نترسید، نترسیم و نترسانیم
در فرهنگ اسلامی و قرآنی ما، در خصوص مقابله با دشمن همواره تقویت قوا، تجهیز ادوات و به کارگیری همه توانمندیها مورد سفارش و تأکید بوده است. نمونه بارز و آشنای این تأکیدات در آیه ۶۰ سوره مبارکه انفال آمده است: «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَ مِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم وَآخَرينَ مِن دونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللَّهُ يَعلَمُهُم وَما تُنفِقوا مِن شَيءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيكُم وَأَنتُم لا تُظلَمونَ». (هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان]، آمادهسازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمیشناسید و خدا آنها را میشناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، به طور کامل به شما بازگردانده میشود، و به شما ستم نخواهد شد!).
یکی از مهمترین کلیدواژههای این آیه نورانی، سفارش و تأکید بر ترساندن دشمن با ابزار قوی شدن و تجهیز برای ایجاد بازدارندگی است.
بر همین اساس، نیروهای مسلح کشورمان در سالهای گذشته با رهبری حکیمانه قائد شهیدمان و مجاهدت فرماندهان و جوانان مستعد و پاکباز، بر اساس عمل به این آیه مبارک و راهگشا، قوای نظامی و دفاعی کشور را به مرحلهای شگفتانگیز رساندهاند که در جنگهای تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه اخیر رونمایی از بخشی از این توانمندیها، علاوه بر اینکه حیرت جهانی را برانگیخت، نفس دشمن را نیز گرفت و به معنی واقعی ترس و ضعف را در دل دشمن کاشت.
یکی از دلایل اینکه دشمن این روزها بیشتر تلاش میکند ادامه جنگ را به میدان اقتصاد بکشاند، همان سرخوردگی و ناکامی در میدان نظامی است. البته که نیروهای مسلح ما همچنان برای هرگونه ماجراجویی احتمالی دشمن آماده هستند، اما در یک جنگ چندوجهی و ترکیبی که یک ضلع آن میتواند اقتصاد باشد، باید مسئولان اجرائی کشور، همچون فرماندهان و رزمندگان عرصه نظامی با همه وجود وارد میدان مدیریت اقتصادی کشور شوند و بیش از پیش و با جدیت و عزمی راسختر از قبل همه تلاش خود را برای ناکام گذاشتن دشمن به کار گیرند. البته شرط اصلی این موفقیت، باور به وقوع جنگ اقتصادی و خاکریز و سنگر دیدن هر بخش از اقتصاد کشور برای مقابله با کید دشمن است. همان رهبر شهیدی که هدایت و خطدهیاش آنچنان قدرتی به نیروهای مسلح و توانمندیهای نظامی و دفاعی کشور بخشید، سالهای متوالی عرصه اقتصاد را نیز نیازمند تقویت و عرصه مورد هجوم و طمع دشمن معرفی کرد، اهمیت این موضوع در نظر ایشان را میتوان در نامگذاریهای مکرر سالهای مختلف و متمادی با عناوین هوشمندانه اقتصادی، سفارش موکد در دولتهای مختلف به اقتصاد مقاومتی و تلاش برای ترویج جهاد اقتصادی مشاهده و جستوجو کرد.
تفاوت در کیفیت و نتیجه و خروجی دو عرصه نظامی و اقتصادی را میتوان به نسبت میزان توجه مسئولان امر در این حوزهها به دستورات و توصیههای رهبری شهید و پیروی عملی از نسخه قوی شدن در این زمینهها به خوبی سنجید.
در عرصه نظامی طی دو سه دهه اخیر، کشورمان پلههای پیشرفت و ترقی را به صورت جهشی پیموده است و از یک کشور وابسته در این عرصه، به قدرتی نوظهور (به اذعان کارشناسان و رسانههای غربی و بینالمللی) تبدیل شده که توانایی پاسخهای کوبنده و بیسابقه به دشمنی همچون آمریکا با آن همه ادعا را به نمایش گذاشته است.
در عرصه اقتصاد اما، آنطور که باید جز مقاطعی از عمر دولتها و بخشهایی از اقتصاد، علیرغم توانمندیها، ذخایر عظیم، آمادگی مردم و تولیدکنندگان برای ورود، موقعیت کمنظیر منطقهای با همسایههای متعدد و سایر مزایا، مسئله لزوم قوی شدن و توجه به اقتصاد مقاومتی و آسیبناپذیر کردن و شرطینشدن اقتصاد به نتایج مطلوب منجر نشده است.
یک تفاوت این دو نتیجه، باور به توانایی عبور از موانع با به کارگیری همه توان یا متوقف ماندن پشت موانع و بهانههاست، به عبارتی اعتقاد به «میشود» و «نمیشود».
موانع، سختیها و تحریمها در مسیر رشد نظامی و دفاعی کشور اگر از عرصه اقتصاد بیشتر نبوده باشد کمتر نبوده است، با این حال توکل بر خدا، عزم انقلابی، نگاه جهادی، باور به قویتر بودن تواناییها از موانع و تبعیت محض از رهبری حکیمانه انقلاب چنین نتیجه شگفتانگیزی را رقم زد.
