ایران به ستون فقرات آمریکا در منطقه ضربه زد با فشار اقتصادی هم نمیتوان حریف تهران شد
سرویس خارجی-
جدیدترین گزارشها در رسانههای غربی درباره جنگ 40 روزه حاکی است، ایران در بعد نظامی ستون فقرات آمریکا در منطقه را نابود کرده و در بعد نظامی هم فشار اقتصادی بعید است ایران را به تسلیم وادارد.
جنگ آمریکا علیه ایران را با هر متر و معیاری ارزیابی کنیم، نتیجه چیزی جز شکست برای آمریکا نبوده است. طی 6 ماه گذشته صدها و شاید هزاران گزارش در رسانهها و اندیشکدههای غرب و شرق عالم درباره ابعاد و تبعات این شکست منتشر شده است. ترامپ به هیچیک از اهداف بلندبالای خود در جنگ نرسیده است، انتخابات میاندورهای نزدیک است و مردم عصبانی از تبعات شکست، براساس نظرسنجیها، ترامپ و جمهوریخواهان را در انتخابات آبانماه نقرهداغ خواهند کرد. شکست آمریکا در باز کردن تنگه هرمز، شکست در حفاظت از متحدین عرب خود در مقابل موشکها و پهپادهای ایرانی و نابودی 20 پایگاه آمریکا در 8 کشور منطقه بسیاری از کارشناسان را به این نتیجه رسانده است که دوران یکهتازی آمریکا در منطقه غرب آسیا به پایان رسیده است و آمریکا باید از منطقه خارج شود. کارشناسانی هم هستند که پا را فراتر گذاشته و به این باور رسیدهاند که، شکست آمریکا در مقابل ایران نشاندهنده پایان هژمونی آمریکاست.
فرار از مقابل برد موشکهای ایران
در همین رابطه «فایننشالتایمز» در تازهترین گزارش خود به موضوع نابودی پایگاههای آمریکا در منطقه پرداخته و نوشته است که «برای نزدیک به چهار دهه، زنجیرهای از پایگاههای عظیم نظامی، ستون فقرات حضور آمریکا در خاورمیانه بود؛ اما شش ماه جنگ با ایران کافی بود تا نشان دهد که این معماری به ظاهر مستحکم، تا چه اندازه آسیبپذیر است... تهران با موشکهای کوتاهبرد و پهپادهای خود، تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا را زیر ضربه گرفت و خیلی زود روشن شد که این پایگاههای عظیم، وقتی تا این اندازه نزدیک به سواحل ایران مستقر باشند، چقدر آسیبپذیرند.» به گزارش فارس طبق این گزارش، جمهوری اسلامی عملاً واشنگتن را وادار کرد نیروها و هواپیماهایش را به فراسوی برد ایران یعنی فلسطین اشغالی، اردن و نقاط دورتر مثل دیهگو گارسیا منتقل کند... واشنگتن بیش از سه دهه است که در تمام کشورهای بزرگ حوزه خلیجفارس به پایگاههایی دسترسی دارد. حالا باید تصمیم بگیرد که آیا میلیاردها دلار صرف بازسازی این تأسیسات کند یا در ادامه حضور نظامیاش در غرب آسیا بازنگری کند.
کدام تعهد آمریکایی؟!
طبق این گزارش، جنگ آمریکا علیه ایران، همه متحدان واشنگتن در منطقه غرب آسیا را واداشته درباره معنای واقعی تعهد آمریکا به دفاع از آنها تأمل کنند. فایننشالتایمز در بخش پایانی گزارش خود نوشته: «ترامپ بارها گفته است نمیخواهد مانند کارتر در یادها بماند؛ رئیسجمهوری که دورانش با انقلاب ایران و تسخیر لانه جاسوسی در تهران از مسیر خارج شد. این از طنزهای تاریخ است که شکست راهبردی در ایران، گریبانگیر ترامپ نیز خواهد بود. او هرگز نمیخواست کارتر شود و حالا در حال تبدیلشدن به اوست.»
ایران صبور
مجله آمریکایی «نیویورکر» هم به بررسی وضعیت جنگی علیه ایران میپردازد که ۶ ماه پیش توسط دونالد ترامپ، همراه با سران رژیم صهیونیستی با هدف اعلامی سرنگونی حاکمیت ایران و کنترل برنامه هستهای آن آغاز شده است. در این گزارش میخوانیم: «با وجود هزینههای سنگین نظامی برای متجاوزان و تخمین بیش از ۱.۵ میلیون پوند مهمات و دهها هزار سورتی پرواز، محاصره دریایی و ترور مقامهای ارشد ایران، آمریکا در دستیابی به هیچیک از اهداف اولیه خود موفق نبوده است؛ نه برنامه هستهای ایران متوقف شده، نه توان موشکی آن از بین رفته، و نه تنگه هرمز باز شده است.» به نوشته نیویورکر، جنگی که آمریکا و رژیم اسرائیل به مدت ۶ ماه علیه ایران به راه انداختهاند، نهتنها باعث تسلیم شدن ایران نشده، بلکه آمریکا را به باتلاق کشانده است. ترامپ گرفتار جنگی است که کارشناسان آن را ویتنامی جدید مینامند؛ جنگی که برندهاش ایرانِ صبور است، نه واشنگتن.
