خاموش کردند و مسیر آنها مشخص نیست.
کاهش ۶۴ درصدی صادرات نفت از خلیج‌فارس
مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس هم دیروز اعلام کرد تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز طی هفت روز گذشته به تنها ۱۷ درصد میانگین پیش از آغاز جنگ رسیده است. تنها ۱۵۱ کشتی طی یک هفته گذشته از این آبراه راهبردی عبور کرده یا از آن خارج شده‌اند. از زمان آغاز جنگ ایران و آمریکا در ۲۸ فوریه، ۵۶ مورد آسیب به کشتی‌ها در تنگه هرمز و آب‌های اطراف آن گزارش شده است.
همچنین گلدمن ساکس می‌گوید: صادرات نفت خلیج‌فارس ۶۴ درصد کاهش یافته و حجم فعلی صادرات به حدود ۸.۴ میلیون بشکه در روز رسیده است.
اقتدار ایران، خار چشم ترامپ
واقعیت انسداد تنگه هرمز، همچنان ترامپ را وادار به هذیان‌گویی می‌کند. او دیروز با الفاظی توهین‌آمیز علیه ملت ایران، مدعی شد جلوی دستیابی این «ملت دیوانه» به سلاح اتمی را گرفته است.
ترامپ همچنین گفت: وقتی آمریکایی‌ها پول بیشتری برای سوخت می‌پردازند، به این خاطر است که آنها به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکنند. من هرگز به خاطر قیمت سوخت عذرخواهی نمی‌کنم، کار درست را انجام دادم. کاری که ما انجام می‌دهیم، خدمت بزرگی به جهان است؛ نه فقط به خودمان، بلکه به کل جهان. من همیشه به کشورها کمک نمی‌کنم زیرا گاهی اوقات با ما خیلی خوب رفتار نکرده‌اند. به هر حال ناتو در کنار ما نبود. محاصره دریایی ادامه دارد و هیچ کشتی‌ای عبور نخواهد کرد مگر اینکه به آن اجازه دهیم. هیچ‌کس میزان موفقیت ما را درک نمی‌کند، اما ایران آن را به خوبی درک می‌کند... یکی از مشکلات در ایران این است که کسی برای مذاکره وجود ندارد. این یک مشکل است.
ترامپ در عین حال با اذعان به بسته بودن تنگه گفت: همه کشورهای منطقه تحت محاصره هستند زیرا ایران به عنوان قلدر خاورمیانه شناخته می‌شود.
اگر ترامپ کاپیتان تایتانیک بود
با وجود لفاظی‌های بسیار ترامپ، همه در آمریکا درماندگی او و دولتش را در جنگ می‌فهمند. چنان که سی‌ان‌ان گزارش داد: نشانه‌های زیادی از خستگی دولت ترامپ و متحدانش نسبت به ادامه جنگ با ایران دیده می‌شود؛ جنگی که ترامپ تصور می‌کرد تنها ۴ تا ۶ هفته طول بکشد. کین فرمانده ارتش آمریکا به طور خصوصی به مشاوران ارشد ترامپ اعلام کرده که دولت باید راه فراری از جنگ پیدا کند زیرا گزینه‌های نظامی روی میز برای تشدید درگیری می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و بعید است که قدرت هوائی به‌تنهائی به اهداف ترامپ دست یابد.
همچنین، ران فیلیپکوفسکی، دادستان سابق ایالتی و فدرال به کنایه گفته است: اگر ترامپ کاپیتان تایتانیک بود، نه‌تنها خودش اولین نفری بود که سوار قایق نجات می‌شد، بلکه درست قبل از ترک کشتی به مسافران اعلام می‌کرد که همه‌چیز کاملاً روبه‌راهه! «همه‌چیز خوبه، دوستان. من بهترین کاپیتان تاریخم. دقیقاً می‌دونم دارم چه کار می‌کنم(!)»
افول فاجعه‌بار اعتبار آمریکا
در همین حال، نشریه پولیتیکو در تحلیل خود نوشت: بی‌تصمیمی در واشنگتن موج می‌زند. بحران جاری به تاریک‌ترین روزهای جنگ عراق در اواسط دهه دو هزار میلادی شباهت دارد، با این تفاوت که اکنون پیامدها در سطح جهانی ویرانگرتر است. انسداد تنگه هرمز اقتصاد بین‌الملل را با بحران مواجه ساخته و همزمان با افول فاجعه‌بار اعتبار ایالات متحده، مسیر صعود و نقش‌آفرینی بیشتر چین هموارتر شده است. نوسانات مداوم و تصمیم‌گیری‌های متزلزل در بالاترین سطوح کاخ سفید، متحدان واشنگتن را به شدت سرخورده کرده و ماشین جنگی را در بن‌بستی خودساخته گرفتار ساخته است. 