در عرصه اقتصاد اما پیروی از نسخههای نامأنوس غربی،
عدم خودباوری در بسیاری بخشها، توقف پشت سد تحریمها و بهانهها، امید به بهبود اقتصادی با امید بستن به وعدههای دشمن، کمتوجهی به توانمندیهای انسانی، طبیعی، جغرافیایی و... در کنار کمتوجهی به گوشزدها و رهنمودهای مکرر رهبر شهید در عرصه مدیریت اقتصاد نتیجه را طور دیگری رقم زد.
با این حال امروز هم اگر مسئولان اجرائی در دولت در کنار مجلس، به قرار داشتن در جنگ اقتصادی همچون جنگ نظامی باور داشته باشند و این عرصه را نیز بخشی دیگر از محور هجوم دشمن بدانند، مدیریت اقتصادی کشور باید حال و هوا و فضای دیگری داشته باشد.
در کنار لزوم به کارگیری همه ظرفیتها و توانمندیها برای مدیریت اقتصاد، نباید چشم امید به بهبود اقتصاد از طریق وعدههای دشمنی که خود به جنگ اقتصادی ما آمده است بست. باید پذیرفت بسیاری از مشکلات اقتصادی و معیشتی سالهای اخیر و امروز بیش از آنکه ریشه در تحریم و تلاشهای دشمن داشته باشد، محصول سوءمدیریتها، تصمیمات غلط و غیرکارشناسی، تقسیم مسئولیتهای کلان و میانی مدیریت اقتصادی بر اساس روابط حزبی و دوستی و نه تخصص و توانمندی و... است.
این روزها در حالی که دشمن تلاش میکند عرصه جنگ را به سمت اقتصاد بکشاند، متأسفانه شاهد برخی اظهار ضعفها از مسئولان ارشد اجرائی کشور هستیم. این مسئولان اگر باور به جنگ اقتصادی داشته باشند، باید بدانند که این اظهار ضعف و کشاندن ریزبهریز برخی مشکلات به پشت تریبونها و بیان عمومی اینکه «نداریم» و «نمیشود»، مثل این است که فرضاً فرمانده هوافضا در میانه جنگ نظامی با دشمن در مصاحبههای مکرر اعلام کند میزان ذخایر موشک و پهپاد رو به اتمام است یا دیگر توان تولید موشک نداریم!
پرهیز از اظهار ضعف در عرصه عمومی یک توصیه مؤکد و مکرر رهبر شهید به مسئولان در دورههای مختلف بود و امروز توجه به این رهنمودها نیاز ضروری برخی مسئولان اجرائی کشور است.
حضرت آیتالله شهید سید علی خامنهای ۱۶ اسفند سال ۱۳۹۵ فرمودند: «احساس ضعف شما، موجب تشویق دشمن به حمله به شما است؛ این یک قاعدة کلی است. اگر میخواهید دشمن را از تهاجم به خودتان منصرف کنید، سعی کنید اظهار ضعف نکنید. نمیگویم به دروغ بگوییم قوی هستیم، [بلکه] میگویم قوت خودمان را آشکار کنیم. ما نقاط قوت زیادی داریم، این نقاط قوت را آشکار کنیم. در زمینه اقتصادی هم همینجور است، در زمینه فرهنگی هم همینجور است. اشتباه بزرگ بعضی از ماها در چالش اقتصادی بزرگی که امروز کشور دچار آن است این بود که در زمینه اقتصادی اظهار ضعف شد؛ دشمن دید که اینجا جایی است که میشود فشار آورد، [لذا] فشار را زیاد کردند.»
ایشان ۲۸ بهمن ۱۳۸۵ نیز در دیدار با جمعی از مردم آذربایجان شرقی
فرمودند: «هر چه دشمن در یک ملتی احساس ضعف کند، جریتر میشود. اشتباه میکنند آن کسانی که حرفهایی میزنند که دشمن را جری میکند. گاهی میگویند در کشور بحران هست، گاهی یک نقاط ضعفی را که وجود دارد، اما اینقدر اهمیت ندارد، ده برابر در اظهارات خودشان درشت میکنند؛ در مطبوعات خودشان منعکس میکنند. اینها اشتباه میکنند. دشمن هرجا احساس ضعف بکند - دشمن جهانخوار، دشمن قدرتطلب، دشمنی که میخواهد کدخدای دهکده جهانی باشد - جریتر میشود... در مقابل این دشمن، اظهار ضعف نباید کرد. اگر ضعفی هم بود، نباید در مقابل او بیان کرد.»
مسئولان محترم در همه قوا به ویژه در دولت، امروز باید ضمن تلاش برای قوی شدن در عرصه اقتصاد و عبور از موانع و مشکلات به پشتوانه تلاش و مدیریت جهادی، نباید در گفتار خود نیز باعث افزایش امید دشمن و ایجاد نگرانی در بین مردم شوند.
فراموش نمیکنیم آن کلام ارزشمند مجاهد شهید، سردار دلها
حاج قاسم سلیمانی که در یکی از سخنرانیهای خود به استفاده از فرصتها در شرایط بحران اشاره کرد و گفت: «من با تجربه این را میگویم که میزان فرصتی که در بحرانها وجود دارد در خود فرصتها نیست. اما شرط آن، این است که نترسید و نترسیم و نترسانیم.»
عباس شمسعلی