به گزارش ایسنا، نیویورکر این را هم نوشته است که: آمریکا که در ابتدای جنگ به تأسیسات نظامی خود در کشورهای میزبان منطقه و همچنین قدرت نظامی خود در دریا میبالید، اکنون با مشکلی بزرگ روبهرو شده است؛ ناوگان آمریکا در بحران است و تأسیسات نظامیاش در کشورهای منطقه هدف حملات ایران قرار دارد. خدمه ناو یواساس آبراهام لینکلن با کاهش آذوقه، آب آشامیدنی و افت شدید روحیه مواجه شدهاند و حتی گزارشهایی از اقدام به خودکشی چند ملوان منتشر شده است... مسئله دیگر این است که آمریکا همچنان مدعی است که ایران را از نظر راهبردی شکست داده و قدرت آن را در هم کوبیده، اما وقتی دقیق به اوضاع کنونی نگاه میکنیم، متوجه میشویم که اینها بلوفی بیش نیست. ایران نهتنها از نظر راهبردی شکست نخورده، بلکه قدرتش هم افزایش یافته است. ایران با بستن تنگه هرمز و استفاده از قابلیتهای نامتقارن، ضربهای سنگین به اقتصاد جهانی و فشار بیسابقهای بر واشنگتن وارد کرده است. رهبری جدید ایران مصممتر از قبل ظاهر شده است.»
به گفته رسانه آمریکایی، این جنگ بار دیگر به دنیا نشان داد که دونالد ترامپ، بیراهبردترین رئیسجمهور تاریخ آمریکاست. ترامپ گرفتار «مغالطه هزینههای از دسترفته» شده و نه میتواند جنگ را با پیروزی قاطع به پایان برساند و نه عقبنشینی کند. تهدیدهای اخیر او مانند اینکه نقشه تنگه هرمز را با عنوان ادعایی «قلمرو آمریکا» نشان داده و و دو متحد خود یعنی عمان و کرهجنوبی را تهدید کرده، نشاندهنده سرخوردگی و نبود راهکار دیپلماتیک کارآمد اوست.
فشار اقتصادی هم جواب نمیدهد
بلومبرگ هم در گزارشی با اشاره به بازگشت آمریکا به سیاست فشار اقتصادی حداکثری مقابل ایران تأکید میکند که ایران در طول جنگ نشان داده که میتواند در برابر اقدامات نظامی و اقتصادی آمریکا مقاومت کند و به آن پاسخ دهد. به نوشته بلومبرگ، رئیسجمهور آمریکا، امیدوار است که تحریمهای جدید، محاصره دریایی و تشدید فشار اقتصادی بر شرکای تجاری ایران میتواند کاری را انجام دهد که هزاران بمب و موشک نتوانست: وادار کردن تهران به پذیرش یک توافق با شرایط مدنظر آمریکا که به درگیریها پایان دهد. اما مانند سایر تلاشهای آمریکا برای وادار کردن ایران به تسلیم، یک مشکل اصلی وجود دارد. نیروهای نظامی ایران که بر تسلط به تنگه هرمز تأکید دارند و موجهایی از حملات پهپادی و موشکی را در سراسر خلیجفارس اجرا کردهاند، ممکن است در برابر چنین فشاری تأثیرناپذیر باشد و همچنین «راههای زیادی برای تلافی دارند.»
به نوشته بلومبرگ، از آغاز تجاوز نظامی به ایران تاکنون، تهران بارها توانایی خود را در تحمل کارزار هوایی، لایههای تحریم و محاصره نیروی دریایی آمریکا نشان داده است و همچنان توانایی ضربه زدن را حفظ کرده است. تهران از پهپادهای تهاجمی و موشکهای بالستیک برای حمله به پایگاههای آمریکایی و دیگر تأسیسات مرتبط در سراسر خلیجفارس استفاده کرده است. این امر تنگه هرمز را تا حد زیادی بسته نگه داشته، قیمت جهانی انرژی را افزایش داده و کشورهای حاشیه خلیجفارس را مجبور کرده است تا از آمریکا بخواهند که راهحلی دیپلماتیک برای این درگیری نامحبوب پیدا کند. علاوه بر این، تسلط ایران بر تنگه هرمز به این کشور در هر گونه مذاکرات احتمالی با آمریکا اهرم فشار بزرگی میدهد. در پایان این گزارش آمده است: مشخص نیست که آمریکا دقیقاً چگونه میتواند فشار اقتصادی بر ایران را بهطور معناداری افزایش دهد. هدف قرار دادن چین که خریدار اصلی نفت ایران است، خطر واکنش منفی پکن را بهدنبال دارد و اقدام علیه نهادهای کوچکتر در کشورهایی مانند عراق، ترکیه یا امارات نیز بعید است کارساز باشد.