در حالی که هدف اولیه نابودی برنامه هسته‌ای و تغییر رژیم بود، اکنون استراتژی صرفاً به بازگشایی آبراهه‌ها تقلیل یافته است. در لایه‌های میانی دولت، استیصال مطلق موج می‌زند؛ چرا که محاسبات پیشین مبنی بر فروپاشی سریع در برابر فشارهای فزاینده کاملاً اشتباه از آب درآمده و ساختار سیاسی رقیب با ریشه‌های عمیق در لایه‌های مختلف جامعه، تاب‌آوری بی‌نظیری نشان داده است. 
این دومینو، تهدیدی مرگبار برای چشم‌انداز سیاسی حزب حاکم در آستانه انتخابات حساس میان‌دوره‌ای کنگره در ماه نوامبر محسوب می‌شود. از آنجا که ساختار تصمیم‌گیری در تهران به این قطعیت رسیده است که رئیس‌جمهور کنونی آمریکا اراده یا توانایی لازم برای پایبندی به یک توافق صلح پایدار و معتبر را ندارد، قفل این بحران فرسایشی و ویرانگر احتمالاً تنها با ورود یک رهبر جدید به کاخ سفید شکسته خواهد شد؛ وارثی که با یک هرج‌ومرج تاریخی و بی‌سابقه روبه‌رو می‌شود.
تنگه هرمز بازگشت‌پذیر نیست 
ایران اهرم استراتژیک را حفظ می‌کند
دنی سیترینوویچ رئیس سابق میز ایران در بخش اطلاعات ارتش اسرائیل تأکید کرد: کنترل تنگه هرمز دیگر قابل بازگشت به وضعیت قبلی نیست و ایران اهرم استراتژیک خود را حفظ خواهد کرد. رویارویی گسترده‌تر میان ایالات متحده، ایران و اسرائیل و بالاتر از همه، کنترل مؤثر ایران بر تنگه هرمز، شوک‌های فوق‌العاده‌ای به بازارهای آسیا وارد کرده است. بسیاری از اقتصادهای آسیایی همچنان به‌شدت به تأمین انرژی از خلیج‌فارس وابسته هستند. بنابراین جای تعجب نیست که در سراسر منطقه علاقه فزاینده‌ای به یک سؤال اساسی وجود دارد: چه کسی تنگه را کنترل خواهد کرد و تحت چه شرایطی کشتیرانی تجاری عادی از سر گرفته خواهد شد؟
امکان بازگشت به وضعیت قبل از ۲۸ فوریه وجود ندارد. حتی در سناریوی خوش‌بینانه که واشنگتن و تهران به توافق برسند، بازگرداندن ترافیک دریایی عادی زمان می‌برد. در سناریوی بدبینانه‌تر، ایالات متحده و ایران به توافق نمی‌رسند و اختلال در کشتیرانی از طریق هرمز برای ماه‌های زیادی ادامه می‌یابد. حتی اگر در نهایت نوعی سازش حاصل شود، ایران بعید است داوطلبانه اهرم استراتژیکی را که بر تنگه به دست آورده رها کند. کنترل هرمز نه تنها به یک دارایی نظامی، بلکه به یک برگ چانه‌زنی مرکزی تبدیل شده است. پیشنهادهای ساده برای «دور زدن هرمز» باید با احتیاط بررسی شوند. جغرافیا محدودیت‌های بسیار واقعی تحمیل می‌کند. ساخت خطوط لوله اضافی، پایانه‌ها، ظرفیت ذخیره‌سازی و مسیرهای صادرات جایگزین ممکن است؛ اما انجام این کار در مقیاس و سرعت کافی برای جایگزینی حجم‌هایی که معمولاً از هرمز عبور می‌کنند، موضوع کاملاً دیگری است. زیرساخت می‌تواند جغرافیا را کاهش دهد، اما نمی‌تواند آن را از بین ببرد، به‌ویژه در کوتاه‌مدت یا میان‌مدت. بنابراین سؤال کلیدی دیگر صرفاً این نیست که جنگ کی تمام می‌شود. این است که پس از آنچه نظم منطقه‌ای ظهور می‌کند، ایران تا چه حد اهرم خود را بر یکی از مهم‌ترین نقاط گلوگاهی انرژی جهان حفظ می‌کند، و بازارها با چه سرعتی باور خواهند کرد که هر ترتیبات جدیدی پایدار است.
روایت آتلانتیک از محاسبات موهوم
از سوی دیگر، نشریه آتلانتیک تأکید کرد: مسیر جایگزین برای هرمز، شبیه توهم تغییر رژیم با بمباران است. متحدان عرب آمریکا درحال آماده‌کردن خود برای سلطه ایران بر تنگه هرمز هستند. تمامی گزینه‌های نظامی و تهدیدات آخرالزمانی برای پایان دادن به جنگ به بن‌بست خورده و هرگونه پیشرفت در مذاکرات با تغییر مداوم شروط مسدود شده است. شکست کارزارهای بمباران، کاخ سفید را ناچار به اتخاذ دکترین انفعال و نظاره‌گری کرده است؛ رویکردی که در آن دیپلماسی فعال و عملیات رزمی کنار گذاشته شده تا شاید تشدید تحریم‌های مالی و محاصره بنادر، اهداف را محقق کند. 
با این حال، این محاسبات بر پایه همان اشتباهات محاسباتی ابتدای جنگ استوار است که تصور می‌کرد درگیری ظرف چند هفته پایان می‌یابد و شریان‌های کشتیرانی بسته نخواهند شد. ایران نشان داده که برای حفظ بقا، تاب‌آوری حیرت‌انگیزی در برابر فشارها دارد و تداوم این فرسایش، امیدها برای کاهش قیمت حامل‌های انرژی تا پیش از انتخابات سرنوشت‌ساز میان‌دوره‌ای کنگره را کاملاً بر باد داده است.
متحدان آمریکا پذیرفته‌اند 
با کنترل ایران بر تنگه هرمز کنار بیایند
آتلانتیک می‌افزاید: کانال‌های دیپلماتیک به بن‌بست قطعی رسیده‌اند. متحدان عرب در حاشیه خلیج‌فارس به ناچار پذیرفته‌اند که با کنترل‌های جدید بر این گذرگاه دریایی کنار بیایند. همزمان، فشار ناشی از سقوط سنگین محبوبیت جمهوری‌خواهان در نظرسنجی‌ها و بهای فزاینده سوخت، بحرانی جدی را برای رقابت‌های انتخاباتی نوامبر رقم زده است.
انگیزه اصلی توقف حملات گسترده، وضعیت بحرانی تسلیحات دفاعی است که به مرز هشداردهنده بیست درصد سقوط کرده است. اصابت مستقیم یک موشک به آسایشگاه سربازان در اردن، آسیب‌پذیری مرگبار سپر پدافندی را عریان ساخت. شدت تهدیدات امنیتی به حدی رسید که پس از اجلاس ناتو، رئیس‌جمهور ناچار شد با یک کامیون خدمات کترینگ به‌طور کاملاً مخفیانه وارد هواپیمایی کوچک‌تر شود و هواپیمای اصلی صرفاً به عنوان طعمه پرواز کند. ناتوانی سیستم‌های دفاعی و تهی شدن زرادخانه‌ها، ماشین جنگی واشنگتن را زمین‌گیر کرده و هرگونه ماجراجویی نظامی جدید را با خطر ویرانی پایگاه‌ها و منافع منطقه‌ای مواجه ساخته است.
آمریکا هیچ راهی جز تسلیم کامل 
و پذیرش شرایط ایران ندارد
مالکوم ننس، افسر سابق اطلاعات نیروی دریایی آمریکا می‌گوید: جنگ کنونی ایران-آمریکا یک جنگ ۱۰۰درصد نفتی است؛ ایران با استراتژی «بازار شتر» خلیج‌فارس را به اراده خود کشانده، ترامپ گمان کرد با ۱۰۰ شتر بیرون می‌آید اما یک الاغ با برچسب شتر تحویل گرفت و تنها راه خروج، تسلیم کامل به ایران است. جنگ کنونی یک جنگ تماماً نفتی است. این جنگ نه درباره برنامه هسته‌ای است، نه درباره خلع سلاح موشکی و نه درباره هیچ موضوع دیگری. نفت در این جنگ حکم سلاح هسته‌ای را پیدا کرده است. ایران با اعمال فشار هوشمندانه، محدود و کنترل‌شده بر صنعت نفت کشورهای خلیج‌فارس، آن‌ها را دقیقاً به اراده خود کشانده است. این دقیقاً تعریف کلاسیک پیروزی است: واداشتن دشمن به پذیرش اراده خود. ترامپ وارد «بازار شتر» خلیج‌فارس شد و تصور کرد می‌تواند با صد شتر بیرون بیاید. روز بعد یک الاغ با نوشته «شتر» روی بدنش تحویل گرفت و گمان کرد پیروز شده است. آمریکا هیچ راهی جز تسلیم کامل و پذیرش شرایط ایران ندارد. هرگونه تداوم جنگ، اقتصاد جهانی را به سمت رکود عمیق، تورم شدید و کمبود سوخت سوق می‌دهد. ظرفیت پالایشگاهی جهان حدود ۸ میلیون بشکه در روز کاهش یافته و قیمت فرآورده‌های نفتی (بنزین، گازوئیل و سوخت جت) کاملاً از قیمت نفت خام جدا شده است. نفت ۸۰ دلاری امروز معادل گازوئیل 
۱۱۰ دلاری عمل می‌کند. ذخایر استراتژیک نفت آمریکا در حال نزدیک شدن به نقطه بحرانی ناشناخته‌ای است. هیچ متخصصی با قطعیت نمی‌داند از چه سطحی به بعد، مخلوط آب و نفت، قابلیت برداشت روزانه را از ۱.۵–۲ میلیون بشکه به حدود ۱۰۰ هزار بشکه کاهش
 می‌دهد.
ارتش یک تریلیون دلاری آمریکا 
ظرف ۶ ماه از رمق افتاد
رسانه کلش ریپورت در تحلیلی کنایه‌آمیز نوشت: چگونه ارتشی که سالانه یک تریلیون دلار هزینه می‌کند، موشک‌هایش تمام می‌شود؟ بر اساس گزارش‌ها ارتش آمریکا تقریباً تمام موشک‌های دقیق دوربرد خود (سیستم‌های تاکتیکی ارتش و پریسم) را تنها در پنج تا شش ماه جنگ با ایران مصرف کرده است. تقریباً نیمی از تاماهاوک‌های آمریکا از بین رفته و حدود ۶۵درصد از رهگیرهای پاتریوت نیز مصرف شده‌اند. بازی‌های جنگ برای درگیری با چین پیش‌بینی کرده بود که مهمات کلیدی در عرض روزها تمام می‌شوند و ایران این را در زمان واقعی ثابت کرد؛ یک ارتش یک تریلیون دلاری بی‌پایان نیست و بازسازی این انبارها سال‌ها طول می‌کشد، نه ماه‌ها.
رهبری آمریکا بر نظم خاورمیانه پایان یافته است
نشریه شورای روابط خارجی آمریکا گزارش داد: رهبری آمریکا بر نظم خاورمیانه پایان یافته است. توافق دفاعی مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان، نوعی تعهد دفاع جمعی شبیه ماده ۵ ناتو ایجاد می‌کند. اما حمله حوثی‌ها به تأسیسات آرامکو تنها ۴۸ ساعت بعد نشان داد که این تضمین‌ها لزوماً به معنای آمادگی شرکا برای ورود به جنگ نیست. بنابراین، وزن واقعی توافق را نباید صرفاً در ضمانت نظامی آن جست‌وجو کرد. بلکه اهمیت اصلی توافق مکه در تغییر نظم منطقه‌ای خاورمیانه است. از دهه ۱۹۷۰، آمریکا ستون اصلی نظم امنیتی خاورمیانه بود و با اتکا به متحدان منطقه‌ای خود از جریان انرژی، امنیت اسرائیل و برتری آمریکا محافظت می‌کرد. اما جنگ‌های عراق و افغانستان، تغییرات مکرر سیاست واشنگتن، عدم واکنش قاطع به حملات ایران علیه عربستان در ۲۰۱۹ و رویکرد غیرقابل‌پیش‌بینی دولت‌های آمریکا، اعتماد کشورهای منطقه به واشنگتن را کاهش داده است. عربستان اکنون به دنبال گزینه‌هایی مستقل‌تر از آمریکا است. ترکیه و پاکستان نیز از این توافق برای افزایش نفوذ خود استفاده می‌کنند. تحولی که نشان می‌دهد دیگر نمی‌توان از نظم خاورمیانه تحت رهبری آمریکا سخن گفت. پیمان دفاعی پاکستان، عربستان و ترکیه نشان می‌دهد که نفوذ آمریکا در خاورمیانه تا چه حد کاهش یافته است. این یک تغییر بزرگ است و نمی‌توان اهمیت آن را بیش از حد بیان کرد. پس از پنج دهه، دیگر نمی‌توان درباره نظم به رهبری آمریکا در خاورمیانه صحبت کرد.
«دن گریزیر» مدیر برنامه اصلاحات امنیت ملی در مرکز استیمسون به الجزیره گفت: ایرانی‌ها احتمالاً می‌توانند در برابر فشار اقتصادی ایالات متحده مقاومت کنند. آنها تا جایی که به آمریکا مربوط می‌شود، از سال ۱۹۷۹ یک کشور تحت تحریم بوده‌اند و در طول این سال‌ها تحت تحریم‌های زیادی قرار گرفته‌اند. بنابراین، عجیب است که فکر کنیم دولت ترامپ معتقد است که جنگ اقتصادی قرار است نتایجی را به بار آورد که شش ماه حملات نظامی نتوانسته است به آن دست یابد.» تمرکز واشنگتن بر فشار اقتصادی احتمالاً توسط ذخایر مهمات رو به کاهش ارتش ایالات متحده دیکته می‌شود. اظهارات متناقضی از دولت منتشر می‌شود. اما از شواهد موجود، به نظر می‌رسد که ارتش ایالات متحده با کمبود مهمات دوربرد مورد نیاز برای جنگ از راه دور مواجه است، که دقیقاً همان نوع استراتژی نظامی است که آمریکا تاکنون در این کارزار از آن استفاده کرده است.
آمریکا نمی‌تواند ایران را شکست دهد
روزنامه گاردین درباره ناتوانی آمریکا در مقابل ایران نوشت: جنگ ترامپ با ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شد، نه تنها به اهداف اعلامی از جمله تغییر رژیم در تهران یا مهار تهدید هسته‌ای نرسیده، بلکه با افزایش قیمت نفت و تسلط ایران بر تنگه هرمز، عملاً به ایران اهرم فشار اقتصادی قدرتمندتری بر اقتصاد جهانی داده و موضع این کشور را نسبت به پیش از حمله، قوی‌تر کرده است. در عین حال، تورم و قیمت بنزین در آمریکا نسبت به زمان انتخابات ۲۰۲۴ افزایش یافته و محبوبیت ترامپ به ۳۴درصد کاهش یافته است.
بازسازی ساختار نظامی ایران 
مبتنی بر آموزه‌های اعتقادی و انقلابی
در همین حال، روزنامه صهیونیستی جروزالم پست اذعان کرد: حذف فیزیکی چهره‌های ارشد نظامی و امنیتی ایران، علی‌رغم ایجاد اختلالات تاکتیکی و فرسایش مقطعی زنجیره فرماندهی، بنیادهای نهادی و منطق استراتژیک حاکم بر ساختار قدرت را متلاشی نکرده است. بازسازی بی‌درنگ هرم قدرت نشان داد که نظام‌های انقلابی با تکیه بر حافظه سازمانی، وفاداری عقیدتی و بازتولید نخبگان قدیمی از فروپاشی مصون می‌مانند. تداوم بقای ساختار، حامل پیام‌های استراتژیک دگرگون‌کننده‌ای برای اتاق‌های فکر واشنگتن و تل‌آویو است. جایگزینی سریع فرماندهان کشته‌شده و بازسازی پیوندهای عملیاتی اثبات کرد که شمارش تلفات، موشک‌های منهدم‌شده و ضربات فیزیکی، هرگز به معنای شکست دکترین بنیادین امنیتی نیست.
حذف فیزیکی رهبران، فرصت‌های تاکتیکی کوتاه‌مدت خلق می‌کند، اما تغییر سیستمی که از ابزارهای بازتولید خودکار خود محافظت می‌کند، هدفی دست‌نیافتنی است؛ نظامی که اکنون در خطوط مقدم خارجی هزینه تحمیل می‌کند و در تسلط مطلق امنیتی خود را پایدار نگه می‌دارد.

captcha